نامه سرگشاده به دبيران كل جبهه مشاركت ايران اسلامی و جمعيت مؤتلفه اسلامی تاريخ: ٠٢/٠٨/٨١

title

1804

1381/8/2

 نامه سرگشاده نهضت آزادي ايران

به

دبيران كل جبهه مشاركت ايران اسلامي و جمعيت مؤتلفه اسلامي

قل لعبادي يقولوا التي هي احسن (اسراء-53)

جناب آقاي حبيب‌الله عسگراولادي مسلمان دبيركل جمعيت مؤتلفه اسلامي

جناب آقاي دكتر محمدرضا خاتمي، دبيركل جبهه مشاركت ايران اسلامي

  با سلام و آروزي توفيق همگان در جلب رضايت خداوند قادر متعال و خدمت به ايران و اسلام

  نهضت آزادي ايران با دقت و علاقه نامه‌هاي مبادله شده ميان دبيران كل دو حزب بزرگ و موثر در درون حاكميت را پيگيري كرده است. برقراري چنين گفتگوهايي ميان رهبري حزب اكثريت اصلاح‌طلبان و رهبري حزب اقليت، اما نيروي محرك و محور اصلي جناح محافظه‌كاران، اگر اراده اصلاح و تغيير مشي در رهبري هر دو جريان اقليت و اكثريت وجود داشته باشد، مي‌تواند موجب كاهش تنش‌هاي سياسي موجود گردد. علاوه بر اين نهضت آزادي مكاتبات بين دبيران كل دو حزب را، در حضور ملت مفيد و آموزنده مي‌داند. هم واقعيت‌ها و حقايق از خلال بحث‌ها و تضارب نظرات براي مردم روشن‌تر مي‌گردد و هم طرفين مجبور به اتخاذ مواضع منطقي در برابر ميليون‌ها نفر مي‌گردند و مي‌توان اميدوار بود اتخاذ منطقي بر عملكرد‌هاي واقعي طرفين در عمل سياسي نيز اثر گذار باشد و رفتارهاي خشونت‌گرا و قانون گريز و به دور از انصاف تعديل گردد. در اين گفتگوها، آنچه مهم و مطلوب است، رفع اختلافات نيست بلكه نهادينه شدن فرايند گفتگو براي فهم بهتر محدوده اختلافات و همكنشي‌هاي بهداشتي براي كاهش تشنجات سياسي نامطلوب كنوني است. براي موثر بودن هر چه بيشتر اين گفتگوها، شرط لازم آن است كه طرفين از به كارگيري زبان تهمت و افترا و برچسب زدن به يكديگر پرهيز نمايند.

  معيارهاي ما در ورود به اين گفتگوي سياسي قبل از هر چيز باورهاي قرآني است. آموزه‌هاي اصيل اين كتاب آسماني، گفتگو ميان گروه‌هاي مختلف انساني، با انديشه‌ها و باورهاي متنوع و متضاد را، به جاي جنگ و خشونت و تقابل‌هاي خصمانه، اصل مي‌داند و مسلمانان و مؤمنان را حتي به گفتگو با اهل كتاب و كفار فرامي‌خواند. قرآن كريم وجود اختلاف در افكار و آراي آحاد و گروه‌هاي جامعه انساني را به رسميت مي‌شناسد و تضارب آرا و عقايد را موثرترين و سالم‌ترين راه دستيابي اگر چه نسبي به حقيقت مي‌داند. در محيط رعب و وحشت و جو غوغاسالاري، حق و حقيقت بزرگترين مظلوم و اولين قرباني است. در جو آرام و مدني، حق فرصت ارايه خود را به وجدان‌هاي بيدار و آگاه مردم مي‌يابد. به عكس باطل با غوغاسالاري و خشونت و برهم زدن قواعد گفتگوي مدني راه كشف حقيقت را بر فطرت‌هاي خداگونه انسان‌ها، مي‌بندد. بنابراين، هنگامي كه دو حزب سياسي بزرگ رقيب به رغم اختلافات و تقابل‌ها، گفتگوي سياسي را آغاز مي‌كنند، دريچه‌هاي اميدي براي پايان يافتن دوره استفاده از ابزارهاي خشونت براي تحقق هدف‌هاي سياسي باز مي‌شود و ما براساس آموزه‌هاي قرآني، از آن استقبال مي‌كنيم.

  اما انگيزه نهضت آزادي ايران در استقبال از اين گفتگو و نگاشتن اين نامه سرگشاده به هر دو حزب و تمام احزاب و گروه‌هاي سياسي، اولويت دادن به منافع و امنيت ملي كشورمان است.

  نهضت آزادي ايران بر اين باور است كه نهادها و نيروهاي سياسي در جمهوري اسلامي ايران، اعم از اكثريت يا اقليت، درون يا بيرون از حاكميت، با انسدادهاي جدي سياسي فرهنگي، اقتصادي، و اخلاقي در سطح جامعه روبرو هستند و نظام جمهوري اسلامي دچار وضعيت بحراني تعادل ناپايدار گرديده است.

