مطالب مختلف در مورد توقيف روزنامه ميزان و بازداشت دكتر رضا صدر
اعتـراض شخصيتهاي مملكتي به توقيف
روزنامه ميــزان و بازداشت دكتر رضا صـدر
دكتر كريم سنجابي:
تعطيل روزنامه ميزان ضايعه بزرگي براي جمهوري اسلامي است و اين امر به هيچ وجه قانوني نيست زيرا مقالات مورد نظر را خوانديم و ديديم هيچ نكتهاي كه قابل ايراد باشد از اين جهاتي كه براي آقايان مطرح است نديديم. به هر حال به طور كلي تعطيل اين روزنامه لطمات بسيار بزرگي به جامعه خواهد زد.
مهندس محمد توسلي:
دلايلي كه بازپرس ويژه براي توقيف روزنامه ميزان و زنداني كردن آقاي دكتر رضا صدر مدير مسئول روزنامه در مصاحبه مطبوعاتي اعلام داشتهاند غير منطقي و تحريكآميز به نظر ميرسد و قطعاً اين اقدام آرامش نسبي كه بعد از پيام امام در جامعه ملتهب و انقلابي ما به وجود آمده بود از بين خواهد برد و اميدها را بار ديگر به نگراني و يأس و بدبيني مبدل خواهد ساخت. مقامات قضايي كه تحمل شنيدن انتقادات سالم و اصولي را ندارند براي تسويه حسابهاي سياسي و سرپوش گذاردن بر ضعفهاي داخلي و اقدامات بي رويه خود راه حلي جز شكستن قلمها و بريدن زبانها در مقابل خود نيافتند. وقتي انتشار مدافعات آقاي اميرانتظام آن هم به طور محدود افكار عمومي را كه در دو سال گذشته توسط رسانههاي گروهي مسموم شده بود به كلي دگرگون ميسازد و مردم در جريان تبليغات يك طرفه و خلاف واقع رسانههاي گروهي قرار ميگيرند براي طراحان اين گونه برنامههاي تبليغاتي راهي جز متوقف ساختن كار اين نشريات باقي نميماند. كساني كه در سختترين شرايط حق گفتهاند و حق عمل كردهاند هيچگاه تسليم ناحق نخواهند شد.
طاهر احمد زاده:
توقيف روزنامه ميزان و مدير آن كه برخلاف نص صريح اصول سوم، بيست و چهارم و سي و دوم قانون اساسي و ماده ١٩ و ٢٤ قانون مطبوعات مصوبه شوراي انقلاب صورت گرفته زنگ خطر جدي براي آزادي مطبوعات و برقراري استبداد است اين با ملت ما است كه امروز بايد به دفاع از آزادي خود بپردازد كه فردا دير است. من هرگز فكر نميكردم كه عنوان «اخلال در امنيت كشور» كه از دستاويزهاي ساواك شاه براي برقراري اختناق بود با همين تعبير براي جلوگيري از انتشار مطبوعات در جمهوري اسلامي به كار گرفته شود.
استاد شمس آل احمد:
به نظر من براي هر كسي كه براي آزادي نقشه و برنامهاي دارد اين يك امر تأسفانگيز است زيرا انسان را مأيوس خواهد كرد از دستگاه قضا.
امنيت و آزادي فقط بر عهده افراد مسئول يا افرادي كه در دادگستري هستند و يا عوامل و ضوابطي كه در قانون اساسي مشخص شده است نيست، بلكه هر فردي به ويژه اهل قلم و اهل مطبوعات اين وظيفه بر عهدهشان است كه صيانت بكنند آزادي را و اين روزنامه به عنوان يك خوانندهاي كه از دور تمام شمارههايش را تقريباً ديدهام، در اين جهت بوده است. اين حادثه توقيفش براي من جز اين كه يك تأسفي به بار بياورد چيزي نداشته است… اگر برادران ما متوجه اين اشتباه نشوند جامعه را يك مقدار بيش از آنچه كه بايد ملتهب كردهاند. بين روزنامههاي موجود، ميزان از منصفترين روزنامهها است و در ارايه پيشنهادات سازگار با نيازهاي جامعه، اين روزنامه است.
