مصاحبه خبرنگار ايرانی مقيم آمريكا با دبيركل نهضت تاريخ: آبان٨٠

title

مصاحبه” كامليا انتخابي‌فرد” خبرنگار ايران مقيم آمريكا با

دكتر ابراهيم‌يزدي، دبير كل نهضت آزادي ايران

در آستانه محاكمه بازداشت‌شدگان ملي‌ـ مذهبي

   س- دادگاه‌ اعضاي دستگير شده نهضت آزادي و ملي‌ـ مذهبي‌ها قرار است بزودي برگزار شود.  آيا كيفرخواستي عليه آنها صادر شده و يا وكلاي مدافع توانسته‌اند موكلين خود را ملاقات كنند؟

  ج- تاكنون هيچيك از متهمين و يا خانواده‌هاي آنها از متن كيفرخواست اطلاع حاصل نكرده‌اند و چيزي نيز در اين مورد منتشر نشده ‌است. آنچه كه تاكنون ما و مردم ايران در جريان آن قرار گرفته‌ايم بيانيه‌ها و مصاحبه‌هائي بوده كه مسئولين دادگاه ‌انقلاب و قوه قضائيه در جرايد عمومي عنوان كرده‌اند و اين بيانيه‌ها كه درحقيقت توجيهي بوده براي‌ بازداشت اين افراد نه تنها فاقد ارزش حقوقي است، بلكه به يك بيانيه سياسي بيشتر شباهت دارد. در اين بيانيه‌ها اولين اتهامي‌كه متوجه نيروهاي ملي‌ـ مذهبي، من‌جمله نهضت آزادي مي‌باشد توطئه براندازي است. در حالي ‌كه مسئولان امنيتي ‌كشور، يعني وزير اطلاعات در پاسخ به نمايندگان مردم در مجلس با صراحت اين نظر دادگاه ‌انقلاب را رد كرده و اعلام كرده كه نهضت آزادي و ساير نيروهاي ملي‌ـ مذهبي برانداز محسوب نمي‌شوند و به موجب قانون احزاب، وزارت كشور مسئول نظارت احزاب مي‌باشد. وزارت كشور هم موضع وزارت اطلاعات را دارد و آن را تائيد كرده ‌است. بنابراين اتهام وارد شده به ‌افراد بازداشت شده به‌ هيچ وجه وارد نيست.

  اتهام ديگري‌كه مطرح است و باز ما از طريق مصاحبه‌هاي دادگاه ‌انقلاب از آن مطلع شده‌ايم، بيانيه‌هاي نهضت آزادي و ساير نيروهاي ملي‌ـ هبي است. دادگاه بيانيه‌ها را موجب تشويش افكار عمومي دانسته ‌است. در قانون هيچ تعريف دقيق و روشني از تشويشافكار عمومي وجود ندارد.  اگر منظور آن است كه مردم را نسبت به مسئولين و يا سياست‌ها و عملكردهاي آنان دچار شك و ترديد مي‌نمايد، قطعاً نوشته‌هاي‌ روزنامه‌هاي جناح راست و حتي برخي بيانات مسئولين منتسب به ‌اين جناح بيشتر از هر گروه ديگري در كشور موجب تشويش افكار عمومي مي‌شود و از آن بي‌معني‌تر اتهام ايجاد اختلاف از طريق فعاليت‌هاي قانوني است. آيا شركت در انتخابات و حمايت از جنبش اصلاحات موجب تشديد اختلاف شده‌است؟ نهضت آزادي ايران از آزادي تمامي مردم و از استقرار مردم‌الاري دفاع مي‌كند و دفاع از اين اصول، كه در بندهاي 5-3-7 قانوني اساسي تعريف شده را وظيفه ملي و اسلامي خود دانسته و مي‌داند.  اگر اين اقدامات گناه ‌است، نهضت آزادي ‌بار چنين گناهي‌را با ميل و افتخار مي‌پذيرد. 