  ادامه انسداد و استمرار تعادل ناپايدار كنوني قطعاً به زيان و ضرر كشور است و اگر چاره‌اي انديشيده نشود، موجب فروپاشي سياسي، جغرافيايي، فرهنگي و اجتماعي كشور و زوال اقتدار دولت و، خداي ناكرده، وارد شدن ضربات جبران‌ناپذير به تماميت ارضي كشورمان خواهد شد. از طرف ديگر اين انسداد سياسي و تعادل ناپايدار در شرايطي بروز كرده است كه خطرات جدي خارجي كشورمان را تهديد مي‌كند، بنابراين نگراني‌ها بايد به مراتب جدي‌تر باشد. در كشورهاي همسايه ما تغييراتي صورت گرفته است كه به طور مستقيم و غيرمستقيم با امنيت و منافع ملي كشورمان سر و كار دارد. تداوم اين تغييرات، بدون ترديد، بر وضعيت امنيتي ايران نيز اثرگذار خواهد بود.

  به نظر نهضت آزادي ايران، هيچ ايراني وطن‌دوستي نمي‌تواند ناظر بر وضعيت شكننده‌اي كه كيان كشورمان را تهديد مي‌كند، باشد ولي گامي براي تغيير آن برندارد. هستي ملت و مملكتي همچون شمع مي‌سوزد و وجودش در حال ذوب شدن است.

  براي برون‌رفت از اين انسداد، دو راه‌حل اساسي قابل تصور است: از دورن نظام جمهوري اسلامي و يا از خارج نظام.

  نهضت آزادي ايران، راه‌ برون‌رفت از انسدادها و تعادل ناپايدار، با جايگزين‌سازي از بيرون مرزها يا عبور از جمهوري اسلامي را به سود مصالح و منافع كلان ملي نمي‌داند و هيچ يك از پيامدهاي آن را در خدمت منافع ملي و يا به سود هيچ گروه ملي، اعم از اسلامي، غير ديني و يا حتي ضدديني نمي‌بيند و بنابراين، همه نهادها و احزاب و گروه‌هاي سياسي را به قبول راه‌حل‌هاي برون رفت از انسداد‌ها از درون نظام جمهوري اسلامي و تن در دادن به پيامدهاي آن دعوت مي‌كند.

  گروه‌هاي سياسي‌اي كه خود را خدمتگذار ايران و اسلام، وفادار به نظام جمهوري اسلامي و مدافع مصالح كلان ملي مي‌دانند، علي‌القاعده بايد راه‌حل برون رفت از انسدادها از درون‌نظام را بپذيرند.

  اگر بپذيريم كه مقدمه هر كار واجبي واجب است، مقدمه اجتناب‌ناپذير برون رفت از انسدادها از درون نظام جمهوري اسلامي، مقابله با تهديدات خارجي و كاهش تشنجات با تمكين از قانون و گفتگو ميان تمامي گروه‌ها و احزاب سياسي نيز يك واجب ملي و ديني است. پذيرش اين راه‌حل به شهامت و جسارت تصميم‌گيرندگان و مسئولان طراز اول كشور و همه نهادها و نيروهاي سياسي نيازمند است، حتي اگر اين پذيرش مستلزم عقب‌نشيني نسبي از مواضع (با حفظ اصول) و از دست دادن برخي از موقعيت‌ها و امكانات براي نهادها، گروه‌ها و احزاب سياسي باشد.

