شماره: 1629
تاريخ: 23/10/76
نامه سرگشاده دبيركل نهضت آزادي ايران به دبيركل جمعيت مؤتلفه اسلامي
جناب آقاي عسگراولادي مسلمان
دبيركل محترم جمعيت مؤتلفه اسلامي
قبل از هرچيز توفيق طاعت و عبادت مقبول را در اين ماه مبارك براي شما و يارانتان آرزو ميكنيم و جلب رضاي خالق و خدمت به خلقش را خواستاريم.
از آنجا كه اخيراً كنگره چهارم جمعيت را با موفقيت برگزار كردهايد، ضمن تبريك به خاطر اين موفقيت، لازم ديديم كه نكات زير را به اطلاعتان برسانيم:
1ـ احزاب سياسي ابزارهاي ضروري و اجتنابناپذير نظامهاي مبتني بر حاكميت مردم و جمهوريت بوده و نظام جمهوري اسلامي ايران نيز از اين قاعده مستثنا نيست. بدون احزاب سياسي منسجم، ركن جمهوريت نظام هرگز ريشهدار نخواهد شد. قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران هم اصل حاكميت ملت را در راستاي حاكميت الله و هم شرايط لازم براي تحقق آن، از جمله آزادي فعاليت احزاب سياسي را پذيرفته است.
2ـ در جامعه انساني، بويژه جامعههاي در حال گذار تاريخي، نظير جامعه كنوني ايران، تكثر آرا و عقايد امري طبيعي است و شايد طبيعيترين ويژگي باشد. درباره هر مقولهاي، خواه ديني يا سياسي و اقتصادي يا فرهنگي، تفسيرها و قرائتهاي متفاوت و حتي گاه متضاد وجود دارد. هيچ فرد يا گروهي نميتواند مدعي شود كه تنها يك قرائت حق است. تاريخ اسلام وجود طيف وسيعي از آرا و عقايد را درباره بنياديترين مقولات ديني به ما عرضه ميكند. مسلمانان در طول تاريخ اصل تكثر را پذيرفتهاند. اگر چه گاهي گروههاي افراطي (غالي) يكديگر را به كفر، زندقه، ارتداد، رفض و غيره محكوم كردهاند، رشد و تعميق فرهنگ اسلامي و پايهگذاري يكي از بزرگترين تمدنهاي بشري مرهون تسامح و تساهل مسلمانان، هم در برابر يكديگر و هم در برابر ساير شرايع و افكار، و فراهم ساختن فضاي مناسب براي عرضه آرا و عقايد متفاوت و متنوع بوده است.
بنابراين بايد بپذيريم كه اگر قرار باشد در نظام جمهوري اسلامي ايران احزاب سياسي پا بگيرند (چيزي كه اين روزها از سوي مقامات برجسته مرتباً عنوان ميشود)، نميتوان فقط به يك حزب يا چند حزب همگون اجازه فعاليت داد. در جامعه كنوني ايران گرايشهاي فكري، سياسي و اقتصادي بسيار متنوعي وجود دارند. تشكل اين گرايشها در ساختارهاي حزبي ناگزير احزاب متنوعي را ايجاد خواهد كرد. طبيعي است كه در فرايند تشكيل و توسعه احزاب سياسي در ايران، در مراحل پيشرفته، احتمالاً تنها معدودي از احزاب كه معرف گرايشهاي عمده فكري، سياسي و اقتصادي جامعه كنوني ايران باشند، باقي خواهند ماند. سلامت نظام جمهوري اسلامي در اين است كه همگان اين واقعيت را بپذيرند و حضور و فعاليت يكديگر را تحمل كنند. تنها در نظامهاي توتاليتر، نظير نظامهاي سابق اروپاي شرقي، فقط يك حزب و يك ايدئولوژي حاكم است و احزاب و جريانهاي ديگر اجازه فعاليت و عرضه شدن پيدا نميكنند.
نهضت آزادي ايران يكي از قديميترين احزاب سياسي ملي ـ اسلامي با ويژگيهاي فكري، سياسي و اقتصادي متعلق به جريانهاي روشنفكري ديني ايران است و به اختلافهاي موجود ميان خود و جمعيت مؤتلفه اسلامي، كه معرف جريان فكري، سياسي و اقتصادي ويژهاي در جامعه ماست، علم و آگاهي كافي دارد. ولي به رغم وجود اين اختلاف مواضع، ما از ارتقاي جريانهاي سياسي از سطح گروههاي غيررسمي خطي و باندي به احزاب سياسي منسجم با برنامه و ساختار معين و مسئولان مشخص استقبال ميكنيم و بر همين اساس و منطق است كه موفقيت جمعيت شما را تبريك ميگوييم.
3ـ اين كه احزاب و سازمانهاي سياسي فعال، گروههاي رقيب يا مخالف خود را نقد كنند، امري مفيد و سازنده است. به همين دليل از اين كه جمعيت مؤتلفه اسلامي مواضع و عملكرد نهضت آزادي را نقد كند، صادقانه و صميمانه استقبال ميكنيم و چنين بررسي و نقدي را موجب ارتقاي بينش و دانش سياسي جامعه ميدانيم. اما غوغاسالاري، پروندهسازي، جنجالهاي تبليغاتي بيمايه و برچسب زدن را در شأن احزاب سياسي بالغ نميدانيم. اين شيوهها معمولاً به فرهنگهاي سياسي ابتدايي و نابالغ تعلق دارد.
