نامه به رئيس جمهور ممالك متحده آمريكا و درخواست عدم دخالت عليه ملت ايران
بتاريخ 14/9/1357
حضرت پرزيدنت كارتر
رئيس جمهور ممالك متحده آمريكا
شما اعلاميه ها و اظهار نظرهاي متعددي درباره رژيم حاضر ايران و عمليات شاهنشاه در ظرف دو سال اخير صادر كرده ايد كه غالب آنها محتوي سه يا چهار نكته از مطالب ذيل بوده است:
1- تائيد و تشويق از اقدامات شاه درجهت اعمال قدرت نظامي
2- تاكيد و توصيه برنامه آزاديبخشي (Liberalisation ) و رعايت حقوق بشر در ايران
3- عدم قصد مداخله در امور داخلي كشورهاي ديگر
4- علاقه دولت آمريكا بر وجود نظم در ايران و نيرومندي دولت بمنظور ثبات و صلح منطقه و حفظ منافع آمريكا
در مورد مطلب آخر ما ايراد اصولي نداريم، شما در برابر هموطنان و انتخاب كنندگان خود مسئول بوده طبيعي است كه از منافعشان دفاع كنيد، از اين بابت هم كه ميان منافع ما و شما چه تناقض يا چه امكان توافق وجود دارد صحبتي نمي نمائيم. مسئله سياسي است و خارج از اساسنامه حقوق بشر.
درمورد مطلب سوم اعتراض نداشته تشكر ميكنيم به شرط آنكه واقعيت و حقيقت داشته و گفتار با كردار تطبيق نمايد.
مطلب دوم و تاكيدهاي مكرر شما مبني بر ادامه برنامه هاي آزاديبخشي و دموكراسي درايران البته مورد استقبال است.
پافشاري براي اجراي حقوق بشر عاملي بوده كه در بروز و تحول اوضاع دو ساله اخير كشور ما تاثير بسزا داشته است و همين مطلب به جمعيت ما اجازه داده است كه با شما مكاتبه كنيم.
نظربه اينكه رعايت حقوق بشر و نظارت بر اجراي آن تعهدي است كه دولتهاي جهان از جمله ايران و آمريكا بگردن گرفته اند ايراد به جمعيت ما، نه از نظر اتيكت سياسي و رسوم ديپلماسي و نه از جهت مقررات داخلي، واردنخواهد بود كه با شخصيتي مثل شما در زمينه حقوق بشري ملت خودمان مكاتبه و بحث بنمائيم.
اما مطلب اول:
اگر تائي و تشويقهاي شما بصورت كلي در حدود تشريفات ديپلماتيك و تعارفات دوستانه بود جا داشت ملت و دولت ايران نسبت به چنين احساسات سپاسگزار باشند، اما در موقعي دست حمايت شما به پشت شاه ايران گذارده شده است كه ايشان دست به شديدترين اقدامات نظامي ضد آزادي و دموكراسي، ضدقانون اساسي و ضد حقوق بشري عليه ملت ايران ميزده است، به اين ترتيب مطلب اول در جهت خلاف مطلب دوم رخ داده و رياست جمهوري آمريكا هربار حق كشي و اهانت غير قابل گذشت نسبت به ملت ايران روا داشته اند.
چنان نيز نبوده است كه قضيه به يك تعارف سياسي ختم شده باشد بلكه پادشاه ايران در تبليغات داخلي و خارجي براي تحكيم موضع سياسي خود و در تشديد آدم كشي، و خشونت حداكثر بهر ه برداري را از اعلاميه هاي حساب شده آن حضرت كرده اند.
بطور نمونه ميتوانيم دو ملاقات شمارا با شاه در واشنگتن و تهران ذكر كنيم و اعلاميه و مكالمه بعد از برقراري حكومت نظامي در 13 شهر ايران و روي كار آمدن اخير دولت نظامي را مثال بياوريم.
