شماره: 429/4/21
تاريخ: 25/08/1362
نامه به آقاي هاشمي رفسنجاني رئيس مجلس در مورد سخنان ايشان در مجلس و نماز جمعه
جناب آقاي هاشمي رفسنجاني رئيس محترم مجلس شوراي اسلامي و امام جمعه موقت تهران
پس از حمد پروردگار و سلام بر فرستادگان او و بر بندگان صالح و شهداي راه حق و با آرزوي سلامت و توفيق جنابعالي و ساير متصديان امور در تأمين خشنودي خداي رحمن و خواستههاي ملت ايران، علاقمنديم چند کلمه مشفقانه در زمينه سه جلسه اظهارات مفصلي که درباره نهضت آزادي و آزادي انتخابات در مجلس شوراي اسلامي در جمع سفرا و کارداران ايران و در خطبه نماز جمعه 14 آبان فرمودهايد به قلم بياوريم. اميدواريم که اين خود برگ تازهاي بر دفتر سيّئات نهضت آزادي ايران نيفزوده بهانه ديگري براي حملات زباني، قلمي، تلويزيوني و غيره نشود.
منظور ما از اين اقدام علاوه بر دفاع مشروع که قوانين و آئينهاي دنيا، حق مسلم هر مظلوم و متهم شناختهاند و از جهتي وظيفه شرعي و اجتماعي نيز هست، عرضه نمودن مطلبي است در رابطه با انتخابات قريبالوقوع که اهميت آن را، هم مقام رهبري (به شهادت لوحهاي که هنگام خطبه نماز جمعه در طرف راستتان ديده ميشد)، هم آيتالله العظمي منتظري و هم رياست جمهوري از چند هفته قبل اعلام فرمودهاند و حزب جمهوري دو روز پيش از نطق قبل از دستور بيستم مردادماه آقاي مهندس بازرگان دست به کار آن شده بود.
از اينکه در خطبه نماز جمعه سوابق و همکاريهاي مبارزات گذشته را به ياد آورده با اعلام حسن نيت خودتان از ما دعوت به تبادلنظر مسالمتآميز و تفاهم به جاي «توطئه» کردهايد، سپاسگزاري ميکنيم و از اينکه شهادت دادهايد که ما نه امريکايي هستيم و نه بيدين(!) و اختلاف نظر داشتن جرم محسوب نميشود بر ما و همه مسلمانان و ساير آزادگاني که به جمهوري اسلامي وفادار و با سياستهاي حاکم مخالفند منت گذارده و اميدواري دادهايد. گو آنکه گفتههايتان شامل مطالبي خلاف واقع از قبيل قانون شکني نهضت در اقدام به تشکيل سمينار، انقضاء وقت قانوني نطق قبل از دستور آقاي مهندس صباغيان (در حالي که به شهادت صدها هزار نفر شنونده و نوار ضبط شده بيش از يک دقيقه از وقت قانوني و بيش از چند دقيقه از وقت متداول باقي مانده بود)، کتک زدن ايشان (با آنکه مضروب قرار گرفتنشان برابر ديدگان حاضرين در جلسه اتفاق افتاد)، و اتهاماتي مانند مظلومنمايي امريکايي کردن، تحريفهايي همچون خون شهيدان را زير پا گذاشتن، تهديدهايي در جهت محارب شدن و پيام دلسوزانه به خانوادههاي ما دادن، بود که ما با به کار بستن آيه کريمه «والکاظمين الغيظ و العافين عن الناس والله يحب المحسنين» از آنها صرف نظر نموده تنها ابراز تأسف و تحير ميکنيم. ابراز تأسف و تحير ما، هم از جهت سوابق دوستي و روابط صميمانه گذشته به خاطر آن برادر ديرينه است و هم به خاطر انقلاب و نظام جمهوري و حرمت مجلس شوراي اسلامي. همچنين از هتک احترام و قداست نمازجمعه که خطبههايش جانشين رکعات نماز است رنج ميبريم. آنچه را که ما کماکان ميخواهيم پابرجا شود همان ارزشهاي والاي اسلامي و حقوق و تحقق آرزوهاي اعلاي ملت عزيز ايران ميباشد.