دكتر رضا صدر مدير مسئول ميزان هنوز در زندان است
ميزان هنوز توقيف است
تكثير كنيد و به ديگران بدهيد
بسمه تعالي
اعتـراض روحانيت متعهد به توقيف روزنامه ميزان
و بازداشت دكتر رضـا صـدر
آيتالله پسنديده:
من نسبت به اين آقايان و نظاير آنها كه در ايران و ساير ممالك هستند عقيده دارم كه اينها ذخايز مملكت هستند و از اين ذخاير بايد استفاده مطلوب كرد و مصلحت مملكت اين است كه از وجود اين آقايان كمال استفاده را كنند، چه در داخل و چه در خارج، و با آنها مسايل را مورد شور قرار دهند و از مصلحت آنان استفاده كنند. اينها افرادي هستند كه من از دير زمان با آنها آشنايي داشتم و نيز اطلاع كامل دارم كه آنها روابط بسيار خوبي نسبت به مراجع ديني داشته و مراعات احكام اسلام را ميكردند. حال هم صلاح بر اين است كه از اينها استفاده شود.
قاعده اين است كه روزنامهها آزاد باشند و عقايد و نظرات خودشان را اظهار و ابراز كنند و در تماس با عقايد هر كدام مورد قبول واقع شد مقامات نسبت به آنها عمل كنند. و هر كدام را كه قبول نداشتند رد كنند و يا اين كه اگر نظرشان موافق با مصالح نبود رد كنند.
حالا هم صلاح اين است كه زودتر اين اختلافات مرتفع و جرايد و مجلات و روزنامهها با كمال آزادي و مراعات مصالح مملكت به خدمت خودشان ادامه بدهند و وضعيت فعلي مطابق مصلحت مملكت نيست.
آيتالله سيد ابوالفضل زنجاني:
ملت ايران به هوش باشيد. غول اختناق شاخ و دندان تيز كرده و در صدد يورش و پايان دادن به آزادي مطبوعات بر آمده است. به بهانه واهي روزنامه ميزان را توقيف و دكتر رضا صدر را زنداني كرده است. وقت آن است كه زبان به اعتراض بگشاييد.
آيتالله سيد رضا زنجاني:
روزنامه ميزان چيزي ننوشته است تا توقيف شود. اين گونه توقيفها صحيح نيست و اثري كه در جامعه ميگذارد اين است كه در نهايت، خود كساني كه اين كارها را ميكنند تنها ميمانند و ساقط ميشوند و با اين كار فقط روز به روز دشمن را زياد ميكنند و اينها خودشان با اين كارها دارند كار دشمن را انجام ميدهند.
مطبوعات بايد آزاد باشند و آزادي آنان تا حدي است كه به نواميس ديني برخورد نكند و نيز مطالبي ننويسند كه از نظر خبري به نفع دشمن باشد.
آيتالله لاهوتي:
… آقاي صدر را از حوزه علميه قم ميشناسم و خيليها چون من و بهتر از من ايشان را ميشناسند كه شاگرد چه كساني بود و برخوردار از چگونه استعداد و قريحه سرشار از اميد…
… بازداشت ايشان و روزنامه ميزان از آقاياني كه بر اريكه قدرت تكيه زدهاند بعيد نيست. زيرا آثار قدرت را از قدرتمندان بيش از اين خوانده و ديدهايم …
… مردم ما خاطراتي بسيار تلخ از رژيم تكحزبي طاغوتي دارند …
… مردم ما خوب ميدانند سعي بليغ متوليان بر اين است كه بر همه مشاغل مسئولان حزبي گمارده شود و خدا ميداند اگر چشمه را با بيل نگيريم و صبر كنيم تا پر شود، گذشتن با پيل هم ممكن نيست و خصم رو در روي انقلاب ما جز همين چيز ديگر نيست. همين حاكميت تكحزبي است كه دشمن آزاديهاي مشروع است و همين حكومت تكحزبي است كه صداي پاي فاشيزم را از نزديك به گوش ميرساند.