  اتهام سومي‌كه به ما نسبت داده مي‌شود اين است كه نهضت آزادي تلاش مي‌كند تا از طريق فعاليت‌هاي قانوني، ميان مسئولين كشور اختلاف ايجاد كند. كيست كه نداند ميان مسئولين برجسته كشور اختلاف عمده و كليدي وجود ندارد؟ قطعاً مواضح رئيس جمهور منتخب مردم پيرامون برخي مسائل كليدي از جمله حق آزادي بيان و اجتماعات و از همه مهمتر حاكميت مردم با ديدگاه‌هاي برخي ديگر از مسئولين كشور متفاوت است.  اين اختلافات را نيروهاي ملي‌ـ مذهبي به وجود نياورده‌اند.  اين اختلافي است كه ‌از ابتداي انقلاب ميان جناح‌‌هاي فعال انقلاب وجود داشته ‌است. تنها پديده جديد آن است كه مردم از طريق مشاركت قانوني در انتخابات از اصلاح‌طلبي و از روشنفكري ديني حمايت كرده و موجب آن شده‌اند كه جريان‌هاي متحجر و راست افراطي منزوي ‌شوند. نهضت آزادي‌ با توجه به كارنامه طولاني و پر سابقه 50 ساله خود نشان داده كه به طور طبيعي از جريان اصلاح‌طلبي حمايت كرده‌است، اما هيچكس نمي‌تواند آنها را متهم كند كه ‌اختلافات ميان مسئولين كشور به خاطر وجود نهضت آزادي است. اتهام ديگري ‌كه به رهبري نهضت وارد شده تماس و ديدار با ديپلمات‌هاي خارجي مقيم تهران و يا شركت در كنفرانس برلين (اسفند 1378) است.  اسناد اين مذاكرات و متن كامل سخنان اينجانب و مهندس توسلي در برلين تماماً موجود است. نهضت آزادي در هر شرايطي در داخل و يا خارج از ايران، منافع و مصالح ملي ‌را به‌ هر چيزي، منجمله منافع حزبي مقدم داشته ‌است. در واقع بايد گفت كه سركوب نيروهاي ملي‌ـ مذهبي از جمله نهضت آزادي، سركوب نيروهائي است كه در طي 50 سال گذشته صداقت و وفاداري خود را نشان داده‌اند و اين خوش يمن نيست!

  توجه و گرايش نيروهاي جديد و جوان كه به شدت از عملكرد حاكميت دلمرده و دلزده شده‌اند به گروه‌هاي ضد انقلابي خارج از كشور معطوف خواهد شد و اين توجه، آينده جمهوري اسلامي ‌را با بحران‌هاي بسيار جدي مواجه خواهد كرد.

   س- موقعيت سنت‌گراها چگونه ‌است، آيا با سركوب نيروهاي ملي‌ـ مذهبي موقعيت آنها بهتر خواهد شد؟

  ج- من ميان دو مفهوم اصولگرائي و سنت‌گرائي تفاوت جدي قائل هستم.  اين معاني و مفاهيم در فرهنگ سياسي مخرب ممكن است معاني ديگري ‌هم داشته باشد اما در ادبيات سياسي ايران بايد آنها را درست معنا كرد. سنت‌گرايان كساني‌ هستند كه ‌انديشه‌هاي ‌رايج ديني، كه محصول كنش ميان دين و آداب و رسوم جامعه ‌است و به صورت سنت ديني در آمده ‌است را با اصل دين يكسان مي‌گيرند. چه بسا سنت رايج ديني در ميان مسلمانان، هيچ ريشه‌اي در قرآن و يا سنت نداشته باشد. تجربه تاريخي به ما نشان مي‌دهد كه روشنفكران ديني به مراتب بيشتر از سنت‌گرايان به ‌اين اصول پايبند هستند و پايبند مانده‌اند. اما شايد بتوان موقعيت سنت‌گرايان را موقعيت نيروئي در حال خروج از صحنه دانست‌ هرچند كه ريشه‌هاي عميق تاريخي دارند. سنت‌گرايان افراطي ‌كه ‌امروز تبديل به راست افراطي‌شده‌اند خشونت‌طلبان خوانده مي‌شوند. آنها به‌ همان جائي خواهند رسيد كه طالبان رسيده‌اند، كما اينكه در چند ماه قبل برخي بزرگان راست با كمال صراحت اعلام كردند كه حكومت ايده‌آل آنها حكومت طالبان در افغانستان است. (اشاره به خطبه‌هاي نماز جمعه‌ آيت‌الله جنتي، پيش از حوادث اخير نيويورك و افغانستان).

