نظر نهضت آزادي ايران درباره قبول قطعنامه 598 شوراي امنيت از طرف ايران
والعصر ان الانسان لفي خسر الذين آمنوا و عملوا
الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر(1)
خبر قبول قطعنامه 598 و آتش بس از طرف ايران كه روز دوشنبه 27 تير ماه 67 اعلام گرديد و مصاحبهاي كه متعاقب آن آقاي هاشمي رفسنجاني جانشين فرمانده كل قوا و رئيس مجلس شورا انجام داد همچون بمبي در فضاي ايران و جهان صدا كرد! صدايي كه هنوز طنين و تكان آن در ذهن و زبانها انعكاس دارد. در ميان هموطنان كساني سخت افسرده و معترض شدند و كسان بيشتري اميدوار گشته نفس شكر و شادي كشيدند و عدهاي نيز احساس خوشحالي همراه با اندوه نمودند.
دو روز بعد رسانههاي گروهي به مناسبت سالگرد فاجعه پارسال مكه و به منظور تجديد برائت از مشركين و تشديد انزجار نسبت به آلسعود و آمريكا، پيام مفصل پرمعنايي از رهبر انقلاب منتشر ساختند. در اين پيام تأييد و توضيحاتي راجع به امضاي قطعنامه شوراي امنيت و تلخي اين تصميم آمده تأكيد و توصيهاي به تداوم ستيزه با كفر و استكبار، به خاطر اسلام و مستضعفين، به مسئولين و رزمندگان، به امت حزبالله و جوانان و به مردم ايران شده، ضرورت و نقش روحانيون را مجدداً ستوده و سفارش نموده بودند.
عده زيادي نظر نهضت را ميپرسند و لازم شده است در اين نقطه عطف تاريخ انقلاب و جنگ مختصر تحليل و توضيحي براي هموطنان عزيز بدهيم.
البته ما در هيچ زمان تكليف سازش خفتبار و تسليم نكرده بوديم بلكه اصرار داشتيم در شرايط مساعدتري كه ايران در مواضع معنوي و نظامي و اقتصادي برتر بود با ابتكار و انتخاب خود، جنگ تحميلي طولاني را به پايان عادلانه و شرافتمندانه ميرساند. اينك اگر چه پذيرش قطعنامه 598 از طرف ايران تأمينكننده تمامي منافع كشورمان نيست اما بنا به ضربالمثل ملي و همانطور كه اين روزها زبانزد شده است عقيده داريم “جلوي ضرر هر جا گرفته شود منفعت است”.
ما آنچه در باره جنگ گفتني بوده است گفتهايم و نميخواهيم در اين موقعيت بگوئيم كه اگر به منطق چند ساله نهضت عمل شده بود چه منافعي ميداشت.
اما در هر حال جا دارد از جهات عديده، ضمن تجليل و طلب عفو و رحمت براي همه شهيدان به خون خفته و كسانشان و براي ناتوان شدگان و خسارت ديدهها، شكرگزار خداوند رحمن حكيم باشيم و در عالم واقعبيني و نسبينگري از دست اندركاران نيز امتنان نموده نظريات خود را به شرح زير به اطلاع برسانيم:
1ـ قبول قطعنامه و آتش بس در حيات و ولايت و به امر رهبر انقلاب صورت گرفته است.
2ـ اين قضيه، بنا بر آنچه در مصاحبه جانشين فرماندهي كل قوا اشارت رفته است پس از مراجعه و استجازه و پيام رهبر انقلاب، به دست دولتيان و مسئولين نظام انجام شده است(بدون آنكه متن و محتواي آن را افشا كرده باشند). چنانچه اين تصميم و ترتيب كار پس از حيات يا در غياب و خلافنظر “امام” صورت ميگرفت خدا ميداند كشور با چه مسائل و مكافاتها روبرو ميشد!
3ـ مقام رهبري و متوليان و مسئولين بالاي جمهوري اسلامي ايران ـ به هر ترتيب و تقدير كه رخ داده باشد- حاضر گرديدند به ناچار و به حكم واقعيت و مصلحت، تجديدنظر در سياستها و شعارهاي گذشته بنمايند و طريق مطالعه و مشورت ـ ولو محدود و مخصوص ـ را پيش بگيرند. بنا به اظهار آقاي هاشمي رفسنجاني “حضرت امام شخصيتهاي سياسي و علما را مامور كردند تا مسئله را مورد بررسي و تصميمگيري قرارداده، قدمهاي لازم را در راه پذيرش آتشبس بردارند كه اولين گام آن قبول قطعنامه 598 شوراي امنيت سازمان ملل متحد بود” و اضافه شده است كه “هيچ شبههاي از ضعف و ناتواني در اين تصميمگيري وجود نداشته است”.