آيتالله محمد جواد موسوي غروي:
انتقاد در اسلام جرم نيست،
اينجانب به بازداشت آقاي رضا صدر كه در اسلاميت و حسن نيت و وفاداري ايشان به انقلاب مقدس اسلامي شكي نيست اعتراض دارم و همچنين به تعطيل روزنامه ميزان و به طور كلي اين طريقه را خلاف قانون اسلام و قانون اساسي ميدانم و به مسئولان محترم كشور هشدار ميدهم كه اتخاذ روشي كه مردم را از صحنه بيرون كند و بدبين سازد و تصور كنند استبداد و خفقان همچنان بر جا مانده و در ادامه مبارزه و استقامت در پشتيباني از جمهوري اسلامي مأيوس گردند و اختلاف و تفرقه جايگزين اتحاد و هماهنگي گردد خلاف مصلحت جمهوري اسلامي و ملت مؤمن به انقلاب ميباشد.
حجتالاسلام محمد مجتهد شبستري:
… من در آن مقالات مخالفتنويسي ميبينم اما توهين و يا افترا در مفهوم قضايي كلمه نميبينم…
… اين شيوه دستگاه قضايي قابل توجيه و دفاع به نظر نميرسد. اين گروهها و جمعيتها با نوشتن چند مقاله مخالف، نه مملكت را به هم ميزنند و نه قصد آن را دارند…
… ما انتظار داريم شدت عمل دستگاه قضايي در درجه اول متوجه آن جريانهاي خطرناكي شود كه مدتي است در مملكت شروع شده و خيلي وضع مرموزي دارد مانند به هم ريختن سخنرانيهاي شخصيتهاي مملكت و حملههاي غيرقانوني … همچنين ما انتظار داريم دستگاه قضايي كشور در مورد مسألهاي مانند هيأت بررسي شكنجه و امثال آن اين حساسيتها را به خرج دهد.
اطلاعيه شماره ١
پاسخ روزنامه ميـزان به مصاحبـه بازپـرس ويـژه (مطبـوعـات)
بعد از انتشار مصاحبه بازپرس ويژه در مورد توقيف آقاي رضا صدر مدير مسئول روزنامه ميزان توضيحاتي را لازم ميداند به استحضار مردم مسلمان و متعهد ايران برساند:
١ـ بازپرس ويژه مطبوعات در مصاحبه خود ميگويند (… مدير مسئول روزنامه ميزان آقاي صدر به علت نشر مقالات توهينآميز «ميثاق» و «از امام تا خط امام» بازداشت شده هم چنين روزنامه ميزان نيز به علت تخلف از فرمان امام از فردا توقيف شده است …)
ما در شماره سهشنبه مورخ ١٨ فروردين ماه جاري دو مقاله «ميثاق» و «از امام تا خط امام» را يك بار ديگر براي ملاحظه و قضاوت ملت ايران منتشر كرديم و اينك به تحليل كوتاهي از اين دو مقاله پرداخته و اين سؤال را مطرح ميكنيم كه حقيقتاً در اين دو مقاله جايي از توهين وجود دارد يا آنچه در آنها آمده حاكي از نگراني عميق نسبت به سرنوشت انقلاب عزيز اسلاميمان و توجه دادن همه دستاندركاران سياسي كشور به توطئههايي است كه از چپ و راست در كمين اين نهضت عظيم اسلامي وجود داشته و دارد. در مقاله ميثاق صحبت از نابسامانيهاي اجتماعي و سوء استفادهاي است كه دشمنان اسلام و انقلاب از هر دو جناج شرق و غرب از آن نابسامانيها نمودهاند و در اين مقاله به آنها كه كولهباري از چهل سال خيانت به دوش ميكشند و امروز با ادعاي پيروي از خط امام شعارهاي وابسته به شرق خود را مطرح ميسازند اشاره رفته و ملت ايران نيك ميداند كه صحبت از كدام حزب و روزنامه وابسته به شرق است و خطري كه همچون گذشته از اين جريان و جريانات چپ نماي وابسته به آمريكا متوجه انقلاب اسلامي ما است. در اين مقاله نگراني از برچسبهاي ناچسبي است كه در طول دو سال گذشته توسط اين جريان به ياران باوفا و قديمي امام زده شده و سعي ميگردد آنان را از صحنة فعاليت و سازندگي خارج بسازد. آنها كه اصطلاح ليبرال را به دهانها انداختند و مدافع خشونت و قهر ماركسيستي گرديدند پر واضح است كه چه كساني هستند؟ آيا ميخواهيم چشمان خود را بر واقعيات بسته و منكر آن شويم كه اين ريزهخواران ابرقدرتها هر لحظه در صدد آنند كه بر جريان اين انقلاب بزرگ اثر گذارده و افكار و ايدههاي خود را به انحاء مختلف بر مردم القاء نمايند؟ آيا به نظر شما ابراز اين نگرانيها و ذكر آن به جهت تنبه دادن به افكار، توهينآميز است؟ اگر تذكر چنين واقعياتي كه در جامعه ما جريان دارد، اهانت است، به ما بگوييد، كه اهانت به كيست و به كدام مقام؟ در جاي ديگر مقاله صحبت از عدم اجراي قانون اساسي در مواردي بسيار است و اگر چنين نيست چطور است كه امام و رهبر انقلاب در پيام اخير خود سال نو را سال اجراي قانون دانستهاند و اگر چنين نگرانيهايي وجود نداشت اين تأكيد امام در اجراي قانون براي چه بود؟ آيا در مقاله از «امام تا خط امام» جز به قاطعيت و توكل عظيم رهبر انقلاب و اثر مهم بيانيه تاريخي ايشان در ٢٥ اسفند ماه ٥٩ در رفع اختلافات و تأييد و تأكيد بر مقام فرماندهي كل قوا براي رييس جمهور اشاره گرديده؟ اگر جريان تضعيف مقام فرماندهي كل قوا وجود نداشت و شعارهايي در اين زمينه داده نميشد، چرا بايد در بند سوم بيانيه تاريخي امام بر اين مسئله تأكيد گردد شناسايي رييس جمهور به منصب فرماندهي كل قوا خواسته شود؟ در بخش ديگري از اين مقاله در موضوع افشاگريهاي بعد از اشغال لانه جاسوسي و نقش مخرب پارهاي از آن افشاگريها در ريختن آبروي بعضي از رجال سياسي كشور بحث شده و اين كه اِعمال چنين روشهايي مغاير با موازين اسلامي و اخلاقي بوده و در جريان اين آبرو ريختنها عوامل سرسپرده غرب و شرق هر دو براي از صحنه خارج كردن افراد مورد بغض خود سعي در استفاده و بهرهبرداري از جو به اصطلاح افشاگري نمودند و بالاخره در بخش آخر مقاله از «امام تا خط امام» به آن جرياناتي در جامعه اشاره ميشود كه مدعي پيروي از خط اماماند اما چه بايد كرد كه اين ادعا را فقط پوششي براي ادامه اغراض خود و پياده كردن اهداف غير اسلاميشان ميدانند. و همچنين آنها كه خط امام را با تعبير و تفسير خاص خود فهميده و به جز آن مفاهيم كه از اين خط مقدس در ذهن خود تصوير كردهاند هر مشتاق و علاقمندي به امام را مطرود دانسته و انحصاراً خود را مدعي فهم و درك و پيروي از آن ميپندارند. در مقاله مزبور از مجموع اين جريانات و آنچه طي سال گذشته بر جامعه ما گذشت ابراز نگراني شده و از تمام مردم مسلمان و متعهد و دوستان انقلاب دعوت شده تا در سال جديد رأفت و رحمت بين خود را شعارشان قرار داده و گوش شنوا در مقابل نظرات و افكار و برادران و خواهران مسلمان خود داشته باشند. از همه خواسته شده تا خشونت و قهر را به كنار گذارده و سعه صدر اسلامي را پيشه سازند. تا از اين رهگذر موجبات وحدت در جامعه فراهم آيد.
متأسفانه ملاحظه ميشود كه از چنين مطالبي به عنوان «توهينآميز» در مصاحبه بازپرس ويژه مطبوعات نام برده شده و آن را يكي از موجبات صدور حكم بازداشت مدير مسئول ميزان دانستهاند. ما شما مردم را كه رأيتان به قول امام و رهبر عظيمالشان انقلاب ميزان است به داوري ميطلبيم كه آيا اين مقدار انتقاد و اظهار نگراني از مسايل و مشكلاتي كه در جامعه ميگذرد بايد اسباب توقيف و بازداشت فردي خدمتگزار به انقلاب اسلامي ايران و ممنوعالانتشار گرديدن روزنامهاي شود كه بنيانگزاران و خدمتگزاران آن از صميميترين ياران انقلاب اسلامي و بهترين فرزندان اين آب و خاك ميباشند؟ آيا در جامعه ما كه براي آزادي، استقلال و جمهوري اسلامي قيام نمود در كمتر از دو سال گذشت زمان از پيروزي انقلاب حتي تحمل اين مقدار از انتقاد و ابراز نگراني آن هم از زبان فرزندان انقلاب باقي نمانده؟ آيا مفهوم اين حركات و توقيف و بازداشت اين است كه لال شويم و دم بر نياوريم و فقط شاهد و ناظر باشيم؟
به راستي خوب است بازپرس ويژه مطبوعات در اين ميان مرز بين اهانت و انتقاد را براي ما روشن كنند تا بفهميم معني انتقاد چيست و اگر كسي در اين جامعه نگرانيهايي از قبيل آنچه در دو مقاله مورد بحث ذكر شد، داشته باشد چگونه و با چه زبان بايد آن را بيان كند؟
٢ـ بازپرس محترم ويژه مطبوعات در جواب اين سؤال خبرنگار كه پرسيده است «… آقاي صدر گفتهاند كه خودشان مايل نبودند كه برايشان وثيقهاي گذارده شود نظر شما چيست …» گفتهاند «… معلوم است كه اين حرف را بايد بزنند و اگر چنين مطلبي را گفتهاند دروغگو هستند…».
در بادي امر شنيدن چنين طرز و شيوهاي از بيان يك مقام قضايي كشور جمهوري اسلامي ايران كه بايد مؤدب به آداب اسلامي بوده و رفتارش يادآور حكومت عدل علي «عليهالسلام» و نمونه طمأنينه باشد بسيار بعيد و باعث تعجب و تأسف است. به كار بردن كمله دروغگو در شأن قاضي و بازپرس محكمه اسلامي نيست و بدتر از آن هنگامي بود كه مطلع شديم آقاي رضا صدر مدير مسئول ميزان اطلاعيه يا نامهاي را رسماً از طريق دفتر زندان فرستادهاند كه مؤكداً يادآور شدهاند كه پرداخت وجهالضمان پانصد هزار توماني را رد كرده و گفتهاند كه رفتن به زندان را ترجيح ميدهند و طبيعي است كه ايشان بعد از روشن شدن تكليف خود توسط بازپرس ويژه به دوستان خود از جمله آقاي مهندس عبدالعلي بازرگان سردبير روزنامه كه مدتي است بيمار و بستري هستند تلفن زده و ماوقع و نتيجه بازپرسي را اطلاع دهند و چنين اطلاعي مطلقاً حاكي از اين نيست كه ايشان در صدد تهيه ٥٠٠ هزار تومان وجهالضمان براي خروج از توقيف بوده باشند.