شودهد و موارد فوق به ملت ايران اجازه ميدهد از خود بپرسد حضرت رئيس جمهور آمريكا چه داعي دارد كه منظماٌ و در لحظات حساس عمليات پادشاهي را كه خودش در پيام به ملت اقرار كرده در تمام دوران سلطنت برخلاف قانون اساسي عمل مينموده، استبداد مطلق در كشور برقرار كرده، حزب واحد اجباري تاسيس نموده و دراثر مديريت غلط و فساد عجيب دستگاه دولت زير فرمان، عليرغم ادعاي اصلاحات و تمدن بزرگ، اقتصاد مملكت و زندگي مردم را به نيستي كشانده است، صحه بگذارند و نمك بر زخم مردم ايران بپاشند.
اخراج ها و محاكمات كساني كه تا ديروز به دستور و انتخاب شاه در عاليترين و حساسترين پست ها گماشته شده بودند آيا گواه روشن بر جنايات عمدي گذشته و امكان تكرار در آينده نيست و بطور غير مستقيم هم كه باشد شائبه شريك جرم بودن براي سياست آمريكا را بوجود نمي آورد؟
هموطنان ما از خود ميپرسند چرا رئيس جمهور كشور دموكراتيك نيرومندي به جنبش آزاديخواهي و استقلال ملتي كه از پايه گذاران فرهنگ و تمدن جهان است و دنيا ناظر و تحسين كننده قيام حق طلبانه او ميباشد رنگ تعصب و عقب ماندگي يا ضديت با تمدن و دموكراسي ميدهدو به غلط تصور و اعلام مينمايدكه چون اصلاحات و تجدد خواهي شاه مافوق ظرفيت مردم بود چنين واكنشها ظاهر گرديده است؟ آيا چنين طرز فكر و اظهار و اصرار توهين به ملت ايران نيست؟
آيا تظاهرات و تجمع هاي عظيم و مكرر مردم پايتخت و شهرستانها و بازار بنديهاي سراسر ايران طبيعي ترين ومعني دارترين رفراندم ملي عليه نظام حاكم نبايد تلقي شود؟
آيا پيوند محكمي راكه ميان مدرسه و مسجد و بازار و كوچه از يكسال ونيم پيش برقرار شده و اخيراٌ اداره و كارخانه به آن پيوسته اند بايد به رجاله ها و فريب خوردگان نسبت داد؟
آيا نبايد ملت ايران را مشمول اعلاميه جهاني حقوق بشر دانسته به او حق داد نظام حكومتي دلخواه خود را انتخاب نمايد؟
سياست كشتار و آزار و برنامه هاي نظامي شاه ايران از نظر شما حفظ نظم و امنيت و نظم داخلي كشور و دفاع از منافع خارجيان است ولي از نظر ملت ايران و بنا به واقعيت هاي ملموس، يعني بيرحمانه چتربازان دولتي و كوبيدن و كشتن دانشجويان دختر و پسر كه به گردش كوهستاني ميروند، زنده آتش زدن / 600 نفر تماشاچي سينما، تيراندازي و تجاوزهاي ناگفتني و قتل و عام مردان و زنان نمازگزار يا در حال استماع موعظه در مساجد و اماكن مقدس مذهبي، كشتار از هوا و زمين بيش از / 4000 نفر زن و مرد در يك ميدان پايتخت، برهم زدن آرامش و امنيت و كشتن و سوزاندن بيدريغ مردم و مغازه ها در تك تك شهرها. . . . .!
اما مسئله منافع اقتصادي و سياسي منطقه اي دولت آمريكا و احتراز از سقوط ايران در دام بلوك مخالف، آيا حتماٌ و صرفاٌ درسايه حكومت استبدادي دشمن حقوق بشري تامين ميشود؟ درجاهاي ديگر دنيا كه حكومت هاي ملي و قانوني دارند آيا استقلال سياسي آنها و منافع و حقوق حقه همسايگان و بيگانگان پايمال ميشود؟
بديهي است كه اين جمعيت از حضرت رئيس جمهور آمريكا نميخواهد كه براي دفاع از حقوق مرم ايران در امور مملكت ما دخالت نمايند، بلكه ميخواهيم با بيان وبا سياست خود تقويت و دخالت عليه ملت ايران نفرمايند.
هيئت اجرائي جمعيت ايراني دفاع از آزادي حقوق بشر
امضاء: مهندس مهدي بازرگان