  در بهترين شرايط آنها (سنت گرايان) مصداق اصحاب كهف در قرآن كريم مي‌باشند. كساني‌ كه در يك مقطع زماني جوانان پرشور و بالنده و ظلم‌ستيز بودند و در مقابله با ظلم و ستم به كوهي متواري و به غاري پناهنده شدند و به موجب روايت قرآن 309 سال در آن غار خوابيدند. هنگامي ‌كه بيدار شدند و از غار بيرون آمدند چنان از تغييرات 300 ساله حيرت كردند كه در خود توان تطبيق را نمي‌يافتند. به ناچار باز به غار پناه بردند و از خداوند درخواست كردند كه به مرگ طبيعي از اين دنيا بروند. سنت‌گرايان راست و افراطي، قادر به تطبيق خود با شرايط نيستند و چيزي‌ را مطالبه مي‌كنند كه مربوط به دوران گذشته ‌است حالا چگونه مي‌توانند اين مطلب را دريابند؟ شايد بتوان گفت كه با تجربه!

   س- بخشي از حملات عليه نيروهاي ملي‌ـ مذهبي بخاطر پيشگامي آنها در جريان روشنفكري ديني است جريان روشنفكري و يا نوانديشي مذهبي در ايران تحت تاثير چه ‌افراد يا گروه‌هايي قرار دارد و كداميك از افراد و سازمان‌هاي مذهبي بيشترين سهم را در اين جريان دارند؟

  ج- براي بررسي جريان نوانديشي مذهبي ‌بايد نگاهي داشته باشيم به تاريخ سالهاي 1325-1328 به دوره مهندس بازرگان و جنبش غيرديني در دانشگاه‌ها.  ما در آن دوره نمي‌توانستيم از موضع درون‌ديني‌ با نيروهاي غير ديني احتجاج كنيم، بنابراين برخورد و مناقشه با افراد غير ديني لاجرم از بيرون دين انجام مي‌شد و اصولاً يكي از پايه‌هاي جنبش نوانديشي ديني، منطق بيرون ديني است. مطلبي‌ كه سنت‌گرايان هرگز به آن توجه نكرده و به بازرگان و روشنفكران حمله مي‌كنند و مي‌گويند كه چرا براي اثبات دين از علم استفاده مي‌كنيد. درحاليكه ‌اين خيلي طبيعي است كه براي مخاطبيني ‌كه ‌اعتقادي به دين ندارند بايد از منطق بيرون دين استفاده شود.

  با اين مقدمه ‌اگر به سئوال شما باز گرديم مي‌توان گفت كه جريان نوانديشي ديني بي‌ترديد تحت تاثير ديدگاه‌هاي ‌بازرگان و علي‌شريعتي بوده ‌است و از ميان روحانيون، آيت‌الله طالقاني و آيت‌الله مطهري بيشترين تأثير را داشتند. در حال حاضر بين طيف قابل توجهي از روشنفكران ديني آقايان كديور و شبستري جدي‌ترين تأثيرها را گذاشته‌اند و دكتر سروش جزء تأثيرگذاران غير روحاني در اين حوزه ‌است.  اگرچه ديدگاه‌هاي آقاي ‌كديور به ديدگاه‌هاي‌ كلاسيك بيشتر نزديك است اما آقاي‌ شبستري گويا داراي منطق برخورد اسلامي و كليدي است و به يك منطق فراديني تكيه دارد.

