گزارش كامل مراسم سالگرد آيت‌الله طالقانی در حسينيه ارشاد ٢٣/٦/١٣٨٥

 

گزارش كامل مراسم سالگرد آيت الله طالقاني در حسينيه ارشاد

عزت‌‏الله سحابي:نقطه وفاداري رهروان نوگراي اسلامي و تشيع علوي، خدمت بي‌‏منت به مردم است محمد توسلي:محور اصلي انديشه سياسي طالقاني مقابله با استبداد و بارور كردن درخت آزادي و آزادگي است هدي صابر:جامعه روشنفكر كنوني در آموزش نسل جديد غفلت ورزيده است اعظم طالقاني:مديران خردگرا با اصل شورا و مشورت همسويي دارند

23 شهريور 1385

    عزت‌‏الله سحابي: قصد نداريم از حدود و خط قرمزهاي قانوني و شرعي پاي فراتر بگذاريم نقطه وفاداري رهروان نوگراي اسلامي و تشيع علوي، خدمت بي‌‏منت به مردم است سحابي در مراسم سالگرد آيت‌‏الله طالقاني كه در حسينيه ارشاد برگزار شد، گفت: اكنون 23 سال است كه اين مجلس با يادبود بزرگان و پيشگامان نهضت ملي اسلامي ايران كه فرزند امروزين جنبش نوگراي اسلامي با قيادت سيدجمال‌‏الدين اسدآبادي است، تشكيل مي‌‏شود. اين مراسم به منظور بزرگداشت يادآوراني كه ما را به راه پاك قرآن و محمد(ص) و ائمه طاهرين رهنمون شدند. به بياني ديگر ما، يعني نوگرايان اسلامي اين عصر را بر سنت و سيرت آن بزرگان تربيت كردند. به اين جهت اميد به لطف و عطف پروردگار يكتا داريم كه اين راه و سنت و اين تربيت و روش را تا مدتي كه خود مصلحت مي‌‏داند، هدايت و حراست فرموده و بركات و آن را براي ما ملت ايران ساري و جاري فرمايد. وي افزود: در ياد داشته باشيم كه ياد مستمر و طولاني‌‏مدت نهضت حسين بن علي(ع)، سيد الشهدا(ع) قريب به 14 قرن است كه بر حيات و زندگي ملت ايران پرتو افكنده و چراغ هدايتي شده است كه در بزنگاه‌‏هاي تاريخي چون جنبش تنباكو، مشروطيت، نهضت ملي شدن نفت و نهضت سال‌‏هاي 32 تا 56 و انقلاب اسلامي 57 موتور محرك خيزش و تجديد حيات ملت ايران با رهبران تشيع علوي گرديده است و با توجه به سيره ائمه اطهار كه پس از قيام و شهادت دوران‌‏ساز سيدالشهدا بنا را بر تداوم و حراست از سيرت و اخلاق محمدي بيش از جبهه‌‏گيري تشكيلاتي يا قدرت سياسي گذارده بودند تا خصلت يادآوري و حيات‌‏بخشي آن، به نحوي از هيجانات و احساسات آني و دوره‌‏اي با قدم‌‏هاي ثابت، محكم و انديشيده بروز نمايد لذا استقرار و تداوم اين راه در عصر حاضر و جهان پرابهام كنوني، خود يك اصلي در كنار ساير اصول است و نه جانشين آنها. رييس شوراي هماهنگي نيروهاي ملي مذهبي تصريح كرد: زيربنا و بستر همه اينها اخلاق, حكمت محمدي و تقوا و صبر است و استمرار كه مصداقي از صبر، پايداري و استقامت است. به راستي در اين دوران هجوم بلايا و ستم‌‏ها بر مردمان بي‌‏گناه و حقوق و مصالح اين مرز و بوم ستم‌‏كشيده جز در پرتو توجه به رهنمودهاي قرآن تحقق‌‏پذير نيست. سحابي گفت: پايداري، استقامت و آرامش و خودداري از هيجانات تحريك‌‏آميز شرطي است كه به جاي احساس و ناپختگي، انديشه‌‏ورزي و آينده‌‏نگري را پرورش مي‌‏دهد، از همين روست كه رهروان تشيع علوي به كسب قدرت نمي‌‏انديشند بلكه به خدمت حقيقي به مردم اعم از خودي‌‏ها يا غيرخودي‌‏ها نظر دارند و اين سيره محمدي بوده لذا ما قصد نداريم كه از حدود و خط قرمزهاي قانوني و شرعي پاي فراتر گذاريم. خدمت بي‌‏منت و بي سروصدا به مردم ايران؛ اين است «قول ثابت» و نقطه وفاداري رهروان نوگراي اسلامي و تشيع علوي. وي افزود: طالقاني يك خصوصيت اخلاقي داشت كه آن «قول ثابت» در زندگي اجتماعي و سياسي او بود. با بزرگان و گردن‌‏كشان بي‌‏پروا و مهاجم بود و در برابر ضعيفان و تحقيرشدگان با تواضع برخورد مي‌‏كرد. به همين دليل اين خصوصيات او را محبوب پير و جوان ساخته بود. سحابي تصريح كرد: خدمتي كه طالقاني به شاگردانش كرد، اين بود كه آنها را با قرآن و مفاهيم اجتماعي, سياسي, اقتصادي و سيستم‌‏گرايي اجتماعي آشنا كرد. طالقاني در طول سال‌‏هاي 32 تا 57 بي‌‏پروا به رژيم كودتاگر حمله مي‌‏كرد كه به اين دليل، به حبس و تهديدهاي متعدد دچار شد اما اين مساله در اراده او در مبارزه فتوري ايجاد نكرد تا سرانجام در پاييز 57 پس از آزادي از زندان و تبعيد درازمدت، خانه او اصلي‌‏ترين پايگاه انقلاب براي همه اقشار ملت به خصوص روشنفكران وطن‌‏دوست زمان شد. چهره طالقاني با شجاعت, شهامت,آزادگي, جوانمردي و با آموزگاري عميق و خردمندانه قرآن مشخص و آشكار است.

