گراميداشت سالروز درگذشت دكتر سحابی تاريخ: ٢٠/٠١/٨٢

title

1835

1382/1/20

گراميداشت سالروز درگذشت دكتر يدالله سحابي

از بنيانگذاران نهضت آزادي ايران

مِنَ‌الْمُؤْمِنينَ رِجالٌ صَدَقُواْ مَا عَاهَدُواْاللهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَي نَحْبَهُ وَ مِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ وَ مَا بَدَّلُواْ تَبْدِيـلا (احـزاب‌ـ 23)1

  يك‌ سال از درگذشت استاد فرزانه، مبارز، مقاوم و خستگي‌ناپذير معاصر، دكتر يدالله سحابي، استاد و پدر زمين‌شناسي ايران، عضو برجسته شوراي‌عالي آموزش، از فعالان نهضت مقاومت ملي و از بنيانگذاران و رهبران برجسته نهضت آزادي ايران سپري شد. ياد آن مرشد و آموزگار گرامي همچنان در دل شاگردان، ياران و همرزمان او زنده و پايدار است.

  دكتر سحابي بزرگمردي بود كه عمر طولاني و پربار خود را، با نزديك به يك قرن درد و رنج و تلاش بي‌وقفه براي حفظ و گسترش ارزش‌هاي اسلامي و انساني، و استيفاي حقوق ملت و استقرار دموكراسي در كشور استبدادزده ايران، با افتخار، سربلندي، عزت و خدمت به مردم گذراند.

   انجمن آثار و مفاخر فرهنگي ايران در مراسم بزرگذاشت آن رادمرد در سال 1378، خصوصيات ايشان را چنين برشمرد: دكتر سحابي و آن دو يار ديرين، مهندس مهدي بازرگان و آيت‌الله طالقاني، عمري سرافرازانه به دانش آموختن و آموزاندن و نيك كرداري و نيك گفتاري و نيك پنداري، با مشي و سلوك در صراط اعتدال و مستقيم، انصاف و عدالت‌ورزي، اجتناب از ستم و مبارزه با ستمگر، پيشه ساختن نظم و زيستن و انضباط، اخلاق، كار، خدمت به كشور و دين، توليد فراوان و مصرف اندك، گذرانده‌اند و هر دوستدار فضيلت و پاكي و علم و تقوي و ميهن‌دوستي و ديانت‌خواهي در برابر آنان سر تعظيم فرود مي‌آورد و زبان به تجليل و قلم به تحرير مي‌گشايد. افزون بر اوصاف نيكوي فوق؛ يگانگي قول و فعل، مقدم داشتن مصالح كشور و مردم، خويش را نديدن و خدمت و قدم خود را كوچك شمردن و در خدمات لب از سخن فروبستن…

  شرح احوال و كارنامه سياسي، علمي، فرهنگي و خدماتي شادروان دكتر سحابي روشن‌تر از آن است كه نياز به توضيح داشته باشد. استادي كه از آغاز قرن خدمات آموزشي و فرهنگيِ خود را آغاز مي‌كند، در سال 1304 شمسي ابلاغيه معلمي مدرسه ابن‌سيناي تهران را دريافت مي‌نمايد و در مديريت امور فرهنگي و اداره امتحانات، در آغاز جواني، كارآمدي خود را به اثبات مي‌رساند؛ در سال 1307 وارد دارالمعلمين مركزي مي‌شود و در سال 1310 نامش جزء نخستين فارغ‌التحصيلان علوم طبيعي ايران در تاريخ دستگاه‌هاي ايران ثبت مي‌شود؛ در سال 1311، در كنكور اعزام دانشجو به خارج كشور شركت مي‌كند و موفق مي‌شود كه براي ادامه تحصيل به فرانسه اعزام گردد و در دانشگاه شهر ليل تحصيلات خود را در رشته زمين‌شناسي تا سطح دكترا ادامه دهد؛ پس از اتمام تحصيلات عالي، به ايران باز مي‌گردد؛ در سال‌هاي 18‌ـ 1317 رشته زمين‌شناسي به همت و كوشش ايشان در دارالمعلمين مركزي (دانشسراي عالي) تأسيس و بنيانگذاري مي‌شود.

  هر چند كه شغل مورد علاقه دكتر سحابي معلمي بود و از آموزگاري ساده تا مرتبه استادي ممتاز دانشگاه را طي كرد، آنچه او را از ديگران مشخص و متمايز مي‌سازد خط‌مشي ثابت ملي و سياسي او است كه همراه با حفظ ارزش‌ها، دفاع از حق و حقيقت و پايبندي به اصول خدشه‌ناپذير مردم‌سالاري، در كنار ارايه خدمات علمي و فني انكار‌ناپذير، عمري را صرف دفاع از منافع ملي و مبارزه با استبداد سياسي و ديني و استعمار فرهنگي مي‌كند.