   س- چرا حجت‌الاسلام كديور را يك نوانديش نزديك به ديدگاهاي ‌كلاسيك مي‌دانيد؟ اين بخاطر تقليد ايشان از آيت‌الله منتظري و رابطه شاگرد و استادي بين آنهاست؟ بنظر مي‌رسد كه ‌اشتهار سالهاي اخير ايشان در حوزه نوانديشي ديني از آقاي ‌شبستري بيشتر است؟

  ج- قطعاً آقاي ‌كديور يك نوانديش ديني محسوب مي‌شود، اما فرق ايشان و آقاي ‌شبستري در اين است كه آقاي ‌كديور مي‌كوشد از درون دين پاسخ‌هاي مناست را بيابد. كديور به خاطر بعضي از مسائلي ‌كه مطرح كرده بود به زندان رفت و رفتن وي به زندان باعث شد كه مردم با وي آشنايي پيدا كنند، درحاليكه پيش از آن، ايشان اينگونه كه ‌اكنون مطرح است، مطرح نبود. شما اگر به مقالات آقاي‌ كديور توجه بفرمائيد، تفاوت بينش ايشان و بينش آقاي ‌شبستري ‌را خواهيد يافت. اما به ‌هرحال جريان روشنفكري ديني در بيان مواضع خود هم از درون و هم از بيرون دين به مسائل نگاه مي‌كند و آنها را مورد ارزيابي قرار مي‌دهد.

  در جزوه تفصيلي و تحليلي نهضت آزادي در باره ولايت فقيه، كه در سال 1366 منتشر شد و بسياري از آثار مرحوم مهندس بازرگان و ساير متفكران در آن آمده، در شيوه ‌استدلال پيرامون اين مبحث توجه به‌ هر دو منبع و روش ديده مي‌شود.  در آن جزوه در مورد ولايت فقيه‌ هم احتجاج ديني، هم احتجاج مدني، هم احتجاج بيرون ديني ‌شده ‌است. گاهي اوقات ممكن است مسئله‌اي از ديدگاهي حقوقي مورد بحث قرار گيرد، گاه ‌از ديد قانوني. براي مثال آقاي منتظري در مورد رهبري آقاي خامنه‌اي دو احتجاج كرده‌اند. يكي‌ كلامي و يكي قانوني. مي‌خواهم بگويم در صحبت با نوانديشان ديني‌ بايد ديد كه ‌هركدام از اين افراد چه ديدگاهي دارند، از اين ديدگاه مي‌توان آنها را نوانديش مذهبي ناميد يا خير. مثلاً آيت‌الله صانعي ‌را مي‌توان يك نوانديش ديني محسوب كرد از آن جهت كه در ديدگاه‌هاي‌ كلاسيك فقه تجديدنظرهاي اساسي ارائه مي‌دهد.

   س- در زمينه فقه چه ميزان تجديدنظر شده‌ است، آيا اين تجديدنظرها و صحبت درباره آن موضوع يك بحث جدي در قم است؟

  ج- جنبش تجديدنظر در باورهاي ديني و فقه سنتي در ميان روحانيون قم و بخصوص در بين مدرسين و طلبه‌هاي جوان بسيار جدي و بارز است.  البته ‌هنوز چيزي بصورت مدون ارائه نشده، اما اين مسئله بطور جدي مطرح است. بعد از دو دهه حكومت روحانيون به نام دين در ايران هنوز بسياري مسائل و مشكلات بي‌جواب مانده، هيچ جواب روشني درباره شكل و محتواي اقتصاد اسلامي ارائه نشده و نوسانات بسيار تندي در جهات متناقض ديده مي‌شود. حالا بسياري از طلبه‌ها و مدرسين جوان به ‌اين انديشه فرو رفته‌اند كه فايده خواندن اين درسها چيست؟ 20 سال است كه حكومت در دست روحانيون است و هنوز نمي‌توانند بگويند كه بالاخره‌ اقتصاد اسلامي چيست؟

