1880
4/6/1383
درگيريهاي نظامي عراق و امنيت ملي ما
آنچه در مرزهاي غربي كشورمان و در سرزمين عراق ميگذرد از دو منظر ملي و فراملي قابل توجه است. از منظر ملي، رويدادها و تحولات عراق، تشنجات، درگيريهاي مسلحانه، استمرار اشغال نظامي، تأمين حقوق و آزاديهاي اساسي مردم و نوع ساختار حكومت آينده با منافع و امنيت ملي كشورمان بستگي دارد. از منظر فراملي، حوادث عراق ابعادي انساني دارد. كشتن مردم بيدفاع، گروگانگيري و سر بريدن افراد، آن هم به نام ديني كه خداوند پيامبرش را «رحمت براي جهانيان» ناميده است، نه تنها خلاف دين پاك خدا كه اعمالي غيرانساني است.
سقوط رژيم بعثي صدام ـ كه از نظر داخلي، يك نظام سركوبگر و جنايتكار و از نظر خارجي، تهديد مستمر همسايگان بود، و دو جنگ را بر مردم ايران و كويت تحميل كرد ـ تحولي مثبت محسوب ميشود. اما ادامه اشغال نظامي عراق و كشتار مردم بيپناه قابل توجيه نيست. منافع و امنيت ملي عراق و كشورهاي همسايه آن، از جمله ايران، ايجاب ميكند كه نيروهاي نظامي خارجي هر چه سريعتر خاك عراق را ترك كنند و اداره كشور را به نمايندگان منتخب مردم واگذارند. تحقق اين امر در گرو وجود آرامش و امنيت در دوره انتقال است. اما دولتهاي اشغالگر و نيز اسرائيل ترجيح ميدهند كه دوره اشغال هرچه بيشتر به درازا كشد و تشنجات تداوم يابد. ادامه درگيريهاي نظامي، به هر عنوان، به نيروهاي اشغالگر بهانه ميدهد كه اين دوران را طولانيتر سازند و انتقال قدرت به مردم عراق را به تعويق اندازند يا وضعي را پديد آورند كه اين انتقال غير ممكن گردد.
اگر چه افراد و گروههايي در ايران بر اين باورند كه با ادامه ناآراميها در عراق آمريكا در همسايگي ايران زمينگير ميشود و نمي تواند به ايران بپردازد، اين سياست همانند شمشير دولبهاي است كه ميتواند پيامدهاي بسيار خطير و سختي براي ايران نيز داشته باشد.
اكثريت مردم عراق (در حدود 60 درصد) را شيعيان تشكيل ميدهند. علاوه بر اشتراك مذهب، روابط بسيار نزديك وعميق فرهنگي و اجتماعي ميان شيعيان عراق و ايران وجود دارد. اين روابط بيترديد زمينههاي طبيعي مناسبي را براي اعمال نفوذ ايران در سياستها و تحولات داخلي عراق، در راستاي حفظ منافع و امنيت ملي ايران، فراهم ساخته است. اما بهرهمند شدن ايران از اين زمينهها به حسن تدبير و فرزانگي سياسي تصميمگيرندگان بستگي دارد. استفاده از اين زمينهها و امكانات در راستاي اهداف سلبي نه تنها كمك كننده نيست، بلكه براي هر دو كشور مضر و خطرناك است. استقرار امنيت و آرامش در عراق و انتقال هر چه سريعتر قدرت به مردم بايد محور سياستها و عملكردها باشد تا زمينه براي خروج نيروهاي اشغالگر فراهم شود، نه دشمني با اين يا آن كشور، حتي اگر اين دشمنيها كاملا توجيه پذير و قابل درك باشد.
اينك پس از سقوط حكومت صدام، يك فرصت بيسابقه تاريخي براي شيعيان و كردهاي عراق پديد آمده است تا يك ستم تاريخي را اصلاح كنند.