 محمد توسلي: محور اصلي انديشه سياسي طالقاني مقابله با استبداد و بارور كردن درخت آزادي و آزادگي است به گزارش خبرنگار “ايلنا”، محمد توسلي در مراسم بيست‌وهفتمين سالگرد درگذشت آيت‌‏الله طالقاني كه در حسينيه ارشاد برگزار شد، ياد و نام آيت‌الله سيدمحمود طالقاني و همفكران همراه او، مهندس بازرگان و دكتر يدالله سحابي را گرامي ‌داشت و با اشاره به آشنايي خود با طالقاني، گفت: من از دوران نوجواني تا آخرين روزهاي عمر پر بار طالقاني همواره از آموزش‌‏ها، مشورت‌‏ها و همكاري‌هاي آن زنده‌ياد بهره گرفته‌ام و صداي دلنشين او در اعماق وجودم طنين دارد. وي افزود: در دوران دبستان (در حدود سال 1326)، كه با جمعي از نوجوانان هم‌محله خيابان مولوي (شاهپور) از آيت‌الله طالقاني براي سخنراني به مناسبت 15 شعبان دعوت كرديم، او با اشتياق دعوت ما را پذيرفت و درباره « فلسفه غيبت و انتظار » ـ دميدن روح اميد و حركت و آمادگي و نه سكون و بي‌عملي ـ با ما سخن گفت. در دوران تحصيل در دانشگاه تهران (40-1335)، در كلاس‌‏هاي آموزش قرآن او در مسجد هدايت و سخنراني‌هاي او در انجمن اسلامي دانشجويان با زبان و مفاهيم قرآني و معارف اسلامي آشنا شدم. در سال 1340، با عضويت در جمعيت نهضت آزادي ايران و فعاليت در شاخه دانشجويي آن، افتخار همكاري حزبي با او را يافتم. وي در سال 1346، با حضور مهندس بازرگان و دكتر يدالله سحابي، خطبه عقد ازدواجم را خواند، پس‌ از پيروزي انقلاب، مشاور ما در مديريت شهر تهران بود و در موارد بسياري از راهنمايي‌ها و مشورت او براي حل مسائل پيچيده مديريت شهري بهره گرفتيم و سرانجام، در مراسم آخرين نماز جمعه ـ كه به مناسبت نخستين سالگرد حماسه 17 شهريور 57 در بهشت‌ زهرا برگزار شد ـ ميزبان او و نمازگزاران بوديم. در پايان برنامه نماز، از او خواستيم كه ساختمان جديد غسالخانه بهشت‌زهرا را افتتاح كند. در جريان اين بازديد، او با نگاه نافذ و لحن صميمي‌اش به يكي از غسال‌‏ها گفت: «مرا خوب بشوري!». دو روز بعد، غسال مورد خطاب در همان جا او را شست و در محلي كه بين قطعه شهداي 17 شهريور و قطعه شهداي پس‌از انقلاب پيشنهاد كرديم، با موافقت خانواده و دوستانش به خاك سپرده شد.

 توسلي با مروري بر شخصيت و منش طالقاني گفت: سيدمحمود طالقاني فرزند سيدابوالحسن طالقاني، روحاني آزادانديش و همراه شهيد مدرس كه با شغل آزاد (كشاورزي و ساعت‌سازي) امرار معاش مي‌كرد، بود. وي در سال 1289 در دوره انقلاب مشروطيت متولد شد. طالقاني به‌رغم گذراندن دوره تحصيلات حوزوي در قم، به قول شادروان مهندس بازرگان، با آنكه آخوند بود يعني علم و مسووليت روحانيت را داشت، اخلاق و رفتارش با ديگر آخوندها يكسان نبود. او، برخلاف سنت معمول حوزويان، نه در حوزه ماند تا مراتب ارتقا تا سطح مرجعيت را طي كند ـ كه البته استعداد و ظرفيت آن را داشت ـ و نه درپي پيش‌‏نماز شدن، منبر داشتن و مدرسه‌داري سنتي بود. او در تلاش براي پيگيري رسالت پيامبران و صالحان، يعني آگاهي‌بخشي به مردم بود. او در شرايط سال‌‏هاي پيش از شهريور 1320، هنگامي كه از حوزه به تهران آمد، مخاطبان مورد نظرش، يعني نوجوانان و جوانان كشور را ـ كه به‌لحاظ فكري و هويتي سرگردان بودند ـ جستجو مي‌كرد. وي با بيان اينكه خوشبختانه در سال‌‏هاي اخير، به‌رغم محدوديت‌هاي موجود در حوزه‌ها، طلبه‌هاي جوان، فرهيخته و توانا در كارهاي پژوهشي و آگاه‌بخشي تربيت شده‌اند و نقش مهم و مؤثري در زدودن خرافات و پاسخگويي به پرسشهاي پرشمار جوانان دارند، گفت: طالقاني از صداقت، صراحت لهجه، ‌شجاعت و استقلال‌نظر ويژه‌اي برخوردار بود، با مردم ارتباط عاطفي، صميمي و جذب كننده و با ستمگران و كارگزاران طاغوت برخورد بسيار جدي و تندي داشت. او با پاسباني كه به زور حجاب زني را در سال 1318 برمي‌داشت برخورد كرد كه منجربه زنداني شدن او (طالقاني) شد. رفتارهاي او در دادگاه نظامي محاكمه‌كننده سران و فعالان نهضت آزادي ايران در سال 1342 و در زندان، با عوامل ساواك، داستانهاي مفصلي است كه در منابع تاريخي خوانده يا شنيده‌ايم.