  اينكه گفته شود اقتصاد اسلامي ‌نه ‌اقتصاد سوسياليستي است و نه‌ اقتصاد سرمايه‌داري كافي نيست. در زمان ميرحسين موسوي، تمام وسايل توليد و توزيع در دست دولت بود و يك اقتصاد كاملاً دولتي حاكم بود. در دولت‌‌هاشمي ‌رفسنجاني تعديل اقتصادي بر اساس بازار مطرح شد و هر دو تفكر و عملكرد، اقتصاد اسلامي معرفي ‌گرديد. در حاليكه تفاوتهاي اساسي و كليدي ميان اين دو وجود دارد. بنابراين سئوال باقي است، كه ‌اقتصاد اسلامي چيست؟ در حوزه علميه براي دانشجويان جوان اين مسئله مطرح است كه‌ اين درسها نتوانسته به سئوالات ضروري جامعه ما جواب بدهد. در قلمرو مقولات سياسي نيز وضع به ‌همين منوال است. 23 سال از انقلاب ايران گذشته ‌است و هنوز خيلي از فقهاي برجسته حوزه بحث مي‌كنند كه ما در اسلام حاكميت ملت و انتخابات و آزادي‌هاي سياسي نداريم! مفاهيم كليدي حكومت‌ هنوز مورد مناقشه ‌است. بنابراين جنبش اصلاح‌طلبي در شكل فرهنگ ديني و نه سياسي، در حوزه علميه قم در حال رشد است و روحانيون در بين خود مسائل زيادي ‌را مطرح مي‌كنند. مثلاً در مجله “نقد و نظر” چاپ قم و يا “حكومت اسلامي” چاپ شوراي نگهبان، مقالات و مباحث جالبي منتشر مي‌شود. حائري يزدي، پسر موسس حوزه علميه قم‌ ـ فيلسوف و روحاني برجسته، نظريه‌اي ‌را مطرح كرده‌است به نام مالكيت مشاعي، به ‌اين معنا كه كشور به‌ همه مردم ايران تعلق دارد و هر يك از 60 ميليون نفر مردم ايران مالكين مشاعي ايران هستند.  اين مالكين مشاعي مي‌توانند نمايندگاني ‌را به وكالت انتخاب و از طرف خود اداره ‌اين ملك وسيع را به دست آنها بسپارند. وكالت مجلس را در برابر مفهوم ولايت مطرح كرده ‌است. مطلب ايشان در مجله “نقد و نظر” چاپ شده ‌است. از سوي بزرگان حوزه به وي پاسخ داده شد و حائري‌ هم جواب داد.

  مي خواهم بگويم كه در اين مجلات تئوري ‌كه مختص خواص است و در قم منتشر مي‌شود اين مباحث به طور جدي مطرح است. البته ‌هنوز يك تحول اساسي و مشهود در قلمرو نگرشهاي فقه ديده نمي‌شود.

   س- واقعاً شما فكر مي‌كنيد در اوضاع بسيار متحول امروز ايران مسئله روشنگري و يا نوانديشي مذهبي و بحث‌هائي ‌كه شما مي‌گوئيد هنوز خواص در آن شركت دارند مقولاتي مهم و جدي است؟ آنقدر جدي ‌كه روي تحولات ديني ساير كشورهاي مسلمان هم تاثيرگذار باشد!

  ج- نوانديشي ديني و روشنفكري ديني يك پديده زنده و بسيار مهم و جدي در ايران است. پيشرفت و موفقيت آن در ايران بر سراسر جهان اسلام تاثير مي‌گذارد. ايران و ساير كشورهاي اسلامي دوران جابجايي يا تغيير و تحول تاريخي از يك جامعه سنتي به يك جامعه مدرن را مي‌گذرانند. در تمامي اين كشورها تعارض يا تقابل ميان سنت و مدرنيته يك پديده و بحث جدي است. تا زماني‌كه ‌اين تعارض و تقابل حل نشود اين جوامع وارد عصر توسعه‌ اقتصادي و سياسي نخواهند شد. مدرنيته مقولات زيربنايي بسيار عميقي دارد، مثل عقلانيت و خردورزي. شما نمي‌توانيد در يك جامعه صحبت از مدرنيته بكنيد بدون قبول نقش عقلانيت در شكل‌گيري مناسبات. يكي از عناصر اصلي جامعه مدرن، تكثر عقايد و آرا است. جابجايي تغيير و تحول بهداشتي در ايران يا ساير كشورهاي اسلامي‌ هنگامي ميسر است كه مباني و مقولات اساسي مدرنيته در متن فرهنگ و باورهاي ملي ادغام شود و شكل بومي يا ملي پيدا كند. تحقق اين مهم مشروط به ‌اين است كه ‌هم اصول مدرنيته را بشناسيم و هم به مباني فرهنگ بومي خود اشراف داشته باشيم. در اين صورت است كه ما خواهيم توانست با قدرت و با اتكا، به نفس عناصر شناخته شده غربي‌ را گرفته و در قالب فرهنگ ملي، ايراني و اسلامي خودمان پياده كنيم. اين رسالتي است كه عمدتاً به عهده روشنفكران است. به محض اينكه ‌اين سنتز انجام گيرد، يكي از مهم‌ترين معضلات تاريخي اجتماعي ‌كشور ما حل مي‌شود. اگر اين مشكل در ايران حل شود طبيعي است كه ‌الگو و سرمشق براي ساير كشورهاي مسلمان خواهد شد.

