شماره: 1/1601
تاريخ:05/03/1376
متن(1) مصاحبه راديو ايرانيان (لوس آنجلس)
با آقاي دكتر ابراهيم يزدي در تاريخ 25/01/76
جناب آقاي دكتر ابراهيم يزدي دبيركل نهضت آزادي ايران، سلام بر شما.
با سلام به شما و تمام هموطنان عزيز خارج از كشور.
آقاي دكتر، ممنونم از اين كه بار ديگر پذيرفتيد با راديو صداي ايران گفتگو كنيد. من پرسش نخستينم از شما اين است كه در شرايط كنوني، اوضاع انتخابات بر چه مداري ميگردد؟ آيا صلاحيتها حقيقتاً مورد تحقيق قرار گرفته و چه زماني اعلام خواهد شد؟ تأييد خواهد شد يا رد خواهد شد؟
عرض كنم، اين طور كه اعلام شده است، از چهارم ارديبهشت، تا هشتم ارديبهشت، زمان براي ثبتنام كانديداها ميباشد. داوطلبان ميبايستي به وزارت كشور در تهران مراجعه و ثبتنام كنند. بعد در حدود ده روز طول ميكشد تا شوراي نگهبان جواب بدهد چه كساني را تأييد كرده و چه كساني را تأييد نكرده است. بنابراين، الان هيچ نوع بحثي در اين زمينه نميشود كرد ـ چون هنوز زمان ثبتنام فرا نرسيده است ـ و موكول مي شود به بعد از ثبتنام و بعد از اعلام نظر شوراي نگهبان.
آقاي دكتر، اميد اين كه صلاحيت خودتان تصويب شود وجود دارد؟
خيلي بعيد ميدانيم. ولي در هر حال، شوراي نگهبان اين سابقه را دارد كه در مواردي، كساني را رد صلاحيت كرده ولي در دوره بعد يا به مناسبت ديگري صلاحيت آنان را تأييد كرده است. برعكسش را هم ما ديدهايم كه در يك مرحله صلاحيت فردي را تصويب كرده و در مرحله بعد، رد كردهاند. بنابراين، خيلي مشكل است كه ما بتوانيم پيشبيني كنيم.
آقاي دكتر، در بسياري از نشريههاي خارجي صحبت از اين است كه از پيش روشن است كه رئيس جمهور آينده كيست، آقاي ناطقنوري است. بعد گفته ميشود كه اين ساختار مبارزات انتخاباتي در حقيقت سناريويي بيش نيست. شما چه قدر اطمينان داريد كه اين انتخابات خوب برگزار شود؟
آن چيزي كه خارجيها ميگويند واقعبينانه نيست. ممكن است كه بعضي از قدرتهاي خارجي آرزو و تمايل خودشان را در انتخاب يك فرد خاص به اين ترتيب بيان كنند، ولي پيشبيني اين كه چه كسي پيروز خواهد شد بسيار سخت است. آمارهايي بعضي از محافل و نهادها گرفتهاند. اگر اين آمارها دقيق باشد، آقاي خاتمي جلوتر از آقاي ناطقنوري است. اما همه پيشبينيها حاكي از اين است كه هيچكس در دور اول برنده نخواهد شد و انتخابات به دور دوم كشيده خواهد شد. بنابراين، نميتوان به اين پيشبينيها اعتنا كرد. اما انتخابات سالم و آزاد پيششرطهايي دارد. معمولاً دمكراسي بدون آزاديهاي سياسي موردي ندارد. قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران هم در يك فصل ـ فصل سوم ـ حقوق و آزاديهاي سياسي مردم ايران را تعريف و تصريح كرده و در فصل پنجم، حاكميت ملت و چگونگي اِعمال آن را بيان كرده است كه منظور همان انتخابات ادواري است. بدون اجراي اصول مصرح در فصل سوم ـ كه همان حقوق و آزاديهاي مردم باشد ـ امكان برگزاري انتخابات آزاد و يا سالم وجود ندارد. در شرايط كنوني، تلاش ما در ايران اين است كه بتوانيم اين شرطهاي لازم را ولو به طور محدود و نسبي محقق كنيم و از طريق مشاركت در انتخابات، برخي از اين آزاديها را به دست آوريم. اما اين كه انتخابات سالم هست يا نه، خوب در انتخابات كنوني يك پديده جديد وارد صحنه شده است. در انتخابات گذشته ـ به جز انتخابات دوره اول ـ هميشه يك فرد كه