 رييس دفتر سياسي نهضت آزادي ايران گفت: طالقاني اهل گفتگو، مدارا و تساهل، به‌ويژه با مخالفان فكري، بود. او با مخالفان فكري به‌نحوي برخورد مي‌كرد كه آنان احساس امنيت مي‌كردند و در شرايطي كه مي‌توانست ايجاد اطمينان كند سخنانشان را مي‌شنيد و آنان را راهنمايي مي‌كرد. اين منش و ويژگي طالقاني در شرايط كنوني جامعه ما، كه وفاق ملي نياز راهبردي است، شديداً مورد نياز و توجه همه احزاب، گروهها و فعالان سياسي ـ اجتماعي است كه در بخش‌هاي بعدي به آن خواهم پرداخت. توسلي سپس به انديشه فرهنگي آيت‌‏الله طالقاني اشاره كرد و گفت: در سده اخير، همه مصلحان و احياگران ديني، بازگشت به قرآن، سرچشمه زلال وحي، را سرلوحه برنامه‌هايشان قرار داده‌اند. سيدجمال‌الدين اسدآبادي، عبده، كواكبي، اقبال لاهوري، استاد محمدتقي شريعتي، طالقاني و بازرگان تلاش فرهنگي خود را ـ كه پيشنياز هرگونه تحول اجتماعي است ـ معطوف به آشنا كردن مردم با زبان و فرهنگ قرآن ـ كه كتاب هدايت و راهنماي عمل انسان است ـ كرده‌اند. طالقاني در طول چهل سال تلاش‌ اجتماعي ـ سياسي همواره بر اين مهم پاي فشرده است. وي افزود: طالقاني، در سرمقاله نخستين شماره مجله دانش‌آموز ـ كه در سال 1321، ازسوي كانون اسلام منتشر شد ـ با استناد به حديثي از پيامبراكرم (ص)، دلايل ضرورت بازگشت و توجه به قرآن را به تفصيل توضيح داده است، مقاله با اين مقدمه آغاز مي‌شود: « اذا التبست عليكم الفتن كقطع الليل المظلم فعليكم بالقرآن … » « در هنگامي‌كه ابرهاي تيره فضاي جامعه را دربرمي‌گيرد، بطوري‌كه تشخيص حق و باطل مشكل شود، به قرآن روي آوريد ».

توسلي خاطرنشان كرد: پس‌ از شهريور 1320، با شكسته شدن جو سركوب و اختناق رضاشاهي و پديد آمدن فضاي باز سياسي، عرصه فرهنگي جامعه، به‌ويژه در دانشگاه و در ميان جوانان تحصيل‌كرده، در اختيار افكار وارداتي، به‌ويژه ماركسيسم و غرب‌گرايي، قرار گرفت. در چنان شرايطي، طالقاني قرآن را از طاقچه‌هاي منازل و گورستان‌‏ها به صحنه زندگي مردم ‌آورد و با زدودن زمينه‌هاي خرافات و پيرايه‌هاي ديني، قرآن را با فطرت جوانان پيوند زد و آيات و قانونمندي‌هاي قرآني را كه راهنماي عمل در زندگي و تلاش‌هاي اجتماعي همه عاشقان آزادي، عدالت و كرامت انساني است، به آنان آموخت. وي با اشاره به اينكه بيان تلاش‌ها و خدمات فرهنگي 40 ساله طالقاني نياز به فرصت زيادي دارد، تصريح كرد: كلاس‌‏هاي قرآن طالقاني در مسجد هدايت، در دهه‌هاي 20 و 30 و 40، نسلي را با انديشه و انگيزه خدمت‌رساني به جامعه تربيت كرد. پنج جلد كتاب ارزشمند «پرتوي از قرآن» تفسير كم‌نظير قرآن است كه در فرايند فعاليت اجتماعي ـ و بيشتر آن در دوران اسارت طالقاني ـ تدوين شده است كه جا دارد پويندگان انديشه طالقاني اين راه طي‌‏شده را ادامه دهند.