   س- اين جنبش و چالش ديني‌كه شما از آن بعنوان روشنفكري ديني ياد مي‌كنيد، در نيم قرن گذشته تا چه ميزان در ايران قرين موفقيت بوده‌است؟

  ج- ما پيروزي در انقلاب اسلامي ايران را محصول همكاري دو جريان اصلي اسلامي، شامل روشنفكران ديني و روحانيون مي‌دانيم. به عنوان مثال انقلاب ايران موقعيت زنان ايراني ‌را به طور جدي و اصولي تغيير داده ‌است.  در دوران انقلاب ميليونها زن ايراني جايگاه سنتي خود را كه درون خانه محصور و محدود بود ترك كردند و به ‌همراه مردان خود به خيابانها آمدند و به شدت سياسي‌شدند. بعد از انقلاب هيچكس نمي‌توانست به‌ آنها بگويد كه به خانه‌هايتان برگرديد. روحانيون و مراجع قم در زمان انقلاب نمي‌توانستند با مشاركت سياسي زنان مخالفت كنند. در آغاز پيروزي انقلاب بسياري از روحانيون مخالف حق رأي زنان بودند، اما آنها جرأت نمي‌كردند اين نظر خودشان را مطرح كنند. آقاي خميني ‌هم مشاركت زنان را لازم مي‌ديد و مي‌دانست كه بدون زنان انقلاب شكست خواهد خورد.

   س- سهم آقاي منتظري در اين جنبش روشنفكري چه ميزان است؟

  ج- آقاي منتظري يك شخصيت علمي برجسته ‌است با تمام معيارهاي حوزوي. وي يك روحاني است كه پنج جلد كتاب “حكومت اسلامي” وي يك دايره‌المعارف است. از لحاظ اعتبار سياسي ‌هم ايشان از تمامي آنهايي ‌كه در حوزه‌ها مبارزه كردند قوي‌تر و قديمي‌تر است. ايشان كارنامه مهمي در زمينه مبارزات ضد استبدادي دارد و به طور طبيعي اگر قرار بود كه ولايت فقيه در ايران بماند بعد از آقاي خميني‌ همه نگاه‌ها متوجه ‌ايشان بود. البته، آيت‌الله منتظري اگرچه داراي نوآوري‌هائي در قلمرو فقه ‌است اما وي يك روشنفكر ديني محسوب نمي‌شود بلكه احياگر و يا مصلح دين به شمار مي‌رود.

   س- عليرغم اين همه ‌ايشان در خانه‌شان محبوس هستند چرا طي سال‌هاي‌ گذشته به دادگاه ويژه روحانيت احضار نشده‌اند؟

  ج- هم جرات آن را ندارند و هم فضاي سياسي‌كنوني ايران متفاوت‌تر از آنست كه بتوانند دست به چنين اقداماتي بزنند.

   س- منتظر درگذشت ايشان هستند؟

  ج- مرگ و زندگي دست خداوند است، اما اگر در شرايط حاضر اتفاقي براي ايشان بيافتد حاكميت با مشكلات جدي ‌روبرو خواهد شد. شما توجه داشته باشيد كه ميليون‌ها ايراني مسلمان مقلد ايشان هستند و هيچ تضميني وجود ندارد كه بعد از ايشان اين مقلدين به روحانيوني ‌روي بياورند كه هم‌سنگ و هم وزن ايشان نيستند! بويژه ‌اينكه ‌ايشان در حال حاضر، هم مرجع تقليد ديني است، هم منتقد جدي ‌رفتارهاي حكومت و هم مغضوب روحانيوني ‌كه مردم از آنها روي برگردانده‌اند. به‌اين ترتيب، ايشان علاوه بر مقام مذهبي مورد وثوق سياسي مقلدين و حتي مذهبيوني است كه مقلد ديني ايشان هم نيستند اما جسارت و بينش انتقادي ايشان در باره وضع موجود حاكميت را قبول دارند و از آن تقليد هم مي‌كنند.