ارزش و مقام ياري صديق و مسلماني متعهد همچون رضا صدر براي دوستان و برادرانشان قابل احصاء با پول نبوده و هر آن ميخواستند حتي اگر به قيمت قرض گرفتن هم بود به سرعت وجهالضمان سپرده شده و ايشان از زندان خارج ميگشتند اما مشي و روش فرزندان شجاع انقلاب اسلامي ما چنين نيست و ايشان با ميل خود خواستند كه در بازداشت باقي مانند تا نه تنها تكليف ايشان كه تكليف آزادي مطبوعات و بيان و قلم در اين خطة شهيدپرور معلوم گردد و باشد تا نمونهاي از مقاومت در مقابل اين گونه اعمال ناروا و توقيفهاي ناصواب در تاريخ ملت ما ثبت شود.
٣ـ در اينجا لازم است نظر ملت شريف ايران را به بند هشتم بيانيه تاريخي امام كه در تاريخ ٢٥ اسفند ماه ١٣٥٩ اعلام گرديد جلب كنيم. ايشان در اين ماده از بيانيه پيرامون روزنامهها و راديو تلويزيون چنين ميگويند «… از آنجا كه روزنامهها و راديو تلويزيون عامل مهمي براي ارشاد يا تفرقه و نفاق هستند، هيأت سه نفري فوق آنها را دقيقاً مورد بررسي قرار ميدهند و در صورتي كه دو نفر از هيأت مذكور آنها را مضر تشخيص دهند مراتب را به مردم ابلاغ و به دادستان كل كشور اطلاع ميدهند تا به وظيفه قانوني عمل كند…»
سؤال ما اين است كه آيا توقيف روزنامه ميزان و بازداشت مدير مسئول آن با توجه به اين رهنمود امام انجام پذيرفته و يا بر خلاف اين دستورالعمل بوده؟ آيا مسأله اتهامات ميزان ابتدا به هيأت سه نفري ارجاع و اين اتهامات توسط اين هيأت دائر بر مضر بودن مقالات ميزان صادر شده و سپس مسأله به دادستان كل كشور ارجاع گرديده؟ و يا اساساً رهنمود امام در اين توقيف و بازداشت مطلقاً ناديده گرفته شده؟
سؤال ما از دادستان كل كشور آن است كه اگر بر فرض بعد از بيانيه مهم و تاريخي امام خلافي به نظر بازپرس ويژه مطبوعات از روزنامه ميزان سر زده چرا بر اساس رهنمود امام عمل نشده؟ اگر قرار بود طريق ديگري براي حل و فصل مشكلات ناشي از مطبوعات و رسانههاي گروهي اتخاذ گردد چرا امام و رهبر انقلاب در ماده ٨ بيانيه خود براي حل اين قبيل مشكلات راه حل مشخص و دقيق ارايه فرمودند؟
٤ـ در جاي ديگر مصاحبه به عدم چاپ نام مدير مسئول و صاحب امتياز و خط مشي در نشريه به روزنامه ميزان اشاره كردهاند و آن را تخلفي بزرگ دانستهاند. ما در اين زمينه و اين كه چرا نام مدير مسئول و صاحب امتياز و خط مشي در روزنامه چاپ نشده حرفي نداريم و وقوع اين خطا را قبول ميكنيم، اما اين سؤال مطرح است كه چرا آقاي بازپرس ويژه مطبوعات تنها ما را به اين جرم توقيف كردهاند و مگر همه روزنامههاي ديگر صبح و عصر چنين روشي را تا كنون به استثناي روزنامه انقلاب اسلامي داشتهاند؟ و اگر هم نام مدير مسئول و صاحب امتياز را چاپ كردهاند بيش از يكي دو روز نيست، چگونه است كه ميزان به علت اين خلاف مستوجب توقيف است و بر سايرين ايرادي نيست؟ آيا معني عدالت و اجراي قانون به تساوي براي همه اين است؟ شايد جرم بزرگ ميزان چيز ديگري است كه آقايان از ذكر آن خودداري ميكنند و بهانههايي از اين قبيل را علت توقيف و بازداشت قرار ميدهند؟ و ما از نشر كينهتوزيها و دشمنيها به خدا پناه ميبريم و از او ياري ميجوييم كه قدم و قلم ما را در بيان حقيقت استوارتر از هميشه سازد.
