کاهش تعهدات برجامی و چند سوال کلیدی، دکتر مهدی نوربخش، استاد روابط خارجی و تجارت جهانی دانشگاه هریسبرگ

کاهش تعهدات برجامی و چند سوال کلیدی

دکتر مهدی نوربخش، استاد روابط خارجی و تجارت جهانی دانشگاه هریسبرگ

برجام، این قرارداد بین‌المللی، را می‌بایست در سخت‌ترین شرایط حفظ کرد. گام‌های ایران در کاهش تعهدات هسته‌ای یک استراتژی ضعیف با محدودیت‌های بسیار بالاست که نهایتا می‌تواند به فروپاشی برجام و نه پابرجایی آن کمک کند. باید این سئوال را از خود بکنیم که با کاهش تعهدات در زیر برجام می‌خواهیم به چه اهدافی دست یابیم؟ دولت روحانی می‌بایست در کاهش تعهدات خود به برجام به سئوالات زیر پاسخ دهد

۱. دولت روحانی می‌خواهد با دادن التیماتوم به کشورهای اروپایی سطح تهدید خودرا در این چهارچوب بالا ببرد. این تهدید به چه معنی است؟ آیا کشور ما تصمیم گرفته که به میزانی اورانیوم خودرا غنی‌سازی کند تا بتواند نهایتا به مرحله نهایی (Break Through) برای ساختن بمب اتم برسد؟ اگر تصمیم کشور ما ساختن بمب اتم است با دو سئوال دیگر روبرو می‌شویم: آیا کشور ما بارها اعلام نکرده که دنبال ساختن بمب اتم نیست؟ آیا رهبری جمهوری‌اسلامی در این رابطه ابراز عقیده نکرده است؟ آیا عدول از این تعهد، به اعتبار کشور ما صدمه نمی‌زند؟

۲. فرض را بر این گذاریم که قدم‌به‌قدم میزان غنی‌سازی را بالا برده و گذشت از بعضی از مفاد برجام را تسهیل نماییم. آیا هرگز فکر کرده‌ایم که میزان تحمل (Threshold) کشورهای اروپایی برای گذشت کشور ما از بعضی از مفاد برجام کجاست؟ آیا کشورهای اروپایی در طول چند هفته گذشته مرتب از ایران نخواسته‌اند که به مفاد برجام برگردد و هرگونه مذاکره با کشور ما منوط به حفظ برجام است؟ 

۳. چقدر فکر می‌کنیم که کشورهای اروپایی برای ایجاد ساختار برای دور زدن تحریم‌های امریکا توان داشته و از این توان استفاده نکرده‌اند؟ در دنیای جهانی‌شده امروز پرواضح است که آمریکا با اقتصادی خدماتی (Service Industry) نه‌تنها بر نظام مالی دنیا بلکه بر نهادهای بین‌المللی مالی احاطه کامل پیدا کرده است. آیا از اروپا توقعاتی داریم که این توقعات با واقعیات خوانایی ندارند؟ 

۴. آیا اولتیماتوم و تهدیدات ما تابه‌حال با اروپا کارگر بوده است؟ تهدید و اولتیماتوم در شرایطی می‌تواند نتیجه مثبت و قابل‌اعتنایی به بار آورد که تهدیدکننده از توانمندی‌های بالایی به لحاظ اقتصادی و نظامی برخوردار باشد. آیا این توانمندی‌ها به ارزیابی دقیق گذاشته شده‌اند؟ مطالعه دقیق این توانمندی‌ها می‌توانند به‌ما کمک کند که در توهم قدرت به‌سر نبریم و از توانمندی‌های حقیقی خود به بهترین شکل استفاده کنیم

۵. گام سوم در گذار از تعهدات برجام هنوز توسط دولت به‌خوبی تعریف نشده است. آیا نباید این گام به‌خوبی تعریف شود تا دشمنان کشور ما نتوانند از آن سوءاستفاده تبلیغاتی کنند؟ بعد از اعلام شروع گام سوم، مایک پامپئو، وزیرخارجه آمریکا، گفته بود: “این واقعیت که ایران ظرفیت غنی‌سازی را حفظ کرده، یکی از ضعف‌های اساسی برجام را آشکار می‌کند”. وزیر امورخارجه ایران بارها اعلام کرده گذار از مفاد برجام قابل‌برگشت است. آیا اروپاییان هم فکر می‌کنند که پس از کسب تجربه و علم در زمینه‌هایی در برنامه هسته‌ای، کشورما نهایتا می‌خواهد با اروپا در این زمینه‌ها همکاری کند؟