شما خوب ميدانيد که نهضت آزادي نه تنها هرگز عليه نظام جمهوري اسلامي ايران توطئه نميکند بلکه همواره توطئه گران را محکوم ساخته و از دوستان نادان خواسته است به هوش بوده تسليم توطئه دشمنان دانا نگردند.
احتمال محارب شدن نهضت آزادي، جمعيتي که هفده سال قبل از پيروزي انقلاب بر پايه ايدئولوژي اسلامي تأسيس شده است و سران و فعالان آن همواره در راه اسلام و حکومت اسلامي قلم و قدم زدهاند، ظني سوء و دور از انصاف است. ما همواره به دولتمردان تاکيد کردهايم که با تمکين به حقوق ملت که در قانون اساسي آمده است از تشديد درگيريها احتراز شود و حربه را از دست دشمنان بگيرند. حال چگونه ممکن است چنين جمعيتي راه توطئه و يا محاربه عليه نظام جمهوري در پيش گيرد؟ معاذالله ان هذا الا بهتان عظيم!
آنچه نهضت آزادي ايران از دوست و دشمن کشيده و ميکشد به خاطر همين دفاع سرسختانه از جمهوري اسلامي، قانون اساسي و شعارهاي آزادي و استقلال است و اگر روزي بيايد که بدين جرم نهضت حيات سياسي خود، و نهضتيها زندگي خاکي را از دست بدهند، طبق وعده قرآن حيات ابدي و فضل و بشارت الهي در انتظارشان خواهد بود.
دلپذيرتر و روشنگرتر از بيانات مثبت شما، تذکرات و تعليمات رهبر انقلاب و بنيانگزار جمهوري اسلامي بود که روز بعد در خطاب به اعضاي کميسيونهاي داخله و خارجه مجلس فرمودند: «عقل اقتضا ميکند که وقتي عدهاي مخالف داريم خودمان مخالفتمان را کنار بگذاريم تا با وحدت کلمه اين مملکت برسد به آنجا که دلمان ميخواهد.» و قبلاً توضيح داده بودند که «در مسائل ملايمت و جهت رحمت بيشتر از جهت خشونت تأثير ميکند… ميل دارم وضع و امور با ملايمت و اخلاق حسنه صورت بگيرد و اين خيلي بهتر است… با خودمان رئوف باشيم و در مقابل دشمنان سرسخت».
اگر اين رهنمودهاي قرآني را از آغاز به کار ميبستيم، انقلاب اسلامي ايران در حرکت بعد از پيروزي خود از برنامه وحدت همه هموطنان و از رحمت و رأفت منحرف به خشونت نگرديده مانند مومنين معاصر رسول اکرم ميشديم که «اشداء علي الکفار رحماء بينهم» بودند و به مصداق همان آيه سوره فتح(1) مشمول «مثلهم فيالانجيل» ميگشتيم. با همسازي و همکاري و مهرباني و با سازندگي ناشي از ايمان و عمل شايسته مانند گياه برومند باروري که قرآن مثل زده است به خودمان نعمت و خدمت ميرسانديم و دنيا و دشمنان را، از اين طريق، به تحسين و به حسرت و غيظ ميانداختيم. خود ميديديم که رحمت بيش از خشونت نتيجه ميدهد و ديگران با مشاهده اينکه اسلام مکتبي است هم مبارز و هم مولد، عاشقانه روبه آن ميآوردند. انشاءالله همگي با به کار گرفتن چنين رويهاي در آينده مشمول رحمت الهي و فضل و نصرت وي بگرديم.
