وضع نيروهاي شرق و غرب
دنياي امروز بيش از هر دوره تاريخي ديگر با مفهوم موازنه بستگي و بدان نياز دارد. نيرومند شدن دست بشر و از پيش پاي برداشتن فاصلهها و كاستن اهميتي كه دست خاكها و تعداد مردمان در گذشته داشته است به امور جهاني رنگي ديگر بخشيده است. امروز ميتوان جهان را در ساعتي ويران ساخت اين توانائي هراسانگيز را تنها توانائيهاي مشابه آن ميتواند تعديل كند. از اينجاست كه حفظ توازن ديگر نه تنها به عنوان يك هدف سياسي بلكه همچون وسيلهاي براي بقا انسان و جهان اهميت دارد. به هيچ وجه نميتوان به درستي ادعا كرد كه شوروي يا آمريكا از نظر وسائل پرتاب بمبهاي هستهاي بر ديگري برتري دارند. براي اينكه بيشتر به ميزان نيروهاي مخربي كه در دست طرفين است واقف شويم ذيلا مقايسه از قدرتهاي شرق و غرب به عمل ميآوريم.
در يك جنگ بزرگ 4 عامل نقش اساسي را بازي ميكند. موقعيت جغرافيائي نفرات و روحيه و تجهيزات. عامل اول براي طرفين مساوي است با اين تفاوت كه بلوك شرق به سرعت و به سهولت ميتواند قواي خود را متمركز كند ولي عملا دسترسي به زمينهاي دور منجمله آمريكا ندارد، برعكس متفقين اگر سرزمين دشمن را با موشك بمباران كنند به سرعت ميتوانند از اين حمله بهرهبرداري كنند در مقابل رساندن مواد لازم به پايگاههائي كه جهان سرخ را احاطه كرده كار مشكلي است.
از نظر نفرات، غرب بيش از 6 ميليون سرباز دارد كه 2 ميليون و 500 هزار آن آمريكائي هستند. كمونيستها 4 ميليون و 840 هزار سرباز كه يك ميليون و ده هزار آن روسي ميباشند در اختيار داردند. به اين ترتيب از نظر نفرات جهان غرب بر شوروي برتري دارد.
روسها جمعا 6000 تانك از نوع T54 و ارتشهاي غرب مجموعا 000/10 تانك از نوع M48 و سانتوريون دارند. اما مزيت روسها در اينست كه به سهولت ميتوانند از اقيانوس آرام تا اطلس نيروهاي خود را به سرعت منتقل و مجهز كنند. در حالي كه اين امر براي آمريكا مشكلي است كه بايد به حساب آورده شود. نيروي هوائي غرب مجموعا 29000 هواپيماي جنگنده دارد در اين نيرو بايد قدرت نيروي هوائي استراتژيكي آمريكا را نيز به حساب آورد. شوروي و اقمار آن جمعا 25000 و هواپيماي جنگي دارند كه يك هزار آن با سرعت مافوق صوت حركت ميكند به اين ترتيب نيروي هوايي شرق و غرب تقريبا مساوي است.
از نظر نيروي دريائي، چند ماه پيش دريادار تاچ فرمانده نيروي دريائي آمريكا گفت روسها به احتمال زياد زير دريائيهاي موشك انداز دارند لكن بعيد به نظر ميرسد كه زير دريائيهاي اتمي ساخته باشند وي افزود كه زير دريائيهاي آمريكائي حامل موشكهاي پلاريس از زير دريائيهاي روسي به مراتب قويتر است ولي براي مقابله با خطر زير دريائيهاي روسي بايد هر چه زودتر بر شماره زير دريائيهاي اتمي آمريكا و نيروي ضد زير دريائيها افزوده شود. چندي بعد قبل از مانور عظيم دريائي شوروي فرمانده نيروي دريائي آن كشور گفت كه: «شوروي داراي زير دريائيهاي اتمي مجهز به انواع موشك اتمي است و اين زير دريائيها چه از لحاظ نوع و چه از لحاظ تعداد بر زير دريائيهاي آمريكا برتري دارند. نيروي دريائي شوروي در وضع فعلي مدرنترين و نيرومندترين نيروي دريائي جهان است» وي افزود: «محافل امپرياليستي آمريكا تصور ميكنند كه با زير دريائيها و آن موشكهاي پولاريس خود ميتوانند عليه اتحاد شوروي دست به حمله بزنند». مقالهاي كه چندي بعد هفته نامه اخبار آمريكا و گزارشهاي جهان تحت عنوان مناطق خطرناك جهان كجاست انتشار داد تا اندازهاي مويد ادعاي فرمانده نيروي دريائي شوروي است. اين هفته نامه مينويسد: «اتحاد شوروي چندين زير دريائي اتمي در خدمت دارد كه در حال حاضر سودمندي آنها را نميتوان ارزيابي كرد ولي وجود تعداد كمي زير دريائي ديزل شوروي است كه آمريكا را با خطر بزرگي روبرو ساخته است. زير دريائيهاي مذكور كه مجهز به موشكهاي بالتيك (برد كوتاه) ميباشند ميتوانند بيدرنگ شهرهاي ساحلي آمريكا را هدف قرار دهند بدين ترتيب به نظر ميرسد كه نيروي دريائي شوروي از نيروي دريائي آمريكا قويتر باشد.»
