1904
11/11/1383
سردبير و مديرمسئول محترم روزنامه شرق
با سلام، در شماره 386 مورخ يكشنبه 20/10/83 ، روزنامه شرق مطالبي به نقل از آقاي سيدحميد روحاني نقل شده است كه در آنها تعريضهاي فراوان و نادرست به احزاب ملي ـ اسلامي و افراد شاخص جنبش روشنفكري ايران، ازجمله نهضت آزادي ايران وشادروان مهندس مهدي بازرگان، دبيركل فقيد نهضت ، وجود دارد. لذا خواهشمند است كه مطابق قانون مطبوعات، پاسخ مطالب يادشده را به شرح زير در روزنامه درج فرماييد:
1- آقاي سيد حميد روحاني، كه از تاريخنگاران رسمي ايران است، در سخنراني نوزدهم دي ماه 83، به شيوه معمول در تبليغات و آموزشهاي حكومتي در 26 سال گذشته، سعي كرده كه تلاشهاي اجتماعي و سياسي و مبارزات ضد استبدادي در دوران پيش از انقلاب 1357 را به فعاليتهاي روحانيان منحصر كند و براي اثبات نقش انحصاري روحانيت شيعه در جنبشهاي سياسي معاصر، همه فعاليتهاي روشنفكران غيرروحاني را نفي يا انكار نمايد. واقعيت اين است كه نه همة روحانيان و مراجع در مبارزات ضد استبدادي يا ضد استعماري فعال بوده و نه تمامي روشنفكران سازشكار و طرفدار استبداد بودهاند.
2- ايشان مدعي شده است كه: «گروههاي سياسي ازجمله نهضت آزادي ايران و بازرگان، اصلاً در مقابل كاپيتولاسيون نفس نكشيدند… آنها مبارزه با كاپيتولاسيون را مبارزه با آمريكا ميدانستند و تأكيد داشتند كه نبايد با آمريكا مبارزه كرد»
دو ايراد و اشكال اساسي بر اين داوري مغرضانه وارد است. اول آن كه در بهمن ماه سال 1341 نه تنها اعضاي شوراي مركزي نهضت آزادي، از جمله مهندس بازرگان دكتر يدالله سحابي و آيت الله طالقاني بلكه بسياري از فعالان نهضت در چندين گروه بازداشت و در دادگاه نظامي محاكمه و به زندان و تبعيد در مناطق دوردست محكوم شدند. بنابراين، در زمان تصويب قانون كاپيتولاسيون در سال 1343، رهبران و فعالان نهضت در زندان به سر مي بردند و از اين رو، ادعاي سكوت و عدم واكنش ايشان به لايحه كاپيتولاسيون و اتهام عدم اعتقاد به مبارزه با آمريكا، كلامي دور از انصاف است. همچنان كه رهبر فقيد انقلاب، از زمان دستگير شدن و تبعيد به تركيه تا هنگام انتقال به عراق، بيانيهاي صادر نكردهاند و مطلبي دربارة مسائل ايران نگفتهاند، اما هيچ تاريخنگار منصفي آن را حمل بر سازش با حاكميت استبدادي تلقي نميكند.
دوم اين كه مروري بر وقايع دهههاي 30 و 40 نشان ميدهد كه به فاصله كوتاهي پس از فتنهگري و دخالت عوامل سفارتخانههاي آمريكا و انگليس در امور داخلي ايران و همراهي عوامل دربار با آنان عليه دولت ملي دكتر مصدق در 28 مرداد 1332، نهضت مقاومت ملي عليه دولت كودتا شكل گرفت و بزرگاني چون آيتالله سيد رضا زنجاني، مهندس بازرگان و دكتر يدالله سحابي در تشكيل و ادامه آن نقش اساسي داشتند. به دنبال فعاليتهاي نهضت مقاومت ملي و اعتصابات و اعتراضات بازاريان و دانشجويان بود كه سران و فعالان بازار بازداشت و به جزيره خارك تبعيد و طيف گستردهاي از فعالان سياسي و دانشجويان زنداني گرديدند و سه دانشجوي قهرمان دانشكده فني دانشگاه تهران، در 16 آذر 1332 به خاك و خون كشيده شدند. نيز، در ادامه همان فعاليتها، بود كه دوازده استاد مبارز دانشگاه تهران، ازجمله مهندس بازرگان و دكتر يدالله سحابي، در اعتراض به عقد قرارداد با كنسرسيوم نفت از دانشگاه اخراج شدند. به گواهي اسناد موجود (اسناد نهضت مقاومت ملي، جلدهاي 1، 2 و 5)، مبارزات نهضت مقاومت ملي، بعد از كودتاي 28 مرداد 1332 دو محور اساسي داشت: يكي عليه استبداد داخلي و دولت كودتا و ديگري بر ضد سيطره و تسلط دولتهاي آمريكا و انگليس. و اين در حالي بود كه برخي از روحانيان آن كودتاي ننگين را قيام ملي و مردمي دانستند و تاييد كردند .
در ادامه حركت نهضت مقاومت ملي، شادروان مهندس بازرگان و همفكران ايشان در ارديبهشتماه سال 1340 نهضت آزادي ايران را در راستاي مبارزه با ظلم نظام استبداد، سلطه بيگانگان و تلاش براي تحقق آرمانهاي آزادي و استقلال بنا نهادند.
