نامه به اعضاي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تبريز
”اي آزادي، كه در چنگ استبداد به اسارت افتادي، كاش ميتوانستم قفست را بشكنم و تو را در فضاي پاك بي ديوار پرواز دهم اما مرا نيز به بند كشيدهاند نميداني چه كردهاند… نميداني چه ميكنند.“
(دكتر شريعتي)(1)
اعضاي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تبريز
پس از سلام،
اطلاعيه اخير در مورد مراسم بزرگداشت معلم دلسوز شريعتي، بهانهاي براي اظهار درددلي كوتاه شد، ظاهراً تأثير سفارشهاي پيگير شريعتي بر تحمل عقيده مخالف و آزادي افكار آنقدر هست كه دانشجويان كلام يكديگر را تحمل كرده و با سعه صدر به ارزيابي بنشينند.
سخن از وقايع روز 26 خرداد ماه سال جاري است كه براي بزرگداشت خاطره مرحوم دكتر شريعتي عدهاي از دانشجويان مسلمان آن دانشگاه از استاد دكتر توسلي كه سابقه همكاري نزديك با مرحوم شريعتي دارد، دعوت به عمل ميآورند تا پيرامون نقش و افكار آن مرحوم سخنراني كند. در آن روز از طرفي عدهاي ديگر كه خود را اعضاي انجمن اسلامي معرفي ميكنند، با ايجاد اخلال و عليرغم اعتراض صدها نفر دانشجوي ديگر كه براي استماع سخنراني مذكور در محل استاديوم روباز حضور يافته بودند، از اجراي برنامه بزرگداشت دكتر شريعتي جلوگيري ميشود و يكي از دانشجويان دعوتكننده دستگير ميگردد. در اطلاعيهاي كه به اين مناسبت قبل از آن روز از طرف انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تبريز منتشر ميشود، ضمن تجليل و گراميداشت دكتر شريعتي، گناه نا بخشودني! برگزاري اين جلسه را به گردن نهضت آزادي گذارده اظهار ميدارند:
”… از حزباللهيان دانشگاه اعم از اساتيد و دانشجويان انتظار ميرود كه در عين تجليل و بزرگداشت از مقام شامخ اين دلسوختة اسلام از طريق مقالات و برگزاري سمينارها… فرصت هرگونه فرصتطلبي را از مغرضان و گروههاي ضد انقلاب بخصوص ليبرالها كه مصداق عيني آنها نهضت به اصطلاح آزادي است سلب نمود…“
در مورد اتهام اخير جاي بحثي نيست، چرا كه شما خود بهتر از هركس ميدانيد كه واژه ”فرصت طلبي“ به كسي اطلاق ميشود كه هم رنگ جماعت شده در مسير جريان متلاطم از فرصتها سود جسته، از آب گلآلود ماهي بگيرد، براي نهضت آزادي بسيار آسانتر بود اگر به جاي اداي فريضه امر به معروف و نهي از منكر در اين ورطه ”سكوت و يأس“ با تمام محدوديتهاي مادي، تحمل ارعاب و تهديد و آزار روحي و جسمي، در مسير رود شنا ميكرد و همگام با بقيه شعار عافيت سر ميداد و يا حداقل به خيل نظارهگران خموش و بيتفاوت مبهوت ميپيوست. واضح است كه واژه ”فرصتطلب“ را در جاي ناصحيح به كار گرفتهايد.
