يادنامه دكتر علی شريعتي تاريخ: خرداد ٧١

title

ياد دكتر علي شريعتي را گرامي مي‌داريم

استحمار غيرمستقيم يعني اغفال ذهنها از حق بزرگ و فوري و حياتي به وسيله پرداختن ذهنها به يك حق كوچك، غيرحياتي و غيرفوري

 (مجموعه آثار 20 ص 241)

بيست و نهم خرداد ماه هر سال ياد‌آور خاطره شهادت يا درگذشت دكتر علي شريعتي، انسان والا و يكي از متفكرين برجسته جنبش نوگرائي اسلامي معاصر و از اعضاي نهضت آزادي ايران در خارج از كشور (قبل از انقلاب) است كه به دنبال پيشگامان برجسته‌اي چون سيدجمال‌الدين اسدآبادي و اقبال لاهوري انديشه اسلامي را تا ژرفناي تاريخ و آينده‌اي دوردست به جولان در‌آورد و نسل گمگشته و بي‌هدف را كه دچار «خود فراموشي شده» و محو در فرهنگ بيگانه شده بود به هويت اسلامي و ايراني خود آشنا ساخت و تلاشي جانكاه و پيگير را براي نجات اين نسل به خرج داد، تا جائي كه در اين باره تمام نيروي حياتي خود را تا سرحد بر كف نهادن جان خود در طبق اخلاص گذاشت.

   امروزه هر شخص منصفي اذعان مي‌كند كه دكتر شريعتي نقش تعيين كننده‌اي در شكل‌گيري انقلاب اسلامي در تحول افكار و ارزشها داشته است ولي معلوم نيست كه چرا و چگونه در جمهوري اسلامي ايران هر از گاهي زمزمه‌هاي شومي حتي از ناحيه مدعيان اسلام عليه او به پا مي‌شود و تخم نفاق و تهمت و افترا پاشيده مي‌گردد و بي‌هيچ مقدمه و دليلي تلاش مي‌شود كه جو ترديد و بدگماني را نسبت به شخصيت و نيت بلند او ايجاد كنند به عبارت ديگر، به جاي تجليل دكتر شريعتي و بهره‌گيري از آثار و افكار او سعي در خدشه دار كردن نام او را دارند. اما خوشبختانه همه مي‌دانند كه دكتر شريعتي نه تنها ديدگاهها و نظرات انتقادي و اصلاحي خود را در سي‌وپنج جلد مجموعه آثارش براي ما به يادگار گذاشته است بلكه با مشي و روش ويژه خود الگوي ارزشمندي را براي حركت و انديشه نسل جوان بر جاي نهاده است، بنابراين منصفانه آن خواهد بود كه به جاي جعل اسناد و مدارك عليه شخصي كه اينك در ميان ما نيست و قهراً قدرت دفاع مستقيم از خود را ندارد، به تجزيه و تحليل و نقد افكار و نظرات او بپردازيم، از خرمن انديشه و قلم او خوشه‌اي بچينيم، به اصلاح و ترميم و تكميل نظرات او و رفع ابهامات از انديشه‌هاي او همت گماريم و اگر حرفي داريم به انتقادات تاريخي و نظرات اصلاحي او كه امروز بيش از هر زمان ديگر بدانها نياز داريم پاسخ دهيم.

   دكتر علي شريعتي به كرات در سخنرانيها و آثار قلمي خود اين گونه جوسازيها را كه مردم را از مسائل اساسي و حياتي خود باز مي‌دارد و به موضوعات فرعي وانحرافي سرگرم مي‌كند محكوم كرده، كساني را كه كوته نظرانه اين گونه بحثهاي فرعي را دامن مي‌زنند، «عمله بي‌‌مزد و مواجب استعمار» ناميده و زير ضربات و حملات بي‌دريغ خود قرار داده است.

