گزارش هيئت اعزامي مشترك جمعيت ايراني دفاع از آزادي و
حقوق بشر و جمعيت حقوقدانان ايران راجع به واقعه فجيع كرمان
جمعيت ايراني دفاع از آزادي و حقوق بشر – جمعيت حقوقدانان ايران
امضا كنندگان زير اين گزارش بعنوان هيئت مشترك اعزامي از طرف جمعيت
ايراني دفاع از آزادي و حقوق بشر و جمعيت حقوقدانان ايران براي بررسي
واقعه كرمان روز سه شنبه دوم آبانماه 57 به كرمان عزيمت نموديم پس از
ورود به كرمان بلافاصله و به ترتيب به اقدامات زير پرداختيم:
1ـ ديدار از حضرت آيت الله صالحي كرماني
از فرودگاه مستقيماٌ براي ديدار حضرت آيت الله صالحي كرماني كه
فعلاٌدر منزل دامادشان بستري هستند رفتيم و در محضر ايشان چند تن از
آقايان روحانيان و جمعي ديگر حضور داشتند.
ابتدا مراتب تسليت و تاثر و همدردي هيئت و جمعيت هاي مزبور و قاطبه ملت
ايران را نسبت به فاجعه دردناك روز دوشنبه 24 مهر ماه به حضور آيت
الله و همه مردم زجر ديده كرمان عرضه داشتيم، سپس معظم له كه از ابتدا
در مسجد جامع حضور داشته و آخرين نفري بوده اند كه مسجد را ترك كرده
اند در حاليكه فوق العاده متاثر بودند و اظهاراتشان با گريه قطع ميشد
مختصري درباره واقعه و حمله و هجوم اشرار و كوليها به حمايت و همدستي
ماموران به مسجد جامع و ضرب و جرح مردم و سوزاندن و پاره كردن قرآنها و
كتب موجود ديگر و دريدن جامه زنها و تيراندازي و رها كردن گاز اشك آور
در داخل شبستان و درصحن مسجد، فرمودند و اضافه كردند كه حاضران عباها و
پيراهنهاي خود را براي پوشاندن زنها ميدادند و خود ايشان عباي خود را
به زني كه جامه بر تنش دريده بودند داده اند، با معظم له كه در اعلاميه
اي از ظلمي كه بر مسجد و مردم رفته است حكايت كرده اند مذاكره شد كه
بعنوان امام جماعت و مسئول و محافظ مسجد اقدام و تعقيب قانوني را از
مراجع قضائي كرمان بخواهند، سپس حاضران مجلس كه همگمي روز واقعه در
مسجد حضور داشته اند هر يك شرحي يا نكاتي درباره ماجرا گفتند كه خلاصه
مجموع آنها بدين قرار است:
روز دوشنبه 24 مهرماه جمعيت كثيري (بيش از پانزده هزار نفر) يه مناسبت
چهلم شهدا " جمعه سياه"تهران و سالگرد فوت حجت الاسلام حاج سيد مصطفي
فرزند آيت الله العظمي خميني در مسجد جامع كرمان گرد آمده بودند قبلاٌ
در نظر گرفته شده بود كه پس از ختم جلسه راهپيمائي آرامي صورت گيرد،
وقتي آقاي صمداني از وعاظ شهر بالاي منبر بودند و مطالبي با ملايمت
تمام ميگفتند خبر رسيد كه عده اي از كوليها و اشرار مسلح به چماق تحت
حمايت مامورين انتظامي در خيابانهابه تظاهرات آشوربگرانه پرداخته اند.