اما هزار نكته باريكتر ز مو در تاريخ دانشگاه و انجمنهاي اسلامي مستتر است. به نظر ميرسد كه اعضاي آن انجمن اسلامي به كلي با گذشته قطع رابطه كرده و يا آن را به وادي فراموشي سپردهاند بيترديد درخت جامعه و سازمانهاي اجتماعي مانند انجمنهاي اسلامي ريشه در تاريخ و شاخه در آينده دارند، چگونه ميتوانيم بدون شناخت ريشهها، و باغبانان اين نهال، شاخهها را به مسير تعالي هدايت كنيم؟
از سال 1317 كه اولين بذر دانشگاه در خاك اين سرزمين كاشته شد، حركتهاي ماركسيستي و تجددطلبي غربي سربرآورند و به موازات آن جريانهاي اسلامي و ملي در دانشگاه شكل گرفت و رفته رفته دريائي از گرايشهاي گوناگون اعم از تودهايها و بهائيت، خلاء انجمنهاي اسلامي را در صحنه دانشگاه براي جوانان مسلمان آشكار ساخت. ”1321“ سال تولد اولين انجمن اسلامي دانشجويان در دانشكده پزشكي تهران بود، در همين زمان و حتي پس از كودتاي 28 مرداد و تشكيل نهضت مقاومت ملي، نقش علما و استاداني چون، مرحوم آيت ا… طالقاني، مهندس بازرگان و دكتر سحابي در شكلگيري و هدايت انجمنهاي اسلامي دانشجويان به اقرار دوست و دشمن انكارناپذير است. به طوري كه انجمنهاي اسلامي يكي پس از ديگري تولد يافتند، انجمن اسلامي مهندسين در سال 36، جامعه اسلامي معلمين در سال 38، انجمن اسلامي پزشكان و متعاقب آن در همه دانشگاهها چنين رشدي رو به افزايش گذاشت، در آن زمان برجستهترين اعضاي مؤسس انجمنهاي اسلامي مهندسين و معلمين را افرادي چون مرحوم آيتا… طالقاني ـ مهندس بازرگان ـ دكتر سحابي و شهيد مطهري و دكتر توسلي تشكيل ميدادند.
با تأسيس نهضت آزادي در ارديبهشت سال 40 كه مؤسسين آن عموماً همان تأسيسكنندگان و اعضاي فعال در انجمنهاي اسلامي بودند، حركتهاي دانشجوئي وارد مرحله تازهاي شد. در اين زمينه و بخصوص حركتهاي اسلامي خارج كشور، مطالب بسيار ميتوان گفت كه در اين مقال نميگنجد و مثنوي هفتاد من كاغذ ميشود.(2)
سخن در مورد شريعتي است، همكاري شريعتي با انجمنهاي اسلامي و جهت و محتوي دادن به حركت اسلامي دانشجويان و بالاخره پايهگذاري نهضت آزادي ايران در خارج از كشور و سرانجام حركت فرهنگي گسترده وي كه عامل مهمي در زمينهسازي انقلاب اسلامي بود بر همگان روشن است. مايه شگفتي است كه دكتر شريعتي كه چنين رابطه نزديكي با نهضت و مخصوصاً مهندس بازرگان دارد و كتب اعتقادي او را زيربناي فكري جوانان ميداند و تحقيق راجع به ”سير تحول قرآن“ را در حد نظريه نيوتون و گاليله قلمداد ميكند(3) و تا آخرين روزها خود را شاگرد و پيرو او ميداند، به نظر شما از نهضت بيگانه بود و در تقسيمبندي ذهني شما امروز نهضت آزادي با سوءاستفاده از نام شريعتي سعي در انحراف افكار دارد.
در مورد حادثه اخير لازم ميدانيم چند كلمهاي راجع به دوست و همفكر مرحوم شريعتي بنويسيم، دكتر توسلي كه خود از اولين بنيانگذاران انجمن اسلامي معلمين است در مشهد همراه مرحوم شريعتي به فعاليت ميپردازد، با فاصله 2 سال هر دو نفر به عنوان شاگردان ممتاز توسط دانشگاه جهت ادامه تحصيل به خارج اعزام ميشوند، در خارج، در يك دانشگاه و يك رشته، درس ميخوانند و حتي در يك اتاق زندگي ميكنند. با كمك هم روزنامه منتشر ميسازند. پس از مراجعت به ايران نيز همكاري نزديك داشتهاند و دكتر شريعتي در كتب و سخنرانيهايش از او تجليل كرده است. آيا يك هم كلاسي، هم فكر و همراه قديمي نميتواند بيانگر نظريات شريعتي باشد؟ جلوگيري از سخنراني او كه به دعوت عدهاي از دانشجويان مسلمان همان دانشگاه براي بزرگداشت دكتر شريعتي در سالروز درگذشت او صورت گرفته است چه مفهومي جز تنگنظري و بيانصافي دارد؟ آن روز شريعتي داد از آزادي افكار و تحمل عقيده مخالف و رخنه ”عقده“ در عقيده داشت، سخني كه از دل برميخواست به اميد آنكه بر دل نشيند. اما امروز، شما كه خود به تجليل از وي اطلاعيه مينگاريد قدرت تحمل نيم ساعت صحبت دوست و هم فكرش را نداشتيد و با هو و جنجال و مزاحمت كه دور از مرام دانشجوئي و فرهنگ دانشگاهي است مانع صحبت وي شديد و بدينوسيله مهماننوازي كرديد! براستي اگر خود آن مرحوم امروز حاضر بود آيا در جمع شما آزادي سخن گفتن داشت؟
چو پردهدار به شمشير ميزند همه را كسي مقيم حريم حرم نخواهد ماند!