همه گروههاي درون حاكميت در مورد او اجماع داشتند كانديدا بود و ساير كساني كه كانديدا ميشدند، براي خالي نبودن عريضه بود. اما اين بار چنين به نظر ميرسد كه رقابت بين جناحهاي درون حاكميت جدي است، يك سناريو و يك بازي نيست. كساني در درون همين حاكميت داراي يك سلسله اعتقادات و باورهاي سياسي، اقتصادي و اجتماعي خاصي هستند و در برابر آنها جناح ديگري هست كه كلاً مخالف آنان است. بنابراين، رقابت اين دو جناح امروز به صورت هواداري از اين فرد يا آن فرد تجلي يافته است. خوب، از اين جهت كه رقابت فقط ميان جناحهاي درون حاكميت است ميتوانيم بگوييم كه محدود است، آن امكاناتي كه براي كانديداهاي در درون حاكميت وجود دارد براي افراد خارج از حاكميت هرگز وجود ندارد. در حالي كه قانون انتخابات تبليغات انتخاباتي را از يك هفته تا ده روز بعد از تصويب صلاحيت كانديداها توسط شوراي نگهبان معين و مقرر كرده و قبل از آن هيچ يك از كانديداها حق تبليغ ندارد، عملاً ميبينيم كه برخي از كانديداها (در حال حاضر، تمام كانديداهايي كه وابسته به جناحهاي درون حاكميت هستند)، آزادانه به فعاليتهاي انتخاباتي مشغولند، سفرهاي انتخاباتي ميكنند و بيانيههاي انتخاباتي ميدهند. اما در مورد كانديداهاي خارج از حاكميت، چنين امكاناتي وجود ندارد و معمولاً روزنامهها هم چيزي منعكس نميكنند. به عنوان مثال، كنفرانس مطبوعاتي نهضت آزادي ايران ـ به هنگام معرفي كانديدا و اعلام برنامهها و نظرياتش ـ در روزنامههاي ايران تقريباً بايكوت و سانسور شد و هيچ روزنامهاي آن را منعكس نكرد. خوب، اين از يك جهت جو انتخابات را ناسالم ميكند و انتخابات را به طرفي ميبرد. اين كه فقط جناحهاي وابسته به حاكميت از اين امكانات برخوردار باشند. حتي كانديداي يكي از همين جناحها به طور يك طرفه از امكانات راديو و تلويزيون استفاده ميكنند. از اين جهت، انتخابات شرايط لازم براي سالم بودن را ندارد.
خيلي ممنونم آقاي دكتر يزدي، يك شايعه هم در خارج از كشور وجود دارد كه ميگويند شما و آقاي سحابي ممكن است به سود آقاي خاتمي كنار برويد و به رأيدهندگانتان بگوييد كه رأي خود را به آقاي خاتمي بدهند. آيا اين درست است؟
نهضت آزادي ايران چنين چيزي را اعلام نكرده و چنين برنامهاي را هم فعلاً ندارد. در مورد آقاي مهندس سحابي ما نميدانيم؛ بايد از خود ايشان سؤال كنيد.
آقاي دكتر يزدي، اگر بخواهيد در شرايط كنوني وضع اقتصاد ايران را تشريح كنيد و تابلويي به دست دهيد در چند عبارت، چگونه اين عبارات را انتخاب مي فرماييد؟
اقتصاد ايران با دو بحران ركود و تورم روبرو است. برنامهاي كه در طي هشت سال گذشته اعلام شد، برنامة معروف به تعديل اقتصادي است. تعديل اقتصادي در تعريف صندوق بينالمللي پول و تعاريف شناخته و قبول شدة كنوني عبارت است از آزادسازي اقتصادي و خصوصيسازي. اگر بخواهيم بگوييم كه آيا برنامههاي اقتصادي موفق بوده يا نه، اين را بايد در هدفهاي تعيين شده در برنامههاي اقتصادي جستجو كنيم. به نظر ما، اگر تعريف را بر اين اساس بگيريم و هدفها را خصوصيسازي اقتصادي در نظر بگيريم، برنامهها موفقيتآميز نبوده است. هنوز 60 درصد اقتصاد ايران توسط بنيادها و نهادهايي كنترل ميشود كه نه دولتي هستند، نه تعاوني و نه خصوصي. همانطور كه مستحضر هستيد، قانون اساسي ايران سه بخش را در فعاليتهاي اقتصادي به رسميت شناخته