وضعیت نهضت آزادی ایران بین سال‌های 57-44، محمد حسین بنی‌اسدی عضو شورای مرکزی نهضت آزادی ایران

وضعیت نهضت آزادی ایران بین سال‌های 57-44

محمد حسین بنی‌اسدی عضو شورای مرکزی نهضت آزادی ایران

با توجه به اختناق شدید بعد از رخداد 15 خرداد سال‌1342 و ممانعت و سرکوب فعالیت‌های سیاسی در داخل کشور و بازداشت و زندانی شدن رهبران و فعالان نهضت آزادی به تدریج اعضای نهضت که برای ادامه تحصیل به خارج رفته بودند فعالیت نهضت آزادی را در خارج از کشور ادامه می‌دهند. از این رو وضعیت و فعالیت‌های نهضت در سال‌های 1344 تا 1357 به دو بخش تقسیم می‌گردد.

(1)  داخل کشور و (2) خارج از کشور

الف- وضعیت نهضت در داخل کشور

در مهر و آبان 1346، تقارن با جشن‌های تاجگذاری شاه، شادروان مهندس بازرگان و عده دیگری از اعضای نهضت از زندان آزاد گردیدند. چون محدودیت‌ها و فضای سیاسی- امنیتی جامعه اجازه فعالیت مجدد و علنی نهضت را نمی‌داد، فعالیت‌های آن به طور غیر علنی و یا در قالب فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی ادامه یافت. عده‌ای از اعضای جوان نهضت که ادامه فعالیت سیاسی در جهت اهداف نهضت را میسر نمی‌دانستند به فعالیت‌های مخفی و مسلحانه روی آوردند و سازمان مجاهدین خلق را بنیان نهادند. عده دیگری از مبارزین و یا اعضا و علاقه‌مندان نهضت روی به فعالیت‌های فرهنگی آوردند و تلاش خود را به طور علنی یا غیر علنی در این راستا متمرکز کردند. بازگشت دکتر شریعتی (عضو نهضت آزادی ایران در خارج) به ایران در سال 1343، تاسیس و آغاز به کار حسینیه ارشاد در سال 1347 و سخنرانی‌های آگاهی بخش و بیدار کننده شریعتی فریادهای بلندی بود که مردم و بخصوص جوانان مدهوش  یا خفته ایران را بیدار و آگاه ساخت و جامعه ایران را برای یک تحول بزرگ آماده ساخت.

در این دوران انجمن‌های اسلامی که شاید از اولین سازمان‌های مردم نهاد کشور به شمار می‌آیند و در دهه بیست با ابتکار و همت و پیگیری شادروان مهندس بازرگان و همفکران و اعضای نهضت و بعضاً سایر علاقه‌مندان تشکیل گردیده بود، یا همکاری روحانیون مترقی و همراه با نهضت مانند شهید مرتضی مطهری نقش مهمی ایفا می‌کنند.

انجمن‌های اسلامی مهندسین، پزشکان، معلمان … با برگزاری جلسات بحث و گفتگو در مسائل اسلامی و اخلاقی، به طور علنی یا به طور غیر علنی در منازل اعضا به آگاه ساختن علاقه‌مندان و آماده کردن جامعه برای تغییر و تحویل بنیادی پیش از پیش فعالیت می‌کردند.

مرحوم مهندس بازرگان در این سال نیز به نگارش کتابهای ارزنده‌ای در جهت بصحنه آوردن اسلام و آشنا ساختن بیشتر نسل جوان با ارزش‌ها و حقایق دین و نارسائی‌های ایدئولوژی‌های مارکسیستی و نئومارکسیستی (مانند علمی بودن مارکسیسم و نظریه آریک فروم) پرداخت و به بسیاری از سوالات و مشکلات اعتقادی مبارزین فعال در صحنه پاسخ داد. برخی دیگر از آثار مهندس بازرگان در این دوره که هدف بیداری و حرکت جوانان را دنبال می‌کرد عبارتند: مسجد و اجتماع (1347)، منابع فقه، فقه  و فقیه (1349)، جهان بینی پیامبران (1350)، تلاش و توکل (1354)، آفات توحید (1356) و امام و زمان (1357)، این آثار همگی محتوی و محوریت دینی داشته، و هدفشان بیدار کردن و بحرکت درآوردن دینداران و آوردن دین و دینداران به صحنه اجتماع بود.