اسناد سياسي و تحليلي نهضت آزادي ايران و شخص مهندس بازرگان در طول 43 سال، (يعني اززمان تأسيس نهضت تا به امروز)، تماما در دسترس علاقهمندان و صاحبنظران ميباشد. بررسي منصفانه اين اسناد نشان ميدهد كه مبارزه با استبداد داخلي و استعمار خارجي همواره دو محور اصلي هدفها و فعاليتهاي نهضت بوده است. و اين كه تركيب استبداد داخلي و استعمار خارجي همواره در تعارض جدي با اختيار و آزادي خدادادي ملت، كرامت انساني و مصالح و منافع ملي دانسته شده و در حد توان با آن مقابله شده است. اگرچه به لحاظ اولويت و اهميت، تأثير استعمار خارجي به اتكاي استبداد داخلي و جدايي دولت ـ ملت و نفوذ عوامل خارجي در حاكميت نامشروع و فاقد تكيهگاه داخلي دانسته شده است. به بيان ديگر، در همه اين اسناد، مواضع و تحليلها – به طور كليدي و محوري – پديده استعمار خارجي زاييده و معلول مناسبات و روابط ناسالم داخلي هر جامعه و كليد حل مشكل در اصلاح نظام داخلي كشور و گسترش قانونمداري، آزادي و عدالت داخلي معرفي شده و بر اين نكته پيوسته تأكيد گرديدهاست كه هرگاه ملتي زمام اختيار خود را به دست گيرد و حكومت تجلي اراده ملي بوده، بر ملت خويش متكي باشد، روزنه نفوذ و اعمال قدرت استعمارگران خارجي بسته ميشود.
3- آقاي روحاني در جاي ديگري مدعي شده است كه نهضت آزادي ايران در اطلاعيههاي خود دست و پا ميزده است كه سلطنت را حفظ كند ! اين سخن كاملاً بي پايه است. در مقطع حوادث سال 57، همانگونه كه آقاي سيدحميد روحاني اعتراف كردهاست، نهضت آزادي ايران، اولين گروهي بود كه طي اعلاميهاي در شهريور 57 ريشه بحران كشور را تقابل شاه و ملت دانسته، راه رفع آن را خروج و استعفاي شاه اعلام كرده است. اما معلوم نيست كه آقاي روحاني با چه انگيزهاي و بر چه پايه مستندي معنا يا هدف اين اعلاميه را دست و پا زدن براي حفظ نظام سلطنت تعبير كرده است! گمان نميرود اين تناقض آشكار در سخنان ايشان، نيازي به پاسخ يا توضيح داشته باشد.
4- ادعاي ديگر آقاي روحاني اين است كه: «نهضت آزادي از سال 1343 تا سال 1357 حتي يك اعلاميه صادر نكرد»
اين نيز ادعاي نادرستي است. اولاً، در جلدهاي9 و 11 اسناد نهضت آزادي ايران، فعاليتهاي اعضا و علاقهمندان نهضت و بيانيههاي مختلف در سالهاي 1355 تا 1357 منعكس شدهاست و خلاف ادعاي ايشان را نشان ميدهد.
ثانيا، اعضا و علاقهمندان نهضت آزادي ايران در خارج از كشور، در طول سالهاي 1340 تا 1357، در مبارزات ضد استبدادي و ضد سلطه بيگانه و دفاع از مبارزان داخل ايران و پيگيري مطالبات ملت ايران نقش موثر و جدي داشتهاند. در سفر تاريخي و سرنوشتساز رهبر فقيد انقلاب به پاريس و در فعاليتهاي آن دوره، رهبران و اعضاي نهضت آزادي ايران، از جمله آقاي دكتر ابراهيم يزدي، حضور و نقش كليدي و چشمگير داشتهاند.
5- آقاي روحاني در مورد شخصيتهاي ملي مورد احترام ملت ايران، مانند دكتر محمد مصدق، و ملي شدن صنعت نفت ايران نيز مطالبي گفتهاند كه به كلي بيپايه است. ملت ايران بارها در فرصتهاي گوناگون علاقه، احترام و تحسين خود را نسبت به دكتر مصدق نشان داده است. در مورد جنبش ملي شدن نفت، ترديدي وجود ندارد كه حمايت مراجع بزرگ تقليد از جنبش ياد شده در پيروزي آن موثر بوده است. اما اسناد و مدارك گوياي آن است كه پيشنهاد ملي كردن صنعت نفت را شهيد دكتر سيد حسين فاطمي مطرح كرد، نه مرحوم آيت الله كاشاني.
6- آقاي روحاني در حالي كه شرايط سال 1349 را حساس دانستهاند و به دكتر شريعتي، به خاطر نقد برخي از آثار علامه مجلسي، حمله كرده و به اين بهانه، روشنفكران را به طور عام و روشنفكران ديني را به طور خاص متهم به سازش با استبداد كردهاست، اما توضيح نميدهد كه علت حساس بودن شرايط سال 1349 چه بوده است. در اين مقطع از تاريخ مبارزات ملت ايران، كدام گروهها فعال بودند؟ در حالي كه تقريباً تمام جناحها و گروهها، از جمله روحانيان و بزرگان حوزه علميه قم در سكوت فرو رفته بودند آيا جز اين بود كه جوانان روشنفكر و روشنگر، از تبار روشنفكران ديني و غيرديني، با تدارك و اقدامات جسورانه و فداكاريهاي بيسابقه سكوت وحشتناك ايجاد شده شرايط نظام استبداد سلطنتي را شكستند و الگويي از فداكاري و ايثار را فراروي نسل زمان خود قرار دادند؟ دكتر شريعتي در زنده كردن برخي از مقولات و مفاهيم اساسي، مانند استضعاف، جهاد و شهادت، نقش موثر و ترديدناپذير داشته است.
يكسونگري و مطلقبيني در روايت تاريخ باعث مسخ و تحريف واقعيتها و قربانيكردن حقايق در مسلخ تعصبات سياسي ، گروهي و صنفي است. چنين رفتارهايي با مباني و ارزشهاي اسلامي و قرآني فاصلهاي بسيار دارد.
روابط عمومي
نهضت آزادي ايران