گذشته از اينها بايد پرسيد شما كه با اين اعمال و نظائر آن نشان ميدهيد كه داراي وجه مشتركي با تفكر آزادمنشانه شريعتي نيستيد، چرا خود را در عذاب افكنده، رنج تجليل و بزرگداشت او را بر خود هموار ميسازيد. مطمئناً اين يك بام و دو هوا كه نوعي دوگانگي است بر كسي پوشيده نخواهد ماند.
چندي قبل دوستان شما در انجمن اسلامي دانشكده ادبيات طي اطلاعيهاي تحت عنوان مسئول كيست و مسئوليت چيست؟ خطاب به رئيس دانشگاه مينويسند:
”سايه شوم سكوت و ندانمكاري بر دانشگاه سايه افكنده اگر قبول نداريد بنگريد“.
به آنها ميگوئيم: يكي از علل آن را در حادثه مربوط به بزرگداشت دكتر شريعتي جستجو كنند تا هنگامي كه تعصب بيمورد و تنگنظر و انحصارطلبي هست سكوت شوم سايهگستر است و اين درسي است كه از تاريخ آموختهايم.
پيشرفتهاي قرنهاي چهارم و پنجم هجري كه از درختان قوي ادوار تاريخ پس از اسلام است، به گواه تاريخ مرهون آزادي اجتماعي، حيات بحث و مناظره و حريت افكار است.
مسلماً ممانعت از آزادي بيان و سخنراني يك استاد مسلمان در مهد آزادي فكر و عقيده وسكوت در برابر دستگيري ناحق و غيرقانوني يكي از دانشجويان مسلمان و معتقد به آزادي و ارزشهاي والاي اسلامي نه تنها با نظرات دكتر شريعتي، بلكه اساساً با موازين و ضوابط و تربيت اسلامي مغايرت دارد.
علاوه بر آن در شرايط اجتماعي ويژهاي كه آيت الله منتظري به صراحت اظهار ميدارند:
”نبايد تنگ نظري كرد و دست به كارهاي ناشايسته و خلاف مصلحت انقلاب و كشور زد… اگر فرضاً جناحي فكر من و شما را هم قبول ندارد ولي به اسلام و انقلاب اعتقاد دارد بگذاريد حرفش را بگويد و در روزنامهها بنويسيد مزاحمت برايشان درست نكنيد… اين كه عده اي بريزند و افراد را بزنند كار درستي نيست و ممكن است به هرج و مرج كشيده شود“ (جمهوري اسلامي 26/3/65)
اين اعمال آن هم در صحن مقدس دانشگاه چگونه قابل توجيه و يا تفسير ميباشد.
دوستان، ”انحصار“ و ”آزادي“ اگر در هر مكتبي به ظاهر قابل جمع باشد، در اسلام نيست! با يك دست نميتوانيد اين هردو را بلند كنيد. شايد اگر اوراق و دفتر از وقايع و داوريهاي گذشته بشوئيد، توكل به خدا كنيد و تحمل افكار مخالف بنمائيد، در پرتو اين مباحث، جويبار مهر و رفاقت اين تشتت و تفرق را التيام بخشد.
دانشجويان نهضت آزادي ايران
5 تير ماه 1365
(1) خجسته آزادي صفحه 126
(2) براي اطلاعات بيشتر به نشريه ”تحليل پيرامون ـ دانشگاه قبل و بعد از انقلاب“ ”پيك نهضت شماره 34“ از انتشارات نهضت آزادي ايران مراجعه شود
(3) نامه دكتر شريعتي به مهندس عبدالعلي بازرگان درباره كتاب سير تحول قرآن ـ سال 1357
