پاسخ دکتر ابراهیم یزدی به پرسشهاي بي بي سي فارسي
12/3/1388
پرسش:” به عنوان شهروندی ایرانی چرا در انتخابات شرکت می کنید یا چرا آن را تحریم می کنید، فارغ از جناح بندی های سیاسی و یا حمایت و یا انتقاد از کاندیدای خاصی.
پاسخ:” ما با تحريم انتخابات موافق نيستيم و آن را ابزار موثري براي تغييروضع نا مطلوب موجود نمي دانيم. احزاب سياسي ايران بنا بدلايل كاملاً روشن، از جمله سر كوب هاي مستمر و مزمن، نفوذ گسترده در ميان طبقات مختلف مردم ندارند. اين چنين نيست كه مردم چشم به احزاب و گرو هاي سياسي دوخته و منتظر باشند كه آنان نظر شان را در مورد شركت يا عدم شركت اعلام و سپس مردم بر آن اساس عمل كنند. فضاي بسته سياسي ايران و هزينه اي بالاي فعاليت سياسي خود بخود موجب انفعال سياسي و بي تفاوتي در ميان بخش قابل توچهي از مردم شده است. تمايل به عدم شركت آنان در انتخابات بروز يا پيامد اين بي تفاوتي سياسي يا سياست زدگي بخشي از مردم است. طبيعي است كه اين واكنش منفعلانه مردم و كاهش مشاركت واجدين شرائط در انتخابات ، موجب تغييروضع موجود نمي شود بلكه بد تر هم خواهد شد. از طرف ديگر كاهش ميزان شركت كنندگان در انتخابات موجب كاهش اعتبار انتخابا ت و رئيس جمهور منتخب نمي شود. بلكه بر عكس، كاهش ميزان شركت كنندگان در انتخابات ، با توجه به توان نيروهاي تماميت خواه در بسيج هوادارانشان و امكانات مديريت انتخابات بنفع كانديداي مورد نظرشان ، مطلوب اين جريان مي باشد. هر قدر ميزان مشاركت كمتر باشد، امكان پيروزي اين جريان بيشتر خواهد بود. در انتخابات شوراي دوم شهر تهران حدود 6/10 در صد از واجدين شركت كردند و نامزد هاي اين گروه سازمان يافته وابسته به نهادي خاص با حد اگثر 180000 راي و حد اقل 80000 راي توانست شوراي شهر 12 مليون نفري تهران را تصاحب كند و از درون آن تجربه آقاي احمدي نژاد سر بر آورد. در حاليكه اگر ميزان شركت مردم به 15 در صد رسيده بود اين گروه هرگز موفق نمي شد. جريان راست بعد از شكست خود در انتخابات خرداد 76 به ضرورت مديريت انتخابات ( به معناي مهار ورودي و خروجي انتخابات) پي برد و از آن زمان براي آ ن برنامه ريزي كرده است. بخشي از اين مديريت ايجاد موانع سياسي ذهني يا عيني بر سر راه مشاركت مردم است. جريان راست تماميت خواه علاقه اي به شركت مردم در انتخابات ندارد . در انتخابات دوره قبل همين سياست اعمال شد. حالا هم همين جزيان مصمم است بار ديگر با اعمال شيوه هاي شناخته شذه انتخابات را بنفع خود مهار كنذ و اگر نتواند، بازي را بر هم خواهد زد. در همين انتخابات پيش رو از هم اكنون ما شاهد تشديد جو خشونت در انتخابات هستيم. زيرا امار حاكي از آن است كه اين جريان در انتخابات شكست خواهد خورد.
براي بسياري از فعالان سياسي، كارشناسان اقتصادي، نويسندگان، روشنفكران ديني و سكيولار انتخاب مجدد آقاي احمدي نژاد به رياست جمهوري هزينه هاي جبران ناپذيري را بر ميهنمان تحميل خواهد كرد. بنابراين بايد از اين فرصت استفاده كرد و مانع انتخاب مجدد ايشان شد. در نظام هاي دموكراتيك، انتخابت به معناي گزينش ميان صالح و اصلح يا خوب و بد نيست بلكه ميان بد و بد تر است. در ذات چنين نگرشي اين باور وجود دارد كه هيچ انسان معمولي بدون كاستي و خطا و گناه نيست. دنبال نا كجا اباد نبايد رفت. از طرف ديگر براي اصلاح انحرافات بوجود آمده از آرمان هاي انقلاب چه راه كارهاي عملي در دسترس ماقرار دارد. از همان اوائل بعد از پيروزي انقلاب دو ديدگاه براي اصلاح و بازگشت به ارمانهاي انقلاب مطرح گرديد. يك راه كار براندازي بود و ديگري مبارزه مسالمت آميز قانوني براي تغييرات تدريجي گام به گام. بر انداز ي نه ميسر است و نه در راستاي منافع و مصالح و امنيت ملي. تنها راه سالم و بهداشتي و مطمئن همين جنبش اصلاح طلبي است. براي اين جنبش انتخابات يك فرصت در راستاي طرح مطالبات مردمي است؛ اگاه كردن مردم به حقوق اساسي خودشان و نيز اوضاع به شدت نا بسامان اقتصادي، سياسي ، اجتماعي و فرهنگي است.
از طرف ديگر جنبش اطلاح طلبي خواهان تغيير است. تغيير در دو سطح يا در دو بعد قابل بررسي است: تغيير در ساختار حقيقي( رفتار حاكمان بر مسند قدرت نشسته) و تغيير در ساختارحقوقي ( قانون اساسي) . اين تغييرات هنگامي مفيد و موثر خواهند بود كه درون زا و از طريق حضور يك نيروي سياسي مردمي اثر گذار باشد. انتخابات يك رويداد است. اما اصلاحات ، درهر دو بعد، يك فرايند مي باشد. هدف از مشاركت در انتخابات بايد ايجاد يك نيروي سياسي ملي و تبديل كردن نيروي بالقوه مردم بيك نيروي سياسي بالفعل تاثير گذار،باشد.
نقش ما در انتخابت در دو بخش است. اول حضور در انتخابات است و دوم شركت در آن. در مرحله حضور با استفاده از فضاي سياسي فصل انتخابات به طرح مطالبات اساسي مردم و آگاهي بخشي است. مرحله دوم رفتن به پاي صندوق ها و راي دادن و سپس نظارت و صيانت از اراي مردم.
ما در انتخابات شركت ميكنيم و راي مي دهيم زيرا اين اولاً حق ماست، ثانياً انتخابات فرصتي است براي راي به عدم كفايت سياسي مديريت كنوني ، يك نه بزرگ در سطح ملي به عملكرد ها و سياست هاي حاكمان.