بموازات فعالیت‌های فرهنگی حرکت دیگری در جامعه شکل گرفته بود. عده‌ای از اعضای جوان نهضت آزادی که پس از دستگیری و محاکمه و زندانی شدن رهبران نهضت ادامه مبارزه سیاسی را غیر عملی می‌دیدند، پس از مطالعات و تحقیقات تصمیم به فعالیت غیر علنی، مخفیانه و مسلحانه گرفتند. سازمان این گروه که بعداً به نام سازمان مجاهدین خلق نامیده شد، قبل از آغاز فعالیت مسلحانه، در سال 1350 کشف ‌گردید و 30 نفر از کادر رهبری و اعضای آن، از جمله حنیف زاده، سعید محسن، اصغر بدیع زادگان، … دستگیر و بسیاری از آنان اعدام گردیدند. با وجود ضربه بسیار هولناکی که بر سازمان مذکور وارد گردید، افراد باقیمانده موفق به سازماندهی مجدد و ادامه فعالیت شدند. در سال 1354 درون سازمان مجاهدین خلق بین بازماندگان خارج از زندان، اختلافات عمیقی رخ داد و گروهی با انتخاب مشی مارکسیستی برای ادامه مبارزه علیه اعضای وفادار به اسلام و مشی پایه‌گذاران سازمان کودتا کرده و دست به قتل برخی از مخالفین خود زدند. این شکاف بزرگ در داخل سازمان مجاهدین خلق، مهندس بازرگان را واداشت با نگارش دو کتاب ارزشمند: (1) علمی بودن مارکسیسم و (2) نظریه اریک فروم به پاسخ دادن به سوالات و شبهات ایجاد شده پاسخ دهد و به یاری اعضای اصیل و مقاوم سازمان مذکور بشتابد.

علاوه بر این برخی از اعضای قدیمی نهضت (محمد توسلی، عبدالعلی بازرگان) و مهندس میرحسین موسوی که با پایه‌گذاران سازمان مجادهدین خلق رابطه و همکاری داشتند پس از اعلام تغییر مواضع در سال 1354 با ایجاد یک هسته مقاومت مخفی و با انتشار بیانیه‌هائی با امضاهای مستعار به روشنگری پرداختند و چگونگی نفوذ عده‌ای مارکسیست به درون سازمان و به انحراف کشاندن آن را در غیاب پایه‌گذاران اولیه با سوء استفاده از اعضای کم تجربه و جدید تشریح کردند. بیانیه مذکور این گروه تحت عناوین بیانیه مسلمانان آگاه (پائیز 1354) و بیانیه دانشجویان دانشگاه (آذر 1354) و بیانیه دانشجویان مسلمان دانشگاه تهران (زمستان 1354) منتشر گردید و به تفصیل به شرح چگونگی شکل گرفتن سازمان مجاهدین، ضربه سال 1350 و چگونگی نفوذ افراد مارکسیست و فرصت طلب و تصفیه اعضای متعهد و وفادار و تسلط بر سازمان را شرح می‌دهد.

