تاريخ: 04/11/1378
پاسخ آقاي دكتر يزدي به سئوالات روزنامه ايرانويچ
سئوال: چه عواملي باعث انتشار بيانيه وزارت اطلاعات شد؟
پاسخ: قبل از قتلهاي زنجيرهاي سال گذشته و انتشار بيانيه وزارت اطلاعات قتلهاي متعددي از روشنفكران ديني، نويسندگان و شاعران و روزنامهنگاران متعهد، از رهبران اقليتهاي مذهبي و ديني، توسط عناصر خودي درون حاكميت صورت گرفته بود، اما هيچ كدام منجر به صدور بيانيه مشابهي نشد. در بررسي عللي كه موجب صدور بيانيه وزارت اطلاعات و اعلام وجود يك محفل يا يك دسته جنايتكار در آن وزارتخانه شد، دو دسته از عوامل قابل ملاحظه ميباشد. دسته اول عواملي كه ناشي از جو سياسي حاكم بر كشورمان، بعد از خرداد 76 و پيروزي آقاي خاتمي ميباشند. بايد پذيرفت آن چه در خرداد 76 اتفاق افتاد، حادثه كم و كوچكي نبوده است. ابعاد به مراتب عميقتر و گستردهتر از تغيير يك رئيس جمهور است. يكي از پديدههاي مهم بعد از خرداد 76، ظهور روزنامههاي مستقل و آزادانديش با رسالت رسانهاي ميباشد. اين روزنامهها نقش عمدهاي در آگاه ساختن مردم و تغذيه افكار عمومي داشتند.
دسته دوم عواملي است كه از ناحيه شخص رئيس جمهور منتخب مردم، آقاي خاتمي سرچشمه ميگيرد. سياست عاقلانه و مدبرانه ايشان در قانع ساختن مقامات بالاتر در ضرورت صدور آن بيانيه بسيار موثر بوده است. در واقع اين يكي از پيروزيهاي بسيار چشمگير ايشان محسوب ميشود.
سئوال: اين بيانيه چه تاثيري بر رابطه حاكميت و مردم گذاشت؟
پاسخ: اثرات اين بيانيه را بايد در ابعاد گوناگون بررسي كرد.
از يك طرف رابطهي ميان مردم با رئيس جمهور را تقويت كرد، از طرف ديگر سوءظن مردم را نسبت به دستگاهها و نهادهاي قدرتمند حكومت به شدت بالا برد. مردم تصور نميكردند كه محافلي از وزارت اطلاعات كه بايد حافظ امنيت كشور در برابر تهاجمات پنهاني بيگانگان باشد تا اين سطح سقوط كرده و از امكاناتي كه در اختيار داشتهاند، دست به چنين جناياتي بزنند. اين بيانيه و به دنبال آن استعفاي وزير اطلاعات وقت نه تنها بر رابطه مردم و حاكميت اثر گذاشت، بلكه بر ساختارها و روندها سياستهاي درون وزارت اطلاعات نيز اثر گذاشته است. اين اثرات در رفتارهاي اخير وزارت اطلاعات با بازداشت شدگان كاملاً مشهود بوده است.
سئوال: نقش افكار عمومي، مردم و مطبوعات در انتشار بيانيه چيست؟
پاسخ: هر دو مورد نقش اساسي داشتهاند. مطبوعات به موقع و به درستي مردم را از حوادث آگاه كردند و مردم با استقبال از روزنامهها، حركت آنها را تاييد و حمايت نمودند. در غياب احزاب سياسي گسترده، روزنامهها نقش مهمي را ايفا كردند. يكي از هدفهاي اين قتلها مرعوب ساختن مخالفين حاكميت (نه نظام) بود. اما نه مردم و نه هيچ يك از گروهها مرعوب نشدند و عليرغم ناباوري از اين قتلها و جنايات با حضور گسترده خود در مراسم، نشان دادند كه مرعوب نشدهاند و برعكس جنايتكاران را مرعوب ساختند.
سئوال: اين بيانيه چه تاثيري بر حيات و حركت گروههاي فشار در جامعه داشت؟
پاسخ: تاثير منفي اين جنايات جامعه و افكار عمومي را آن چنان تكان داد كه برخي از گروههاي فشار را كه در جريان اين قتلها نبودند و احيانا موافق اين شيوهها نبودند را نيز وادار به تجديدنظر در رفتارهايشان نمود.
آمرين، عاملين و محركين برخي از اين گروههاي فشار تحت تاثير افكار عمومي مجبور به عقبنشيني تاكتيكي شدند. شايد مهمترين اثري كه اين بيانيه بر جاي گذاشت ترس آمرين، عاملين و محركين گروههاي فشار از عواقب رفتارهايشان بود وقتي نفر دوم در وزارت اطلاعات به آن سرنوشت دچار ميشود، به طور طبيعي عناصر فعال گروههاي فشار قبل از انجام اوامر و برنامهها دوباره فكر ميكنند. چه بسا سرنوشت مشابهي گريبان آنها را هم بگيرد.
سئوال: آيا ممكن است قتلهاي مشابه دوباره رخ دهد؟
پاسخ: خير. حداقل تا مدتها به نظر ميرسد كه گروهي جرات دست زدن به چنان جناياتي را ننمايد، خصوصاً كه پرونده رسيدگي به قتلها هنوز به سرانجام نرسيده است و عليرغم ميل و اصرار مقامات عالي رتبه، جو عمومي جامعه به گونهاي است كه هنوز نتوانستهاند، پرونده را ببندند و سر و صدايش را بخوابانند. بنابراين فكر نميكنم دوباره اين نوع قتلها اتفاق بيافتد. اگر چه ممكن است بقاياي محافل وابسته به سعيد امامي دست به برخي اعمال خودسرانه بزنند. البته اگر برنامه توسعه سياسي آقاي خاتمي به كلي شكست بخورد و جريانهاي راست افراطي بتوانند بر اوضاع تسلط كامل پيدا كنند، ممكن است حوادث ديگر و سركوبهاي نوع ديگري اعمال گردد.