 رييس دفتر سياسي نهضت آزادي ايران گفت: پرسشي كه امروز بايد به آن پاسخ داده شود، اين است كه آيا زمانه « بازگشت به قرآن » سپري شده است و ديگر نيازي به پيگيري اين انديشه طالقاني وجود ندارد؟ به ‌نظر من در شرايط فرهنگي ـ اجتماعي پس‌ از پيروزي انقلاب و تحولاتي كه در جمهوري اسلامي ايران پديد آمده است، ضرورت بازگشت به قرآن و تداوم انديشه طالقاني به‌مراتب بيش از نياز به آن در شرايط شهريور 1320 و دهه‌هاي پس‌از آن وجود دارد. در آن شرايط، خرافات و پيرايه‌هاي ديني در حاشيه مسائل بنيادي جامعه قرار داشت و افكار الحادي و ديدگاه‌‏هاي برخي از تحصيل‌كردگان در كشورهاي غربي با بدنه جامعه ايران ارتباط چنداني نداشت و تأثيرات آنان محدود بود اما امروز متأسفانه برخي ‌از افكار و انديشه‌هاي خرافي مذهبي از رسانه ملي به طور وسيع پخش مي‌شود. گسترش سامانه‌هاي ارتباطي مدرن بدنه جامعه، به‌ويژه نسل جوان ما، را به طور طبيعي تحت ‌تأثير رسانه‌هاي خارجي قرار مي‌دهد كه نيازي به ذكر مصاديق آنها در اينجا نيست زيرا همگان روزمره با نوع تبليغات اين رسانه‌ها آشنا هستند. در اينجا تنها به يكي از برنامه‌هاي راديو قرآن (معارف) ـ كه چند هفته پيش پخش شد و تصريح كرد كه قرآن به عنوان امام پانزدهم پس‌ از چهارده معصوم قرار دارد ـ و سخنان اخير رييس مجلس خبرگان رهبري، در اين باره كه مقام رهبري در جمهوري اسلامي منصوب خدا است ـ اشاره مي‌كنم. توسلي گفت: آشنايي با قرآن، سرچشمه زلال وحي، و نهج‌البلاغه و ساير معارف اصيل ديني ملاك‌‏هايي در اختيار جامعه، به‌ويژه نسل جوان و تحصيل‌كرده، قرار مي‌دهد تا تحت‌تأثير تبليغات سوء و خرافي قرار نگيرند و افكار و ديدگاههاي رسانه‌هاي رسمي و عملكرد حاكمان جمهوري اسلامي را معادل و منطبق بر آموزه‌هاي قرآن و اسلام اصيل تلقي نكنند و بدين ترتيب، از دين‌گريزي و دين‌ستيزي جوانان جلوگيري ‌شود. وي افزود: خداشناسي، انسان‌شناسي، جايگاه پيامبران و مؤمنان در فرهنگ قرآني و منابع اصيل اسلامي جهان‌بيني، شناخت، مباني و شاخص‌هايي در اختيار انسان قرار مي‌دهد كه بطور طبيعي مغايرت پيرايه‌ها و خرافه‌هاي رايج در رسانه‌ها و پاره‌اي از منابر را با فرهنگ اصيل اسلامي مشخص مي‌كند و لااقل از اثرگذاري اين گونه افكار انحرافي در سست كردن پايه‌هاي ايماني انسان مي‌كاهد. توسلي تصريح كرد: خوشبختانه، در سال‌‏هاي اخير، طلبه‌هايي نوانديش و فرهيخته در حوزه‌هاي علميه تربيت شده‌اند كه با علوم و معارف جديد علمي آشنا هستند و حركت آگاهي‌بخش و بازگشت به قرآن طالقاني را ادامه مي‌دهند، كه البته اين تلاش‌‏ها با هزينه‌هايي همراه بوده است. اين فرهيختگان و روشنفكران ديني در سال‌‏هاي اخير با مطالعات پژوهشي نو نقش مؤثري در تداوم انديشه فرهنگي طالقاني و بازرگان ايفا كرده‌اند. آثار مكتوب، سخنراني‌ها و كلاس‌هاي درس اين متفكران ارزشمند و استقبال جوانان از اين تلاشها كاملاً مشهود است و جاي تقدير دارد. اما ميزان اين تلاشها نسبت به نياز كنوني جامعه فاصله زيادي دارد. اميداست كه با همت و تلاش بيشتر اين تلاشگران فرهنگي، به اين امر مهم جامعه اهتمام لازم مبذول شود. وي سپس به انديشه سياسي آيت‌‏الله طالقاني اشاره كرد و گفت: محور اصلي انديشه سياسي طالقاني ـ كه در تمام عمر برآن پاي فشرد ـ مقابله جدي با استبداد، خودكامگي و فرهنگ استبدادي و بارور كردن درخت پرثمر آزادي و آزادگي است. او اين انديشه را از متن قرآن، تجربه تاريخي كشور و مطالعه احوال اقوام و ملل ديگر بدست آورد. او، در پرتوي از قرآن، طاغوت را كه نماد هر مستبدي است به معناي لغوي و وسيع براي هر خودخواه و سركش بر انديشه، آزادي و حق خلق آورده است

. توسلي خاطر نشان كرد: طالقاني براي آموزش دريافت‌هاي قرآني خود تنها به سخنراني، تدريس و چاپ كردن آنها بسنده نمي‌كرد، بلكه خود نيز به آنها عمل مي‌نمود. او در برابر فشارها، زندانها و محروميتها پايدار و استوار بود و در هر مرحله از اين تحولات اجتماعي دريچه‌هاي تازه‌اي به روي او گشوده مي‌شد. اين روند در سير تحول آثار پرتوي از قرآن مشهود است. همان‌گونه كه گفته شد، بخش قابل ملاحظه‌اي از پرتوي از قرآن در زندان ارائه و تدوين شده است. وي افزود: پس از كودتاي 28 مرداد 1332، طالقاني اگرچه در نهضت مقاومت ملي همكاري تشكيلاتي نكرد و تنها با امضاي برخي از بيانيه‌هاي نهضت مقاومت با آن ارتباط و همكاري داشت، براي توسعه و معرفي انديشه سياسي خود، در سال 1334 با اضافه كردن مقدمه جامع و زيرنويس‌‌هاي توضيحي به كتاب ارزشمند ” تنبيه‌الامه و تنزيه المله” علامه سيدمحمدحسين ناييني ـ نوانديش انقلاب مشروطيت ـ به انتشار آن همت گماشت و ابعاد استبداد سياسي و استبداد ديني و پيچيدگي نوع ديني آن و سازوكارهاي مدني حاكميت ملت و دموكراسي را نشان داد.

