نامه سرگشاده به رئيس جمهوري در مورد جنگ
حجتالاسلام جناب آقاي سيد علي خامنهاي
رئيسجمهوري محترم ايران
پس از حمد خدا و آرزوي توفيق جنابعالي در بهره گرفتن از مكتب نجاتبخش اسلام و خدمت به ايران، از آنجا كه در خطبههاي جمعه 30 فروردين 64 تهران و اصفهان، جنابعالي و نخستوزيرتان مطالبي پيرامون وضع سياسي و اجتماعي جامعه و مساله مهم جنگ و مخالفين نظرات خود مطرح فرموديد كه براي بسياري از هموطنان سؤالانگيز و براي نهضتآزادي ايران كه تلويحاً و تصريحاً مورد خطاب و عتاب و اتهام بود، شگفتآور بود. لذا بر آن شديم كه در نامهاي سرگشاده توضيحاتي را پيرامون برخي از اين مطالب با شما و با ملت شرافتمند ايران در ميان بگذاريم.
مقدمتاً بايد به دو نكته اشاره كنيم. يكي آنكه علت سرگشاده بودن اين نامه ضرورتي است كه بيانات جنابعالي در نماز جمعه ايجاد نموده و ديگر آنكه طبق روش هميشگي نهضت، كوشش ما بر اين است كه بر پايه كتاب الهي و سنت پيامبر(ص) و خاندان پاكش با شما سخن گفته و در چهارچوب حكمت و موعظه حسنه عمل نمائيم و از دائره ادب اسلامي خارج نشويم.
( ( (
در خطبه نماز جمعه 30 فرودين با خشمي فراوان به مردم ايران و جهان اعلام كرديد كساني از داخل كشور به خود جرأت و جسارت داده و در باره مسائل جنگ اظهارنظر نمودهاند و با بكار بردن اصطلاحاتي همچون: «ورشكستگان سياسي» و افترائاتي مانند «چنين آدمهائي كه علاقمندي آنها به امريكا و امريكائي بيش از علاقمندي آنها به امت حزبالله بوده و هست» و «از آزادي كه انقلاب اسلامي به آنها داده سوءاستفاده ميكنند: جزوه و كتاب مينويسند، شايعه و دروغپراكني ميكنند، جنگ و مسئولين را زيرسؤال ميبرند، در باره مسائل اسلامي ناشيانه اظهارنظر ميكنند» سؤال نمودهايد كه اين افراد «چقدر براي دستگاه و مسئولين كشور و مردم قابل تحمل هستند؟» و سپس اعلام داشتهايد كه «بنده هشدار ميدهم آن كساني كه سعي ميكنند(از) آزادي و لطفي كه جمهوري اسلامي (به) آنها كرده و به آنها آزادي و امكان حرف زدن داده سوءاستفاده كنند بدانند اين براي مسئولين جمهوري اسلامي هميشه قابل قبول و تحمل نيست».
( ( (
قبل از ورود به مطلب لازم ميدانيم به عنوان انجام وظيفه خطير نهي از منكر مشفقانه تذكر دهيم كه فرمان الهي «و لاتنابزوا بالالقاب» مسلمانان را از بكار بردن عناوين موهن بازميدارد و كسوت روحانيت، مقام امامت جمعه و پخش خطبههاي نماز در سراسر جهان اقتضاي آن دارد كه در انتخاب كلمات و مطالب توجه، دقت و تقواي بيشتري بكار گرفته شود.
