نامه به رئيس جمهور و استيفای حقوق و آزادي‌های ملت تاريخ: ٣١/٦/٧٢

title

شماره : 1462

تاريـخ : 31/6/72

نامه به رئيس جمهور و استيفاي حقوق و آزادي‌هاي ملت

جناب آقاي رئيس جمهور

با سلام، جنابعالي پس از چهار
سال دوران رياست جمهوري بار ديگر به اين سمت انتخاب و در تاريخ دوازدهم
مرداد ماه سال جاري در مجلس شوراي اسلامي به خداوند سوگند خورديد كه:


« از هرگونه خودكامگي بپرهيزم و از آزادي و حرمت اشخاص و حقوقي كه
قانون اساسي براي ملت شناخته است حمايت كنم….»

علاوه بر اين، جنابعالي در
سخنان خود هنگام برگزاري مراسم تحليف و در خطبه‌هاي نماز جمعه و در
ساير فرصت‌ها و برنامه‌هاي راديو و تلويزيون از پيشرفت و موفقيت دولت
در اجراي برنامه‌هاي وعده داده شده و از توسعه و رفاه عمومي صحبت كرديد
كه با حقايق ملموس و آمارهاي منتشر شده از طرف نهادهاي دولتي هم مطابقت
ندارد و جاي بحث و گفتگوي فراوان دارد. علاوه بر آن، جنابعالي در مورد
حقوق و آزادي‌هاي فردي و اجتماعي، مطالبي را ايراد نموده‌ايد كه لازم
دانستيم به حكم وظيفه شرعي و مسئوليت‌هاي اجتماعي، حقايقي را به اطلاع
جنابعالي و ملت شريف ايران برسانيم.


   1ـ در مورد حقوق و آزادي‌‌هاي اساسي ملت كه در فصل سوم قانون اساسي
به تفصيل آمده است جز نام و نشان اثري نمانده است. به قول معروف با
حلوا حلوا گفتن دهان شيرين نمي‌‌شود. احزاب و گروههاي سياسي مخالف
اجازه و امكان هيچگونه فعاليتي ندارند. عدم تحمل مخالفين، حتي گروههاي
درون حاكميت را نيز شامل شده است.


   مخالفين منفرد هيچ امكان براي بيان نظرات و يا نوشتن آنها را
ندارند. بنابراين، يا خانه‌نشين و خاموشند و يا با پذيرش هرگونه خطر و
محدوديت نامه‌اي نوشته و در سطح محدود توزيع مي‌كنند.


   تشكل‌هاي حزبي نيز علي‌رغم وجود قانون و آئين‌نامه اجرائي، اجازه
فعاليت قانوني نيافته و همچنان در بلاتكليفي به سر مي‌برند. توقيف
دفتر، عدم اجازه انتشار روزنامه، ضرب و جرح اعضا و علاقه‌مندان در
جلسات سخنراني، بازداشت و زنداني كردن غير قانوني اعضا و مديران، احضار
اعضا و طرفداران در تهران و شهرستانها و تهديد و تطميع آنها، منع ادامه
تحصيل، لغو پروانه كسب، ايجاد محدوديت شغلي براي اعضا و مهمتر از همه
عدم صدور پروانه فعاليت قسمتي از عملكرد حكومت جنابعالي با نهضت آزادي
ايران است.


   2ـ در مورد مطبوعات، پس از مدتها كه فقط مطبوعات دولتي در كشور
اجازه انتشار داشته‌اند چند مجله نسبتاً آزاد منتشر شده‌اند كه هراز
گاهي در مطبوعات دولتي مورد انواع و اقسام هتك حرمت و حيثيت واقع شده،
مديران آنها توسط ارگانهاي رسمي و غيررسمي تهديد يا احضار مي‌شوند و
وقتي كه يكي از آنها اندكي ناپرهيزي كرده و مطالب جدي سياسي مخالف ميل
و سليقه مديران منتشر كند بر سرش همان مي‌آيد كه بر سر مجله كيان آمد.
در مطبوعات دولتي به هر كس كه بخواهند بدترين تهمت‌ها و افتراها را
مي‌زنند و حق دفاع نيز به آنها نمي‌‌دهند و حتي از چاپ آگهي تسليت نيز
خودداري مي‌كنند. در حالي كه قانون اساسي و قانون مطبوعات تكليف رسيدگي
به تخلفات مطبوعاتي را روشن ساخته است، دادگاه ويژه روحانيت بر خلاف
قانون در امر مطبوعات دخالت مي‌كند و روزنامه‌ها و مجلات را توقيف
مي‌نمايد. به عنوان نمونه مي‌توان از توقيف نشريه راه مجاهد نام برد.
همين دادگاه، ناشرين بعضي از مطبوعات نظير پيام هاجر و سلام را احضار و
بازجوئي نموده و به آنها اخطار مي‌كند.


   3ـ در مورد رسيدگي به تخلفات سياسي، قانون اساسي صراحت دارد. اما
حاكميت تا كنون اجازه نداده است كه حتي يك نفر متهم سياسي بر طبق اصل
168 قانون اساسي در حضور هيات منصفه محاكمه شود و در حالي كه افراد را
به اتهامات سياسي بازداشت مي‌كنند، وجود زنداني سياسي انكار مي‌شود و
به آنها اجازه داشتن وكيل داده نمي‌‌شود. اخيرا رياست قوه قضائيه، آب
پاكي را روي دست همه ريخت و با صراحت اعلام كرد كه:


   «دادگاههاي انقلاب براي رسيدگي به جرائم سياسي و حفاظت از انقلاب
اسلامي در برابر توطئه‌هاي دشمنان وجود خواهند داشت.» (كيهان 16/5/72)


   4ـ در مورد آزادي نمايندگان در استفاده از تريبون مجلس كه در مراسم
تحليف به آن اشاره نمو‌ده‌ايد، شما مي‌دانيد كه نمايندگاني كه مواضع
انتقادي نسبت به برنامه‌هاي دولت و سياست‌هاي جنابعالي داشته‌اند در
دوره جديد از حضور در مجلس حذف شده‌اند و در اين دوره بيشتر صداي
مداهنه و تملق شنيده مي‌شود و هراز گاهي هم كه نماينده‌اي جرأت كرده و
در داخل يا خارج مجلس سخني عليه حكومت و سياست‌هاي حاكم مطرح مي‌كند
چنان جو سياسي عليه او ساخته مي‌شود كه چاره‌اي جز نوشتن توبه نامه و
سرودن مديحه ندارد. آيا در مجلس نماينده‌اي از احزاب مخالف وجود دارد
كه انتقادي اصولي از برنامه‌هاي دولت داشته باشد و آيا آزادي بيان
ادعائي فقط بايد مختص نمايندگان باشد؟


   در پايان لازم مي‌دانيم از جنابعالي بخواهيم كه از گذشته عبرت
بگيريد و به ملت روي آوريد و به قانون تمكين كنيد و مطمئن باشيد كه اين
دوره نيز مي‌گذرد و آنچه مي‌ماند كارنامه عملكرد شماست در پيشگاه قضاوت
مردم و در دادگاه عدل خداوند. باشد كه اين بار به سوگند خود جداً عمل
كنيد.

نهضت آزادي ايران

31 شهريور 1372