نامه به سردبير روزنامه سلام در مورد گزارش سخنان آقاي سيد احمد خميني
بسمه تعالي
سردبيري محترم روزنامه سلام
با سلام
در شماره 418 مورخ 10/8/71 آن روزنامه در گزارش ديدار گروه كثيري از دانشجويان و دانشگاهيان و دانشآموزان به مناسبت آغاز هفته مبارزه با استكبار جهاني با حضرت حجتالاسلام و المسلمين حاج سيد احمد خميني بياناتي از قول ايشان در ارتباط با دولت موقت نقل شده بود كه چون با حقيقت و واقعيت وفق نميداد و با شان و حرمت رهبر راحل انقلاب و بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران منافات داشت خواهشمند است بر طبق قانون مطبوعات و براي جلوگيري از اغواي افكار و مخدوش شدن تاريخ انقلاب دستور فرمائيد كه توضيحات زير در اولين شماره بعدي روزنامه در صفحه اخبار داخلي، درج شود.
جناب آقاي سيد احمد خميني پس از مقدمهاي مختصر و تاريخچهوار درباره «مبارزه يك تنه و بيامان امام با آمريكا و شاه» و نقل اين كلام از ايشان كه «اگر آمريكا با ما دشمني نكند و جلوي آرمانخواهي ما را نگيرد ما در حد دو كشور ميتوانيم با يكديگر ارتباط داشته باشيم» چنين اظهارنظر كردهاند كه «عليرغم آنكه ليبرالها سعي داشتند خودشان را به آمريكا نزديكتر نمايند مبارزه ابعاد تازهاي مييافت و بعد از اشغال لانه جاسوسي، دولت موقت ميخواست با طرح استعفا به مقاصد خود جامه عمل بپوشاند ولي حضرت امام با قبول استعفاي دولت موقت بزرگترين ضربه را بر پيكر دولت موقت وارد ساخت.» و پس از چند عبارت چنين اضافه فرمودهاند: «با فتح لانه جاسوسي چهرهها شناخته شدند وابستگي دولت موقت به آمريكا روشن شد.»
واقعاً كه مرحبا و دست مريزاد!
در طي سالهاي بعد از پيروزي انقلاب، نظير اين اظهارات و اتهامات از ناحيه بعضي از افراد بياطلاع يا مغرض و در مطبوعات خودي و بيگانه شنيده و خوانده ميشد اما از فرزند امام كه از طرفي خود به طور تنگاتنگ در جريان قضايا بوده و از طرف ديگر ميبايستي بيش از هر كس پاسدار حرمت و آبروي پدر بزرگوار خود و حمايت از اصالت و استقلال انقلاب باشد انتظار نميرفت كه اين گونه بيپروا و به دور از حقيقت و تقوا، چنين اظهارت ناروا بر زبان يا قلم بياورد، آن هم در جمع دانشجويان و دانشگاهيان و جواناني كه بيش از همه نيازمند اطلاعات درست و رهنمودهاي سازنده براي خدمت به ايران و اسلام هستند.
وقتي جناب آقاي احمد خميني از «آشكار شدن وابستگي دولت موقت» و از «كوشش ليبرالها براي نزديكي بيشتر با آمريكا» صحبت ميكنند، هم بصيرت و صداقت والد راحل خود را كه به فرموده خودشان «با اعتماد به ديانت و به سوابق مبارزات اسلامي ملي……» رئيس دولت موقت را انتخاب و وزراي پيشنهادي را انتصاب كرده بودند زير علامت سئوال ميبرند و سلب صلاحيت و حيثيت از آنان ميكنند و هم شخص خود را كه در سالهاي پيش از پيروزي انقلاب در گفتگو با آقاي دكتر يدالله سحابي طرفدار سرسخت و توصيه كننده نهضت آزادي و شخص بنده به پدرشان معرفي كرده و در ماههاي اوليه فعاليت دولت موقت نهايت اخلاص و محبت را به بنده نشان ميدادند و رابط بين امام و بنده بودند، جوان ناپخته بياطلاع از اوضاع و افراد، يا خداي ناخواسته و زبانم لال عامل نفوذي سيا در بيت امام و بنياد گاه انقلاب اسلامي معرفي مينمايند!