است: بخش دولتي، بخش تعاوني، بخش خصوصي. اين نهادها و بنيادها جزو هيچ يك از اين سه بخش نيستند و خودشان را عملاً تابع دولت و موظف به تبعيت از سياستهاي دولت نميدانند. بعضاً به صورت دولتي در درون دولت عمل ميكنند و به دولت ماليات هم نميدهند. بنابراين، خود اينها براي دولت مشكلآفرين هستند. بخش ديگري از برنامه تعديل اقتصادي، خصوصيسازي بود اما، عملاً كار چنداني صورت نگرفته است، به طوري كه 63 درصد بودجه سال 1376 دولت كه قبل از سال نو در مجلس تصويب شد، به شركتهاي دولتي اختصاص داده شده و تعداد اين شركتها به موجب آمارهاي رسمي كه منابع دولتي منعكس كردهاند، نه تنها كم نشده بلكه زيادتر هم شده است. بنابراين، با چنين وضعيتي، طبيعي است كه دولت از يك طرف برنامه آزادسازي و خصوصيسازي را اعلام كرده است ولي از طرف ديگر، عملاً با چنين گروههاي فشار اقتصادي در درون روبرو است و عملاً موفق نبوده است. به همين دليل، وقتي شما به كارنامه دولت نگاه ميكنيد ـ عليرغم برخي از مسائل كه اعلام ميشود و يا افتتاح بعضي از مراكز صنعتي و غيره ـ روي رقم و عدد و در مقايسه با آن چيزي كه در برنامه و هدفها اعلام شده موفقيتآميز نبوده است.
آقاي دكتر يزدي بفرماييد كه آيا در واقع اين بيماري اقتصادي ما يك بيماري سياسي است، يعني از ريشههاي سياسي سرچشمه ميگيرد؟
در كشور ما و كشورهاي مشابه ما بحران سياسي ريشه بسياري ار مسائل و عامل اصلي محسوب ميشود. به همين دليل، ما معتقديم تا زماني كه بحران سياسي حل نشود، بحرانهايي نظير بحران اقتصادي را نميتوانيم حل كنيم. به نظر نهضت آزادي ايران، موفقيت در توسعه اقتصادي فارغ از اين كه توسعه اقتصادي را چه چيز بدانيم بدون توسعه سياسي امكانپذير نيست اما در مورد توسعه اقتصادي، برنامه نهضت آزادي توسعه صنعتي ـ كشاورزي است، با دو هدف مشخص: يكي جايگزيني كالاهاي مصرفي با توليد داخلي و در فاز دوم، توسعه صادرات به منظور پيدا كردن جايگزين درآمد نفت. اما هيچ يك از اينها امكانپذير نيست، مگر با توسعة سياسي. بنابراين، بايد ابتدا فكري كرد كه بحران سياسي حل شود و كاهش پيدا كند و جامعه به طرف تنشزدايي و ثبات درازمدت برود. آن وقت طرح اينگونه برنامههاي اقتصادي و بحث پيرامون آنها امكانپذير خواهد بود.
بفرماييد كه در شرايط كنوني، پيامدهاي رأي دادگاه ميكونوس ـ كه در جريان آن حتماً هستيد ـ فكر نميكنيد كه فشارهاي تازهاي بر اقتصاد ايران بياورد و وضع را از آنچه كه هست تيرهتر كند؟
در مورد دادگاه ميكونوس تنها ميتوانيم احتمال پيامدها را مورد بحث قرار دهيم، چون دقيقاً نميدانيم كه در پشت ذهن يا در پس اين تصميمات دولتهاي اروپايي چه چيزي هست. ما فقط ميتوانيم پيامدها را بررسي كنيم. به نظر ما فعلاً اولين پيامدش همين فراخواني سفراي كشورهاي اروپايي و بعضي از اعضاي كشورهاي مشتركالمنافع انگليس مثل كانادا، استراليا، زلاندنو و غيره است. اين كه آيا به دنبال اين حركت، فشارهاي اقتصادي يا محدوديت در تبادل اقتصادي با ايران را هم اعمال خواهند كرد يا نه، هنوز معلوم نيست. البته اتحاديه اروپا گفته است كه آن كار را نخواهد كرد. برخي از كشورهاي اروپايي، مثل فرانسه، هم اعلام كردهاند كه با تسري اين پديده به فشارهاي اقتصادي موافق نيستند. اما اين كه ميان مانورهاي مشترك انگليس و آمريكا در برابر اروپا تا چه اندازه اروپا