آن آقايان مجهز متشکل به قول شما «از مردم» که روز روشن در حالي که دفتر نهضت تعطيل بود در منظر و مرئاي عام به دفاتر ما ريختند و زير نظارت و حمايت مأموران انتظامي و دادستاني، کردند آنچه را که کردند، و همچنين آن عده از نمايندگان مجلس که خشم و كينها با ما خالي نمودند، خود به رساترين بيان و آشکارترين وجه اعلام کردند که حق با مدعيان عدم آزادي است. در شرايط حاضر نه تنها امنيت و آزادي لازمة انتخابات قانوني براي غيرخوديها وجود ندارد بلکه فضولي آزادي خواستن را اول با توهين و تهمت و سپس با کتک و غارت جواب ميدهند. البته ما نه خواهان و آمر چنين امري بوديم و نه مقصر برنامهريز جرياني و نه قصد تضعيف نظام يا جبههها را داشتيم.
شما ميفرماييد که آزادي هست و نام خدا را پشتوانه آن ميآوريد ولي همانطور که با حلوا حلوا گفتن دهان شيرين نميشود اگر دوصد بار هم اين کلام تکرار و تأکيد گردد اما در عمل خلاف آن مشاهده شود و مطبوعات و صدا و سيما و همه امکانات گروهي انحصاري عليه آزادي طلبان و قانون خواهان بسيج گردد آزادي وجود نخواهد داشت، که «دو صد گفته چون نيم کردار نيست.» بديهي است که براي دولتمردان و رسانههاي گروهي انحصاري، آزادي کامل براي هرگونه تهمت بلادفاع و هتک حيثيت و حقوق مخالفين و سابقين برقرار است (ازجمله برنامه «از ظهور تا سقوط امريکا» در تلويزيون که بطور وضوح جنبه تدارکاتي منفي انتخابات را دارد).
البته ما موقعيت شما را درک ميکنيم که در برابر آن حرکات غيرقانوني، بخاطر حفظ آبروي دولت و مجلس، کاسه کوزهها را بر سر ما شکسته و گفته باشيد اينها بودند که تمرد و تحريک کردند، مرتکب خلاف شدند، در مجلس هم صحنهسازي نموده نمايندگان را زدند و مظلوم نمايي کردند!… ما حرفي نداريم که بدينوسيله بلاگردان حفظ حيثيت و اعتبار جمهوري اسلامي شده باشيم. ولي در عين حال و با توجه به مجاز بودن اختلاف نظر، اگر ما جاي شما بوديم با استفاده از نيرو و نصرتي که خدا به صادقين وعده کرده است و همانطور که چند قدمي هم جلو آمديد و عدم تاييد از بعضي اعمال انجام شده را اعلام نموديد، قاطعانه مقصرين مجاز و قاصرين مأمور و ضاربين ناجور را محکوم ميکرديد.
ما قبول داريم که همانطور که فرموديد قدرت براي خفقان داريد و هروقت احساس نياز کنيد اعمال مينماييد، ولي قرآن کريم و قانون اساسي در هيچ حال آن را قبول ندارند و بدين دليل هيچ مقامي عليرغم داشتن قدرت هرگز حق ايجاد خفقان و سلب آزاديهاي قانوني را ندارد.
اين را هم توجه کرديم که فرموديد: «ما روحانيون بيشتر ميتوانيم تبليغ کنيم… اينها اگر کانديد شدند رأي ميآورند و ديگري رأي نميآورد… اگر يک روحاني کانديد شود رأي ميآورد يا اگر روحانيت کسي را تاييد کند رأي ميآورد» که در اين صورت چه حاجت به اتخاذ خفقان خواهد بود. اما آنچه ما اضافه ميکنيم اين است که روحاني مانند غيرروحاني حق دارد و ميتواند بر پايه مساوي نامزد معرفي نمايد، کانديدا شود و رأي بدهد و رأي بياورد. ولي آنچه نبايد بشود اين است که طبقه ممتازهاي در کشور به وجود آيد يا روحانيت و مسجد و جماعت با استفاده از امکانات عمومي کشور، وسيله براي سياست و اعمال قدرت به سود نامزد و يا جمعيتي گردد و اگر چنان شد نامش ارشاد به سوي خدا و هدايت خلق نخواهد بود و اهداف مشخص يا پيمان مقدس انقلاب که «استقلال و آزادي و جمهوري اسلامي» بود تأمين و تحقق نخواهد يافت.