حقيقت آن است كه خيلي دير و ناقص به اين تصميمگيري رسيدند ولي باز هم دير رسيدن به از نرسيدن است.
4ـ در مصاحبه جانشين فرماندهي كل قوا در توضيح تصميم فوق به دو نكته مهم اشاره شده است. يكي نقش و نفوذ سياستهاي خارجي و ديگر مصلحتانديشي و به حساب آوردن مردم ايران و عراق، با احتراز از خسارات وارد شونده به دو ملت، از جمله گفتهاند:
“بر ما روشن است كه كفر جهاني و استكبار در اين مقطع تصميم گرفته است كه بطور جدي از پيروزي سريع ما جلوگيري كند و پافشاري ما در اين مقطع نيز ممكن است به خسارت فوقالعادهاي برا ي مردم ما و مردم عراق منجر شود كه ما در محاسبه آن، آنچيزها را فعلاً مصلحت نديديم”.(2)
دعوت و مشاركت شخصيتهاي مختلف سياسي و علما براي تصميمگيري نهايي و ترتيب كار در مجلس خالي از اغيار، قوت و اعتبار خاص به آن ميدهد و خوشبختانه راه براي اعتراض و افتراقهاي بعدي جناحهاي حاكميت و براي تهمت و آزارهاي مخالفين بسته شده است.
6ـ اميدواريم به فضل خدا كار به آخرين مرحله “جنگ جنگ تا نابودي” نكشد و آبادي و آدمي از سرزمين ايران رخت برنبندد.
7ـ جريان به گونهاي روي داده است كه هزار شكر، ايران لبنان نشد! سير تحول حوادث و تحريكات با وجود همه گونه عوامل سياسي و مكتبي و اختلافات طبيعي و تاريخي كه در كشور پهناور ما وجود دارد در جهت دستهبنديهاي كينهتوزانه و جنگهاي خانگي سوق داده نشده حتي توصيههاي خلاف آن را كردهاند. انشاءالله با هوشياري و بزرگواري همگان و فطرت ديرينه ايرانيان، از اين پس نيز در آن جهت حركت نخواهد كرد.
8- مقامات رهبريكننده و گردانندگان ـ به هر صورت و عنوان ـ در حالي كه خود سوار بر مسند و مسئوليت هستند مبادرت به اين اقدام و “انقلاب” كردند و با تسلط بر نظام و تجربههايي كه كسب كردهاند خود عهدهدار اجرا و جوابگوي پيامدها و توقعها و همچنين اتخاذ تدبيرها و انجام ترميمها خواهند شد و به مصداق اصل قرآني “الا تزر وازره وزر اخري” جوابگوي خدا و خلق خدا و وجدان خود خواهند بود.
9- اولين برخورد و معضل كار رودرروئي با افعي زخم خورده براي پياده كردن قطعنامه و رسيدن به صلح صحيح عادلانه در شرايط پيش آمده است. دلخواه آن است كه با حداكثر سرعت و سود و با حداقل سختي و سوخت صورت گيرد. حتماً با تجربه گروگانگيري و موافقتنامه الجزاير به اين حقيقت رسيدهاند كه خيلي دانايي و كارآيي و نهايت ورزيدگي و حسن نيت لازم است در نمايندگان و مامورين منتخب وجود داشته باشد.
خود ميدانند و متذكر شدهاند كه قبول قطعنامه نه به معناي ختم غائله است و نه رسيدن ما به حقوق حقه خودمان. جا دارد از جو سياسي ظاهراً مساعدي كه از چند ماه قبل عليرغم تندروان چپگرا در صدد تأمين آن بودهاند حداكثر استفاده را در جهت تحقق آنچه مطلوب و معهود در قطعنامه است، بنمايند. از جمله تصريح گردد كه منظور از بازگشت به مرزهاي بينالمللي مرزهاي توافق شده در قرارداد 1975 الجزاير است.