ميتواند مستقل عمل كند و يا تا چه اندازه آمريكاييها موفق خواهند شد كه با مانورهاي ديگري كه در برنامه دارند، نظر خودشان را تحميل كنند و اين جبههگيريها را عليه ايران توسعه دهند، قابل بحث است. به عنوان نمونه ميبينيم كه انگلستان از تصميم اتحاديه اروپا حمايت كرده و آمريكاييها ابراز خوشحالي و حمايت كردهاند ولي گفتهاند كه كافي نيست و اروپا بايد مراودات اقتصادي خودش را با ايران محدود كند. از طرفي در ظرف همين دو روز گذشته ما ناگهان ميبينيم كه اخبار مربوط به دخالت ايران در انفجار پايگاه آمريكاييها در ظهران مطرح ميشود. آيا منظور از طرح اين موضوع توسط منابع و مآخذ آمريكايي ايجاد صحنه جديد عليه ايران، به بهانة دخالت ايران در انفجار پايگاه نظامي آمريكاييها در ظهران است؟ آيا اين بخشي از يك سناريو جديد است؟ خوب، اينها قابل بحث است. آمريكاييها چند ماه قبل اعلام كردند كه اگر مطالعات آنها روشن كند كه يك كشور خارجي در انفجار ظهران دخالت داشته است، دست به مجازات نظامي خواهند زد. خوب، اين يك تهديد جدي براي كشور ما است. تهديد جدي ديگر در خليج فارس است.
در كنفرانس مطبوعاتي نهضت آزادي راجع به روابط خارجي مورد سؤال قرار گرفتيم، به صراحت گفتيم كه موافقيم كه دولت ايران با هر دولت خارجي، مثل آمريكا، كه مشكل دارد به گفتگو بنشيند و مذاكره كند. دنيا دنيايي است كه ميبايد اختلافات را با نشستن و گفتوگو حل كرد. اما يك شرط دارد و آن اين كه آمريكاييها بايد عليالاصول به عنوان يك پيششرط بپذيرند كه خليجفارس غيرنظامي شود. در تاريخ نظامي دنيا تمركز و تراكم چنين حجمي از تجهيزات نظامي در منطقه كوچكي مثل خليجفارس سابقه ندارد. طبيعي است كه ايران بايد نگران امنيت خود باشد و به چنين خطرات احتمالي و بالقوه اعتراض كند. شما خاطرتان هست كه وقتي روسها در كوبا، در زمان خروشچف، دو سكوي پرتاب موشك با كلاهك اتمي نصب كردند، آمريكاييها چه واكنشي نشان دادند؟ خوب، طبيعي است كه ما نميتوانيم نسبت به خطرات احتمالي در خليجفارس بيتوجه باشيم. دولت ايران ميبايستي اين شرط را بگذارد كه خليجفارس بايد غيرنظامي شود. نفس وجود اين حجم از تسليحات و تجهيزات نظامي خطرآفرين است و هر لحظه ميتواند خطايي در خواندن علائم طرفين به وجود بيايد كه منجر به يك درگيري نظامي شود و كل منطقه را به آتش كشد. خوب اينها مورد نظر ما است و ما نگران اين هستيم كه پيامد رأي دادگاه ميكونوس به فراتر از آن چيزي كه الان هست برسد و به خطرات جديتري عليه ايران تبديل شود. ]ما در آن كنفرانس گفتيم كه شرط گفتوگو با آمريكاييها غير از ساير شروط، اين است كه بايد مذاكرات را به اطلاع مردم برسانند و مطبوعات آزاد باشند كه مورد بحث و نقد قرار دهند.[
آقاي دكتر يزدي، در واقع شما مسأله را خيلي خوب شكافتيد و من در همين رابطه ميخواستم از شما بپرسم كه با توجه به آشنايي كه شما بر اثر اقامت درازمدت در آمريكا با سياستهاي آمريكا داريد، آيا فكر نميكنيد كه رأي دادگاه ميكونوس را دولت آمريكا به عنوان يك سند محكم در شوراي امنيت يا در سازمان ملل متحد مطرح كند براي مقابله با جمهوري اسلامي؟