جنابعالي در خطبه جمعه ضمن نثار يک سلسله نسبتهاي ناروا و اظهارات دور از حقيقت و انصاف در باره ما، اظهار تمايل و دعوت فرموديد که «با هم باشيم کار کنيم» اما متاسفانه اختلافات و انتقادهاي ما و بيان نظريات و دردهاي مردم يا دفاع از قرآن و قانون را که هميشه با متانت و منطق و از مجاري قانوني ادا ميکنيم و به نسبت و در جهت اعتبار و استحکام جمهوري اسلامي ميباشد، برخورد خصمانه يا هم آهنگي با دشمنان خارجي و تاييد دشمنان داخلي ناميديد. در حالي كه ايراد و پيشنهاد در هر نظام شورايي و مردمي آزاد، چه اسلامي و چه غيراسلامي و دموکراتيک از بديهيترين حقوق و بلکه از وظايف هر نماينده و حزب ميباشد. به فرموده مولاي متقيان تعهد رعيت در برابر والي است و به فرموده رسول اکرم(ص) راه تقديس و تصحيح امت است و در مجموع خدمت محسوب ميشود نه خصومت. معذلک ما حالا هم با همه تهمتها، تلخيها، توهينها، طردها و تهديدها و ضربها که به طور يکجانبه مشمول و مظلوم آن بودهايم قصد ادامه خدمت به ملت و جمهوري اسلامي را داريم تا قبل از انقلاب در راه براندازي استبداد سلطنتي با همه نيروهاي موجود همکاري کردهايم، پس از پيروزي در سختترين شرايط بنا به وظيفه شرعي دعوت رهبري انقلاب را اجابت کرده در دولت موقت و شوراي انقلاب براي انتقال از نظام استبدادي به جمهوري اسلامي ايفاي وظيفه نموديم در کارهاي اجرايي هرجا که خواستند و امکان داده شده است از خدمت دريغ نکردهايم اکنون نيز براي تحقق آرمانهاي ملت در زمينه آزادي و استقلال و آباداني و اجراي همه جانبه قانون اساسي با هر گروهي که چنين باشد خواهيم بود و کار خواهيم کرد.
در هرحال آنچه که پيش آمده است الخيرفي ما وقع ميگوييم قهر و کينه از ضاربينمان و از بيمهريهاي قسمتي از گفتار شما به دل نداريم، هيچگاه جوياي شهرت (که الحمدالله حاصل است) و جاه و مقام (که هربار به سهولت آن را رها کردهايم) نبوده به هيچ وجه مبارزه با نظام جمهوري اسلامي و اسلام و با امام و مجلس نکردهايم، خون شهدا را بسيار عزيز و پاس ميداريم انصاف شما را هم که نهضت ميتواند گروه سياسي مخالف (يا به تعبير پارلماني، مخالف وفادار) بوده اختلاف نظر و حق انتقاد داشته باشد تقدير و اتخاذ سند مينماييم. انتقاد ما هميشه با منطق و متانت بنا به وظيفه امر به معروف و نهي از منکر و فرموده علي و پيغمبر (صلوات الله عليهما) يعني النصيحه للامرا انجام گرفته است و حالا هم چيزي خارج و خلاف قانون اساسي و مصلحت کشورمان نميخواهيم و در انتخابات انگيزه شخصي و گروهي نداشته و به مصلحت مملكت و حقوق مردم نظري داشته و تحقق شعارهاي انقلاب و سعادت ايران را در گروي آن ميدانيم. توصيههاي موکد و بجاي امام را که «تواصوا بالصبر و تواصوا بالمرحمه» قرآن است با جان و دل خريدار بوده انشاالله مانند گذشته رعايت خواهيم کرد.
درود و دعاي ما نثارارواح شهداء، تقديم رزمندگان جبهههاي دفاع از حق و از ايران، به خدمتگزاران كشور و به تمام ملت عزيز ايران از وضيع تا شريف.