٥ـ در خاتمه مصاحبه بازرس ويژه مطبوعات فرمودهاند «… موارد متعددي عليه روزنامه ميزان اعلام جرم شده است از جمله در دو مقاله ميثاق و از امام تا خط امام صريحاً گفته است كه پيروان خط امام كمونيست هستند و توضيح نداده است كه اينها چه كسي هستند …».
روزنامه ميزان به گواه مقالات و نوشتههاي متعدد خود همواره در صدد بر ملا ساختن توطئه آنهايي بوده است كه با سر دادن شعار پيروي از خط امام، مرام و طرز تفكر كمونيستي خود را مطرح ساختهاند و اين حقيقت بر همه روشن است كه حزب توده با تمام سوابق و هوادارانش در چنين خطي حركت كرده و مدعي چنين پيروي ميباشد. ما نميدانيم چگونه بازپرس محترم ويژه، با وجود تمام شواهد و قرائن حاكي از چنين مسئلهاي ميگويند ما توضيح ندادهايم كه اينها چه كسي هستند. در هر حال اگر روزنامه ميزان به جرم برملا كردن خط مشي آنها كه با ادعاي پيروي از خط امام شعارهاي كمونيستي در روزنامه ميدهند و علناً از ابر قدرت شرق طرفداري ميكنند بايد توقيف شود، ما چنين توقيفي را ميپذيريم و در اين راه استوار ايستادهايم.
داور نهايي بر اعمال و رفتار ما خداوند بزرگ و ملت شريف ايران است و اعتقاد داريم كه روزنامه ميزان در اين مدت كوتاه عمر خود به خاطر اعتلاي كلمه حق و دفاع از حيثيت انقلاب بزرگ اسلامي ايران حركت كرده و جز اين نيت و هدفي نداشته و به گواه تاريخ همواره پيروزي و افتخار بر حق و مناديان آن بوده است.
شوراي سردبيري روزنامه ميزان
نامـه شوراي سردبيري ميـزان
به هيأت رسيدگي شكايات و حل اختلاف مسئولان مملكتي
هيأت محترم رسيدگي به شكايات و حل اختلاف مسئولان مملكتي جنابان،
حجج اسلام مهدوي كني، شهابالدين اشراقي، شيخ محمد يزدي.
محترماً پيرو بازداشت و زنداني شدن آقاي رضا صدر، مدير مسئول روزنامه ميزان، و متعاقب آن توقيف روزنامه، با توجه به مفاد بيانيه ٢٥/١٢/٥٩ رهبر عظيمالشأن انقلاب و حكم انتصاب جناب آقاي مهدوي كني به عنوان نمايندگي معظمله، ضمن اعتراض خود به روية اتخاذ شده توسط مقامات قضايي آمادگي خود را براي اداي هر گونه توضيحي درباره مواضع مقالات روزنامه ميزان اعلام ميدارد. همچنين به استحضار هيأت محترم ميرساند مقالات ميزان با نيت انتقاد سازنده و امر به معروف و نهي از منكر در زماني منتشر گرديده است كه مطبوعات و رسانههاي گروهي ديگر مقالات و مطالب انتقادي شديد، مخرب، و يا اهانتآميز و تشنجآفريني چاپ نمودهاند كه براي مقايسه و قضاوت نمونههايي از آنها ذكر ميگردد:
١ـ مقالات جمهوري اسلامي، سخنان جناي آقاي خامنهاي مورخ ٢٥ و ٢٦ اسفند ٥٩.
٢ـ مجله امت اسلامي شماره اسفند ماه مصاحبه شيخ محمد منتظري و سرمقاله مجله.
٣ـ پيام انقلاب، ارگان سپاه پاسداران انقلاب شماره فروردين ماه ١٣٦٠ (مقالات متعدد)
٤ـ كيهان ٩/١/١٣٦٠ مقاله در حاشيه دادگاه اميرانتظام.
٥ـ نامه مردم، مورخه ١٥/١/١٣٦٠.
٦ـ سخنان شيخ محمد منتظري در شيراز ١٤/١/١٣٦٠.
٧ـ امت، ارگان جنبش مسلمانان مبارز، شمارههاي متعدد.