اگر ديگران ندانند يا خود را به ناداني بزنند جناب آقاي احمد خميني خوب ميدانند كه عدم امكان ادامه كار دولت موقت بر اثر تداخلها و مزاحمتهاي گوناگون بود و قصد استعفاي دولت موقت بيش از يك ماه قبل از گروگانگيري، در يكي از جلسات شوراي انقلاب كه در حضور رهبر انقلاب تشكيل شده بود اعلام گرديده بود و در تلويزيون نيز، در خلال مثلها و اشارات يا به طور آشكار براي مردم بيان كرده بودم و با آنكه ضربالاجل استعفا به بعد از مراجعت بعضي از آقايان عضو شوراي انقلاب كه به حج رفته بودند موكول شده بود امضاي نامه استعفا پيش از انتشار خبر گروگانگيري صورت گرفته بود. اگر بنا بر گفته آقاي سيد احمد خميني، رهبر انقلاب قصد داشتهاند كه بزرگترين ضربه را به دولت موقت وارد كنند و وابستگي رئيس و وزراي دولت موقت بر ايشان مسلم شده بود قاعدتاً نميبايستي كتباً از زحمات و خدمات دولت موقت تقدير نموده، از نخستوزير و از وزيران دولت موقت براي شركت در شوراي انقلاب يا دولت بعدي دعوت نمايند…. البته در شعارها و جوسازيها بين گروگانگيري و «سقوط دولت موقت» ارتباط داده ميشد ولي در واقع و در عمل، رابطهاي بين آن دو پديده وجود نداشت و آن حرفها و نقلها چيزي بيش از پخت و پز يك بهانه براي نيل به مقاصد خاصي نبود.
شايد اين مطلب را كه قبلاً نيز گفته و نوشتهام آقاي سيد احمد خميني اطلاع حضوري نداشته باشند كه در ماههاي آخر دوره دولت موقت و تيره شدن روابط ايران با آمريكا بر اثر پذيرفتن شاه توسط دولت آمريكا به اتفاق آقاي دكتر يزدي وزير امور خارجه دولت موقت خدمت رهبر راحل انقلاب رسيديم و معظمله توصيه خودداري ايران از فروش نفت به آمريكا را فرمودند. ما توضيح داديم كه نياز آمريكا به نفت ايران ناچيز و بيتاثير است. اما اگر اجازه دهند به عنوان اعتراض، با آمريكا قطع رابطه شود. بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران نظر حضوري و قبلي خود را تكرار كرده گفتند «كجدار و مريز» عمل نمائيم.
قدر مسلم و شهادت اكثريت قريب به اتفاق ملت شرافتمند و هوشمند ايران اين است كه خطا و خيانت يا فريب و سوء نيت در كار دولت موقت، به قول جناب احمد خميني ليبرالها، از نظر والد معظمشان وجود نداشته است. اما آنچه معلوم نميباشد اين است كه دولت موقت بيچاره كه جز لبيك اجابت گفتن به درخواست و دعوت رهبر انقلاب و اعتبار و امكان دادن به استقرار جمهوري اسلامي در چنان شرايط مبهم و دشوار، كار ديگري نكرده است كدام ناني را آجر كرده و نمك به زخم چه كسي پاشيده است كه بعضي تا اين حد ناراحت و ناسزا گو شدهاند
موضوع تصرف سفارت آمريكا و گروگانگيري به خاطر براندازي استكبار و رفع فتنه از عالم، يك مسئله است كه خاطرات و تجارب ملت ايران و تاريخ انقلاب دربارهاش قضاوت كرده و خواهند كرد و ايراد تهمتهاي بياساس و اخلاق و اسلام، به نهضت آزادي و بنيانگذاران آن، يك مطلب ديگر كه چارهاي جز واگذار كردن آن به خدا و به خلق خدا نيست.
درانتظار اصلاح و عذرخواهي «يادگار امام»
و با توكل به درگاه باريتعالـي و دعاي نجات همگان
مهدي بازرگان
دبيركل نهضت آزادي ايران و نخستوزير دولت موقت
تهران ـ آبان 1371