روزنامه پراودا مورخه 23 فوريه مينويسد: «ارتش شوروي در حال حاضر با چنان سلاحها و سازمانهاي نيرومندي مجهز است كه ميتواند هر متجاوزي را نابود كند، اسلحه ضد هوائي شوروي ميتواند از فواصل بسيار دور هواپيماها و موشكهاي دشمن را با دقتي به ميزان صددرصد نابود كند. بدين ترتيب مسئله نابود كردن موشكهاي در حال پرواز حل شده است. تعداد واحدهاي موشكي ارتش شوروي 20000 است و اين واحدها قادرند هر دشمني را با تمام نيروي آن درهم بشكنند.»
روزنامه كيهان در 23 مرداد 40 به نقل از هفتهنامه اخبار آمريكا و گزارشهاي جهان مينويسد: «بيش از آنچه كه مردم حدس ميزنند شوروي در محلهاي مناسب موشكهاي قارهپيماي فراوان مستقر كرده است.»
روزنامه كيهان در 24 مرداد 40 از قول جوزف آلسوپ مفسر سياسي مشهور آمريكا ميگويد: «سلاحهاي جديد موشكي شوروي با فرضيه نظامي آنها كه وارد ساختن اولين ضربه در نبرد است جور درميآيد. عكسالعملي كه خروشچف در مورد سلاح جديد از خود نشان داده معرف اين است كه سلاح جديد اهميت خاص و جداگانهاي دارد». يك دانشمند آمريكائي ميگويد: جنگ اتمي آمريكا و شوروي فقط دوشب طول ميكشد و همه به طور يكسان نابود خواهند شد. مجموع قدرتهاي اتمي طرفين برابر ده ميليارد تن ماده منفجره تي ـ ان ـ تي است و اين عقيده را كه آمريكا پس از حمله اتمي شوروي ميتواند حمله انتقامي خود را شروع كند بيارزش خواند.
خروشچف در 29 ژوئيه گذشته به سفير انگلستان گفت كه اگر جنگي درگير شود بيش از دويست ميليون از ابناي بشر نابود خواهند شد، وي افزود كه براي نابود كردن فرانسه و انگلستان فقط احتياج به 20 بمب اتمي روسي است (پس تكليف ما نيز روشن شد).
در مسابقه تسخير فضا كه مسلما در آتيه اهميت نظامي خواهد يافت با توجهي به جدول مقايسه پروازهاي فضائي معلوم ميشود كه گرچه آزمايش اخير آمريكا نشان دهنده پيدايش تعادل در اين قسمت است و اين امر باعث خوشوقتي است معهذا آمريكا در اين زمينه هنوز هم از شوروي عقبتر است لااقل به اين دليل كه آزمايشي را كه چند روز پيش آمريكا انجام داد شورويها در چند ماه پيش به پايان رسانده بودند و مسلما در طي چند ماه اخير تداركات جديدي براي تسلط بر فضا ديدهاند كه هنوز نمايان نشده است.
بعد از اين مقايسه مختصر بد نيست كه توجهي هم به داخله دو كشور و وضع زمامداران آن بشود.
كيهان 3 مرداد هم از قول م ـ ودر هاوز نماينده محافظه كار مجلس عامه انگلستان ميگويد:
در 24 ژوئيه 59 خروشچف اين اصل را صراحتا در مسكو با عبارت زير براي ريچارد نيكسون بيان داشت: «شوروي و آمريكا نيرومندترين كشورهاي جهانند و اگر با هم دوستانه زندگي كنيم ساير كشورها نيز دوستانه خواهند زيست و اگر كشوري باشد كه افكار جنگ طلبانه داشته باشد خواهيم توانست گوش او را كشيده و بگوئيم فضولي موقوف اكنون موقع جنگ نيست» دلائل كافي در دست است كه نشان ميدهد هر دو طرف عملا اصل مذكور را پذيرفتهاند.