دادگاه ميكونوس يك دادگاه بينالمللي نيست كه آراي آن قابل اعتنا در دادگاههاي بينالمللي باشد. اين حرف درست است كه كاري كه دادگاه ميكونوس كرده در تاريخ ديپلماسي جهان بيسابقه است، يعني براي اولين بار است كه رهبران يك كشور خارجي در دادگاهي به جرائمي متهم شدهاند و اظهارنظري شده است. اين يك رويه در مناسبات سياسي جهان به وجود ميآورد. اما چون اين دادگاه يك دادگاه محلي است، آن رأي داراي وزني كه ببرند به شوراي امنيت و براساس آن بخواهند رأي بگيرند، نيست. اما اين رأي زمينه را فراهم كرده است. به عنوان مثال براي شنوندگان شما و هموطنان عزيزمان مي خواهم عرض كنم كه اگرآمريكاييها سه يا شش ماه قبل ميخواستند اعلام كنند كه بله، ما كشف كرديم كه ايرانيها در انفجار ظهران دخالت داشتهاند و بعد ميخواستند كه ايران را موشكباران كنند، افكار عمومي جهان و حتي بسياري از كشورهاي اروپايي با اين عمل آمريكا موافق نبود و مخالفت ميكرد. اما با صدور رأي دادگاه ميكونوس و جوي كه متعاقباً به وجود آمده است، اگر امروز آمريكاييها چنين تصميمي بگيرند و بخواهند اجرا كنند، برداشت ما اين است كه با مقاومت و مخالفت كمتري از طرف كشورهاي دوست و همپيمانان خود روبرو خواهند شد. از اين نظر رأي دادگاه ميكونوس اهميت دارد كه جو را براي اقدام عليه ايران مناسب و مساعد كرده است.
آقاي دكتر يزدي، آيا به اين ترتيب واقعاً ميهن ما در معرض خطرات بسيار وحشتناكي قرار دارد؟
در مناسبات بينالمللي، گاهي اوقات روابط كشورها ناگهان به صورت يك بحران بزرگ درميآيد. حرف و توصيه اصلي ما به مسئولين كشور خودمان اين است كه در اين گونه موارد اولاً بايد خويشتنداري كرد و حتيالامكان از هر گونه واكنش تند، غوغاسالارانه و حساب نشده پرهيز كرد. دوم اين كه به يك ديپلماسي بسيار قوي نياز است تا از برخي پيامدهايي كه اجمالاً به آنها اشاره كردم جلوگيري شود، سوم اين كه زمان آن فرا رسيده است كه دولت ايران يك تجديدنظر اساسي در سياستهاي خارجي خود انجام دهد. سياست خارجي ايران رنجور است و تناقضاتي در آن ديده ميشود. اين كه چرا اين تناقضات هست، خودش بحث جداگانهاي ميطلبد. به عنوان نمونه روابط ايران و تركيه را بررسي ميكنيم. از يك طرف بهبود روابط ايران و تركيه يك ضرورت استراتژيك است. ما با همة كشورهاي همسايه بايد روابط عميق و دوستانه سياسي ـ اقتصادي داشته باشيم. دولت اربكان با يك حركت ابتكاري، با هماهنگي كشورهاي اروپايي و عليرغم نظر آمريكا، با ايران قراردادهاي خوبي منعقد كرد. اما ناگهان ميبينيم كه سفير ايران در تركيه عملي ميكند كه از چارچوب و اتيكت يك سفير بيرون است. او ميرود در تظاهرات خياباني شركت ميكند و ناگهان موجب ريختن آب به آسياب سكولاريستها و لائيكهاي تركيه ميشود تا عليه دولت اربكان و عليه مناسبات دولت تركيه با دولت ايران عمل كنند. به نظر ما سفير يك كشور نميبايستي در اين گونه برنامهها شركت كند، ولو اينكه با اصل تظاهرات هم موافق باشد، حتي اگر چه تظاهرات را هم تدارك ديده باشد، نبايد خودش شركت كند. اين نوع حركتهاي ضد و نقيض در سياست خارجي ايران مخل هدفهاي كلان و مصالح و منافع ملي كشور ماست و ما نگران پيامدهاي آن هستيم. اما اين كه فرموديد با چه بحرانها و خطراتي روبرو هستيم، بايد عرض كنم كه در همان زمان كه فيالبداهه و ناگهاني امارات متحده عربي قضيه سه جزيره را در خليج فارس مطرح كرد، نهضت آزادي ايران به امضاي خود بنده بيانيهاي منتشر كرد تحت عنوان «سه جزيره ايراني در خليج فارس» و گفتيم كه اين سناريو جديدي است كه ممكن است عليه دولت ايران