نامه كميته دانشجويان نهضت آزادی ايران خطاب به دكتر جهانشاه صالح در رابطه با دومين سالگرد شهادت مرحوم دكتر خانعلی ٣١ ارديبهشت ١٣٤٢

title

جناب آقاي دكتر جهانشاه صالح

همزمان با دومين سالگرد شهادت مرحوم دكتر خانعلي كه در زمان تصدي وزارت فرهنگ شما به شهادت رسيد با هياهوي بسيار به رياست دانشگاه انتخاب يا بهتر بگوئيم انتصاب شديد.

به رياست دانشگاهي انتخاب شديد كه هنوز يادگار گلوله‌هاي دژخيمان شاه بر ديوارهاي دانشكده فني در شانزدهم آذر ۱۳۳۲ باقي است و اجساد خون آلود شهيدان آنروز در جلوي ديدگان ماست. به رياست دانشگاهي برگزيده شديد كه در اول بهمن ۱۳۴۰ توسط چتربازان و كماندوهاي شاه به خاك وخون كشيده شده بزرگترين فاجعه دردناك تاريخ مبارزات دانشگاهي را بوجود آورد. شما به رياست دانشگاهي منصوب شده‌ايد كه چند ماه قبل توسط چاقوكشان و چتربازان دهقان نما براي چندمين بار مورد حمله و تجاوز قرار گرفت…. شما كاملا آگاهي داريد كه هدف دانشجويان از ورود به دانشگاه چيزي جز كسب علم ودانش و اندوختن هنر اداره و تدبير امور اجتماع نيست و بالطبع اين حق و وظيفه دانشجويان است كه در سرنوشت خود دخالت نمايند و آنچه را كه هيئت حاكمه سعي دارد بعنوان هو و جنجال معرفي نمايد چيزي جز اداي وظيفه در قبال اجتماع بشري نيست و دانشگاه ساكتي را كه هيئت حاكمه طالب آن است ملت ايران مردود مي‌داند.

   ما خود را مسوول انجام رسالت بزرگ كسب آزادي بيست ميليون نفر انسان ستمديده و استعمارزده مي‌دانيم و مانند تمام نقاط دنيا پيشقراولي نهضت‌هاي اصيل ملي را تا پيروزي نهائي ادامه خواهيم داد.

   همچنين شما بخوبي مي‌دانيد كه روش دانشجويان دانشگاه تهران هميشه مبتني بر اصول صحيح مبارزه و عقل و منطق بوده و خواهد بود. اگر حادثه اول بهمن بوجود آمد ـ اگر دانشگاه ماهها تعطيل شده ـ اگر چاقوكشان شاه به دانشگاه هجوم آورده‌اند و در و پيكر آنرا درهم كوبيده‌اند ـ مقصر فقط وفقط مسوولين امور مملكت بوده اند، و حتي بيشرمي و گستاخي هيئت حاكمه در فاجعه اول بهمن تا بدانجا بود كه آقاي دكتر فرهاد (رئيس سابق دانشگاه) مجبور به اعتراض و استعفا گرديد.

   آقاي صالح دانشجويان دانشگاه تهران حيله‌ها و نيرنگهاي بسياري در طول تاريخ مبارزات خود ديده‌اند و از نرمشهاي مزورانه هيئت حاكمه تا برق سرنيزه‌هاي شاه را بارها ديده و اكنون آزموده شده‌اند و ديگر هيچ عاملي نمي‌تواند آنها را از مبارزه بخاطر ملت و انسانهائي كه در سيستان و بلوچستان غذاي آنها را روزانه علف هرزه و هسته خرما تشكيل مي‌دهد باز دارد. ما از شما مي‌خواهيم كه اين حقيقت مسلم را در مد نظر داشته باشيد كه شما در اين چند روز مانند تمام مسوولان مملكتي ديگر حرف بسيار زده‌ايد ولي قضاوت ما مبتني بر نحوه عمل شما در آينده خواهد بود.

   ما منتظريم تا ببينيم كه آيا در مقابل تجاوزات هيئت حاكمه به دانشگاه مقاومت خواهيد كرد يا مانند اقبالها چاكر و خادم جان نثار خواهيد بود.

   آقاي صالح اكنون گروهي از ارزنده‌ترين استادان و دانشجويان عزيز در زندانهاي شاه بسر مي‌برند. اكنون استقلال دانشگاه از جانب هيئت حاكمه مورد تهديد جدي است. شما در برابر اين وضع چه برنامه‌اي داريد؟ شما در سخنان خود گفته‌ايد كه نبايد دانشگاه در انحصار عده معدودي باشد ـ شما در عمل با اينگونه افراد چه خواهيد كرد؟ از شما مصراً مي‌خواهيم كه درهاي دانشگاه را بر روي جوانان لايق و تحصيل كرده باز كنيد. از استقلال دانشگاه دفاع كنيد و معيار شما در كارها بجاي سنجش مي‌زان انتساب آنها به افراد ذينفوذ و دربار صلاحيت علمي و اخلاقي افراد باشد.

   وعده‌هائي را كه شما با سروصداي زياد داده‌ايد عملي نخواهد شد مگر اينكه دانشگاه واقعا مستقل از اعمال قدرتهاي حاكمه باشد.

   اكنون دستورات بسياري از مقامات دانشگاهي و حتي خود شما كه رياست دانشگاه را بعهده داريد بدون اجازه سرتيپ حكيمي!! كه رياست شعبه سازمان امنيت دانشگاه را بعهده دارد ـ عملي نمي‌شود. آيا شما در چنين محيطي مي‌خواهيد وضع علمي دانشگاه را سرو سامان دهيد؟ اگر راست مي‌گوئيد اولين اقدام شما بايد طرد اين فرد از دانشگاه باشد.

   آقاي دكتر صالح

   ولي حالا هم دير نشده است و مي‌تواند شرايط ادامه رياست شما باشد.

   ۱ـ آزادي استادان و دانشجويان از زندان.

   ۲ـ در آستانه امتحانات فعلي براي جبران حداقل حقوق تضيع شده دانشجويان زنداني، فوراً همه دانشجويان را آزاد و با رضايت آنان امكان شركت در امتحانات فراهم شود (و اگر مايل بودند فرصتي براي مرور دروس برايشان قائل شوند)

   ۳ـ محيط دانشگاه را از وجود قواي مخفي و آشكار نظامي و غيرنظامي كه منافات با استقلال دانشگاه دارد پاك سازند.

   ۴ـ آزادي اظهار نظر و فعاليت دانشجويان در محيط دانشگاه مانند همه دانشگاههاي جهان تامين گردد. اگر شما قول داده‌ايد يا از شما قول گرفته‌اند كه با وعده و وعيد محيط دانشگاه را مطلوب نظر ديكتاتور يعني خاموش و ساكت چون سنگ و «بله قربان گوي» سازيد سخت در اشتباهيد و بايد بدانيد كه فرياد آزادي طلبي در دانشگاه خفه نخواهد شد مگر اينكه ديگر دانشجوئي زنده نباشد و هر عاملي كه در مسير اين مبارزه مانع و رادعي ايجاد كند بالطبع همچون اقبالها رسوا خواهد شد.

   حال اين با شماست كه در چه راهي قدم گذاريد. اين گوي و اين ميدان.

كميته دانشجويان نهضت آزادي ايران

۳۱ ارديبهشت ماه ۱۳۴۲