رييس دفتر سياسي نهضت آزادي ايران گفت: طالقاني، در زيرنويس صفحه پاياني كتاب يادشده، دستاورد انقلاب مشروطيت در زمينه توسعه فرهنگ و رفتار مدني را به شرح زير مورد تأكيد قرار داده است: «پيامبران عظام كه كاخهاي استبداد را ويران كردند … تنها ازطريق موعظه و نصحيت نبود، مردمي را تربيت كردند و قدرت بدستشان دادند تا با قدرت شمشيرِ عدالت و خداپرستي، قدرت استبداد و شاه‌پرستي را برانداختند. آن مقاومت و انقلاب و خون‌ريزي امروز به قانون و آراء عمومي (رفتار مدني) تبديل شده، اين حقي است كه مي‌تواند مستبدين را محدود سازد … امروز اوراق انتخاب بجاي شمشير و تيروكمان انقلاب (خشونت‌ورزي) ديروز است.» توسلي افزود: واكنش رفتاري طالقاني در مجلس خبرگان قانون اساسي در سال 1358 و رأي منفي او، همراه با هفت تن ديگر از نمايندگان آن مجلس، به اصل پنجم قانون اساسي مربوط به ولايت فقيه در راستاي انديشه سياسي و تحليل تاريخي او از روند تحولات پس از پيروزي انقلاب اسلامي است كه درآن برهه آثارش بر همگان مشهود نبود. وي تصريح كرد: همچنين، طالقاني با تدوين كتاب « اسلام و مالكيت » چارچوب نظريش را براي تبيين انديشه عدالت‌خواهي ارائه كرد. طالقاني و همفكرانش اگر به آزادي و مبارزات ضداستبدادي در طول چند دهه گذشته اولويت داده‌، سرزنش دگرانديشان را كه مي‌گفتند آزادي كالاي لوكس امپرياليستي است به‌جان خريدند، ازاينرو بود كه آزادي را پيش‌نياز تحقق عدالت و استقلال كشور مي‌پنداشتند. توسلي تصريح كرد: تحولات جهاني و داخلي كشور پس از پيروزي انقلاب، صحت اين ديدگاه طالقاني و همفكرانش دست‌كم در سطح آگاهان و جنبش اصلاحات مورد تأييد قرار گرفته است. تجربه عملكرد يكساله دولت نهم ـ كه با پشت كردن به آرمان آزادي و ركن جمهوريت نظام، بر آرمان عدالت‌خواهي تأكيد دارد ـ و پيامدهاي آن در افزايش شكاف طبقاتي اين واقعيت را بيش از پيش آشكار كرده است. وي تاكيد كرد: باتوجه به روند تحولات در سالهاي پس از انقلاب، به‌ويژه در سالهاي اخير، ضرورت تداوم انديشه سياسي طالقاني ـ كه امروز بصورت گفتمان غالب آزادي، دموكراسي و حقوق بشر مورد تأكيد عموم احزاب، گروهها و فعالان سياسي قرار دارد ـ با درنظر گرفتن شرايط داخلي، منطقه‌اي و جهاني بيش از پيش مورد نياز است. رييس دفتر سياسي نهضت آزادي ايران در مورد انديشه اجتماعي آيت‌‏الله طالقاني گفت: يكي از محورهاي انديشه و عملكرد طالقاني در طول 40 سال تلاش ‌نستوه او توجه به نقش نهادهاي مدني، ازجمله شوراها و احزاب سياسي، در رفع موانع توسعه كشور و تحقق آرمانها و مطالبات تاريخي ملت ايران بوده است.

 توسلي افزود: طالقاني از همان شهريور 1320 ـ كه همكاري فرهنگي خود را با مهندس بازرگان و دكتر سحابي آغاز كرد ـ و توسعه همكاري‌هاي جمعي او در دهه‌هاي بعد به اين مهم، باتوجه به آموزه‌هاي قرآني و تجربه بشري، عنايت ويژه داشت. ارائه آموزش‌هاي قرآني به دانشجويان، ارتباط تنگاتنگ با اعضاي انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان از دهه بيست و توسعه آن در دهه سي با انجمن‌هاي اسلامي مهندسين، پزشكان، معلمان، ارتباط با نهضت مقاومت ملي، پذيرش عضويت شوراي مركزي جبهه ملي دوم در سال 1339، مشاركت در تأسيس جمعيت نهضت آزادي ايران در سال 1340، حمايت از پايه‌گذاران سازمان مجاهدين خلق اوليه و تلاش براي جلوگيري از انحرافات دروني سازمان در سالهاي قبل و پس از انقلاب اين انديشه طالقاني را كه بدون رفع موانع همكاري جمعي و تقويت نهادهاي مدني هرگز دستيابي به آرمانهاي ملي و ديني امكان‌پذير نيست بخوبي نشان مي‌دهد. وي تصريح كرد: طالقاني با پذيرش عضويت نهضت آزادي ايران در سال 1340، همان‌گونه كه مهندس بازرگان هم گفته است، يك عمل انقلابي و كاملاً بي‌سابقه در تاريخ روحانيت ايران انجام داد. طالقاني در شوراي مركزي نهضت آزادي حق ويژه‌اي مطالبه نكرد، بلكه براي خود فقط يك رأي ساده، مانند ساير اعضاي شوراي مركزي، قائل بود. طالقاني، بازرگان و سحابي با چنين رفتار دموكراتيك عملاً اخلاق دموكراسي و كار جمعي را به شاگردانشان آموزش دادند و اين فرهنگ را در درون انجمن‌هاي اسلامي، نهضت آزادي ايران و ديگر نهادهاي مدني نهادينه كردند. اين فرايند مصداق همان سخن بازرگان است كه مي‌گفت: « آزادي (و دموكراسي) دادني يا گرفتني نيست بلكه يادگرفتني است». توسلي گفت: شايان يادآوري است كه در آن زمان و تا سالهاي اخير بسياري از شخصيت‌هاي موجه و فعال سياسي كشور با افتخار اظهار مي‌كردند كه جزو هيچ گروه، دسته يا حزبي نيستند. خوشبختانه تحليل رخدادهاي دهه‌هاي اخير و كارهاي تحليلي و توضيحي پس از خرداد 76، در دوران اصلاحات، اين واقعيت را براي همگان آشكار كرده است كه بدون حضور تشكيلاتي در نهادهاي مدني و تقويت تحزب و فعاليت حزبي انتظار دستيابي به جامعه دموكراتيك ـ كه پيش‌نياز اجراي برنامه‌هاي توسعه كشور است ـ واهي و بيهوده است. اگرچه اين واقعيت در سطح نظري در جامعه امروزي ما به آگاهي عمومي رسيده است، هنوز تا پذيرش عملي آن ازسوي فعالان سياسي و حزبي شدن فعاليت هاي سياسي فاصله زيادي وجود دارد.

