چرا انصراف؟
يادداشت محمد توسلي به سردبير مجله شهروند امروز
16/4/1387
با سلام و احترام، در شماره 51 مجله شهروند امروز (2 تيرماه 1387) در پروندهاي با عنوان “بهشتي ديگر” به دفعات به نام اينجانب اشاره شده است. لازم ميدانم، ضمن تشكر و قدرداني از اينگونه اقدامات آگاهيبخش كه سوابق تاريخي چند دهه اخير كشور را در حد امكان با شفافيت در اختيار نسل جديد قرار داده ميشود، نكاتي را به شرح زير براي رفع ابهامات و تدقيق بيشتر سوابق تاريخي ارائه كنم.
1- آشنايي و ارتباط بنده با مرحوم دكتر بهشتي از سال 1340 كه بمناسبت مراسم چهلم درگذشت آيتاله بروجردي همراه با اعضاي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران به قم رفتيم و در مدرسه دين و دانش ايشان ميزبان ما بودند آغاز شد و در خارج از كشور در آلمان در عرصه همكاريهاي فرهنگي ـ اجتماعي اتحاديه انجمنهاي اسلامي دانشجويان و در عرصه سياسي خارج از كشور ادامه داشت. در سالهاي قبل از انقلاب، دوران انقلاب و مسئوليت پس از انقلاب در طول سالهاي 58 و 59 با آن مرحوم ارتباط نزديكي داشتم. به نظر من هنوز در مورد شخصيت و ديدگاههاي آن مرحوم به ويژه در سالهاي قبل از انقلاب مطالب ناگفته زيادي وجود دارد كه اگر در شرايط مناسب بازگو شوند همانگونه كه شما هم به درستي عنوان كردهايد “بهشتي ديگر” در افكار عمومي جامعه مطرح ميشود و هزينههاي فقدان آن مرحوم در شرايط بعد از تيرماه سال 1360 مكشوف خواهد شد.
2- اظهارنظر “بهشتي مترقيتر از بازرگان است” كه در نوشته نويسنده محترم “يك بازرگان و دو بهشتي ـ راهي كه بهشتي رفت و راهي كه بازرگان نرفت ” با استفاده از كتاب مهندس لطفاله ميثمي به اينجانب نسبت داده شده است مربوط به جلسات انجمن اسلامي مهندسين است كه در هنرستان كارآموز نارمك برگزار ميشد. من چنين اظهارنظري را به خاطر ندارم اما با اعتمادي كه به حافظه خوب دوست و برادر ديرين مهندس ميثمي دارم بايستي اين اظهارنظر مربوط به موضوع خاص آن جلسه در سالهاي قبل از انقلاب باشد.
3- آقاي مهندس ميرحسين موسوي در مورد همكاريهاي جمعي سالهاي 57-54 در گفتگوي خود به اختصار گفتهاند: “جمعي بود با حضور افراد گوناگون ازجمله …. كه من هم در آن شركت ميكردم. آن جمع اطلاعيههايي را هم با عنوان دانشجويان مسلمان منتشر ميكرد كه يك روز آقاي پيمان با عنوان جنبش مسلمانان مبارز اطلاعيهاي صادر كرد و ميان ايشان و برخي بچههاي نهضتي، درگيري هم ايجاد شد…”. در اين اظهارات آقاي مهندس موسوي با ادغام دو فعاليت جمعي متفاوت ابهاماتي به وجود آمده است كه جا دارد بر طرف شود.
فعاليت اول مربوط به انتشار 5 نشريه تحليلي در طول سالهاي 1354 تا 1356 با امضاهاي مستعار “مسلمانان آگاه”، “دانشجويان دانشگاه” ، “دانشجويان مسلمان” و “مسلمانان متعهد” است كه بصورت كاملاً مخفي تهيه و توزيع مي شد. در اين جمع آقايان عبدالعلي بازرگان، ميرحسين موسوي و اينجانب حضور داشتيم. اين اقدام پس از انتشار بيانيه تغيير مواضع ايدئولوژيك سازمان مجاهدين خلق اوليه در سال 1354، براي خنثي كردن ضربه سنگين كه به روحيه فعالان سياسي مسلمان وارد شده بود، صورت گرفت.
فعاليت دوم مربوط به انتشار 12 نشريه تحليلي است كه با امضاي “جنبش مسلمانان ايران” از شهريور 1356 تا آبان 1357 تهيه و منتشر شده است. اين جمع كه توسعه يافته جمع قبلي است و بصورت مخفي فعاليت ميكرد و علاوه بر سه نفر ياد شده چند نفر ديگر شامل آقايان هاشم صباغيان ، فريدون سحابي، سيد مهد جعفري وحبيب اله پيمان دراين جمع حضور داشتند.
در تيرماه 1357 تحليلهاي مشابهي با عنوان “جنبش مسلمانان مبارز ايران” منتشر شد و سپس “جنبش مسلمانان مبارز” مستقل از جمع فوق توسط آقاي دكتر پيمان پايهگذاري گرديد.
علاقمندان ميتوانند براي مطالعه متن كامل بيانيههاي فوق و رخدادهاي اين دوره به اسناد نهضت آزادي ايران جلد 9 ـ دفتر اول و يا به آرشيو سايت نهضت آزادي ايران مراجعه كنند.
4- در تكميل توضيحات آقاي مهندس موسوي درخصوص ديدار مشترك با مرحوم دكتر بهشتي و بررسي پيشنويس اساسنامه و مرامنامه حزب اسلامي جديد كه بعد از پيروزي انقلاب با عنوان “حزب جمهوري اسلامي” اعلام شد ، شايان ذكر است كه ما در آن زمان با اصل فكر شكلگيري يك حزب فراگير با مباني اسلامي موافق بوديم و به همين علت در سال 56 كه هنوز نهضت آزادي ايران تجديد سازمان نشده بود موضوع را با بررسي و اظهارنظر روي اساسنامه و مرامنامه مذكور دنبال ميكرديم و نظرات و پيشنهادات اصلاحي خود را ارائه ميداديم كه عموماً روي آنها توافق وجود داشت. شايد تنها نكتهاي كه موجب شد ما از ادامه مذاكره منصرف شويم پيشبيني حق ويژه براي شوراي روحانيت حزب بود كه اختيار تأييد همه مصوبات حزبي را داشت. ما چنين اختياري را كاملاً غيردموكراتيك و مغاير با همكاريهاي حزبي ارزيابي ميكرديم زيرا در عمل الگوي همكاري مرحوم آيتاله طالقاني با نهضت آزادي را در پيش روي خويش داشتيم كه نه تنها طالقاني بلكه پايهگذاران نهضت چون مهندس بازرگان و دكتر سحابي نيز در شوراي مركزي مانند بقيه اعضاي آن فقط يك رأي ساده داشتند و ايشان حتي در مواردي كه شورا يا دفتر سياسي خلاف پيشنهاد و نظر آنان موردي را تصويب ميكرد نهتنها مخالفت نميكردند بلكه خود آن مصوبات را با طيب خاطر اجرا ميكردند و از اين طريق عملاً فرهنگ دموكراسي را در همكاريهاي جمعي نهادينه ميكردند، البته همانگونه آقاي مهندس مير حسين موسوي توضيح دادهاند از جمع ما فقط ايشان همكاري با حزب جمهوري اسلامي را پذيرا شدند.