٨ـ نامه مردم، ارگان حزب توده ايران شمارههاي متعدد.
٩ـ اطلاعيه سپاه پاسداران قم مورخ ٢٦/١٢/٥٩
به پيوست چند نمونه از مطالب فوق تقديم ميگردد. اميد است ملاحظه اين مقالات اطلاعات لازم و مفيدي در اختيار هيأت محترم قرار داده نشان دهد كه توقيف ميزان احتمالاً با انگيزههاي خاصي صورت گرفته است. خواهشمند است با توجه به بيانات امام امت و مسئوليت خطير آن هيأت، نسبت به رفع توقيف روزنامه ميزان و آزادي آقاي رضا صدر اقدام مقتضي معمول فرمايند.
شوراي سردبيري ميزان
پيوست
١ـ روزنامه جمهوري اسلامي مورخ ٢٥ و ٢٦ اسفند ٥٩ سخنان جناب آقاي خامنهاي.
٢ـ روزنامه كيهان مورخ ٩/١/١٣٦٠ در حاشيه دادگاه اميرانتظام.
٣ـ روزنامه نامه مردم مورخ ١٥/١/١٣٦٠ دادگاه اميرانتظام.
٤ـ مجله امت اسلامي شماره اسفند ماه ١٣٥٩، محمد منتظري.
٥ـ مجله امت اسلامي شماره اسفند ماه ١٣٥٩، امجديه سومين بار.
٦ـ خبرگزاري پارس ١٤/١/١٣٦٠ مصاحبه محمد منتظري در شيراز.
٧ـ اطلاعيه سپاه پاسداران انقلاب قم ٢٦/١٢/١٣٥٩ تلاشهاي مذبوحانه امپرياليسم آمريكا.
٨ ـ پيام انقلاب، ارگان سپاه پاسداران انقلاب فروردين ١٣٦٠ مقالات متعدد.
٩ـ و تعدادي ديگر …
متـن تلگـراف سردبيـر روزنامـه ميـزان
به بازپـرس شعبه سوم ويـژه دادسراي ديـوان عالي كشـور
آقاي علي اكبر عابدي بازپرس شعبه سوم دادسراي ديوان عالي كشور
در روزنامه انقلاب اسلامي پنجشنبه ٢٠ فروردين ماه از قول جنابعالي نوشتهاند كه صاحب امتياز و سردبير و چند تن ديگر از مسئولان روزنامه را براي اداي توضيحات احضار كردهايد و نيامدهاند و بار ديگر احضار خواهيد كرد. به موجب اين تلگراف به اطلاع ميرساند كه در آخرين ملاقاتي كه بعد از ديدار با دادستان كل كشور با جنابعالي داشتم قرار شد روز شنبه ١٥ فروردين به اتفاق مدير مسئول و صاحب امتياز مجدداً ملاقاتي داشته باشيم. اينجانب بعد از برگشت از يك سفر كوتاه از روز جمعه ١٤ فروردين ماه بيمار و در منزل بستري هستم و از منزل جز يك بار براي معاينات پزشكي خارج نشدهام به همين علت صبح روز شنبه ١٥ فروردين ماه با دفتر دادستان كل تماس گرفته و ضمن اطلاع مراتب فوق درخواست نمودم تا قرار ملاقات ديگري گذاشته شود و قرار شد كه دفتر ايشان به منزل اينجانب تلفن بزنند و خبر بدهند. پس از آن نه شفاهاً و نه كتباً اطلاعي به اينجانب داده نشده تا آنجا كه اينجانب تحقيق كردم و مطلع هستم نه صاحب امتياز و نه هيچ يك از ديگر مسئولان روزنامه ميزان به دادسرا احضار نشدهاند و مراتب بدين وسيله تكذيب ميگردد. صاحب امتياز و سردبير ميزان هر زمان كه احضارية رسمي مراجع صالحه دادگستري را دريافت كنند بر طبق موازين قانوني عمل خواهند كرد.
تهران ـ عبدالعلي بازرگان