از حوالی سال 1354 تغییرات سیاسی در کشور سرعت بیشتری می‌گیرد. شاه تاسیس حزب رستاخیز ر ابه عنوان تنها حزب مجاز و قانونی ایجاد می‌کند و مردم را مجبور به عضویت در آن می‌کند و از آنانیکه مخالف‌اند یا حاضر به عضویت در آن نیستند می‌خواهد که کشور را ترک کنند. ساواک نیز سخت‌گیری و شدت عمل نشان می‌دهد و گروهی از زندانیان مبارز را در تپه‌های اوین به بهانه واهی قصد فرار، به گلوله می‌بندد و بقتل می‌رساند. درآمدهای نفتی ناگهان افزایش چشم‌گیری پیدا می‌کند و درآمد سرشاری، خارج از کنترل حکومت وارد کشور می‌کند. رفاه نسبی حاصل از درآمد نفتی، واردات بی حساب و گسترده کالاهای مصرفی و بالا رفتن انتظارات سیاسی طبقه متوسط از حکومت، و در عین حال افزایش نارضایتی گروهها کم درآمد و محروم، فشار داخلی جامعه را به مرزهای انقلاب نزدیک می‌سازد. تغییر تقویم رسمی اسلامی کشور به تاریخ شاهنشاهی ضربه مهلک دیگری بر پیکر شاه و رژیم شاهنشاهی وارد کرد. آثار عمیق و گسترده گفته‌ها و نوشته‌های دکتر شریعتی، که در سال های 1347 تا 1352 گسترش یافته بود و مرگ مشکوک او در خرداد 1356 بر التهاب و بی‌صبری جامعه برای تغییر افزود. مواضع سخت و مخالفت آیت‌الله خمینی نیز از نجف و روحانیت انقلابی و طرفداران ایشان جبهه گسترده و پر از احساسات و نیرومندی تشکیل ‌داد که به شدت بنیان رژیم را تهدید می‌کرد. همزمان با این تغییرات با پدید آمدن برخی بن‌بست‌های رژیم مانند قطع جریان برق و بحران مسکن در تهران و عزل هویدا نخست وزیر پس از 13 سال و منصوب نمودن جمشید آموزگار بعنوان نخست وزیر جدید، آثار سقوط رژیم شاهنشاهی بیش از پیش برای مردم و ناظران نمایان گردید.

شاه با وجود ابتلاء به بیماری مهلک سرطان خون، غافل از زلزله عظیمی که در راه بود، مغرور از قدرت ارتش و ساواک و قدرت‌های خارجی و درآمد سرشار نفتی طبق یادداشت‌های دوست و وزیر دربار سابقش (اسداله اعلم)، همچنان به خوش گذرانی و بی توجهی به عواقب خطرناک سیاست‌هایش ادامه می‌داد. به طوری که در اسفند ماه 1356 در پاسخ به خبرنگاری که در خصوص نارضایتی‌ها و اعتراضات سوال کرده بود خود را ماه تابان و اعتراض منتقدین را عوعو سگ‌ها و این شعر را خوانده بود.

مه فشاند نور و سگ عوعو کند                  هر کسی بر طینت خود می‌دمد

علیرغم حضور ساواک و ارتش و دولت، زمینه‌های فعالیت سیاسی مردم متعهد و قشر روشنفکر و متعهد برای آگاهی ساختن و بسیج مردم فراهم شده بود.

با وجودی که نهضت آزادی هنوز فعالیت رسمی خود را آغاز نکرده بود، «جمعی از اعضای نهضت (آقایان مهندس عبدالعلی بازرگان، مهندس محمدتوسلی، سیدمهدی جعفری، دکتر فریدون سحابی و مهندس هاشمی صباغیان) همراه با چند تن از برادران همفکر که در بسیاری از فعالیت‌های اجتماعی فرهنگی سالها همکاری داشتند (آقایان دکتر حبیب الله پیمان، مهندس حسین حریری، مهندس یزدان حاج حمزه و مهندس حسین موسوی) از اوائل تابستان سال 1356 با ایجاد هسته مخفی دست به اقداماتی در جهت روشنگری مردم بخصوص قشرهای جوان و روشنفکر و بسیج و تشکل آنان زدند. یکی از اقدامات آنان انتشار نشریات تحلیلی با عنوان «جنبش مسلمانان ایران» بود»([1])

این نشریات تحلیلی در 12 شماره از شهریور ماه 1356 تا آبان ماه 1357 با نظم و دقت و رعایت جنبه‌های امنیتی انتشار یافت و مورد استقبال گسترده داخل و خارج کشور قرار گرفت.

