شماره1412
تاريـخ4/8/69
نامه به رئيس جمهور و پيشنهاد اقامه دعوي ايران در دادگاههاي
بينالمللي
عليه فروشندگان سلاحهاي شيمايي به عراق
افحسبتم انما خلقناكم عبثا و انكم الينا لا ترجعون؟(1)
جناب آقاي هاشمي رفسنجاني
رياست محترم جمهوري اسلامي
متاسفيم كه بار ديگر اظهارات
نادرست و اتهامات نارواي جنابعالي ما را وادار كرده است كه نه بخاطر
خودمان بلكه بنا به وظيفه امر به معروف و نهي از منكر كه اصل هشتم
قانون اساسي آن را از وظائف ملت نسبت به دولت دانسته است و براي دفاع
از حق آزادي ملت و خواستههاي انقلاب و با اميد اصلاح و اثر، زبان به
اعتراض و نصيحت بگشائيم. امير مومنان و امام بر حق اولمان فرموده است
ظالم ظلم نكند و مظلوم قبول ظلم ننمايد.
شما در مصاحبه مورخ 15 يا 17 مهرماه جاري با خبرنگار روزنامه
فرانسوي لوموند درباره علت دستگيري امضاكنندگان نامه نودنفري ارديبهشت
ماه گذشته فرمودهايد «سياست جمهوري اسلامي ايران اين نيست كه كسي را
به خاطر اظهارنظر و مخالفت سياسي تحت تعقيب قرار دهد. بيان مسائل
گوناگون از تريبون مجلس شوراي اسلامي به طور آزاد گواه بدين مدعا است.
لكن در مورد ليبرالهائي كه اخيراً دستگير شدهاند كساني بودهاند كه
ماهيت جاسوسي پيدا كردهاند و از آمريكا دستور ميگرفتهاند والا ما
دلمان نميخواست كه آنها بازداشت شوند.»(2)
لازم است با اعتذار تمام متذكر شويم كه هم اظهارنظر و قضاوتتان
برخلاف حقيقت و قانون بوده است و هم ادعا و استدلالهايتان باعث سلب
اعتبار و اعتماد از شما و دولت شده است.
اولاً در مقام رياست جمهوري، به طور دسته جمعي به اشخاصي و به
گونهاي نسبت جاسوسي دادهايد كه در هيچ دادگاه قانوني مورد رسيدگي و
اثبات و محكوميت قرار نگرفته است و خود اين اتهام از نظر فقه اسلامي و
قانون اساسي و بر طبق اصول اخلاقي و حقوق بشر جرم محسوب ميشود. مضافا
به اينكه دخالت رئيس قوه مجريه در قوه قضائيه بوده با اصل 57 قانون
اساسي مباينت آشكار دارد. حتي وزير اطلاعاتتان كه در مصاحبه تلويزيوني
پنجم شهريور ماه گذشته خود را عامل اين اقدام و بازداشتها دانسته است
علت دستگيريها و اتهام آقايان دربند را چيزهاي ديگري غير از جاسوسي
اعلام داشته است. ايشان يقيناً فكر كرده است كه وصله جاسوسي به امثال
صباغيان و اردلان و سحابي و سايرين نميچسبد.
ثانياً در استدلالها و توجيه عملتان، نشانه وجود آزادي در ايران را
«بيان مسائل گوناگون از تريبون مجلس شوراي اسلامي به طور آزاد» ذكر
كردهايد. به خوبي ميدانيد كه آنچه قانون اساسي و اعلاميه حقوق بشر و
همه صاحبنظران غيروابسته، اتفاق كلمه دارند اين است كه غرض از آزاديهاي
سياسي در هر كشور يا نظام جمهوري يا دموكراسي آزادي عقيده و بيان و قلم
و اجتماعات براي عموم افراد ملت است، به ويژه براي احزاب مخالف دولت،
نه آزادي نمايندگان موافق در مجلس. تازه مگر بارها جلوي سئوال و
استيضاح بعضي از وكلا گرفته نشده و به فرموده خودتان «تشر» به آنها
نزدهاند و براي نمايندگاني كه «ناجور» حرف زده يا نوشتهاند دردسرهاي
فراوان ايجاد نكردهاند و نميكنند؟ علاوه بر اين مگر خود انتخابات در
امنيت و در شرايط منطبق با آزاديهاي مصرحه در قانون اساسي صورت
ميگيرد و فعاليتهاي قانوني افراد و جمعيتها و احزاب بدون محدوديت و
ممنوعيت يا مزاحمتهاي شديد امكانپذير بوده است و روزنامه و دفاتر و
وسائل و اعضاء آنها در اشغال غيرقانوني و اشكالات گوناگون نيستند؟
جناب آقاي رئيس جمهور
با شخص جنابعالي و به اخلاق و
اعمالتان كاري نداريم. آنچه ميدانيم و ميگوئيم اين است كه مصاحبه و
بيانات شما به هيچ وجه شايسته مسئوليت و مقامي كه احراز كردهايد
نبوده! فكر ميكنيم رئيس جمهور يك كشور، آنهم رئيس جمهور برخاسته از يك
انقلاب عمومي با شكوه اسلامي و در نظامي كه داعيه احيا و اجراي «اسلامي
ناب محمدي» و رهبري مسلمانان جهان را دارد و قصدش صدور انقلاب و نجات
مستضعفين و محرومين دنيا است. اجازه ندارد كه در گفتار و كردارهاي خود
پا از جاده حقيقت و عدالت و انسانيت بيرون بگذارد و اطاعت از قرآن و
قانون بنمايد، يا در خطبه نماز جمعه تعبير و توهينهاي جاهلانه به كار
برده امر به معروف كنندگان به خود را «اراذل و اوباش» بنامد!
مگر رئيس جمهور در نظام اسلامي مافوق قانون و قرآن و معاف از حرمت و
حدود است؟
مگر رئيس جمهور نبايد با احتراز از كذب و كينه آبروي اسلام و ايران
و انقلاب را حفظ كند؟
مگر افكار عمومي دنيا و مخصوصاً روزنامهاي كه با آن مصاحبه
كردهايد بياطلاع از فقدان آزادي و عدم حاكميت قانون در ايران هستند و
به اظهارات و استدلال شما نخنديدهاند؟
غير از افكار عمومي دنيا آيا در خود ايران اكثريت ملت آگاه از قضايا
نيستند و قضاوت نميكنند؟
بالاي همه اينها آيا خداوند علي عظيم، حاضر و ناظر بر همه چيز نيست؟
*
افسوس كه دادگستري ما دادگستري مستقل و متعهدي نيست كه تجاوزگران به
حقوق مردم و به قانون را در هر مقام كه هستند مورد بازخواست و بازداشت
قرار دهد.
در هر حال ما مثل هميشه تبعيت و تمنا و توكل به درگاه خدا داريم و
مايوس از مشيت و رحمت او و از بيدار شدن وجدان شما نموده اميدواريم اين
دفاع و تذكرها موثر و مقبول واقع گردد.
تهران اول آبان ماه 1369
نهضت آزادي ايران
(1) مومنون 115ـ آيا چنين تصور كردهايد كه شما را بيهوده (و بي
مسئوليت و وظيفه) خلق كردهايم و نزد ما برنميگرديد؟
(2) به نقل از روزنامههاي اطلاعات و ابرار 19/7/69