 وي افزود: امروز، اين انديشه و رفتار تحزب‌پذيري طالقاني ـ كه در حدود نيم قرن پيش به اين نياز مبرم جامعه ما پاسخ مثبت داده است ـ ، مي‌تواند اسوه و الگوي آموزنده‌اي براي همه كساني باشد كه مي‌خواهند انديشه طالقاني تداوم يابد و بستر لازم براي رفع موانع توسعه در كشور ايجاد شود. همان‌گونه كه گفته شد، گفتمان غالب در جامعه كنوني ما ـ كه مطالبه تاريخي ملت ايران مي‌باشد ـ آزادي، دموكراسي و حقوق بشر است. براي دستيابي به آرمانهاي يادشده راهي جز گفتگو، تقويت همكاري‌هاي جمعي و تشكيل نهادهاي متناسب نيست، يعني تداوم انديشه و رفتاري كه طالقاني از پيشگامان آن بود. توسلي تصريح كرد: مدارا و تساهل با دگرانديشان ـ كه از خصوصيات بارز طالقاني بود و قبلاً به آن اشاره شد ـ از ضرورتها و پيشنيازهاي توسعه همكاري‌هاي جمعي و تقويت راهبرد وفاق ملي است. مگر بدون پذيرش ديگران و احترام به ديدگاههاي مختلف مي‌توان در چارچوب وجوه اشتراك همكاري جمعي را پايه‌گذاري كرد؟ ما عموماً عادت داريم كه قبل از توجه و تمركز بر وجوه اشتراك به موارد اختلاف‌نظر با طرف مقابل فكر كنيم. بديهي است كه با اين نگرش گفتگو، همفكري، همدلي و همكاري جمعي در جامعه شكل نمي‌گيرد و بدگماني و بي‌اعتمادي توسعه مي‌يابد. خصوصيت مدارا و رواداري (TOLERANCE) طالقاني ـ كه با حفظ مواضع و اعتقاداتش، با مهرباني با صاحبان انديشه‌هاي متفاوت گفتگو و در موارد لازم از آنان حمايت مي‌كرد ـ نياز استراتژيك امروز و فرداي جامعه ما است. وي خاطرنشان كرد: رفتار و سخنان طالقاني با شهيد نواب صفوي، ماركسيست‌ها، اعضاي سازمان مجاهدين و با رهبرفقيد انقلاب هريك حامل آموزه‌هاي ارزشمندي است كه جادارد نسل امروز، به ويژه علاقه‌مندان به راه طالقاني، آنها را ادامه دهند.

رييس دفتر سياسي نهضت آزادي ايران با اشاره به ديدگاه آيت الله طالقاني در مورد تشكيل شوراها، گفت: تأكيد بر شوراها و ضرورت به‌حساب آوردن مردم در اداره كشور و دادن رأي منفي به اصل ولايت‌فقيه در قانون اساسي، پيام اصلي طالقاني در عمر كوتاهش پس از پيروزي انقلاب اسلامي است. دغدغه و نگراني طالقاني، با شناخت عميقي كه از تحولات پس از انقلاب داشت، در سخنانش در خطبه‌هاي نمازجمعه 17 شهريور 58 در بهشت ‌زهرا كاملاً گوياست، كه براي يادآوري قسمتي از آن را نقل مي‌كنم: “من از همگان مي‌‏خواهم كه به امر شوراها اهميت بدهند و بدانند كه سرنوشتشان دست خودشان است و دولت هم بايد در اين كار فقط نظارت داشته باشد.مسلمانها هركس صداي مرا در داخل و خارج كشور مي‌شنود، راه اصلاح و حركت و تكامل انقلابي يك كشور منجر به همين است.” توسلي افزود: در آستانه برگزاري انتخابات سومين دوره شوراها، جا دارد كه مردم عزيز كشور، باتوجه به تجربيات انتخابات دو دوره گذشته، به‌ويژه پيامدهاي عدم مشاركت در انتخابات شوراهاي شهرهاي بزرگ مانند كلانشهر تهران و فراهم كردن زمينه براي جمعي ناشناخته كه با استفاده از امكانات و تسهيلات شهرداري تهران ـ كه آمارها و اطلاعات آن منتشر شده است ـ و نيز با پشتيباني همه‌جانبه نهادهايي كه از اعتبارات عمومي استفاده مي‌كنند توانستند اكثريت مطلق مجلس هفتم و سپس دولت نهم را در اختيار گيرند، با مشاركت گسترده در اين دوره، افراد مورد اعتمادشان را براي اداره شهرها انتخاب كنند و براي تقويت اين نهاد مدني ـ كه مشاركت گسترده مردم را در اداره روستاها و شهرها فراهم مي‌كند ـ تلاش كنند.

وي تصريح كرد: دلائل مخالفت طالقاني و ديگر آگاهان با اصل ولايت فقيه در قانون اساسي امروزه براي همگان آشكار شده است. آقاي مصباح يزدي، با تحريف تاريخ تشيع، اعلام كرده است كه هيچ يك از مراجع شيعه رأي مردم را مبناي مشروعيت رهبري نظام اسلامي (حاكم اسلامي، ولي‌فقيه) ندانسته‌و معتقد است كه مقام رهبري منصوب خداوند است، درحالي‌كه ملامحمدكاظم خراساني، شيخ عبدالله مازندراني و حاجي ميرزاحسين تهراني از مراجع بزرگ نجف در صدر مشروطيت در تقريراتشان و با تأييد رساله تنبيه‌الامه و تنزيه المله علامه ناييني مشروعيت حكومت مشروطه ازطريق رأي مردم را برپايه مباني اسلامي اعلام كردند و در صد سال اخير بسياري از مراجع و علماي ديني، از جمله طالقاني، براين انديشه پاي فشرده‌اند.