متأسفانه برخي از اعضاي جمعيت مؤتلفه اسلامي و ارگان رسمي و روزنامههاي وابسته به آن جمعيت در برخورد با نهضت آزادي ايران از مرزهاي تقوا و انصاف خارج شده و به طور منظم و سيستماتيك مطالب بيپايه و اساسي را مطرح ميكنند كه نه تنها مولد و سازنده نيست و موجب ارتقاي سطح دانش و آگاهي سياسي مردم نميشود، بلكه به عكس، ضدارزش، نازا و بيحاصل بوده، فرهنگ ابتذال را رايج ميسازد. به عنوان نمونه كافي است كه مقالات اخير نشريه «شما» ارگان رسمي جمعيت مؤتلفه را تحت عنوان «خيانتهاي نهضت آزادي ايران» مورد بررسي قرار داد.
رهبران و مسئولان شناخته شده جمعيت مؤتلفه با استفاده از مقام و موقعيت و مناصبي كه در سازمانهاي دولتي دارند، بيش از هر گروه سياسي ديگر فرهنگ غوغاسالاري را عليه نهضت آزادي ايران دامن ميزنند. يكي از شيوههاي ناپسندي كه به كار ميبرند اين است كه از يك طرف نهضت آزادي ايران را آماج تيرهاي زهرآگين و كينهتوزانه قرار ميدهند و از طرف ديگر، به بهانه اين كه نهضت آزادي غيرقانوني است، پاسخهاي آن را در نشريات خود درج نميكنند! چنين شيوههايي نه تنها از مباني اخلاق سياسي در اسلام به دور است، بلكه با موازين ابتدايي تقابلهاي سياسي سالم در هيچ جامعهاي تطبيق نميكند.
تعدادي از افراد سرشناس جمعيت مؤتلفه اسلامي داراي سوابق و مبارزات مشخص سياسي در سالهاي قبل از انقلاب ميباشند. در ميان آنان كساني هستند كه سابقه فعاليت در نهضت آزادي ايران را دارند. اين كه برخي از مبارزان سياسي بر حسب شرايط و موقعيتها از يك سازمان سياسي كنارهگيري كنند و به سازمان سياسي ديگري، حتي رقيب آن، بپيوندند، امري عجيب و غيرمعمول نيست. اما اين كه همين افراد نهضت آزادي را آماج تهمتهاي بياساس قرار دهند ولي امكان دفاع را كه طبيعيترين حق هر موجودي است، از آن سلب كنند و پاسخهاي نهضت آزادي را منتشر ننمايند، بسيار عجيب و غيرقابل قبول است. اين گونه روشهاي تخريبي و جوسازيهاي مسمومكننده به هيچ وجه در شأن سازمانهاي سياسي بالغ، بخصوص اسلامي، نيست.
نهضت آزادي ايران هرگز كمترين نگراني و دغدغهاي از نقد افكار و آراي سياسي يا عقيدتي و يا عملكرد خود ندارد. پرونده و سابقه فعاليتهاي چهل ـ پنجاه ساله اين حزب و رهبران و مسئولان آن در داخل و خارج كشور، قبل و بعد از انقلاب، كاملاً روشن بوده و چون حساب آن پاك است از هيچ محاسبهاي باك ندارد. اما معاندين بايد بدانند كه اين شيوهها عدم كارايي خود را نشان داده است، به طوري كه هر قدر حملات و غرضورزيهاي كينهتوزانه عليه نهضت آزادي ايران و مؤسسان و رهبران آن بيشتر شده است، اقبال مردم و جامعه، بخصوص جوانان، به نهضت آزادي افزايش يافته است.
نهضت آزادي ايران به مقابله به مثل و استفاده از اين روشهاي تخريبي اعتقادي ندارد. اما آيا تصور نميكنيد اگر قرار باشد كه جو سياسي جامعه اين چنين بيمارگونه شود و گروههاي سياسي در تقابل با يكديگر از اين روشها استفاده كنند، ممكن است كساني خارج از نهضت آزادي پيدا شوند كه با استفاده از همين روش به سوابق برخي از اعضاي برجسته جمعيت مؤتلفه اسلامي در دوران قبل و يا بعد از انقلاب بپردازند؟
نهضت آزادي ايران استفاده از شيوههاي سلبي و تخريبي غيراسلامي را كه در دوران بنياميه و بنيعباس در تقابل با امامان شيعه از آنها استفاده ميشد و در دوران معاصر نيز سنت رايج احزاب چپ استالينيستي بوده است، محكوم ميكند و معتقد است كه زمان كنار گذاردن آنها فرا رسيده و اخلاق اسلامي بايد با ادعاي مسلماني همراه گردد.
در پايان، نهضت آزادي ايران ضمن دعوت شما و همه گروهها و افراد به رعايت تقواي ديني و سياسي در برخورد با مخالفان، آمادگي خود را براي مناظره و نقد متقابل مواضع و عملكردهاي سياسي گذشته م كنوني، به صورت باز و علني، اعلام ميكند.
وَلا يَجْرِمَنَّكُم شَنئَانُ قَوْمٍ عَلي اَلاّ تَعْدِلوا اِعْدِلوا هُوَ اَقْرَبُ لِلتَّقْوي (مبادا دشمني با مردماني ـ كه با شما همفكر و همراه نيستند ـ شما را به جرم بيعدالتي بكشاند. عدالت كنيد كه اين كار به تقوا نزديكتر است. سوره مائده، آيه 8).
دكتر ابراهيم يزدي
دبيركل نهضت آزادي ايران