   س- بطور كلي ‌شما چه جرياني‌را در مقابل جريان روشنفكري مذهبي و اصلاحات در ايران مي‌بينيد؟ آيا اين جريان فقط در تشكل‌‌هاي نه چندان آشكار مربوط به مدرسه حقاني متمركز است؟

  ج- تقابل با روشنفكري ديني و اصلاحات را نبايد به فارغ‌التحصيلان مدرسه حقاني محدود كرد و همه‌ آنها هم در اين طيف قرار ندارند. در برابر روشنفكران ديني طيف وسيعي از فقهاي سنتي حوزه‌ها قرار دارند. ساير اقشار و گروه‌هائي نظير سرمايه‌داري تجاري و جمعيت موتلفه ‌اسلامي ‌هم هستند كه در برابر اصلاحات ايستاده‌اند. شما بايد توجه داشته باشيد كه جريان تقابل با اصلاحات، نوانديشي، تحول ديني و در برابر روشنفكري مذهبي ايران معاودين عراقي سهم برجسته‌اي دارند. بررسي عملكرد بسيار جدي و مهم معاودين عراقي در ايران بعد از انقلاب اسلامي ‌نيازمند تحقيق و يك كار مستقل است.

   س- بازگرديم به مسائل روز، موقعيت نهضت آزادي در ايران، زنداني بودن عده‌اي از ياران شما، شايعاتي ‌كه پيرامون بازگشت و يا عدم بازگشت شما به كشور و حتي ‌شايعاتي ‌كه پيرامون برخي ‌رايزني‌هاي ‌شما در خارج از كشور مطرح است و در ايران هم، پس از جريانات اخير آمريكا و افغانستان بصورت زيرگوشي دهان به دهان مي‌شود. من يكي از اين زمزمه‌هاي داخل كشور را مي‌خواهم بصورت سئوال مطرح كنم.  اين درست است كه شما مشغول مذاكره با مقامات دولت آمريكا هستيد؟

  ج- خير! من در هيچ شرايطي و در هيچيك از سفرهايم با هيچ مقام رسمي دولتي آمريكا در تماس نبوده و نيستم و علاقه‌اي ‌هم به چنين تماس‌‌هائي ندارم. من اصلاً از اقامت در آمريكا خوشم نمي‌آيد و هرگز هم نيامدم كه باز نگردم اگرچه فرزندانم اينجا هستند و در حال حاضر براي معالجات پزشكي‌ام اجباراً اينجا هستم. در هر صورت از اين سفر و اقامت اجباري ‌راضي نيستم و انشاء‌الله به زودي به‌ ايران مراجعت خواهم كرد.

   س- حكم بازداشت شما در تهران صادر شده‌است. آيا در صورت بازگشت به ‌ايران خطري‌ شما را تهديد نمي‌كند؟ از اينكه به جمع همفكران و يارانتان در زندان‌هاي غيرعلني و به سلولهاي انفرادي بپيونديد نگران نيستيد؟ از شبح اعتراف زير فشارهاي ‌رواني نمي‌ترسيد؟

  ج- آنهايي‌كه شايعه مذاكرات من در آمريكا را پخش مي‌كنند و يا مرا تهديد به دستگيري مي‌كنند هدفشان اينست كه من بترسم و به ‌ايران باز نگردم. فكر مي‌كنند كه با ارزان‌ترين هزينه ‌از دست من خلاص خواهند شد و بعد هم خواهند گفت كه يزدي ترسيد و نيامد.

  آنها پيش خودشان چنين انديشيده‌اند كه ‌اگر فلاني ‌را پس از بازگشت به كشور بازداشت كنيم، در آن صورت‌ هزينه سياسي اين بازداشت را آقاي خاتمي پرداخت خواهد كرد.  به‌ هرحال من چه بازداشت شوم و يا بازداشت نشوم به ‌ايران باز خواهم گشت.