والسلام علينا و علي عبادالله الصالحين
نهضت آزادي ايران
آبانماه 1362
(1) فتح/ 28 و 29ـ هوالذي ارسل رسوله بالهدي و دين الحق ليظهره علي الدين كله و كفي بالله شهيدا محمد رسول الله والذين معه اشداء علي الكفار رحماء بينهم تريهم ركعاً سجداً يبتغون فضلاً من الله و رضواناً سيماهم في وجوههم من اثر السجود ذلك مثلهم في التوريه و مثلهم في الانجيل كزرع اخرج شطئه فارزه فاستغلظ فاستوي علي سوقه يعجب الزراع ليغيظ بهم الكفار
قسمتي از سخنان حجت الاسلام هاشمي رفسنجاني در نمازجمعه 4/8/62
آمريکا ميخواهد انقلاب نيكاراگوئه را نابود کند، بهانهجويي ميکند. مساله خليج فارس را مطرح ميکند. مسائل ديگر را مطرح ميکند براي اينکه در دنيا بحران درست کند. افکار عمومي را آماده کند براي تجاوز. اينها امروز چند نوع هجوم عليه ما شروع کردند. يک هجوم همين تروريستي بود که عرض کردم. يک هجوم تبليغاتي در داخل کشور ما شروع کردند و البته نميخواهم بگويم آنهايي که اين روزها اين حرکت را کردند آمريکايي هستند. ولي در جهت خواست آمريکا است. آمدند حرکت راهانداختند يک مظلومنمايي شبيه مظلومنمايي امريکا در گرانادا و در لبنان. آمدند گفتند که ما ميخواهيم سمينار تأمين آزادي انتخابات درست کنيم. حالا ما هنوز 6ـ7 ماه داريم تا برسيم به انتخابات حالا که تبليغات انتخابات نيست آزادي انتخابات تأمين نيست. آنها ميخواهند تأمين بکنند. خيلي خوب از وزارت کشور نرفتند اجازه بگيرند تا اينکه اعلانش را پخش کنند که وزارت کشور را در مقابل عمل انجام شده قرار بدهند. وقتي که اين کار را کردند وزير کشور هم به حق گفت نه. سمينار معنايش اين است که يک عدهاي را دعوت کنيد بيايند توي جلسه بنشينند مثل هميشه که هر شب سمينار داريد. ما منع نميکنيم سمينار اجازه نميخواهد. ميتينگ اجازه ميخواهد و الان ميتينگ را هنوز اجازه نميدهيم. چون موقع انتخاب نشده است. با همين کارهايشان مردم را تحريک کردند مردم هم ريختند آنجا. البته من تأييد نميکنم که مردم بروند، خود ما عاجز نيستيم ميتوانيم جلوي آن را بگيريم، مردم رفتند. حالا ديگر اين مردم ما از اول اينطور بودند. ما از روز اول کارهايمان را خود مردم جلو ميرفتند و انجام ميدادند حالا ديگر دولت مسلط است و نياز زيادي نيست ولي ما ديگر به مردم اينقدر هم نميتوانيم زور بگوييم. ولي به هرحال رفتند و آنها هم آمدند در مجلس و از تريبون آزاد مجلس يک مصيبت نامهاي خواندند و ديديد که چه خواندند. دروغ گفتند. گفتند 300 نفر مسلح آمد. نعوذبالله که آدم اينقدر کج باشد. ما تريبون آزاد و پخش مستقيم در اختيارش بگذاريم او بيايد دروغ بگويد و بگويد 300 تا مسلح ريختند و سمينار را بهم زدند. در حالي که حضار قصد شعار عليه سردمداران جريانات اخير را داشتند. حجت الاسلام رفسنجاني خواهش کردند که شعار ندهند) و گفت: استحقاق مرگ را ندارد و من اين حرفها را جهت روشن شدن شما ميگويم. من جزو دلسوزان اينها هستم. اينها سوابق دارند و ما دلمان ميخواهد تا آخر با ما باشند. اما من اين را نصيحت ميکنم به آنها به خانوادههايشان نصيحت ميکنم که جلوي اينها