به كار برود و در آنجا تحليل و پيشبيني كرديم كه اگر اين سناريو اجرا شود، مهمترين خطري كه ما را تهديد ميكند، خطر نقض تماميت ارضي كشورمان است. الان هم اين پيامدهاي احتمالي كه بنده عرض كردم همين معنا را دارد، و آن عبارت از اين است كه شايد بيش از هر زمان ديگري ما با خطر برهم خوردن تماميت ارضي ميهنمان روبرو هستيم. به همين دليل است كه ما از تمام نيروهايي كه خودشان را ملي ـ ايراني و وطنخواه ميدانند، در هر جايي از دنيا كه هستند، دعوت ميكنيم كه مصالح و منافع درازمدت ميهنمان را فراتر از هر چيزي قرار دهند. با هر عملي كه بخواهد تماميت ارضي ميهن ما را تهديد و مخدوش كند بايد مقابله كرد و به تمامي كساني كه اين برنامهها را ميريزند بايد هشدار داد كه اگر قرار باشد كه به بهانههاي مختلف، تماميت ارضي ميهن ما مورد تهديد قرار گيرد، همه ما خواهيم ايستاد. چون اگر ميهن ما تماميتش حفظ شد، ميتوانيم راجع به نظامش، راجع به حكومتش و راجع به چيزهاي ديگرش بحث كنيم ولي اگر قسمتي از سرزمينمان را از دست بدهيم، معلوم نيست كه دوباره بتوانيم آن را پس بگيريم. اينها خطراتي است كه به طور جدي ميهن ما را تهديد ميكند.
ممنونم آقاي دكتر يزدي، بفرماييد كه آيا در درون ايران جناحي از هيأت حاكم هست كه رأي دادگاه ميكونوس شادمانش كرده و زمينههاي مساعدي را برايش فراهم كرده باشد؟ آيا براي شما رأي ميكونوس زمينه را فراهمتر ميكند؟
تصور نميكنيم، يعني من در درون جناحهاي حاكميت جناحي را نديدم كه از صدور رأي دادگاه ميكونوس ابراز خوشحالي كند. براي خود ما هم معلوم نيست كه اين رأي به نفع منافع و مصالح ملي ما در جهت باز شدن جو سياسي جامعه و بهبود مناسبات سياسي در داخل ايران شود.
آقاي دكتر يزدي، بفرماييد كه آيا اين رأي دادگاه ميكونوس ممكن است كه مثل يك كارد جراحي عمل كند و از پيامد آن يك اتفاق ناگهاني در ايران رخ دهد؟ شما به عنوان يك پيشگوي سياسي بايد در اين جا عمل كنيد، نه به عنوان دبيركل نهضت آزادي.
من فاقد قدرت پيامبري هستم كه بتوانم پيشگويي كنم. خيلي مشكل است. من فقط ميتوانم تحليل سياسي كنم و اين كار را هم كردم.
آيا رأي دادگاه ميكونوس ممكن است كه در ايران ناگهان پديدههايي را به جان همديگر بيندازد؟
فعلاً نميشود اظهارنظري كرد.
آقاي دكتر، يك سؤال يك شنونده از ما كرده درباره آقاي خاتمي و گفته است كه اين آقاي دكتر يزدي و آقاي مهندس سحابي بدون اين كه هيچ وحشتي داشته باشند، همواره با راديو صداي ايران گفتگو كردهاند ولي چرا آقاي خاتمي كه بارها از ايشان خواسته شده حاضر نيستند با چند ميليون ايراني در برون مرز گفتگو كنند و فقط مايلند با كساني صحبت كنند كه در اختيار خودشان باشند؟ شما آيا ميتوانيد به اين پرسش پاسخ دهيد؟
خير، من نميتوانم. شما برويد از دفتر ايشان و از سخنگوي ايشان سؤال كنيد.
در پايان ميخواستم از شما بپرسم كه مطالبي كه در اين گفتگو فرموديد و از هميشه رنگش بيشتر بود مشكلي ايجاد نخواهد كرد؟
ما هر جا كه فكر كنيم كه پاي مصالح كشورمان باشد، حرفمان را ميزنيم. من تندي نميبينم. عرض ميكنم كه ما دلمان به حال اين ملت و مملكت ميسوزد و لاجرم هر جا كه لازم باشد، آن چه به نظرمان برسد، بيان خواهيم كرد.
خيلي از شما ممنونم آقاي دكتر يزدي، دبيركل نهضت آزادي ايران.
روابط عمومي نهضت آزادي ايران
05/03/76
(1) متن ويرايش شده