اما در زمينه مطالبي كه در خطبهها بيان داشتيد بايد بگوئيم از بياناتتان چنين استفاده ميشد كه برخي از ايرانيان در داخل كشور اخيراً نظرات خود را پيرامون مسأله جنگ و صلح به مسئولين نوشتهاند. عدم انتشار اين نظرات و ناآگاهي مردم از آنها حكايت از آن دارد كه اظهارنظر اين افراد به طور خصوصي و در حلقهاي محدود صورت گرفته است ولي شما مصلحت در آن ديديد كه اين عمل هموطنان خود را علني ساخته و به دنيا اعلام داريد. آيا مقتضاي حق و عدالت آن نبود كه به آنان مستقيماً پاسخ ميداديد و يا لااقل نخست نظرات آنان را به اطلاع عموم ميرسانديد و سپس بنقد و بررسي و احياناً انتقاد از آن ميپرداختيد تا مردم بتوانند در اين مساله عادلانه قضاوت كنند؟
از برخورد متداول و نشانههاي معهود شما در خطبه نماز جمعه بسياري از مردم نيز متوجه شدند كه لااقل يكي از هدفهاي اين حملات نهضتآزادي ايران بوده است. بر اين پايه از ما ميپرسند چه نوشتهايد كه رئيسجمهوري و نخستوزير در نمازهاي جمعه 30 فروردين در تهران و اصفهان و كسان ديگري فرصت يافته به طور هماهنگ تهمتها و افترائات را متوجه نهضت ساختهاند. ما در برابر اين سؤال پاسخي نداريم جز آنكه بگوئيم اين حملات به منزله اعلام وصول نامه خصوصي نهضت به اعضاء شورايعالي دفاع پيرامون مسائل جنگ و تحليل و اظهارنظر ما بوده است.
جناب آقاي خامنهاي
ما طبق مباني اسلامي و در چهارچوب قانون اساسي حق و وظيفه خود و هر فرد ايراني ميدانيم كه در مسائل اساسي كشور اظهارنظر و يا توصيههائي، هرچند مغاير با خط مشي و سياستهاي جاري، به تصميمگيرندگان و دستاندركاران بنمائيم و اين امر را براي سلامت ملك و ملت لازم و ضروري ميدانيم. اما همانطور كه در نامه خصوصي خود به اعضاي شورايعالي دفاع متذكر شدهايم با درك حساسيت اوضاع كشور و به منظور جلوگيري از هرگونه سوءتعبير و برداشت بويژه از طرف دشمنان اسلام و ايران، نظرات و نگرانيهاي خود در باره جنگ را كه يكي از مهمترين مسائل مملكتي است تنها براي اعضاء شورايعالي دفاع و معدودي از مسئولان مؤثر كشور فرستاده و برخصوصي و مستقيم بودن آن تأكيد كرديم و حتي از اشاعه خبرِ نوشتن چنين نامهاي خودداري نموديم. اميد ما اين بود كه اتخاذ چنين روشي در حل مسائل جنگ مفيد و مؤثر واقع گردد. طبيعي است در برابر چنين عملي متين و خيرخواهانه انتظار عصبانيت، پرخاش، تهمتهاي تكراري بياساس و تهديد و هشدار نداشتيم بلكه انتظار ما و اقتضاي مقام سياسي و روحاني شما اين بود كه قرآن را با قرآن، سنت را با سنت و منطق را با منطق پاسخ دهيد.
واكنشهائي از اين قبيل اين سؤال را مطرح ميسازد كه آيا گردانندگان جنگ خود را معصوم ميدانند يا چنين ميپندارند كه سياستها و خط مشي خود را مستقيماً از طريق وحي دريافت داشتهاند كه بر اين پايه براي احدي حق تذكر و پيشنهاد و توصيه، حتي در يك نامه خصوصي، نيز قائل نيستند؟ بر پايه كدام يك از موازين قرآني و براساس كدام نقل از سنت پيامبر(ص) و روش اهل بيت(ع) و طبق كدام اصل از قانون اساسي عكسالعمل توصيه به حق و تذكر، تهمت، افتراء و تهديد است؟ آيا بيانات شما حاكي از آن نيست كه معتقديد به استثناء چند نفر از خواص احدي حق اظهارنظر در باره مسائل اساسي كشور حتي به صورت نوشتن نامهاي خصوصي مستقيم ندارد؟ و اگر كسي جرات و جسارت نموده اظهارنظري كند بايد در انتظار انواع حملات و تهمتها و تهديدها باشد! آيا شما كه روزنامههاي غيرموافق را تعطيل نموده، فعاليتهاي اسلامي و قانوني غيرموافقين را متوقف ساخته، بر خلاف موازين شرعي و قانوني دفتر نهضتآزادي ايران را لاك و مهر نموده و اعضاي اين حزب قانوني را از استفاده از اموال و اسنادشان محروم ساختهايد، تحمل يك نامه خصوصي را هم از دست دادهايد؟
مطالب ايراد شده توسط جنابعالي و نخستوزيرتان حاوي تهمتهائي تكراري به دولت موقت است كه ما بارها خلاف واقع بودن آنها را اعلام نمودهايم. در اينجا از شما ميخواهيم با انتشار صورت مذاكرات شوراي انقلاب و هيئتوزيران دولت موقت كه در نخستوزيري موجود بوده و در اختيار و دسترس شماست به ملت شريف ايران امكان دهيد تا از صحت و سقم اين مطالب آگاه شوند.
