نامه سرگشاده نهضت آزادی ايران به آقای اوتانت دبير كل سازمان ملل متحد

title

نامه سر گشاده نهضت آزادي ايران به آقاي اوتانت دبير كل سازمان ملل متحد

آقاي اوتانت دبير كل سازمان ملل متفق

اكنون كه به كشور ما آمده‌ايد بايد بدانيد كه ديوارهاي نامرئي و ضخيمي شما را از حقايقي كه بر ملت ايران مي‌گذرد جدا مي‌كند. ما مقدم شما را بعنوان عاليترين مرجع جهاني صلح و عدالت گرامي مي‌داريم ولي متاسفيم كه دستگاه پليسي حكومت ايران از آشنائي شما با اوضاع حقيقي يكي از اعضاي سازمان ملل مقفق جلوگيري مي‌نمايد. شايد شناسائي عميق شما نيز در تغيير سرنوشت ملت ستمديده و غارت زده ايران تاثيري نداشته باشد. زيرا سازماني كه شما آنرا اداره مي‌كنيد متاسفانه از حمايت و حراست حقوقي كه براي افراد در اعلاميه جهاني حقوق بشر تعيين شده است عملا عاجز است ملت ما با وجود اينكه در سال مبالغ هنگفتي بعنوان عضو سازمان ملل مي‌پردازد و با وجود اينكه سازمان ملل اداره بزرگي در تهران دارد نمي‌تواند به قدرت اخلاقي اين سازمان در نجات از حكومت پليسي و استبدادي كشور خود متكي باشد.

   ما اين حقيقت را خوب مي‌دانيم كه اداره شما در تهران كوچكترين كمكي در راه تحقق آرمانهاي انساني نمي‌كند. اعضاي سازمان شما در تهران با حقوقهاي گزاف از زندگي كاملا مرفهي برخوردارند و عملا تابع سياست روز دولت ايران مي‌باشند. شايد جز اين چاره ديگري نداشته باشند. ولي براي ملتي كه بوسيله طبقه حاكمه‌اش غارت مي‌شود و در زير فشار ميليتاريسم زندگي مي‌كند سازمان شما نمي‌تواند بعنوان مر جع جهاني امنيت و عدالت و حفظ آزاديها و حقوق اساسي بشري شناخته شود و با اين همه شما اكنون بعنوان ريئس اين سازمان به كشور ما آمده‌ايد و كشور ما نيز عضو سازمان ملل متحد است خواه ناخواه اگر قدرت اجرائي سازمان شخص شما در به ثمر رساندن موازين اعلاميه جهاني حقوق بشر نا آنجا نيست كه بتوانيد در داخل مرزها براي نظارت در اجراي عدالت اجتماعي و تامين آزادي‌ها و حيثيت انساني نفوذ كنيد ولي ما از شما بعنوان يك فرد آسيائي بعنوان فردي از كشوري كه سالها در چنگال استعمار بود تقاضا مي‌كنيم از دولت ايران بخواهيد درهاي زندانها را بروي شما بگشايند تا ببينيد شريفترين فرزندان ايران ـ استادان دانشگاه ـ روحانيون بزرگ و دانشگاهيان چگونه در بند كشيده شده‌اند. از دولت ايران بخواهيد راه شما را بسوي دانشگاه ـ مدارس عالي كشور ـ كوچه‌ها و خيابانها باز كند تا شما بتوانيد با مردم اين كشور و يا روشنفكران و طبقات مختلف آن صحبت كنيد تا آنها شما را از بيدادي كه بر اين ملت مي‌رود آگاه كنند.

   از دولت ايران بخواهيد كه دست شما را در شناختن هويت نمايندگان مجلس شوري باز بگذارد تا بدانيد كه چگونه دولت پليسي شاه اعضاي رسمي سازمان امنيت را بعنوان قانون گذار و نماينده ملت بر كرسي نمايندگي نشانده است؟ و سري نيز به مجلس سنا بزنيد تا با ديدن قيافه‌هاي كهنه فئودالها و قزاقها معني انقلاب سفيد شاه را بهتر درك كنيد.

