نامه نمايندگان نهضت در مجلس به رئيس مجلس در مورد سخنان دادستان انقلاب اسلامي تاريخ: ٢٤/١١/٦٠

title

تاريخ: 24/11/1360

نامه پنج تن از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي عضو نهضت به رئيس مجلس در مورد سخنان دادستان انقلاب اسلامي در نماز جمعه

جناب آقاي هاشمي رفسنجاني رياست محترم مجلس شوراي اسلامي

و امام جمعه موقت تهران

  با سلام دوستانه و دعاي توفيقات حق‌پسندانه مختصراً زحمت مي‌دهيم.

  در پيش خطبه نماز جمعه ٩ بهمن ماه آقاي سيد اسدالله لاجوردي كه در منصب خطير دادستاني انقلاب اسلامي تهران هستند اظهارات خلاف حق و حقيقت و شرع درباره دولت موقت بيان داشته‌اند كه ارتباط با مقام و مسئوليت ايشان دارد ولي نسبت به شخص جنابعالي كه امام جمعه آن روز بوده‌ايد و در پيشگاه خدا و خلق بايد جوابگوي گفتارها و شعارها باشيد اعتراض داشته مي‌پرسيم آيا نماز قربه الي اللهي وحدت آفرين جمعه و مكتب طهارت و رحمت بايد آلوده به اغراض سياسي و صحنه تهمت و تفرقه و تحريك شود؟ آيا خداوند سميع بصير در آن مكان و زمان حاضر و ناظر نبود و سخنران پيش از خطبه كه خود مأمور حفظ اصول اسلامي و حدود قانوني بوده است نمي‌بايستي رعايت قانون اساسي را كه ضامن حيثيت و حقوق و جان افراد مملكت مي‌باشد بنمايد و از پيش خود حكم و قضاوت‌هاي نسنجيده صادر نكند؟

  اگر بيانات ايشان بدون اطلاع و رضاي جنابعالي بوده است چرا در خطبه نماز يا بعداً اصلاح و اعتراض علني نفرموده‌ايد؟

  دولت موقتي كه رئيس آن را خود شما و همكاران شوراي انقلاب پيشنهاد كرده بوديد و امام با تصريح به اعتماد به ايمان و اطلاع از سوابق مبارزات اسلامي و ملي طبق دستخط و دستور‌العملي مشخص انتصاب فرمودند و وزرا نيز پس از بررسي كامل و تصويب آقايان با تأييد و حكم ايشان انتخاب گرديده همگي با صداقت تام و حداكثر دانايي و تواني خويش بار خطير خدمات اوليه انتقال كشور را به حول و قوه الهي از نظام مخلوع به نظام مطلوب كشيده بودند. ايشان به چه حق و با چه صلاحيت و مدرك ليبراليست‌هاي مذهبي از فرنگ برگشته كه صدمات زياد به انقلاب وارد كرده‌اند خوانده است و سازشكار با چپاولگران و با منافقين و محاربين اسلام گفته و بالاخره گناه تمام قتل‌ها و آتش‌سوزي و تخريب‌ها را به گردن آنها انداخته است؟!

  به خاطر ما و رسم وفا هم كه نباشد آيا جا نداشت به خاطر آبرو و دفاع از امام و خودتان كه آورنده ما و ناظر نزديك و همكارمان بوده‌ايد تكذيب و دفاعي مي‌كرديد؟ آيا واقعاً‌ ما چنين بي سر و بي پا و طرارهاي جنايتكار بوديم كه شما در آن مدت نفهميديد و اين آقا حالا مي‌فهمد؟

  آيا عاقبت جمهوري اسلامي و عدالت علوي به اينجا كشيده شده است كه كينه و دشنام سكه رايج آن بوده مانند انقلاب‌هاي بشري الحادي كه فرزندان خود را مي‌خورد، تازه واردين بايد به جان پايه‌گزاران و خدمتگزاران قديم بيفتند و در نمازي كه تنهي عن الفحشاء والمنكر است و برنامه آن فاسعوا الي ذكر الله، چنين بي‌تقوايي‌ها اجرا شود؟

  ديگر براي چه كسي و چه چيزي در اين جمهوري امنيت و حرمت باقي مي‌ماند؟

  پناه مي‌بريم به خدا!‌ الله اكبر!

مهندس مهدي بازرگان ـ دكتر يدالله سحابي ـ احمد صدر حاج سيد جوادي

دكتر ابراهيم يزدي ـ مهندس هاشم صباغيان

٢٤/١١/٦٠