  در واقع، دكتر سحابي دانش جديد را به خوبي و به طور عميق فرا گرفت و از آن در زمينه‌هاي گوناگون و در مقياس گسترده در راستاي خدمت به مردم بهره‌گيري كرد؛ او از يك سو به علم خويش جنبه‌ كاربردي داد (كه نمونه آن شناسائي كارشناسانه چاه‌هاي آرتزين و قنوات بود) و از سويي علم را در جهت تحكيم مباني اعتقادي و ارزش‌هاي بشري و بازسازي حيات معنوي به كار گرفت، چنان كه نظريه «تكامل» را به بهترين وجهي در خدمت درك عميق آيات قرآن و چگونگي خلقت انسان به كار برد.

  ابتكار دكتر سحابي در اين بود كه ضمن آن كه از نخستين مروجان علوم طبيعي در ايران به شمار مي‌رود، با شهامت و بي‌پروايي وارد بحث تكامل در قرآن ‌شد و چارچوب اين نظريه را با موفقيت بي‌نظيري در كتاب خلقت انسان به رشته تحرير درآورد. او بدين ترتيب با انطباق اصول تكامل ـ‌كه نقش مهمي در علوم جديد داشت‌ـ با آيات الهي، در راه تحكيم اعتقادات جوانان و روشنفكران نقش مؤثري ايفا كرد.

  دكتر سحابي و دو يار همفكرش، بازرگان و طالقاني، برخي تصورات باطل معمول زمان را، از جمله اينكه دانش‌هاي جديد مخل اعتقادات مذهبي پنداشته مي‌شد و اساساً، توسعه علوم جديد قرين دين‌زدايي و همراه با بي‌اعتقادي و ضديت با دين قملداد مي‌گرديد، شكستند و علم را همراه و پشتوانه دين كردند و دينداران را از پشت كردن به علم بر حذر داشتند.

  از آنجا كه ايمان دكتر سحابي بر پايه يك اعتقاد صرفاً سنتي و آباء و اجدادي نبود و اين ايمان و اعتقاد از يك سو با شناخت ارزش‌هاي اصيل اسلامي و از سوي ديگر با عشق به علم همراه بوده او و يارانش با  تلاش‌هاي ارزنده خود ايمان و اعتقاد را به جوانان بي‌اعتقاد بازگرداندند و ساختارهاي فكري دينداران كه متزلزل شده بود، استحكام بخشيدند. بنابراين، كار آنان پديدآورنده يك تحول ساختاري در افكار و انديشه‌هاي مردم، بويژه جوانان، بود.

  دكتر سحابي، همگام و همراه با ياران ديرينش، مهندس بازرگان و آيت‌الله طالقاني، از اواخر دهه 20 و اوايل دهه 30 وارد صحنه مبارزات و كنش‌هاي سياسي نهضت ملي به رهبري و پيشگامي پير تاريخ ايران، دكتر محمد مصدق، شد. تا آن هنگام معتقدان اصيل و برخي از استادان دانشمند دانشگاه از سياست فاصله مي‌گرفتند و به اصطلاح خود را قاطي سياست نمي‌كردند. سياست كشور در اختيار سياست‌بازان و سياستمداري مترادف با چاپلوسي، مقام‌پرستي و زير پا گذاشتن وجدان و اخلاق بود. اما مبارزات قاطع و پيگير با استعمار انگليس و استبداد داخلي، رشد نهضت ملي و تجربه مردم‌سالاري در عصر مصدق، سياست را به مفهوم خدمت به مردم به عرصه عمل اجتماعي و مردمي كشاند و از اين طريق گروه‌هاي زيادي از مردم شوق و ذوق مشاركت و مداخله در سياست را پيدا كردند. در اين ميان، روشنفكران ديني ـ‌كه اصالت‌هاي فرهنگي و ديني را پشتوانه يك حركت اصيل سياسي‌ـ اجتماعي  قرار داده بودندـ با بهره‌گيري از نيروي جوان دانشجويان مؤمن و معتقد، بنيان يك حركت پايدار و مستمر مبارزاتي را كه متكي بر بينش ملي و ديني آنان بود، پايه‌گذاري كردند. كودتاي ننگين 28 مرداد 32 اگر چه فرايند نوپاي دموكراسي را در نطفه خفه كرد و استبداد داخلي و استيلاي خارجي را بار ديگر سلطه داد، نهضت ملي ايران را متوقف نكرد. از فرداي كودتا، بسياري از ياران مصدق، از جمله دكتر سحابي، همراه با مهندس بازرگان، آيت‌الله طالقاني و آيت‌الله زنجاني و ساير پيروان وفادار مصدق در «نهضت مقاومت ملي» متشكل شدند و با ايجاد روح مقاومت و پايداري و زنده نگاه‌داشتن روحيه مبارزاتي مردم در برابر تبليغات سنگين و يكسويه رژيم زخم‌خورده شاه، به استقامت و مبارزه ادامه دادند. نهضت مقاومت ملي، در طول هشت سال مبارزات مخفيانه خود، به اتكاي نيروي ملت به دفاع از حيثيت و اصالت مبارزات ملت ايران و نگهداري از دستاوردهاي سياسي و معنوي ملي شدن صنعت نفت پرداخت. در سال 1339، مبارزات ملت ايران عليه حكومت كودتا و سلطه آمريكا و انگليس بر ايران اوج تازه‌اي يافت و مبارزه علني امكان‌پذير گرديد؛ جبهه ملي تجديد حيات نمود. مهندس بازرگان، دكتر سحابي، آيت‌الله طالقاني و آيت‌الله زنجاني، كه نمايندگان جريان ملي‌ـ اسلامي بودند، به همراه سايرنيروهاي ملي، نقش مؤثري را در آن مقطع ايفا كردند، و سپس، در ارديبهشت ماه 1340، به منظور تكميل سازماندهي نيروهاي مردم  به تشكيل «نهضت آزادي ايران» اقدام نمودند. بدين ترتيب پايه يكي از ديرپاترين احزاب سياسي ايران، براساس اسلاميت، ايرانيت و مصدقي بودن گذاشته شد.