10ـ با توجه به تلخي و تندي و ضعف اين تصميم كه خودشان اعتراف نمودهاند بايد به اين نكته توجه شود كه اگر در سالهاي استقرار نظام، فضاي باز سياسي حكمفرما ميبود و آزادي كامل براي انتقاد و ارائه افكار، بر طبق قانون اساسي وجود ميداشت مملكت با تبليغات انحصاري و جوسازيهاي جاهلانه و شعارهاي توخالي دچار چنين فرجامي نميشد. حال حداقل انتظار و اميد چنان است كه از روي انصاف و اجبار هم كه شده باشد بازگشت عبرتانگيز به فضاي باز سياسي و حاكميت ملي بنمايند. شايد به خواست خدا و با حضور و حركت مردانه مردم آرمانهاي نخستين و راستين انقلاب تحقق يافته، سلامتي و دوستي و سرنوشت درخشان دو دنيا نصيب ملت ايران گردد.
در چنين محيط افراد و عوامل خدمتگزار كارساز و شايسته رفته رفته جاي ناخواستهها را خواهند گرفت و دير يا زود حق به حقدار، يعني به ملت صاحباختيار خواهد رسيد.
11ـ تمام جريانها و مسائل نظامي و سياسي و اداري فوق كه آرزو ميكنيم بر وفق مراد در جهت حق و صلاح پيش رود، به جاي خود محفوظ، ولي نبايد اعلام قبولي قطعنامه ما را خام و مطمئن نموده از برگشتهاي روزگار و از حفاظت مواضع و سرحدات غافل گرديم. همانطور كه در بيانيه” وظيفه ديني و ملي همگاني . . .” مورخ 23/4/67 نهضت آمده است، اين احتمال هميشه وجود دارد و اين احتياط هميشه ضرورت دارد كه در صورت تجاوز مجدد به خاك و خانه ما و به تماميت ارضي و استقلال ايران، رزمندگان ايثارگر دلاور و همه مردم با آمادگي لازم قيام به دفاع ملي بنمائيم. به هيچوجه نبايد حالت رزمي و تدارك دفاعي از دست داده و ضعيف شود.
12ـ علاوه بر آمادگي و تدارك امكانات دفاعي و با اميد و به فرض اينكه آرامش و امنيت لازم به لحاظ استقلال و استحكام كشورمان فراهم گردد تازه بايد فرمان قرآني “واعدوا لهم ما استطعتم من قوه و من رباط الخيل ترهبون به عدو الله و عدوكم”(3) را استماع و اجرا نموده هم پيشبيني و تأمين بودجه و تدابير حفاظتي و سوقالجيشي با آخرين اختراعات قرن را بنمائيم و هم روي توليد و تدارك و توسعههاي ضروري تسليحات و بالا بردن حداكثر قدرت دفاعي و تهاجمي متقابله خودمان كار كنيم تا همسايگان و بدانديشان جرأت تجاوز به ما را از سر به دور بدارند.
13ـ بطور كلي و اصولاً از جهات اقتصادي و اجتماعي و سياسي و سازماني نيز نبايد غافل و بيكار مانده تصور نمائيم با قبول قطعنامه و آتشبس و دريافت غرامت مواجه با هيچ بحران و بدبختي نيستيم و مسئله و مصايب جنگ يا عقبافتادگيها يا خسارات اين مدت و گرفتاريهاي بزرگ را برايمان به وجود نياورده است و نخواهد آورد و ملت به راحتي نجات خواهد يافت.
14ـ در اين مقطع زماني شايد لازم باشد كاري به گذشته و كردهها و به ديگران نداشته، براي رضاي خدا و در مرحله اول به فكر حال و آينده خودمان باشيم كه از هر كس نيازمندتريم. تلاش براي بقاي مملكت و ملت نماييم. به بازيافتن از دست رفتهها و ترميم خرابيها و مخصوصاً به سازندگي و خودكفائي بپردازيم. به جاي در افتادن با خودي و بيگانه، به منظور انتقام يا ادعاي اصلاح آنان و به جاي “جنگيدن با جهان”(كه خدا از احدي نخواسته) راه خودسازي و خداجويي و تقوي پيش گرفته، قيام به خدمت و خير بنمائيم.
ربنا اغفرلنا ذنوبنا و اسرافنا في امرناو ثبت اقدامنا و انصرنا علي القوم الكافرين
نهضت آزادي ايران
تهران اول مرداد 1367
(1) به شهادت عصر و زمانه حقا كه آدمي در زيان و پشيماني است مگر كساني كه ايمان به خدا آورده كارهاي شايسته كردند و همديگر را سفارش به حق و به صبر و پايداري نمودند.
(2) مطالب داخل گيومه از روزنامه كيهان 28/4/67 گرفته شده است
(3) انفال 60 ـ و براي آنها و براي بر حذر داشتن دشمنان خدا و خودتان(از حمله به شما) تا حد توان و توليد به آمادگي و تدارك نيرو و پياده و سواره نظام بپردازيد.
