نامه به سردبير روزنامه اخبار در مورد اظهارات آقای بادامچيان تاريخ: ٠٩/١١/٧٥

title

شماره: 1581

  تاريخ: 09/11/75

نامه نهضت آزادي به سردبير روزنامه اخبار

سردبيرمحترم روزنامه اخبار

با سلام و با آرزوي توفيق در جلب رضاي حق و خدمت به خلايق

  در شماره مورخ سه‌شنبه 2/11/75 آن روزنامه، آقاي بادامچيان در مصاحبه با خبرنگار روزنامه مطالبي تكراري در مورد نهضت آزادي ايران گفته‌اند كه بي‌اساس مي‌باشد و درخواست مي‌شود بر طبق قانون مطبوعات و مباني اخلاق سياسي در اسلام پاسخ نهضت را به شرح زير در اولين شماره آن روزنامه درج نماييد.

  آقاي بادامچيان در مصاحبه با اخبار گفته‌اند:

ـ «در ايران تشكلي مثل نهضت آزادي در حالي كه مجوز فعاليت ندارد و خودش نيز قبول كرده كه اگر به او مجوز داده نشود فعاليت نكند ولي با تسامح و مداراي مسئولين به صورت غيرقانوني فعاليت مي‌كند كسي هم خيلي با آنها كاري ندارد چرا كه كاري از آنها ساخته نيست بنابراين در كشور ما اينقدر آزادي مي‌باشد كه حتي گروهي مثل نهضت آزادي مشغول فعاليت است منتهي اين گروه چقدر در بين مردم نفوذ دارد طبيعي است كه هيچي و مردم به او توجهي ندارند.

در انتخابات مجلس پنجم به آنها گفته شد كه مي‌توانيد به صورت فردي شركت كنيد نامزد هم شدند ولي ديدند با چهار تا و نصفي رأي آبروي سفره باز نكرده آنها بر باد خواهد رفت بنابراين منصرف شدند و همواره با نهايت آزادي گفتند كه در ايران آزادي نيست و با نهايت آزادي چون مي‌دانستند كسي با آنها كاري ندارد در داخل و خارج مصاحبه مي‌كنند و طبيعي است كه مردم از آنها بدشان مي‌آيد و ناراضي هستند.»

  در جواب بايد بگوييم:

  1ـ فعاليت احزاب سياسي از جمله نهضت آزادي ايران نه در قانون اساسي و نه در قانون احزاب مشروط به كسب پروانه يا مجوز نشده است. احزابي كه نظير نهضت آزادي قبل از انقلاب و قبل از تصويب قانون احزاب تأسيس يافته و فعال بودند، تنها لازم بود اساسنامه خود را با قانون احزاب تطبيق بدهند. بنابراين ادعاي آقاي بادامچيان باطل است.

  2ـ نهضت آزادي ايران توسط هيچ مقام صلاحيت‌دار قضايي غيرقانوني اعلام نشده است. و اين امر توسط شوراي نگهبان در جريان انتخابات دوره پنجم مجلس شوراي اسلامي تأييد گرديده است. بند 3 ماده 30 قانون انتخابات با صراحت مي‌گويد: وابستگان تشكيلاتي به احزاب، سازمان‌ها و گروه‌هايي كه غيرقانوني بودن آنها از طرف مقامات صالحه اعلام شده است، از داوطلب شدن نمايندگي مجلس محرومند. در انتخابات پنجم كانديداهاي نهضت آزادي، با ذكر عضويت خود در نهضت آزادي ثبت‌نام كردند. شوراي نگهبان، در بررسي نهايي، اگرچه صلاحيت عده‌اي از نامزدهاي انتخاباتي نهضت آزادي را بدون ذكر دليل قانوني رد كرد، اما دو نفر آقايان دكتر فريداعلم و مهندس ابوالفضل بازرگان، از اعضاي شوراي مركزي نهضت آزادي را پذيرفت. اين مسئله پيچيده‌اي كه هضم آن حتي براي افرادي نظير آقاي بادامچيان مشكل باشد، نيست. روشن است شوراي نگهبان به اين نكته توجه كرده است كه نامزدهاي عضو نهضت آزادي، مشمول بند 3 ماده 30 قانون انتخابات نمي‌باشند. چرا بعضي‌ها مسائل به اين سادگي را نمي‌توانند درك كنند؟ چرا بايد تعصبات حزبي و گروهي تا اين حد چشم بصيرت افراد را كور كرده باشد؟

  3ـ آقاي بادامچيان درباره علل انصراف نامزدهاي انتخابات دوره پنجم مجلس مدعي شده‌اند كه «چون ديدند با چهار تا و نصفي رأي آبروي سفره باز نكرده آنها بر باد خواهد رفت بنابراين منصرف شدند.»