در طول ساليان دراز سلطه دولت عثماني بر سرزمين فعلي عراق (بينالنهرين)، شيعيان با برچسب رافضي، از بسياري از حقوق انساني محروم بودند. اين محروميت، پس از فروپاشي و تجزيه دولت عثماني نيز، در دوران قيموميت بريتانياي كبير بر آن سرزمين ادامه يافت. متأسفانه پس از استقلال عراق، محروميت شيعيان (و نيز كردها) در حكومتي كه قدرت اصلي آن در دست اعراب سني بود، پايان نيافت. تاريخ 80-70 ساله عراق مستقل سرشار از قتل، جنايت، محروميت و محدوديت براي كردها و شيعيان بوده است. كردهاي عراق از سال 1991، پس از جنگ دوم خليج فارس، با حمايت ارتشهاي ائتلافي شركت كننده در جنگ توانستند خود را از يوغ ظلم و ستم دولت بعثي نجات دهند. اما چنين حمايتي از شيعيان جنوب دريغ شد و در همين مدت، جنايات عظيمي عليه شيعيان صورت گرفت.
اكنون براي نخستين بار شيعيان عراق نيز ميتوانند به تامين حقوق ملي و مذهبيشان، اميدوار باشند. شيعيان عراق، با آنكه 60 درصد جمعيت آن كشور را تشكيل ميدهند، به علل زير نميتوانند سهم متناسب با آن را در دولت و قدرت حكومتي به دست آورند. اولا، شيعيان عراق يكپارچه نيستند و اختلافات جدي هم ميان روشنفكران و روحانيان شيعي وجود دارد وهم در بين خود روحانيان چنين اختلافاتي در طول يك سال گذشته موجب بروز حوادث اسف باري گرديده است. ثانيا، تجربه ناموفق همكاري روشنفكران و روحانيان در انقلاب اسلامي ايران و رويدادهاي پس از پيروزي آن، آثار منفي بر روابط روشنفكران و روحانيان عراق بر جاي گذارده است، ثالثا، كردها و اعراب سني تن به پذيرش حاكميت شيعيان نمي دهند. كردهاي عراق، كه جنايات هولناك دولت صدام را پشت سر گذاشتهاند، حاضر نيستند كه آنچه را كه در 14 سال گذشته به دست آوردهاند به نفع حكومتي كه شيعيان در آن اكثريت داشته باشند از دست بدهند. اعراب سني مذهب نيز، كه قدرت اصلي را در دهههاي گذشته در دست داشتهاند، حاضر به تمكين از حكومتي با اكثريت شيعيان نيستند. دولتهاي عربي خاورميانه و ساير قدرتهاي كنشگر هم يك دولت جديد شيعي در منطقه را بر نمي تابند. بنابراين، تنها راهحل معقول براي خروج از بنبستهاي كنوني قبول نوعي از حكومتهاي شورايي در استانهاي مختلف، متناسب با اكثريت قومي است. در پيش نويس قانون اساسي جديد عراق، برخي از اين نكات مورد توجه قرار گرفته است. البته اين قانون اشكالات و ايرادات و نواقصي دارد، اما چون هنوز به تصويب عمومي نرسيده و نهايي نشده است، امكان اثرگذاري و اصلاح و تكميل محتواي آن وجود دارد.
آنچه به حق موجب نگراني و اعتراض شيعيان عراق شده است، ادامه شورشهاي مسلحانه و حمايتهايي است كه از آنها شده و ميشود. شيعيان عراق از اين نگرانند كه ادامه درگيريهاي مسلحانه، آدمرباييها و … موجب شود كه اولا، آنان فرصتهاي كنوني را از دست بدهند و ثانيا، ارتشهاي خارجي، به بهانه ناامني،خروج خود را از عراق به تعويق اندازند. بر همين پايه، اكثريت قابل توجهي از شيعيان عراق، به درستي يا نادرستي، ايران را محرك و مشوق گروههاي تندرو ميدانند و با اين سياستها موافق نيستند. اين امر احتمالاٌ موجب آن خواهد شد كه ايران موقعيتش را در ميان شيعيان عراق و امكانات اثرگذاري بر روند تحولات عراق از دست بدهد.