براي جلوگيري از برخورد به آقاي صمداني تذكر داده شد كه از منبر به
مردم اعلام كنيد كه برنامه راهپيمائي صورت نخواهد گرفت در اين موقع دود
آتش از پشت ديوارها از طرف جلوخان مسجد زبانه كشيد و معلوم شد كه
مهاجمين موتور سيكلتها و دوچرخه هاي حاضران در مسجد را كه در قسمت
جلوخان مسجد گذاشته بودند به آتش كشيده اند كمي بعد كوليها و اشرار و
مامورين در بام مسجد ظاهر شدند و با پراندن سنگ و آجر و تير اندازي به
روي مردم عده اي را مجروح كردند و مردم ناچار به داخل شبستانها هجوم
بردند و درهاي شبستانها را بستند. سپس حمله و هجوم اشرار بداخل مسجد
شروع شد در حاليكه با شكستن شيشه هاي كلاه فرنگي ها از آنجا كپسول گاز
اشك آور و بنابه گفته عده اي از حاضران گازي قهوه اي رنگ كه ممكن است
گاز خفه كننده باشد بداخل شبستانها پرتاب ميكردند. در نتيجه جمعيت
متراكم و فشرده داخل شبستانها كه گازهاي مذكور آنها را بحالت خفگي
انداخته بود و بخصوص وضع حال كودكان و مادران آنها بسيار اسفناك و
دلخراش بود از شبستان بيرون آمدند كه مهاجمين با چوب و چماق هاي مخصوص
كه در سر گرز مانند آنها ميخهائي تعبيه شده بود به آنها حمله ور شدند و
بشدت آنها را مضروب كردند و سر ميخ چماق را به يقه پيراهن زنها بند
ميكردند و به پائين مي كشيدند بطوريكه تمام لباس سرتا سر پاره ميشد و
زنها عريان ميشدند و مردها با دادن عباها و حتي پيراهنهاي خود سعي
ميكردند زنهاي عريان را بپوشانند و هر كس ميخواست چماق را از دست يك
مهاجم بگيرد بلافاصله با تير مامورين از پا در مي آمد و سپس عده اي از
مهاجمين بداخل شبستانها هجوم بردند و قاليها را آتش زدند و با بيرحمي
مردم را با باطون زدند و بداخل شبستان زنانه كه هنوز عده اي از زنها در
آنجا بودند حمله كردند ابتدا زنهاي مسن را مضروب كرده و بيرون انداختند
سپس به جان زنهاي ديگر افتادند تعداد زيادي كودك در اثر گازهاي مسموم
خفه شد يا زير دست و پا له شد يا با چماق و گلوله از پا در آمد و
مامورين به سرعت مقتولين ر ابيرون ميبردند و دران احوال به تدريج هر كه
زنده بود مضروب و مجروح فرار كردند و عده زيادي از ترس حتي به
بيمارستانها نرفته و عده اي هم كه به بيمارستان ميرفتند يا ديگران آنها
را ميبردند از گفتن اسم و مشخصات خود امتناع داشتند به همين دليل تعداد
دقيق مقتولين كه مسلماٌ از بيست نفر متجاوزند و تعداد دقيق مجروحين در
دست نيست. اطالاعات ديگري كه ميدادند خبر از اين داشت كه روز قبل از
حادثه سيد عباس طاهري (معروف به عباس پهلوان)، سر سپور شهرداري، اشخاص
متفرقه را براي حمله اجير ميكرده است و شب قبل از هجوم چهار نفر مبه
منزل طهماسبي كه از خدمتگزاران مسجد جامع است رفته اند كه با بنزين
آنجا را آتش بزنند ولي موفق نشده اند.
بعد از غائله مسجد كه چند ساعت طول كشيده مهاجمان به بنگاهها و مغازه
هائي كه قبلاٌ در نظر گرفته بودند و صاحبان آنها به ارادت نسبت به حضرت
آيت الله خميني شهرت داشته و عكشهائي از معظم له نصب كرده بودند رفته و
به آتش سوزي و شكستن در و شيشه و غارت پرداخته اند. از جمله آنها
برادران عقابيان، حسين منصوري و افتخار ساعت فروش بوده اند.
يكي از برادران عقابيان براي ديدار اعضاء هيئت آمد و مشروحاٌ جريان آتش
زدن و غارت فروشگاههاي خود و دعوت تلفني خويش را از طرف پليس براي حضور
در آتش سوزي توصيف كرد و افزود بنگاه اتومبيل فروشي من در خيابان
محممدرضا شاه است و در اطراف آن با فواصل خيلي كم ادارات شهرباني،
شهرداري، آتش نشاني، فرمانداري و دادگستري قرار دارند (و فاصله دورترين
اين سازمانها يعني كلانتري يك به محل فروشگاه فقط 500 متر است) ولي از
طرف هيچ سازماني اقدام در اطفاء حريق و حفظ ايمني اموال و محل بعمل
نيامد. تلفني از مامورين آتش نشاني تقاضاي اقدام كردم گفتند دستوري
براي آتش نشاني نداريم ابتدا با قرار دادن اتومبيلهاي ارتش و شهرباني
در دو طرف فروشگاه در عرض خيابان قبلاٌ مواد آتش زا آورده بودند و پس
از شكستن در و شيشه ها و درآوردن قفل گاو صندوق و تخليه گاو صندوق و
بردن مبالغ زيادي پول واوراق و اسناد، در داخل بنگاه ريخته و بعد آتش
زده بودند وقتي من به محل رسيدم سرگرد گنجي صفار (رئيس كلانتري يك) در
بلندگو فرياد زد خودش هم آمد كه او را بكشيد، من جان خود را در خطر
ديدم و فرار كردم، آتش سوزي از ساعت 2 بعد از ظهر تا 11 شب ادامه داشته
دو مغازه ديگر برادرانم را هم يكي موتور سيكلت فروشي ديگري دوچرخه
فروشي است آتش زده اند و مبالغ هنگفتي به ما خسارت وارد كرده،
من چند روز متواري بودم بعد به مراجع مختلف شكايت كردم آقايان دادستان
و بازپرس محل را معاينه كرده، از من و عده اي تحقيق بعمل آمده است.
افسراني كه در جريان دخالت داشته اند سرگرد گنجي صفار، سروان رياضي و
سروان فرزين بوده اند
(كه دو نفر اخير هر يك مبلغي به من بدهكارند).