بايد در نظر داشت كه افراطيون در هر كشور قدرت بالنسبه زيادي دارند.
اطلاعات شنبه 28 بهمن نقل از نيويورك هرالدتريبون از قول والترليپمن مينويسد:
«غرب علاقه فراواني دارد كه خروشچف در مبارزهاي كه اكنون در جهان كمونيست جريان دارد دچار شكست نشود. آمريكا و شوروي بعد از 1958 تاكنون كه مكررا شاهد قطع و وصل شديدترين بحرانهاي مناسبات خويش بودهاند اكنون همزمان با يكديگر و بطور تدريجي در راه تلفيق افكار و اراده خود با حالت تعادلي كه از لحاظ وحشت اتمي در ميانشان به وجود آمده پيشرفت ميكند، يك جنگ اتمي مطلقا و البته متقابلا محكوم به شكست و فاجعه و مصيبت خواهد بود.»
اطلاعات 30 بهمن 40 از فرانسالبسرواتور نوشته موريس نقل ميكند:
«در هر دو كشور افراطيون سران دو كشور را متهم ميكنند كه در مقابل طرف روش ملايمي را پيش گرفتهاند دو دولت بزرگ شرق و غرب ميخواهند به همديگر نزديك شوند و در عين حال در مقابل اتحاديههائي كه هر يك از دو كشور در آن شركت دارند با مشكلاتي روبرو شدهاند. لندن و پاريس براي آمريكا فقط به منزله دوستان قديمي هستند. اهميت جهان سوم اكنون كندي را وادار كرده است كه در سياست آمريكا تجديد نظر كند و اين امر به مذاق انگليس و فرانسه خوشايند نيست».
نيكسون چند ماه پيش گفت كه افرادي از ترس خطراتي كه در اقدام و عمل نهفته است پياپي به كندي توصيه ميكنند كه دست به هيچ كاري نزند، بايد دانست كه همين دست روي دست گذاشتن كندي است كه موجب بروز خطرات بزرگتري ميشود.
نظري اجمالي به نيروهاي شرق و غرب اين اصل را مسلم ميكند كه ولو آنكه افراطيون در هر دو كشور مصدر كار شوند معهذا احتمال يك جنگ بينالمللي خيلي ضعيف به نظر ميرسد مگر آنكه يكي از طرفين سلاح جديدي اختراع كند كه وي را مطمئن سازد كه بدون تحمل هيچ آسيب جنگ را خواهد برد و پيدايش چنين سلاحي هم فعلا از قدرت پيشبيني ما خارج است. يك موضوع ديگر كه باعث ميشود كه اگر هم شوروي مقداري فزوني نيرو بر غرب داشته باشد از دست زدن به يك جنگ جهانگير خودداري كند اين است كه در حال فعلي پس از يك جنگ ولو آنكه شوروي برنده باشد معهذا در اثر صدمات وارده به ميزان زيادي در مقابل نيروهاي بزرگي مانند چين ضعيف خواهد شد و كنترل خود را بر اوضاع بينالمللي از دست خواهد داد.
بدين قرار در حال حاضر تنها جنگ سرد است كه بين دو بلوك قابل دوام است و با توجه به اينكه هدف اين جنگ جلب افكار عمومي جهان است نيروئي فاتح خواهد بود كه بتواند اين افكار را به سوي خود جلب كند. در اين موقعيت كشورهاي بيطرف ميتوانند نيروي بزرگي تشكيل دهند كه متحدا بتوانند از يك طرف خواستههاي خود را به دو بلوك بقبولانند و بيش از نيروهائي كه در بلوكهاي متخاصم وارد شدهاند استفاده كنند (هماطور كه در حال حاضر آمريكا به هندوستان كه يك كشور بيطرف است بيش از پاكستان كه كشور طرفدار غرب به شمار ميرود كمك ميكند) و از طرف ديگر يك نيروي قوي اخلافي و رواني تشكيل دهند كه بتواند توازن قوا را براي جلوگيري از جنگ بين طرفين برقرار سازد.
بحث تحليلي شماره 4