   آقاي دبير كل ايكاش مأمورين شما در تهران اينقدر در اشاعه هدفها و آرمانهاي اعلاميه جهاني حقوق بشر شهامت داشتند كه مي‌توانستند شما را از جريان واقعي فقر و مسكنت ملت ايران و دزديهاي طبقه حاكمه و تجاوزات حكومت پليسي شاه به قانون اساسي و آزاديهاي انساني با خبر مي‌كردند. اكنون در كشور ما نه فقط سازمان امنيت و ارتش و اداره تبليغات و شهربانيها بلكه همه سازمانها و همه امور براي حفاظت سلطنت شاه فعاليت مي‌كنند. كليه فعاليتهاي اقتصادي در جهت افزايش حسابهاي بانكي شاه و خانواده و اقوام و همدستان او مي‌باشد و بس. شاه ايران از تمام معاملاتي كه در خارج و داخل كشور انجام مي‌گردد سهم مي‌برد. برادران و خواهران او در همه رشته‌هاي اقتصاد بنفع خود دخالت دارند. حتي در بليطهاي بخت آزمائي و كتب درسي مدارس. شاه مملكت كليه فعاليتهاي توريستي را در ايران بصورت تاسيس مهمانخانه‌ها بنفع خود قبضه كرده است.

   ارتش ايران با تمام مخارج سرسام آورش وظيفه‌اي جز دفاع از اين منافع نامشروع ندارد. در حاليكه ملت ايران در آتش فقر مي‌سوزد و بيكاري و تورم و بحران اخلاقي و اقتصادي كليه اميد و آرمانهاي انساني جامعه را در كام خود نابود كرده است. هر حركتي با گلوله پاسخ داده مي‌شود و هر فعاليتي را در زندانها بوسيله شكنجه خنثي مي‌كنند. شاه ايران در حاليكه تمام مفاهيم عالي بشري را به مسخره گرفته است، ميليونها تومان براي فريب افكار عمومي دنيا خرج مي‌كند. به زور سرنيزه و حكومت پليسي همه مظاهر آزادي را در ايران نابود كرده است. تمام جرايد در نظارت شديد سازمان امنيت قرار دارد. هرگونه اجتماع و انتقاد و راهنمائي خيرخواهانه بدست پليس و ارتش و مامورين مخفي كوبيده مي‌شود. مجلس شورا و سنا يكپارچه مامورين مستقيم و غيرمستقيم دولتند و در چنين محيط تاريك و خاموشي شاه ايران دم از انقلاب و اصلاحات و پيشرفت اقتصادي مي‌زند.

   آقاي دبير كل سازمان اداري ايران بخاطر همين استبداد مطلق و نبودن حق انتقاد به كلي در فساد و انحطاط فرو رفته است. كارمندان دولت خودبخود به دزدي و رشوه خواري و احساس عدم مسووليت نسبت به وظيفه كشيده شده‌اند. سرمايه گذاري به كلي متوقف و قيمتها روزبروز در افزايشند و بالاخره اصلاحات ارضي كه تك خال انقلابات دروغين شاه بود دهقان بيچاره را بجاي سروسامان دادن به نابودي كشانده است و شركتهاي تعاون روستائي هم از مرحله حرف و كاغذ تجاوز نكرده است.