در بيانات خود، اظهارنظركنندگان علاقمند به سرنوشت كشور در مسأله جنگ را به همصدائي با امريكا متهم كردهايد. علاوه بر غيراسلامي بودن اين روش چنين مطالبي نادرست است. دولت امريكا همچون ساير ابرقدرتها مايل به پايان يافتن جنگي كه جان و مال مسلمين را به دست خودشان نابود ميسازد نيست. ابرقدرتها با فروش اسلحه و وابسته ساختن بيشتر اقتصاد ما سودبرندگان اصلي و عمده چنين جنگي هستند و لذا هر زمان شرائط مناسبي براي پايان يافتن جنگ فراهم آمده است مشاهده شده كه با استفاده از شيوههاي خاصي اين شرايط را از بين بردهاند. نمونه زنده و بارز آن سخنان تحريكآميز موهن اخير وزير امورخارجه امريكا در باره ايران و رهبر انقلاب است. وي در شرائطي كه اقدامات دبيركل سازمان ملل و اعلام موضع مثبت و منطقي ايران روزنه اميدي براي پايان يافتن جنگ پديد آورده بود چنين سخناني ايراد نمود تا با ايجاد عكسالعملهاي مورد انتظار در ايران اين اميد را تبديل به يأس سازد.
در بيانات خود بر ما منت گذاشتهايد كه به ما «آزادي و امكان حرف زدن داده» و ما را «تحمل» فرمودهايد. براي ما جاي تعجب است كه رئيسجمهوري كه مطابق اصل يكصد و بيست و يكم قانون اساسي سوگند ياد نموده است كه از «آزادي و حرمت اشخاص و حقوقي كه قانون اساسي براي ملت شناخته است، حمايت كند» و حتي در نماز جمعه 30 فروردين اعلام ميدارد كه «كساني كه خلاف ما عقائدي دارند ما هرگز محدود و محصور نكرديم»، بر گروه سياسي ـ اسلامي شناخته شدهاي كه به دستور حاكميت حقوق اساسي خود از قبيل انتشار روزنامه، اجازه چاپ و انتشار، تجمع و سخنراني در اماكن عمومي و حتي داشتن دفتري در محوطهاي محدود را از دست داده است، چنين منتي ميگذارد!
پاسخ ما بدين بيانات اين است كه اگر آزادي و امكان حرفزدن فوقالعاده محدودي كه ما داريم جزء حقوق اسلامي و قانوني ماست شما نه تنها موظفيد كه آن را تحمل كنيد بلكه براي حراست و حمايت از آن نيز سوگند خوردهايد و اگر براي ما چنين حقي را قائل نبوده و قانون اساسي را بياعتبار ميدانيد، آزاديد ما را محاكمه و مجازات كنيد و يا به «حزبالله» گوش بفرمانتان دستور دهيد ما را به طور انقلابي تصفيه جسدي كنند.
آقاي رئيس جمهوري
شما و دوستانتان بهتر از هر كس ميدانيد كه ما هر زمان اظهارنظر و يا اقدامي براي حفظ كشور و مصالح مردم لازم و ضروري تشخيص بدهيم به وظيفه اسلامي و ملي خود عمل ميكنيم و آماده قبول عواقب جرأت و جسارت خود در بيان كلمه حق بوده و هستيم و در پاسخ اين هشدارها و تهديدها از اين سخن الهي پيروي ميكنيم كه اگر تذكرات و مواضع ما بر شما گران است ما تنها به خدا توكل مينمائيم.(1)
نهضت آزادي ايران
5/2/64
(1) ان كان كبر عليكم مقامي و تذكيري به آياتالله فعليالله توكلت…(يونس 71)