با اوج گیری جنبش انقلابی مردم و تشدید فشار و اعتصاب مطبوعات و رسانه‌ها از یک سو و ضرورت آگاه‌سازی مردم از اخبار تحولات سریع جامعه، نهضت دست به انتشار نشریه‌ای خبری با عنوان «اخبار جنبش اسلامی» زد و از این طریق تا آنجا که ممکن بود اخبار مربوط به جنایات رژیم و اقدامات مردم در شهرهای مختلف را جمع‌آوری و از طریق تشکیلاتی و افراد مطمئن در سطح وسیعی توزیع می‌کرد و از مردم می‌خواست که خود نسبت به تکثیر و توزیع مجدد آنها اقدام کنند. این نشریه از 26/8/57 تا 18/10/57 جمعاً یازده شماره منتشر گردید.این نشریات تنها منبع اخبار انقلاب در این دوره می باشد.

از فعالیت‌های دیگر نهضت آزادی در دو سال قبل از انقلاب (سالهای 56 و 57) اعلامیه‌ها و نامه‌های مختلف برای آگاهی مردم و یا اعتراض به حکومت می‌باشد این اعلامیه‌ها و نامه‌ها طیف وسیعی از مسائل اجتماعی و سیاسی را در بر می‌گیرد و هر یک به نوعی دلالت بر اعلام حضور در صحنه و تشویق مردم برای مشارکت و مقاومت در راستای احقاق حقوق اساسی و پایان دادن به نظام استبدادی است. جمعاً 23 نامه و اطلاعیه در طی سه سال قبل از انقلاب از سوی مسئولین و اعضای نهضت منتشر و یا امضا می‌گردد که ذیلاً به مهمترین آنها که از سوی نهضت صادر شده است اشاره می‌گردد:

–  نامه مهندس بازرگان به استاد محمدتقی شریعتی به مناسبت شهادت دکتر علی شریعتی

–  اعتراض مهندس بازرگان در مورد محکومیت مجدد آیت‌الله طالقانی به علمای اعلام و مراجع عظام

–  تحلیل ریشه‌های انحراف رژیم شاه و زمینه‌های انقلاب

دعوت مهندس بازرگان جهت بزرگداشت شهدای قم و تبریز

–  اعلام جرم مهندس بازرگان به دادستان تهران در مورد بمب‌گذاری منزل ایشان

اعتراض جمعی از اعضاء نهضت آزادی ایران و علاقه‌مندان آن به محکومیت آقایان طالقانی و منتظری

–  دعوت مهندس بازرگان از شاه به مباهله

در ضمن خاطر نشان می‌سازد که فعالیت نهضت به صدور بیانیه‌ها و نگارش نامه‌های اعتراضی محدود نبود و مهندس بازرگان و اعضای آن به طور فعال در صحنه مبارزه و انقلاب حضور داشتند، از جمله:

در تشکیل «جمعیت ایرانی دفاع از آزادی و حقوق بشر» در سال 1355 که نقش اساسی ایفا نمودند. مهندس بازرگان ریاست هیات اعزامی امام خمینی به تاسیسات نفت جنوب جهت مصرف داخلی را عهده‌دار گردید. دکتر سحابی مسئولیت کمیته اعتصابات امام خمینی را بر عهده داشت. اعضای نهضت در خارج سرپرستی سفارت و کنسولگری‌های ایران در آمریکا را بعهده‌ گرفتند و در تهران نیز نقش فعال در ستاد برگزاری نماز های عید فطر و راهپیمایی میلیونی (تاسوعا و عاشورا) و انقلاب و کمیته استقبال از امام را به عهده داشتند. حال اشاره‌ای به فعالیت‌های نهضت در خارج می‌کنیم. ([2])