  نهضت آزادي ايران دلايل انصراف خود را در اسفند ماه گذشته به‌طور كامل براي اطلاع ملت ايران منتشر ساخت. در حالي كه نامزدهاي وابسته به حناح‌هاي حاكميت، از جمله جمعيت مؤتلفه اسلامي حتي قبل از موعد قانوني آزادانه، از راديو، تلويزيون و روزنامه‌هاي رسمي و غيررسمي، به بهانه‌هاي موجه و غيرموجه، تبليغات انتخاباتي مي‌كردند، كميسيون مخصوص وزارت ارشاد مجوز چاپ پوستر انتخاباتي نامزدهاي نهضت آزادي را صادر نكرد، دفتر هماهنگي مساجد، اجازه نداد تا نامزدهاي نهضت در مساجدي كه آمادگي خود را اعلام كرده بودند، صحبت كنند يا وزارت كشور با برگزاري گردهمايي انتخاباتي براي نامزدهاي نهضت موافقت نكرد. به اين ترتيب تمام امكانات و راه‌هاي تبليغ انتخاباتي به روي نامزدهاي نهضت آزادي را بستند. در آخرين لحظه مأمورين انتظامي به كنفرانس مطبوعاتي نهضت آزادي كه براي اعلام نظرات و مواضع تشكيل يافته بود، يورش بردند و آن را بر هم زدند. ظاهراً حافظه آقاي بادامچيان اين مطالب را از ياد برده است.

  4ـ آقاي بادامچيان ادعا كرده‌اند كه نهضت آزادي پايگاه مردمي ندارد و به‌عنوان قيم مردم مدعي شده‌اند كه: «مردم از آنها بدشان مي‌آيد و ناراضي هستند.» اگر واقعاً چنين است چرا اين قدر نهضت را تحت فشار قرار داده‌اند، در تهران و شهرستان‌ها، اعضا و طرفدارانش را به بهانه‌هاي مختلف حتي به دليل برگزاري مراسم سالگرد شادروان مهندس بازرگان تحت فشار قرار مي‌دهند؟ آيا به‌عنوان يك مسلمان بهتر نيست كه همه از قانون تمكين كنند و حقوق قانوني احزاب مخالف حاكميت از جمله نهضت آزادي ايران رعايت شود تا معلوم شود چه كساني نزد مردم بي‌آبرو هستند؟ و مردم از چه كساني ناراضي هستند؟ ادعاهاي ايشان به‌عنوان دبير اجرايي جمعيت مؤتلفه اسلامي، عليه نهضت آزادي قابل فهم است. اما واقعيت اين است كه آنها در انتخابات دوره پنجم مجلس مردم به برجسته‌ترين شخصيت‌هاي حزبي جمعيت مؤتلفه اسلامي رأي ندادند و كانديداي حزبي كه مدعي 30 سال فعاليت مي‌باشد و آن حزب او را اصلح از بين صالحان معرفي مي‌نمايد، در انتخابات دوره پنجم مجلس و دوره‌هاي گذشته، آراي بسيار نازل و ناچيزي داشته است. آيا اين واكنش مردم علامت نارضايتي آنها از اين افراد و حزب و گروه و فقدان مقبوليت عمومي نزد مردم نيست؟ آيا نبايد كمي به خود بيابند و در رفتارهاي انحصارطلبانه و تماميت‌خواه خود تجديدنظر نمايند.

  الم يان للذين امنوا ان تخشع قلوبهم لذكرالله و ما نزل من الحق. (1)

روابط عمومي نهضت آزادي ايران

 سوم بهمن 75