شماره: 1530
تاريخ:04/09/1374
مصاحبه آلن سايپرس خبرنگار نشريه فيلادلفيا اينكوايرر
با آقاي دكتر ابراهيم يزدي (19/08/74)
س1ـ شما اوضاع اجتماعي كنوني را چگونه ميبينيد؟
ج ـ وضعيت اجتماعي به نوعي آشفته است و به سوي ازهمگسيختگي ميرود. بافت اجتماعي سنتي ريشهكن شده است، شبكهها و ساختارهاي سنتي اجتماع، جامعههاي شهري و روستايي به هم خوردهاند و هنوز انواع جديدي جايگزين آنها نشده است. مهاجرتهاي جمعي گسترده از نواحي روستايي به شهرهاي بزرگ و كوچك و ايجاد حلبيآبادها در پيرامون اين شهرها نسل جديد بيريشهاي را به وجود آورده است. پيوندهاي خانوادگي سست شده يا از بين رفتهاند؛ نوعي از ناهماهنگي و عدم انطباق جدي كاملاً مشهود است. ما جوانترين ملت در جهان هستيم. سن هفتاد درصد جمعيت زير 25 سال و 51 درصد زير 15 سال است. سختي معيشت و فسادهاي اقتصادي همراه با تنگنظريهاي مذهبي، فشار شديدي بر نسل جديد وارد ميسازد. نتيجه اينها ازدياد جنايت و اعتياد بخصوص در ميان نسل جديد و گسترش بهمريختگي خانوادهها و ازدياد طلاق ميباشد.
س2ـ چه سياستهايي به نظر شما ميتواند مفيد واقع گردد؟
ج ـ مشكل چندبعدي است و يك راهحل معجزهآسايي وجود ندارد. با وجود اين، اولين گام حل بحران سياسي است. در تحت شرايط و اوضاع و احوال سياسي كنوني جستجوي هر نوع راهحل معنادار و مؤثر و اجراي آن ميسر نيست. در كشورهاي جهان سوم سابق، نظير كشور ما، پيششرط رفع هر مشكلي، حل مشكل سياسي در مرحله اول ميباشد.
س3ـ شما اوضاع فرهنگي را چگونه ميبينيد؟
ج ـ فرهنگ ملي ما، كه يك فرهنگ ايراني ـ اسلامي است، هويت ما را تشكيل ميدهد. اوضاع و احوال اجتماعي و اقتصادي ممكن است به طور كامل تغيير پيدا كند، بدون آنكه ضرورتاً هويت فرهنگي ما عوض شود. متاسفانه تجارب دوران بعد از پيروزي انقلاب، اثر منفي بر هويت فرهنگي ايرانيان گذاشته است، تا آنجا كه نسل جديد با بحران كاملاً مشخص فرهنگي و هويت روبروست.
باورها و سياستهاي طبقه حاكم در مورد آرمانها و احساسات ملي اصولاً منفي است و ميراث ملي، بهطور منظم به سخره گرفته ميشود. در عوض، حاكمان تفسيرهاي انحصاري خودشان را از مذهب، كه بخش اعظم آنها كهنه شده است، با شدت و بيرحمي بر همه تحميل ميكنند. نتيجه همين تلاطم بارز فرهنگي فعلي است.
س4ـ در اين زمينه چه سياستهاي را مفيد ميدانيد؟
جـ در اين مورد نيز، گام اول حل بحران سياسي است. براي حل اين مشكلات، ما در مرحله اول نيازمند آنيم كه مشكلات را تعريف كنيم و علل احتمالي آنها را بررسي نماييم. در تحت شرايط سركوب و فشار سياسي، بحث و گفتوگوي معنادار درباره اين نوع مشكلات غيرممكن ميباشد. علت شايد اين باشد كه عامل عمده در بحرانهاي اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي، همان سركوب و فشار سياسي است.
س5ـ درباره اوضاع اقتصادي بحثهاي زيادي وجود دارد، شما اوضاع اقتصادي را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
ج ـ اقتصاد ما هم از ركود و هم از تورم رنجور است. علاوه بر اين، مشكلاتي وجود دارد كه به استراتژي اقتصادي، يا بهتر است بگوييم به فقدان استراتژي اقتصادي مربوط ميباشد. حاصل فقدان استراتژي اقتصادي، تناوب و تذبذب در تعيين اولويتهاي اقتصادي در سطح كلان و اتخاذ تصميمات متضاد و تناقض مستمر است. از پيامدهاي مشكل فوق فقدان اعتقاد و عدم امكان پيشبيني فعاليتهاي اقتصادي درازمدت است. بر اين مشكلات ميتوان مساله سوءمديريت و فساد گسترده مالي را نيز افزود.
س6ـ چه سياستهايي را در اين مورد مفيد ميدانيد؟
ج ـ در اينجا نيز بايد عرض كنم كه گام اول حل معضلات بحران سياسي است. اما به هر حال، در رابطه با سياستهاي اقتصادي براي اينكه نظم اقتصادي جديدي را جستجو كنيم و به توسعه اقتصادي واقعي دست يابيم، برخي از موضوعات عمده ميبايستي مورد بررسي جدي قرار گيرد. به عنوان نمونه، در هر نظام اقتصادي ميبايستي ويژگيهاي شخصيتي ايرانيان و عناصر فرهنگي ملي در نظر گرفته شود. عناصر اساسي در تجدد و در فرهنگ ملي بايد با يكديگر همساز شده و در هم ادغام گردد. تا زماني كه تضادهاي ظاهري و درگيري ميان عناصر اصلي اين دو، حل نشود، ايران نخواهد توانست وارد عصر تجدد شود. اين تضادها تا كنون حل نشده است. در همين جا بايد متذكر شوم كه به نظر من ميان عناصر فرهنگ ملي ما، كه فرهنگي ايراني ـ اسلامي است، با عناصر اصلي تجدد تعارض و تضادي بنيادي وجود ندارد. بنابراين ميتوان به توسعه دست يافت و متجدد بود و در عين حال مليت (ايرانيت) و ديانت (اسلاميت) را هم حفظ نمود.