را بگيرند. اينها دارند اشتباه ميکنند اينها کارشان به جايي ميرسد که فردا مثل محارب در مقابل جمهوري اسلامي قرار بگيرند. اينجور که شروع کردند همهاش توطئه است با توطئه که آدم نميتواند کار بکند. آمدند در مجلس دروغ گفتند که 300 نفر مسلح ريختند و آنجا را به هم زدند والله اينجور نبوده. مسلحين رفته بودند اينها را نجات بدهند. من نميدانم حالا توي مردم مسلح بوده يا نبوده اما مردم بودند، مردم حزب الله بودند. بعد آقايان رفتند اينها را نجات دادند و آنها را بردند. خوب مردم هم آنجا درگير شده بودند با اينها حالا من نميخواهم باز هم بگويم مردم کار خوبي کردند. آنرا قبلا گفتم با اينکه اين دروغ را بطور آزاد در مجلس گفت و من مجلس را کنترل کردم که ده تا دوازده دقيقه ايشان حرف زد هر چه من اخطار ميکردم چراغ قرمز ميکردم ايشان ول نميکرد. خوب ديگر حوصله مجلسيها سر رفته بود تا حد قانونياش همه تحمل کردند. وقتي که از حد قانونياش گذشت يکي از آقايان آمد آنجا که البته من اين کار او را هم قبول ندارم. منتهي من متوجه نشدم آمد نزديک يک وقت ديدم ايشان را ميخواهد از پشت تريبون پايين بياورد. پشت تريبون هم آنجا يک مظلوم نمايي جديدي مثل همين آمريکاييها که چرا ما را ميزنيد، حالا، اين آقا داشت او را ميزد. من ديدم دستش رفته بود عمامه آن آقا را بردارد اما ميگفت چرا ما را ميزنيد براي اينکه توي مردم بگويند در مجلس ما را دارند ميزنند. اين که درست نيست. اگر آدم بخواهد اينجور مبارزه بکند. شما با کي اينجور مبارزه ميکنيد؟ با جمهوري اسلامي؟ با امام؟ با مجلس؟ اينجور که شما گفتيد توي مجلس ما را ميزنند اگر جا ميافتاد و مجلس بدنام ميشد براي شما خوب بود؟ اين خون شهداست ما که نميخواهيم شما اينطور بشويد ما ميخواهيم شما اگر گروه مخالف سياسي هم هستيد و مخالف ما هستيد باشيد. اختلاف نظر آزاد است ميتوانيد با ما اختلاف داشته باشيد. ولي اين طور نکنيد. آدم اين طور برخورد نميکند. اگر شهرت ميخواهيد شما مشهور هستيد اينجور شهرتها به درد شما نميخورد، اينها به درد برادر حاتم طائي ميخورده وقتي که ديد برادرش آن همه معروف شده گاهي ميرفت خرج کند مادرش گفت تو خرج نکن، تو نميتواني، تو بچه هم که بودي شير از پستان من ميخوردي با او فرق داشتي، او وقتي که شير ميخورد بچهاي ديگر ميآمد ميرفت عقب تا آن بچه شير بخورد تو وقتي ميديدي بچه ديگري ميآيد بر پستان ديگر من هم دست ميگذاشتي تا او نخورد. شماها ميخواهيد با بدنام کردن انقلاب با علامت گذاشتن روي انتخابات پيش ببريد. برادران، به خدا ما مايليم که با هم باشيم کار بکنيم دليلش هم حسن نيتمان است که اول بار اين حکومت را با همه چيزش دست شماها داديم و همان روز هم شما به حزب جمهوري که مخلصانه براي انقلاب کار ميکرد و هيچ پستي در اختيارش نبود ميگفتيد حزب حاکم و کم کاري خودتان را به گردن او ميانداختيد. حالا آمديد رسيديد به اينجا. انتخابات آزاد است. آزاد است هزار بار بگوييد. انتخابات گذشته را هم گفتند آزاد نبوده. خوب شما مردم ميدانيد البته ممکن است ما روحانيون بيشتر بتوانيم تبليغ بکنيم. ما مسجد داريم ما زبان داريم ما تو نمازجمعه حرف ميزنيم و همه جور ميتوانيم بيشتر تبليغ بکنيم. روحانيت بيشتر ميتواند تبليغ بکند. خودتان يادتان هست آن موقعها که ميخواستيم انتخابات شورا بکنيم در انقلاب شما ميگفتيد به روحانيون بگوييد کانديد نشوند چون اينها اگر کانديد شدند رأي مياورند و ديگران رأي نميآورند. شما اين حرف را هميشه با صراحت به ما ميزديد. ميخواستيد اين شرط را بگذاريد که بيشتر از يک روحاني در جمعيت فلان نباشد. اين در پيشنويسها هست اين را جزو شرايط قانوني ميخواستند بگذارند، بخاطر اينکه ميدانستند اينها رأي خواهند آورد. خوب اين انتخابات آزاد امروز اگر يک روحاني کانديد بشود رأي ميآورد يا اگر روحانيت کسي را تاييد بکند رأي ميآورد. شما اينجور انتخابات آزاد را ميگوييد ناآزاد. انتخابات آزاد است. ما نياز نداريم به خفقان. اگر نياز داشتيم و انقلاب ايجاب ميکرد هيچ ابايي نداشتيم براي ما انقلاب اصل است و امام و اسلام. اگر اين انقلاب روزي نياز به خفقان پيدا کرد خفقان پيش ميآوريم. اما امروز ايجاب نکرده. هنوز ملت ما و اکثريت مردم که رأيشان دمکراسي ميسازد. اينها با انقلابند. بنابراين چه نيازي هست چرا اينطور برخورد ميکنيد با همه.
بياييد از اين به بعد اينجوري نکنيد. من شما را به عنوان برادران گذشتهمان نصيحت ميکنم و ميخواهم که با هم کارتان را انجام بدهيد. شما را متهم نميکنيم که آمريکايي هستيد. ما شما را متهم نميکنيم به يک معنايي بيدين هستيد اختلاف نظر داريد. اختلاف نظرتان را مثل بقيه انجام کنيد و نرسيد به جايي که همه همت اين باشد که جمهوري اسلامي را بدنام بکنيد. اين خواست آمريکاست، آمريکا دارد اين کار را ميکند. صدام به ما موشک ميزند و اين کار شما اينطور است که آدم وقتي قدري باز بکند ميبينيد مطلب يکي است. وقتي که صدام ديد شهر پنجوين را ما داريم ميگيريم دستور داد 6 گردان مهندسيشان از جبهه آمدند توي شهر و شهر را منفجر کردند و اکثر شهر را خراب کردند. حالا ما که گرفتيم خبرنگاران ميروند ميبينند که چه کردند آنجا را تا بعد مظلومنمايي بکنند. خوب وقتي که شما از پشت تريبون داد ميزنيد که چرا ميزنيد عين کار صدام است كه آنجا را خراب ميکند و ميگويد خراب كردند. يك قدري باز كنيد همين است. مثل كار آمريكاست كه وقتي كه مقرشان به خاطر ظلمي كه خودش كرده منفجر ميشود ميخواهد به پاي جمهوري اسلامي بنويسد. جمهوري اسلامي امروز مظلومترين نهادها و مظلومترين كشورهاي دنيا است كه همه شروع كردهاند براي تبليغات عليه ما، فرانسه سوپراتاندارد ميدهد كه خليجفارس را از حيثيت بيندازد. بعد بگويند ما بستيم. صدام ميزند چاه را خراب ميكند براي اينکه محيط زيست را خراب کند بعد به پاي ما ميبندند. ما ميرويم چاه خراب شده را ميبنديم باز به نام ما بچههاي ما را اينطور شهيد و مجروح ميکنند باز هم صحبت از اين ميکنند که ايران جنگطلب است. يک حمله تبليغاتي، ما ديگر از داخل توقع نداريم و از دوستان ديروزمان و کساني که نميخواهيم در مقابل هم باشيم و ميخواهيم با هم کار بکنيم توقع نداريم که اينطور رفتار بکنند…