 در جای دیگری، آقایان ظریف و عراقچی ادعا کرده‌اند که اگر به قانون‌شکنی ترامپ و دولت فعلی آمریکا با خروج از برجام مجال داده شود و کشورهای اروپایی به آن عکس‌العمل درخوری نشان ندهند، این دولت نهادها و قوانین بین‌المللی دیگری را نیز خواهد شکست و زیر پا خواهد گذاشت.این بحث صحیح وزیر امورخارجه ایران و معاون او سئوالی را در ذهن‌ها ایجاد می‌کند که ما بعنوان شهروندان این کشور باید از ان پرسش کنیم که چقدر کشور ما خود به قوانین، پروتکل‌ها و نهادهای بین‌المللی متعهد بوده است؟ هنوز برای بسیاری در درون کشور ما و خارج این سئوال مطرح است که چگونه کشور ما هنوز نتوانسته کنوانسیون‌های بین‌المللی (FATF) را به تصویب برساند؟ چه کسانی در مقابل این کنوانسیون‌ها ایستاده‌اند و سودشان در این مخالفت چیست؟

 آقای عراقچی در این هفته ادعای کاملا نادرست دیگری کرده بود که بیشتر از عدم اطلاع او از سیاست در آمریکا پرده برمی‌دارد. او گفته بود: “هیلاری (کلینتون) هم اگر رای می‌آورد، مسیر ترامپ را می‌رفت”! باعث تاسف است کسانی که طراح سیاست‌خارجی ایران خصوصا در مقابل آمریکا هستند، فرق این دو شخصیت را در صحنه سیاست این کشور نمی‌دانند

 آقای ظریف کرارا از اروپا خواسته که این کشورها برای حفظ برجام در مقابل آمریکا متحد شوند؛ اما دولت او هنوز نتوانسته در جبهه داخل و بین تصمیم‌گیرندگان در صحنه سیاست‌خارجی کشور اتحاد برای اتخاذ مواضع روشن برای حفظ برجام را ایجاد کند.

روزی دولت و وزیر امورخارجه می‌گویند که برای حفظ منافع کشور و در صورت قبول برجام توسط آمریکا، برای مذاکره آماده هستند. سئوال اصلی اینجاست که اگر برگشت به برجام توسط آمریکا شرط مذاکره بود، چرا زودتر از خروج ترامپ از برجام، آن مذاکره صورت نگرفت؟ چرا بعد از اتخاذ این تصمیم توسط دولت و تبلیغ ان، مجددا تلاش در این رابطه منتفی شد؟

 تابه‌حال کاملا مشخص شده که چه کسانی در درون کشور مخالف برجام، مخالف مذاکره برای حل مشکلات کشور در بیرون از مرزها هستند و تنش‌زایی را بر تلاش‌های صلح‌طلبانه ترجیح می‌دهند.کیهان در شماره امروز خود نوشت: “گام سوم؛ کاهش تعهدات ضروری اما ناکافی”. این تیتر به‌روشنی نشان می‌دهد که مهم نیست که دولت چه تصمیمی در صحنه سیاست‌خارجی کشور اتخاذ می‌کند. گروهی هرگونه تصمیمی را برنمی‌تابند. آنها این دولت را از آن خود و مملکت نمی‌دانند.

 در شرایط بحرانی فعلی، دست‌اندرکاران سیاست‌خارجی کشور باید شجاعانه به سه مقوله فکر کنند:

 اول: برجام می‌بایست در هر شرایطی حفظ شود. درغیراین‌صورت، امریکا در برنامه‌های خود توفیق پیدا می‌کند تا کشورهای اروپایی را با خود برای تحریم‌های بیشتر بر روی کشور ما همراه کند.

دوم: کشور ما در حال حاضر به دولتی نیازمند است که شجاعانه برای حفظ منافع ملی و امنیتی کشور دست به کارهای بزرگتری بزند و اعلام کند که سیاست‌خارجی کشور ما به تغییرات عمده نیازمند است.

 سوم: به‌جای همصدا شدن با صداهای جنگ‌طلب، تنش‌آفرین و مخالف صلح، دولت می‌بایست به تعامل، کاهش تنش و ایجاد صلح و اعتمادسازی بین‌المللی روی آورد.