 توسلي خاطرنشان كرد: دو قرائتي كه امروز از قرآن و سنت و قانون اساسي درباره جايگاه مردم در اداره جامعه وجود دارد، بايد با روش علمي مورد بررسي و ارزيابي قرار گيرد. يك ديدگاه رهبري را منصوب خدا ـ و بنابراين، با اختيارات مطلق ـ و مردم را تابع و بي‌اختيار مي‌داند. به بيان ديگر، اين ديدگاه دموكراسي و حاكميت ملت را ناسازگار با اديان الهي، به ويژه اسلام، مي‌داند. ديدگاه دوم، همان‌گونه كه در اصل 56 قانون اساسي تصريح شده است، مردم را منشأ اختيار، قدرت و مشروعيت حاكمان معرفي مي‌كند و برپايه اصل 110 قانون اساسي مقام رهبري را با اختيارات محدود و به‌لحاظ حقوقي در عرض ساير شهروندان و پاسخگو در برابر اختيارات تفويض شده مي‌داند. وي افزود: در ديدگاه دوم، مقام رهبري و ساير مسوولان، كه منتخب مردم هستند، بايد با سازوكار اصل شوراها و رأي اكثريت و با مشاركت مردم جامعه را اداره ‌كنند. پيامبر گرامي اسلام نيز ـ درجايي‌كه مربوط به اداره جامعه بود ـ از رأي اكثريت مردم حتي اگر برخلاف تشخيص او بود ـ پيروي مي‌كرد و خود تصميم اكثريت را بعنوان آموزه الهي به اجرا مي‌گذاشت. آيات قرآن و روايت تاريخي جنگ احد آشكارا اين روش مديريت را كه امروز نيز جنبه علمي دارد، نشان مي‌دهد. طالقاني نيز در مدت 40 سال تلاش فرهنگي، سياسي و اجتماعيش همواره براين انديشه و ديدگاه تأكيد و پافشاري داشته است. روحش شاد و راهش پررهرو باد.

 هدي صابر: جامعه روشنفكر كنوني در آموزش نسل جديد غفلت ورزيده است هدي صابر در مراسم بيست و هفتمين سالگرد آيت‌‏الله طالقاني كه در حسينيه ارشاد برگزار شد، گفت: در سال 1320 در پي سرنگوني و فرار رضاخان، باب انديشه، تفكر و آموزش گشوده شد و چهار حوزه آموزشي در كشور سر بر آورد كه حوزه گسترده‌‏تر مربوط به حزب توده، حوزه بعدي به ليبرال‌‏هاي آن روز، حوزه ديگر به سنتي‌‏هاي مذهبي كه امكانات نويني پيدا كرده بودند و آخرين حوزه مربوط به مذهبيون نوخواه بود كه به دنبال نوسازي انديشه مذهبي در ايران بودند. وي تصريح كرد: طالقاني از دسته آخر بود؛ او نمي‌‏خواست پشت سر تكامل ميهن بايستد لذا يا هم‌‏مرز با اين تكامل بود يا جلوتر از آن اما از هم‌‏مرزان حمايت مي‌‏كرد. طالقاني از تفسير سنتي و كلاسيك موجود در آن زمان عدول كرد. او آمده بود تا تلنگري بزند و تلنگر هم زد. او بن‌‏بست كلاسيك دوران را شكست. صابر افزود: محصول آموزش‌‏هاي آموزگار طالقاني، عزت‌‏الله سحابي از نسل دهه 20 و محمد توسلي از نسل دهه 30 بود و امروز نيز چون گذشته، سحابي درد ايران دارد و بر سنن ايرانخواهي مصدقي و تدين ايستاده است و توسلي 40 سال است كه در يك مسير مانده و بر عقايدش محكم ايستاده است. وي اظهار داشت: از مجموعه كساني كه پاي درس طالقاني و پاي درس مسجد هدايت نشستند، كمتر كسي به انحراف رفت و ضريب پايداري و ماندگاريشان بر روي اصول قابل توجه بود. آنها عموما ايستادند زيرا از هستي دركي يافته و هدفمداري هستي را فهميده بودند و اهل عهد و جمع‌‏گرايي بودند. آنها افراد دغدغه‌‏داري بوده و دغدغه ايران و تدين داشتند اما چند دهه بعد از آن، از انتهاي دهه 60 تا 70 باب آموزشي در ايران باز شد كه نتيجه آموزش‌‏هاي 15 ساله اخير جز گريز از جمع و فدا كردن منافع جمع در پاي منافع فرد و بي‌‏تقيدي محض نبود. اين فعال ملي مذهبي افزود: اگر محصول آموزش‌‏هاي طالقاني،حنيف‌‏نژاد است كه فرمان تير خود را خود مي‌‏دهد و اگر محصول او بديع‌‏زادگان است كه در پاي دار فرياد زنده باد ايران, اسلام و قرآن را سر مي‌‏دهد اما چندي پيش چه شد كه براي نخستين بار از ميان جنبش دانشجويي ايران افرادي برخاسته و به آن سو رفتند تا از بيگانگان براي ايجاد دموكراسي كمك بخواهند. صابر با تاكيد بر اينكه جامعه روشنفكر كنوني در آموزش نسل جديد غفلت ورزيده است، گفت: نبايد گرز سركوفت برداشت و به جان آن دو كوبيد. ما چه آموزشي جز پيش بردن پروسه‌‏ها و پروژه‌‏هاي فردي و فشار از پايين و چانه‌‏زني از بالا داديم. ما امروز آموزگاراني چون طالقاني و بازرگان نداريم. صابر افزود: زماني رفتن و از ديگري استمداد كردن در جامعه ما افت بود و با تك‌‏امكانات و فرغون خودمان در ذيل مبارزه ملي تلاش كرديم. آن زمان مضمون آموزش‌‏ها ايده و انديشه نو بود و نخبگاني كه آموزش مي‌‏ديدند عرض حيات برايشان اهميت داشت نه طول حيات لذا هيچ‌‏يك از آنها باج نداده و پهلوانانه رفتند. وي با بيان اينكه بازرگان، حنيف‌‏نژاد و طالقاني با كتاب مانوس بوده و با آن زيستند، گفت: كتاب صرفا منبع پژوهشان نبود بلكه كتاب را ملجا خود مي‌‏دانستند. طالقان در دهه 30 بازگشت به قران كرد اما اين بازگشت ارتجاعي نبود و به نوعي بايد گفت كه نزول مجدد قرآن در جامعه ايران محصول طالقاني بود. صابر اظهار داشت: جريان روشنفكري مذهبي امرزو مرزي با حوزه‌‏هاي ثابت ندارد. مرز ما تنفر از آخوند يا درگيري با شخص نيست بلكه مرز «فيكسيسم» و «دينامسيم» است و روشنفكري مذهبي ايران در 25 سال گذشته جز توزيع‌‏كنندگي كار ويژه‌‏اي از نوع «پرتو»، «ذره بي‌‏انتها» و «عشق و پرستش» نداشته و نتوانسته تلنگري به جامعه وارد كند و ما امروز راهي جز بازگشت به كتاب نداريم كه كتاب منشا حيات است.