برپايه آنچه در بالا گفته شد نهضت آزادي ايران نظراتش را به شرح زير اعلام ميكند :
1ـ كشاندن درگيريهاي مسلحانه به اماكن مقدس، از جمله حرم امام علي(ع) در نجف اشرف، غير قابل دفاع و محكوم است. سنگر گرفتن نيروهاي مسلح تحت فرمان يك روحاني جوان در حرم امام علي(ع) و استقرار آنان بر بامها و در مغازهها و قرار دادن كيسههاي شن ـ و بنا به گزارشهايي، مين گذاري ـ در اطراف حرم موجب شده است كه درگيريها به شهر نجف و حرم كشانده شود. از سوي ديگر، نظاميان آمريكايي، كه مصمم به مهار كردن شورشهاي مسلحانهاند، از حمله كردن به نيروهايي كه در حرم امام علي (ع) سنگر گرفتهاند، ابايي ندارند. اين امر باعث شدهاست كه نه تنها آرامش مردم نجف و زائران از بين برود، بلكه حرمت اماكن مقدس نيز شكسته شده، خساراتي به ساختمانهاي حرم وارد گردد. علماي برجسته عراق، ضمن محكوم كردن اين وضعيت، از همه نيروهاي مسلح خواستهاند كه نجف را ترك كنند و از اماكن مقدس به عنوان سنگر استفاده ننمايند. اگر چه نيروهاي يادشده آمادگيشان را براي خروج از نجف اعلام كردهاند وضعيت هنوز مبهم است و از آرامش و امنيت نشاني نيست.
2ـ نهضت آزادي ايران گروگانگيري و سربريدن افراد ـ اعم از بي گناه يا خطاكار و دشمن ـ را محكوم ميكند. اصالت و استقلال گروه يا گروههاي ناشناختهاي كه به نام اسلام اين جنايات شرمآور را مرتكب ميشوند به شدت مورد ترديد و غيرقابل تأييد است و رفتارهاي آنان هيچ گونه توجيه منطقي و عقلاني يا ديني ندارد. اين گونه كارها نه تنها كمكي به ايجاد امنيت در عراق نميكند و سبب تسهيل يا تسريع خروج نظاميان از خاك عراق نمي شود، بلكه به زيان منافع ملي مردم عراق و موجب وهن اسلام پاك ميباشد. از مراجع وعلماي روشنبين و آگاه نجف انتظار ميرود كه اين رفتارها را تقبيح و محكوم كنند و از ادامه آنها جلوگيري نمايند.
برخي از قدرتهاي ذي نفع و كنشگر در عراق و منطقه، به ويژه رژيم غاصب و جنايت پيشه اسرائيل، مايل نيستندكه نيروهاي اشغالگر آمريكايي و انگليسي در آينده نزديك از عراق خارج شوند، و اداره آن كشور به دست يك دولت واقعاٌ مستقل منتخب ملت عراق بيافتد. آنها حفظ منافعشان را در ادامه اشغال عراق و گسترش تشنجات و درگيريهاي غير كارساز و بعضاً مضر مسلحانه ميدانند.
3ـ تلاشهاي سياسي و ديپلماتيك بايد در راستاي جايگزيني نيروهاي اشغالگر با نيروهاي سازمان ملل متحد و سرعت بخشيدن به انتقال واقعي و اطمينان بخش قدرت به مردم عراق صورت گيرد. در شرايط كنوني جهان و منطقه، ديپلماسي انتقال مسئوليت در عراق از نيروهاي آمريكايي و انگليسي به سازمان ملل متحد ميتواند حمايت جامعه جهاني را به سرعت جلب كند و زمينه را براي ايجاد امنيت و آرامش فراهم سازد.
نهضت آزادي ايران