ب- وضعیت نهضت در خارج

شاخه نهضت آزادی ایران در خارج از کشور در اوائل سال 1341، حدود یکسال پس از تاسیس نهضت در ایران، با همت و مشارکت زنده یادان: ابراهیم یزدی، علی شریعتی، مصطفی چمران، صادق قطب‌زاده و پرویز امین تشکیل گردید. شاخه مذکور فعالیت خود را از اوائل سال 1342 در سه بُعد آغاز کرد. بُعد اول تقویت انجمن‌های اسلامی در خارج بویژه در آمریکا و کانادا و بُعد دوم توسعه تشکیلاتی نهضت و بُعد سوم سازماندهی مبارزه مسلحانه بود. بُعد سوم (مبارزه مسلحانه) که با آموزش‌های نظامی در مصر آغاز شده بود به علت انتظارات خلاف منافع ملی ایران از سوی مقامات مصری در سال 1345 متوقف گردید و فعالیت‌های نهضت در خارج از کشور در دو بُعد دیگر ادامه یافت.

فعالیت‌های سیاسی و تشکیلاتی نهضت آزادی در خارج از کشور آثار مهمی در تحولات آتی و انقلاب ایران داشت. اسناد مربوط به فعالیت‌های این شاخه در طی 16 سال فعالیت، بویژه از سال 1341 تا 1357 نشانگر وسعت دامنه و مدیریت موثر آن می‌باشد. فعالیت مذکور در نه (9) بخش جمع‌آوری و در جلد دهم اسناد نهضت آزادی ایران انتشار یافته است.

بخش اول فعالیت‌های نهضت در خارج از کشور شامل صدور اعلامیه‌ها، بیانیه‌ها، نامه‌‌ها و تحلیل‌های سیاسی بود که به مناسبت‌های مختلف منتشر گردیده و 38 مورد آن در اسناد منعکس است. از مهمترین اسنادی که بین سالهای 41 تا 57 منتشر شده است می‌توان اطلاعیه مربوط به دستگیری کادر رهبری و فعالان مجاهدین خلق در مهر ماه 1350 و آگاه‌سازی و بسیج مردم و سازمانهای بین‌المللی برای دفاع از آنان اشاره نمود. گزارش نشست‌ها و قطعنامه‌های مربوط در سال‌های 1351 و 1354 نامه‌ها و پیام‌ها به آیت‌الله خمینی و پایه‌گذاران نهضت در داخل بخشی از فعالیت‌های مذکور بود.

بخش دوم فعالیت‌ها انتشار ماهنامه «پیام مجاهد» بود که انتشار آن از سال 1351 آغاز گردید و تا آستانه پیروزی انقلاب ادامه یافت. انتشار منظم این نشریه در 62 شماره از مهمترین فعالیت‌های نهضت خارج از کشور به شمار می‌آید. پیام مجاهد، ارگان نهضت آزادی در خارج از کشور، برای پاسخگوئی به نیازهای جنبش رو به گسترش ملی اسلامی و بویژه برای جوانان و دانشجویان خارج از کشور بود. این ماهنامه با مدیریت دکتر ابراهیم یزدی در تیراژ 10000 (ده هزار) نسخه در خارج از کشور منتشر می‌گردید و حاوی تحلیل‌های سیاسی و دیدگاههای سیاسی مختلف به طور روشن و شفاف بود. مجموعه شماره‌های راه مجاهد امروزه نیز منبع معتبری برای پژوهشگران تحولات سال‌های قبل از انقلاب به شمار می‌رود.

سومین فعالیت مهم نهضت در خارج از کشور انتشار خبرنامه‌ای از اروپا به نام «آخرین اخبار جنبش بوده که رویدادهای سیاسی کشور را در ماههای قبل از انقلاب به آگاهی دانشجویان و ایرانیان خارج از کشور می‌رساند. این نشریه از مرداد تا آذر 1357 در 19 شماره به طور هفتگی منتشر گردید و با انتشار نشریه «جنبش اسلامی از دیدگاه مطبوعات عربی» در 9 شماره تا دیماه 1357 ادامه یافت.