 اعظم طالقاني: مديران خردگرا با اصل شورا و مشورت همسويي دارند به گزارش خبرنگار “ايلنا”، اعظم طالقاني در مراسم بيست و هفتمين سالگرد آيت‌‏الله طالقاني كه در حسينيه ارشاد برگزار شد، گفت: اولين مساله‌‏اي كه طالقاني بر آن تكيه داشت، آگاهي از خدا, خود, محيط و آنچه لازمه حيات ايماني انسان است، بود و در مرحله بعد بحث تقوي را به معناي پرواگيري نه پرهيزگاري مطرح مي‌‏كند كه از ماحصل اين دو اصل، آزادي و امنيت را بيان مي‌‏كند. وي افزود: اصل ديگري كه طالقاني بر آن باور دارد، انسان مسوول در جامعه ايماني است. او انسان را در مقابل افكار, انديشه, رفتار و كارهايش پاسخگو مي‌‏داند. او معتقد است اگر جامعه از مردمان مسوول تشكيل شود، مردم نسبت به سرنوشت خود و ديگران بي‌‏تفاوت نمي‌‏شوند. طالقاني، با بيان اينكه وقتي در جامعه افراد مسوول باشند، هيچ‌‏كس در مقابل توقيف نشريات و عدم ثبت نام از دانشجويان كارشناسي ارشد به دلايل سياسي سكوت نمي‌‏كند، ادامه داد: آيا نمي‌‏توان گفت ما در جامعه مقداري كفران نعمت كرده و از نعمت‌‏ها درست و شايسته استفاده نكرده‌‏ايم. وي با تصريح بر اينكه رسالت با انسان مسوول است، خاطرنشان كرد: هر انساني كه خود را پاسخ‌‏گو مي‌‏داند، رسالت دارد و براي خود مرزبندي قائل بوده و شناخت و پرواگيري را در زندگي خود به كار مي‌‏گيرد. طالقاني گفت: در جامعه ايماني كسي مردم را به سمت گرفتن حقوقشان هل نمي‌‏دهد. در اين جامعه مردم روي پاي خود ايستاده‌‏اند تا حقوق خود را مطالبه كنند اما امروز اگر ما بخواهيم حقوق شهروندي خود را مطالبه كنيم، با مشكل مواجه مي‌‏شويم. وي اظهار داشت: در جامعه‌‏اي كه قسط اجرا مي‌‏شود، تعادل برقرار بوده و عدالت محقق مي‌‏شود، در اين جامعه استعدادها شكوفا و از بالقوه بودن به فعليت مي‌‏رسند و مردم به اصل حركت و تحول اعتقاد پيدا مي‌‏كنند. فرزند آيت‌‏الله طالقاني با بيان اينكه اصل تكامل از اصول حقيقي خلقت است، اظهار داشت: جامعه ايماني در راستاي تكامل حركت مي‌‏كند و اين تحول و تكامل نتيجه بازخورد تمام دارايي‌‏هاي قبلي اوست. در اين جامعه پويايي وجود دارد و تمام قوانين در جهت تعالي و رشد و نه در جهت به ركود رساندن و دهان بستن وضع مي‌‏شود. طالقاني تاكيد كرد: جامعه ما بيمار شده و آقايان به جاي اينكه درد و درمانش را بشناسند، وعده‌‏هاي پوچ مي‌‏دهند كه يا از سر بي‌‏خردي است يا از سر ناآگاهي كه هر دوي اينها اشكال دارد. آنها مي‌‏توانند از تجربه ديگران استفاده كنند نه اينكه تجربه و تخصص ديگران را ناديده بگيرند. وي افزود: شما وعده پول اجاره و مسكن مي‌‏دهيد و با اين گويش‌‏هاي بي‌‏محتوا تنها نرخ تورم را بالا برده و شرايط را بر مردم سخت و سنگين مي‌‏كنيد كه اين دورانديشي و خردگرايي نيست. دبيركل جامعه زنان انقلاب اسلامي با تصريح بر اينكه در جامعه خردگرا مديران خردگرا با اصل شورا و مشورت همسويي دارند، گفت: در اين جامعه به‌‏گونه‌‏اي عمل نمي‌‏شود كه اصل شورا حكومتي شود و اين خطري است كه موجب خواهد شد مشاركت مردم در صحنه سرنوشت‌‏سازي كم شود. وي با بيان اينكه صداقت در خردگرايي است، گفت: اگر انساني صادق است، به اصل مشاركت و همراهي با مردم به يقين توجه خواهد كرد. طالقاني با بيان اينكه نهضتي كه آيت‌‏الله طالقاني به همراه بازرگان و سحابي راه انداخت به دو مولفه قرآن‌‏مداري و احياي تفكر قرآن توجه داشت، اظهار داشت: جامعه‌‏اي كه به احكام فردي و رساله‌‏اي مي‌‏پردازد، خواهان جامعه‌‏اي با تفكر قرآني نيست. طالقاني درد دين، انسانيت عدالت و گرفتن حق مردم را داشت. وي با اشاره به ديدگاه طالقاني در مورد حقوق زنان، گفت: معتقدم اگر طالقاني زنده بود، نمي‌‏توانست چنين ظلم‌‏هايي را كه عليه زنان صورت مي‌‏پذيرد، تحمل كند لذا در واكنش‌‏هاي اجتهادي و اصولي گام‌‏هايي در جهت بهبود وضع زنان برمي‌‏داشت.