  اما پس از مبارزات و برخوردهاي قاطع در سال‌هاي 39 و 40، اين مبارزان راه آزادي در پي محاكمات نظامي به جرم اقدام عليه امنيت كشور به زندان‌هاي طولاني محكوم شدند كه بر اثر ادامه مبارزات در داخل زندان، به زندان برازجان تبعيد گرديدند.

  آنان حتي در زندان، نه محاكمه رژيم كودتا و مبارزه عليه آن را فراموش كردند و نه تلاش‌هاي فرهنگي و علمي خويش را. در همان سال‌هاي زندان بود كه بازرگان سير تحول قرآن را به نگارش درآورد، طالقاني پرتوي از قرآن را تدوين كرد و دكتر سحابي كتاب ارزشمند و پر معناي خلقت انسان را نگاشت و پس از آزادي از زندان، آنان همچنان پايدار و مصمم نه تنها در سنگرهاي نهضت آزادي ايران و انجمن‌هاي اسلامي به مبارزات خود براي آزادي ملت ايران ادامه دادند، بلكه به تأسيس نهادهاي آموزشي، از جمله دبيرستان‌ها با شعار «تحكيم دين از راه ترويج علم» همت گماردند و مدارس نمونه‌اي مانند دبيرستان كمال و دبيرستان كوثر از خود به يادگار گذاشتند. دكتر سحابي در اين حركت نقش كليدي داشت.

  دكتر سحابي، همانند ساير همرزمانش در نهضت آزادي ايران، نقش مهمي در شكل‌گيري و پيروزي انقلاب اسلامي ايران ايفاء كرد. او قبل از پيروزي انقلاب عضو شوراي انقلاب و مسئول كميته اعتصابات بود و پس از پيروزي انقلاب مسئوليت وزير مشاور در طرح‌هاي انقلاب در دولت موقت را برعهده داشت؛ در انتخابات نخستين دوره مجلس شوراي اسلامي از سوي مردم تهران به نمايندگي انتخاب گرديد و به عنوان رئيس سني نخستين مجلس شورا در جمهوري اسلامي ايران برگزيده شد.

  دكتر سحابي همراه با مهندس بازرگان و پس از درگذشت آن زنده‌ياد، همواره در برابر بي‌عدالتي و تجاوز به حقوق مردم ايستادگي كرد و هرگز از تلاش براي استقرار دموكراسي و شرايط عادلانه‌تر در جامعه و نصيحت حاكمان از پاي نايستاد.

  دكتر سحابي به كار سياسي جمعي عميقاً اعتقاد داشت و متعهد بود. تنها راه نهادينه شدن دموكراسي را رشد و گسترش تحزب با قبول تمام الزاماتش مي‌دانست و تا پايان عمر پر بركتش، با وجود ضعف شديد ناشي از كهنسالي در جلسات شوراي مركزي نهضت آزادي ايران حضور مي‌يافت و به طور فعالانه در بحث‌ها شركت مي‌كرد. او معلم اخلاق و سلوك سياسي بود.

  به مناسبت اولين سالگرد درگذشت دكتر سحابي، تصوير آخرين امضاي سياسي دكتر سحابي را جداگانه منتشر مي‌كنيم. دكتر سحابي و جناب آقاي سيداحمد صدر حاج‌سيدجوادي در غياب دبيركل نهضت آزادي ايران از طرف شوراي مركزي نهضت تقديرنامه براي تجليل 9 تن از وكلاي مدافع شجاع و با شهامت اعضاي نهضت آزادي ايران را امضا كرده‌اند.

  نهضت آزادي ايران، ضمن نكوداشت مقام اين مرد بزرگ تاريخ معاصر ايران، خوشحال و مفتخر است كه او را تا پايان عمر پربركتش در كنار خود داشت و از مديريت‌، راهنمايي و همكاري‌ بي‌شائبه و پرثمر وي بهره‌مند بوده است. روانش شاد، نامش همچنان زنده و جاويد و راهش پر رهرو باد. عاش سعيدا و مات سعيدا

نهضت آزادي ايران