   خلاصه همه چيز در كشور ما بر اثر حكومت پليسي و نبودن آزادي جز فريب و خدعه نيست. همه چيز در راه تقويت سلطه غيرقانوني شاه و افزايش حسابهاي بانكي او و خانوده‌اش و خفقان بيشتر ملت ايران ادامه دارد. اكنون كه شما در كشور ما بسر مي‌بريد دستياران شاه سعي مي‌كنند شما را نيز با مقداري الفاظ توخالي فريب داده و حقايق و واقعياتي را كه مي‌گذرد به دروغ و نيرنگ و در جهت منافع خود تغيير دهند اما پيام ما بعنوان روشنفكران و مبارزان آزادي و انقلاب اجتماعي ايران اينست كه فريب اين دروغها و صحنه سازيها را نخوريد و اگر بعنوان دبير كل سازمان ملل متفق قادر نيستيد گامي در جهت رهائي ملت ايران برداريد لااقل بعنوان يك انسان شريف و يك آسيايي كه طعم اسارت و استعمار را در وطن خود چشيده است نداي ما را بگوش مردم جهان برسانيد تا دنيا بداند كه ملتي در آسيا با تمام سوابق درخشان تاريخي و فرهنگي و با تمام استحقاق مادي و معنوي كه براي تكامل دارد در چنگال كثيف‌ترين و خشن‌ترين حكومت پليسي گرفتار است و منابع و ثروت اين ملت به دستياري شاه و طبقه حاكمه به يغماي استعمارگران مي‌رود. بدنيا بگوئيد كه استعمارگران جهان به خاطر غارت نفت ما حكومت ملي پيشواي بزرگ و محبوب مردم ايران دكتر مصدق را ساقط كردند و از آن پس فاسدترين و رزلترين عناصر ميلياردها ريال از پول ملت را غارت كردند. تمام درآمد ارضي ما از راه نفت دو مرتبه بدست طبقه حاكمه افتاده و با سياست نابود كننده دروازه‌هاي باز بخاطر خريد محصولات كشورهاي استعماري به جيب آنها برميگردد و آنچه از اين منافع براي برنامه‌هاي عمراني اختصاص مي‌‌يابد باز به جيب مقاطعه كاران خارجي و به حسابهاي بانكي شاه و يارانش ريخته مي‌شود. ثروتمندان ـ مقاطعه كاران ـ دلالان كه دربار شريك اصلي آ‎نها است از پرداخت ميليونها تومان معاف مي‌شوند و ماليات بدوش مردم فقير سنگيني مي‌كند. خلاصه اين مردم از هر طرف كه گام برميدارند بوسيله راهزنان داخلي و خارجي غارت مي‌شوند. و آزادمردان و روشنفكران آنها نيز يا در زندانها هستند و يا در زير سر نيزه ميليتاريسم محكوم به خاموشي مي‌باشند.

   جنبش همگاني و مقدس مردم ايران در نيمه خرداد تاريخي توسط ارتشي كه بايد سپر تجاوزات بيگانگان باشد بخون كشيده شد و هزاران شهيدي كه بخاطر دين و آزادي ملت و (پيشواي عاليقدرشان حضرت آيت‌الله العظمي خميني) از مرگ استقبال كردند به مرتجع بودن و ديگر اتهامات سفيهانه شاه و همدستانش متهم شده‌اند. قهرمانان ارجمند بشريت كه بر ضد ديكتاتوري يعني ارتجاعي‌ترين رژيم دوره وحشيگري مبارزه مي‌كنند از طرف بلندگوهاي مرتجع اعظم كه خود ننگ آفرينش آدم مي‌باشد به باد ناسزا گرفته مي‌شوند. اعلاميه جهاني حقوق بشر و حتي قانون اساسي ايران به ما اجازه اظهار عقايد مذهبي و نظريات سياسي داده است و حق ماست كه در برابر تهمتهاي دستگاه حاكم مستبد مقاصد آزاديخواهانه و مترقي و آرمانهاي بشر دوستانه خود را ابراز و اعلام نمائيم.

   آيا شما بعنوان مظهر سازماني كه ظاهراً نگهبان آزادي عقايد و آزادي بيان است مي‌توانيد حداقل امكاناتي را كه براي بيان مقاصد و نظرياتمان لازم است فراهم سازيد؟ آيا ممكن است از شاه سئوال بفرمائيد كه به چه دليل و با كدام مجوز قانوني مرجع تقليد بزرگ شيعيان را به موجب حقوق اسلامي و قانون اساسي ايران مصون از تعرض و توقيف و توهين است ماهها در زندان نگهداشته است؟

آقاي دبير كل

اينست وضع مملكتي كه شما اكنون در پايتخت آن بسر مي‌بريد.

نهضت آزادي ايران