   دكتر شريعتي پس از گذشت پانزده سال از وداع نابه هنگامش با اين دنياي فاني و چهارده سال از انفجار انقلاب اسلامي با كوله باري عظيم از ميان توفان حوادث و بوته تجربه عبرت‌انگيز انقلاب اسلامي سربلند و نيكنام بيرون آمده است. در دوران قبل از پيروزي انقلاب، معدودي از افراد با همراهي دستگاه جهنمي ساواك با توسل به تهمت و افترا و لعن و تكفير در مجالس سخنراني و محافل خصوصي كوشيدند كه دامن او را آلوده سازند ولي جز رسوايي و بدنامي و مطرود شدن، حتي توسط پيروان خود، و واكنشهاي منفي از سوي دانشجويان و حتي طلاب جوان حوزه‌هاي علميه چيزي نصيبشان نگشت و طرفي نبستند، متأسفانه پس از پيروزي انقلاب اسلامي نيز عده‌اي سعي داشته‌اند كه نام شريعتي را از دفتر انقلاب و تاريخ نهضت اسلامي و ملي بزدايند و با توطئه سكوت يادش را از خاطر‌ها محو كنند ولي باز هم اين امر رخ نداده و تير آنان به سنگ خورده است. قشر روشنفكر و خداانديش به رغم محدوديتها، ممنوعيتها و بي‌حرمتيها نسبت به دكتر شريعتي يك لحظه او را از ياد نبرده خاطره‌اش را گرامي داشته و همچنان به افكار و آثار او اقبال كرده است، تا جائي كه انديشه و آثارش در كشورهاي اسلامي و بسياري از كشورهاي ديگر جاي باز كرده، بسياري از تراوشهاي فكريش به زبانهاي زنده دنيا ترجمه شده و دانشگاهها نام و ياد او را گرامي داشته‌اند.

متأسفانه بعد از پيروزي انقلاب در ايران، حركت تخريبي به قلمرو افكار و انديشه‌ها و شخصيت‌هاي خادم ملت و مملكت نيز كشيده شد. كساني كه خود فاقد هرگونه كارنامه قابل عرضه در مبارزات سياسي، يا خدمات فرهنگي ـ اسلامي بوده و بعضاً سوابق مشكوكي دارند با گروههاي انحراي چپ و ضد دين هم‌آواز شدند و تلاش كردند كه گروهها و شخصيتهايي را كه در تاريخ معاصر كشورمان مصدر خدمات بزرگي بوده و در برابر سلطه بيگانگان اعم از شرق و غرب قد برافراشته‌اند و يا آناني را كه در به ثمر رساندن انقلاب در سطوح سياسي يا ابعاد فكري نقش موثر و اساسي داشته‌اند با جعل اكاذيب و ايراد تهمت و افترا و زدن برچسبهاي ناروا لكه‌دار كرده و به زير علامت سئوال برند و به عبارت ديگر به ترور شخصيت آنان بپردازند. خصوصاً حمله به روشنفكران مذهبي كه از پيشگامان جنبش اسلامي نيم قرن اخير بوده‌اند و در تنگنا قرار دادن آنان يا توسل به شيوه افترا و حربه تكفير سكه رايج شده است و اگر دكتر شريعتي به عنوان مظهر (سمبل) روشنفكر اسلامي آماج اين گونه حملات قرار مي‌گيرد جاي تعجب نيست. اما كساني كه اين برنامه‌هاي تخريبي و ويرانگري را طراحي يا اجرا مي‌كنند بايد بدانند كه به كاري عبث و بيهوده مشغولند و مكر و توطئه آنان بي‌اثر است و تلاشهائي كه به ناحق براي خدشه‌دار ساختن افكار و شخصيت شريعتي و ساير خدمتگزاران به ملت و مملكت صورت مي‌گيرد حاصلي جز زيان و خسران و نتيجه معكوس نخواهد داشت زيرا آفتاب حقايق را با گِلِ غرض و مرض نمي‌‌توان پوشاند. افكار عمومي ملت ايران به ويژه نسل جوان بيش از پيش بيدار و هوشيار و به عمق حقايق آگاه است.

آيا اين كوته‌بينان مغرض باور ندارند كه:

«مرد پاك را نيز زندگي و زمان تنها نمي‌‌گذارد، زندگيش از او دفاع مي‌كند و زمان نيز ندايش مي‌كند پليدان هرگز پاكدامني را نتوانند آلود، هر چند سنگها را بسته و سگها را رها كرده باشند» (كوير ص 282)

و آيا نخوانده‌اند كه «و مكروا و مكرالله و الله خيرالماكرين»؟

ما در آستانه سالگرد پر كشيدن دكتر شريعتي به سراي جاودان ياد اين يار و همسنگر عزيز خويش را گرامي مي‌داريم و به روان پاكش درود مي‌فرستيم.

نهضت آزادي ايران

خرداد ماه 1371