بخش چهارم فعالیت‌ها چاپ و انتشار حدود 70 جلد کتاب و جزوه برای آموزش اعضا و دانشجویان و ارتقاء آگاهی آنان از تاریخ و تحولات ایران و سایر آگاهی‌های اجتماعی بود. از جمله کتابها و جزودانی که در این دوره منتشر گردیده می‌توان به کتاب «مدافعات مهندس بازرگان» و زندگینامه و مدافعات اعضای شهید مجاهدین خلق مانند سعید محسن، علی میهن‌دوست، مهدی رضایی، … را نام برد.

بخش پنجم فعالیت‌های نهضت خارج از کشور اقدامات دفاعی برای زندانیان سیاسی داخل کشور بود که شامل اعزام ناظرین بین‌المللی و دریافت و انتشار گزارش مشاهدات و اقدامات آنان در ایران بود. در این حوزه از فعالیت‌ها و روابط با سازمانهای بین‌المللی دفاع از حقوق بشر مانند عفو بین الملل، کمیته حقوق بشر سازمان ملل متحد و جامعه بین‌المللی حقوق بشر و گزارش‌های آنان در خصوص وضعیت زندانیان سیاسی آمده است.

بخش ششم مربوط به فعالیت‌های تشکیلاتی است. این فعالیت‌ها به طور گسترده، منظم و موثر و در موارد لزوم به صورت مخفی انجام می‌گردیده است. مطالعه اسناد مربوطه دلالت بر عزم راسخ و اعمال مدیریت قوی و در ضمن انسانی و دوستانه ازسوی مسئولین و فعالان نهضت در خارج از کشور می‌نماید. آگاهی از تجارب 15 ساله نهضت در خارج حاوی آموزه‌های ارزشمندی برای کار جمعی و سازمانی بشمار می‌رود.

هفتمین فعالیت نهضت اموزش اعضا بود که از طریق دستور بحث‌ها و اخبار، گزارش‌ها و تحلیل‌های سیاسی و ایدئولوژیک صورت می‌گرفت. این آموزش ها برای خودسازی اعضا و انسجام درونی نهضت ضروری و مفید بودند. از جمله می‌توان به تحلیل «تغییرات درونی سازمان مجاهدین خلق» و «نظراتی پیرامون خیانت و انحراف رهبران مجاهدین …» از بین بیش از 80 دستور بحث و مطلب آموزشی اشاره نمود.

ایجاد ارتباط با نهضت آزادی داخل کشور هشتمین فعالیت شاخه نهضت در خارج بود که برای انسجام و هماهنگی با جریانات داخل ضرورت داشته و از طریق نامه، پیک و مسافر بین طرفین مبادله می‌گردید. نامه‌های نهضت آزادی خارج از کشور (اروپا) به امضای صادق قطب‌زاده و به رهبران نهضت (مهندس بازرگان، دکتر سحابی، صدر حاج سیدجوادی) و نامه مهندس بازرگان در مورد «نامه مشترک بازرگان و مطهری در باره شریعتی» و پاسخ هیات اجرایی نهضت آزادی (خارج از کشور) به مهندس بازرگان نشانگر بخشی از چگونگی ارتباطات بین نهضت آزادی داخل و خارج می باشد.

فعالیت‌ دیگری که از نظر نهضت آزادی ایران دور نمانده بود فعالیت هنری و طراحی و چاپ پوسترهای انقلابی در سال قبل از انقلاب است، که از یک سو در برجسته کردن چهره‌های مصمم انقلابیون و رهبری انقلاب و از سوی دیگر صحنه‌های خشونت علیه مردم و اعدام مبارزین را نشان می‌دهد.

 ([1] ) اسناد نهضت آزادی ایران جلد 9 صفحه 3

([2] ) آنچه در این بخش آمده است از جلد 9 اسناد نهضت استخراج شده است.