شماره : 1747
تاريخ:08/02/1380
نامه دبيركل نهضت به رئيس قوه قضائيه و
درخواست آزادي كليه زندانيان سياسي
آيت الله حاج سيد محمودهاشمي شاهرودي رياست محترم قوه قضائيه
با سلام و آرزوي توفيق در جلب رضايت حق و اجراي عدالت
هنگامي كه جنابعالي به سمت رياست قوه قضائيه منصوب شديد، با اعلام برخي از مواضع، به خصوص بعد از گذشت چند ماه و تشخيص وضعيت نابههنجار و دردناك قوه قضائيه، كه به درستي آن را به ويرانهاي تشبيه نموديد، نور اميدي در دل آرزومندان اصلاح و استقلال قوه قضائيه تابيدن گرفت.
از آن زمان مدتها ميگذرد، اما متأسفانه آن چه در اين دوره در برخي از دادگاههاي قوه قضائيه گذشته نه تنها موجب ياس و نوميدي گشته، بلكه نگرانيهاي عميقتر و گستردهتري را نيز موجب شده است.
اقدامات اخير دادگاه انقلاب اسلامي در بازداشت شخصيتهاي شناخته شده اين كشور، كه سالياني دراز به اين ملت و مملكت خدمت كردهاند، همچون آقايان سيداحمد صدرحاج سيدجوادي، مهندس عزت الله سحابي، مهندسهاشم صباغيان و… همچنين رفتارهاي خلاف شئونات و حتي غير انساني با بازداشت شدگان، علاوه بر نقض آشكار قوانين كشور، هيچ تناسبي با موازين قضاي اسلامي ندارد. ما همچنين به نحوه بازرسي دفاتر نهضت آزادي ايران، بنياد فرهنگي مهندس مهدي بازرگان و آقاي مهندسهاشم صباغيان و نيز منازل آقاي مهندس عبدالعلي بازرگان و اينجانب، كه بدون حضور متهمين يا افراد مورد وثوق آنان صورت گرفته است، معترض هستيم. همچنين آنچه را كه دادگاه انقلاب مدعي كشف آنها در بازرسي منزل اينجانب شده است (اسلحه، فرستنده،…) شديداً تكذيب نموده و متعاقباً اعتراض قانوني خود را به دادگاه تسليم خواهيم نمود.
در سالهاي قبل از انقلاب كه به نجف اشرف رفت و آمد داشتم، از طريق مراوده با شهيد آيتالله سيدمحمدباقر صدر (ره) و از ارتباط شما با ايشان و از روش و منش منطقي و متيني كه داشتيد، مطلع شدم. با آن سابقه ذهني مطمئن هستم كه نميتوانيد با اين رفتارها موافق باشيد و در شگفت هستم كه چگونه اين همه تخلفات را تحمل ميكنيد و اجازه ميدهيد نهادها و دادگاههايي كه مستقيماً زير نظر جنابعالي هستند دست به چنين اعمالي بزنند.
شما سالياني دراز مجاور مرقد مطهر امام العارفين علي(ع) بوده ايد و نيك ميدانيد كه آن امام همام در عهدنامه معروف حكومتي خود به مالك اشتر، با هشدار دادن او به اينكه مردم به همان گونه كه تو درباره واليان پيش از خود نظر و قضاوت ميكني درباره تو داوري خواهند كرد، صالح بودن زمامداران را به آنچه خداوند بر زبان بندگانش، يعني افكار عمومي و قضاوت مردم، جاري ميسازد، مشروط ساخته است. (… انما يستدل علي الصالحين بما يجريالله علي السن عباده) و عمل صالح، يعني اصلاح مفاسدي را كه در حوزه مسئوليت هر كس پديد ميآيد، محبوبترين ذخيره ميشمارد. در همان عهدنامه يادآور ميشود كه دادگستري و دستگاه قضا همواره در طول تاريخ اسير قدرت اشرار (و ابزاري براي سركوب مخالفين بوده) و به جاي تبعيت از موازين حق، از هواي نفس تبعيت ميشده و به جاي آخرت، دنيا را طلب ميكردهاند:
« ان هذا الدين قد كان اسيراً في ايدي الاشرار يعمل فيه بالهوي و تطلب به الدنيا »
جناب آقايهاشمي شاهرودي، حضرت علي با هشدار دادن به استاندار خود “ابن عباس” نسبت به آنجه از دست و زبانش جاري ميشود، ميفرمايد: “فانا شريكان في ذلك”، به اين ترتيب بر مسئوليت و تعهد خود در قبال عملكرد ابواب جمعي و عوامل اجرائي تاكيد مينمايد.
در همان عهدنامه مالك اشتر نيز با ذكر: “ثم اكثر تعاهد قضائه” بر مراقبت دقيق و همهجانبه و خبرگيري و وارسي نسبت به عملكرد قاضيان سفارش جدي مينمايد، و عدم اكتفا به فهم و درك سطحي (بدون تعمق لازم) و تأمل و توقف در قضاوت عجولانه، در مواردي كه مسئله به قدر كافي روشن نيست، و همچنين استناد به حجت و مدارك و شواهد كافي را از ويژگيهاي قاضيان عادل ميشمارد.
” ولايكتفي بادني فهم دون اقصاه، و اوقفهم فيالشبهات و اخذهم بالحجج”
آيا جنابعالي، بر آنجه از عملكرد عوامل زير فرمان شما بر مردم رفته است و ميرود، ميتوانيد پاسخي نزد پروردگار حسيب داشته باشيد؟!
وظيفه خود ميدانم برادرانه و مشفقانه به شما توصيه كنم، اگر ميتوانيد موجبات آزادي هر چه سريع تر كليه زندانيان سياسي بازداشت شده اخير را فراهم سازيد و رسيدگي به اتهامات آنان را به دادگاهي علني بر طبق اصل 168 قانون اساسي ارجاع دهيد، و اگر از دست شما خارج است و نمي توانيد كاري انجام دهيد، حداقل دلائل ناتواني خود را به مردم اعلام كنيد.
ما اريد ان اخالفكم الي ما انهاكم عنه ان اريد الا الاصلاح مااستطعت…. (هود 88)
غرض من از آنچه شما را نهي ميكنم ضديت و مخالفت با شما نيست بلكه تنها مقصودم اصلاح امر است.
با تقديم احترام
دكتر ابراهيم يزدي
دبيركل نهضت آزادي ايران