  نهضت آزادي ايران پيشنهاد مي‌كند كه گفتگو و تعامل ميان نيروهاي سياسي بر گرد محور التزام به قانون اساسي باشد. برخي از نيروها و احزاب سياسي، از جمله جمعيت مؤتلفه اسلامي، مرتباً اعتقاد به قانون اساسي را به عنوان پيش شرط حضور و فعاليت احزاب و گروه‌ها تبليغ مي‌كنند. چنين موضع سياسي از نظر منطقي ناصواب و از نظر عملي هم غيرممكن مي‌باشد، اگر به مشروح مذاكرات مجلس بررسي پيش نويس قانون اساسي، معروف به مجلس خبرگان، در سال 1358 رجوع شود، ملاحظه مي‌گردد كه كمتر اصلي از اصول قانون اساسي اتفاق آرا به تصويب رسيده است. نمايندگاني كه در آن مجلس به برخي از اصول قانون اساسي رأي نداده‌اند لابد به آن اصول اعتقاد نداشته‌اند. بررسي مشروح مذاكرات مجلس ياد شده، خصوصاً به هنگام بررسي و تصويب اصول مصرح در فصل سوم، (حقوق ملت)، فصل پنجم (حاكميت ملت) و فصل هفتم (شوراها)، به وضوح نشان مي‌دهد كه در ميان اعضاي آن مجلس دو نگرش اساسي متفاوت نسبت به ماهيت و ساختار جمهوري اسلامي وجود داشته است. يك نگرش به جمهوريت تام و كليه الزامات آن و گروهي ديگر به «حكومت اسلامي» در چارچوب تجارب و مناسبات سياسي تاريخي، عنايت و اعتقاد داشته است. به عنوان مثال، هنگام بحث درباره اصل 26 قانون اساسي، در مورد فعاليت آزاد احزاب سياسي، اين دو نگرش در برابر هم قرار گرفتند. يك گروه از نمايندگان مجلس خبرگان معتقد بودند كه در جمهوري اسلامي حتي احزاب كمونيست، در صورت التزام به قانون اساسي و تبعيت از نظم جديد، حق حيات دارند و مي‌توانند به موجب اصل 26 قانون اساسي آزادانه فعاليت داشته باشند. اما گروه ديگري از نمايندگان نه تنها با چنين حقي به شدت مخالفت كردند، بلكه تحزب، اعم از اسلامي يا غير آن، را اصولاً ضداسلامي مي‌دانستند. اما وقتي بحث‌ پيرامون اين اصل به پايان رسيد و راي‌گيري شد، اصل 26 با اكثريت قابل توجهي به تصويب رسيد. پس از اين مرحله، يعني تصويب اصل يادشده، با رعايت موازين مورد قبول همه اعضاي مجلس خبرگان، همه، از جمله مخالفان، كه اعتقادي به آن اصل نداشتند و لذا به آن راي مثبت ندادند، بايد خود را ملتزم به قانون بدانند. حتي اگر يكي از مخالفان اصل 26 در آن مجلس، به رياست قوه قضاييه هم منصوب شود،‌ ملزم به اجراي قانون مصوب است و نبايد نظرات و اجتهادهاي شخصي كه در آن مجلس، مطرح كرد ولي مورد قبول اكثريت نمايندگان قرار نگرفت، اعمال نمايد.

  بنابراين، در نظام جمهوري اسلامي، اصل راهبردي براي قواي سه‌گانه، و تمام نهادها، گروه‌ها و احزاب سياسي بايد «تعهد» و «التزام» به قانون اساسي باشد و نه «اعتقاد». متاسفانه در لايحه اصلاح قانون انتخابات، بر اعتقاد به قانون اساسي تاكيد شده است.

  نكته ضروري دوم عبارت از اين است كه براي هموار ساختن راه گفتگو و مفيد و موثر بودن آن درجهت كاهش تشنجات و توافق بر سر برون رفت از انسداد كنوني، همه نهادها، گروه‌ها، جناح‌ها، جريان‌ها و احزاب سياسي متعهد به منافع ملي بايد هرگونه عمل فراقانوني و اِعمال خشونت به عنوان ابزار كار سياسي، از جانب هر كس و هر گروهي، را قوياً محكوم كنند.

 

جناب آقاي حبيب‌الله عسگر اولادي

جناب آقاي دكتر محمدرضا خاتمي

  نهضت آزادي ايران، با استقبال از ابتكاري كه به خرج داده‌ايد و با علم و آگاهي كامل نسبت به اختلافات و مرزبندي‌هاي اساسي ميان مباني اعتقادي و مواضع سياسي خود با سازمان‌هاي تحت رهبري شما و با حفظ مواضع خود، به منظور توسعه فرهنگ گفتگو سياسي در راستاي هموار ساختن راه برون رفت از انسدادهاي تهديد‌ كننده، با نوشتن نامه حاضر به اين فرايند وارد مي‌شود و همه احزاب و گروه‌هاي سياسي را براي مشاركت در اين گفتگوي دعوت مي‌كند. در صورتي كه مفاد اين نامه سرگشاده مورد توجه جدي و عملي قرار گيرد، نهضت آزادي ايران آمادگي خواهد داشت كه به منظور شفاف‌تر شدن هر چه بيشتر مواضع گروه‌ها و ارتقاء سطح آگاهي ملت، نظرات انتقادي خود را پيرامون مواضع سياسي و فكري و عملكرد هر دو حزب مطرح سازد و از طرح هر گونه نقد عالمانه و محققانه از مواضع و عملكرد نهضت آزادي نيز استقبال خواهد كرد.

  از آنجا كه نامه‌نگاري موثرترين روش براي تعامل بهداشتي ميان نيروها و احزاب سياسي گوناگون نمي‌باشد، نهضت آزادي ايران خانه احزاب را جايگاه مناسبي براي تداوم اين نوع گفتگوها مي‌داند و از شما، به عنوان رهبران دو حزب اقليت و اكثريت دعوت مي‌كند كه همه امكانات خود را براي ياري دادن به خانه احزاب در ايجاد فضاي مناسب براي گفتگو‌هاي چند جانبه ميان تمامي احزاب سياسي، به منظور كاهش تشنجات و هموار ساختن راه براي تحقق وفاق ملي، به كار گيرند.

دكتر ابراهيم يزدي

دبيركل نهضت آزادي ايران