2ـ ديدار از مسجد جامع
در حدود ساعت 5 بعد از ظهر به مسجد جامع كرمان كه از آثار معماري و
تاريخي بنام و چند صد ساله است رفتيم، اثرات گلوله در كاشي كاري در
ورودي مشهود بود ساعت سردر مسجد هم كه گفتند تصويري از حضرت آيت الله
خميني بر روي آن نصب بوده (در حال حضر هم تصوير جديدي از معظم له در
آنجا نصب است) بضرب گلوله خزاب شده، تمام شيشه هاي درهاي شبستانها و
كتابخانه و انبار خرد شده بود. در داخل مسجد، در صحن و در شبستانها
زيلوهاي نيم سوخته ديده شد كه به روي پاره اي از آنها و بعضي از قاليها
لكه هاي خون مشهود بود. لكه هاي خون بر روي زمين در قسمتهاي مختلف مسجد
ديده ميشد، آثار گلوله در چندين نقطه درو ديوار مسجد و انبوه لباسها و
چادرهاي زنانه در چند مكان و انبوه اوراق پاره شده و نيم سوخته قرآن
مجيد و كتابهاي دعا و غير آن ديده شد (نمونه اي از اوراق پاره شده يا
داراي اثر سوختگي ضميمه گزارش است – گفته ميشد بيشتر قرآنها و كتابهاي
سوخته شده را از مسجد خارج كرده اند)
كامپيوتر ساعت سردر مسجد شكسته شده و اثر گلوله بر روي آن مشهود است و
آمپلي فاير مسجد هم در اثر ضربات وارده و پرتاب شدن از كار افتاده است.
قسمتهاي ديگري از ديوارهاي شبستانها سياهرنگ و داراي اثر دود و آتش
است.
در بيرون مسجد و مجاور آن در كركره اي مغازه اي با گلوله سوراخ شده و
شيشه آن شكسته بود در نزديكي اين مغازه دري كه به سمت پشت بام مسجد
ميرود شكسته شده و گفته ميشد اين در را شكسته مقدار زيادي سنگ و به پشت
بام مسجد برده و به سوي مردم پرتاب كرده اند.
در بازديد از مسجد با ازدحام جمع زيادي از مرم مواجه شديم كه با تاثر و
التهاب فراوان كيفيت قضيه و وحشيگريهاي مهاجمان را توصيف ميكردند.
3ـ بازديد چند محل خسارت ديده
پس از بازديد مسجد به محل فروشگاه بزرگ عقابيان هدايت شديم شيشه هاي
درها همه شكسته بود درهاي مشبك آهني را بالا كشيدند در داخل فروشگاه كه
وسعت زيادي دارد در طبقه همكف و طبقه زير هر چه از اتومبيل و لوازم
يدكي و قفسه و غيره ديده ميشد سوخته و از حيز انتقاع افتاده بود
گاوصندوق فروشگاه ديده شد كه با دستگاهي قفل آنرا بيرون كشيده اند. بر
در و ديوار و سقف آثار سوختگي و خرابي فراواني بود. اما طبقات بالاي
ساختمان و ساختمان مجاور از آسيب محفوظ مانده بود.
توضيح اينكه اين ساختمان چند طبقه و ملك آقاي عقابيان است طبقه دوم در
اختيار يك سازمان درماني وابسته به وزارت بهداري و بهزيستي است كه
هيچگونه آسيبي نديده ساختمان مجاور هم آسيب نديده آقاي عقابيان و اشخاص
ديگر ميگفتند كه مواد آتش زاي مخصوصي بكار برده اند كه جز محل مورد نظر
به جاي ديگر آسيب نرساند، آقاي عقابيان اظهار ميداشتند كه شب قبل به
سازمان درماني اطلاع داده بودند كه اسباب و اثاثيه خود را خارج كنند.
4ـ عيادت از يك مجروح (آقاي رضواني نژاد)
شب هنگام به عيادت آقاي رضواني نژاد عضو سابق هيئت علمي دانشگاه كرمان
(در اواخر سال گذشته مانع ادامه كار او در دانشگاه شده اند) كه در خانه
بستري هستند رفتيم دست چپ ايشان شكسته و گچ گرفته شده در صورت او نيز
آثار ضرب و جرح تقريباٌ التيام يافته ديده ميشد ايشان اجتماع آرام مردم
را در مسجد و اظهارات ملايم آقاي صمداني و حمله و خجوم به مسجد را به
همان نحو كه قبلاٌ نوشته شد توصيف كرده و افزودند كه مهاجمان كولي،
نظامي و پليس بودند هركس ميخواست چوب و چماق را از دست كوليها و كولي
نماها بگيرد با گلوله مامورين كشته ميشد، من خواستم به فرار ديگران
بخصوص زنها و بجه ها كمك كنم چهار نفر به من حمله كردند و با چوب و
باتون مرا به اين روز انداختند ايشان پس از شرح مفصل ماجراي مضروب و
بيهوش شدن و انتقالشان به بيمارستان گفتند مسلماٌ آنها ميخواسته اند به
كشتار عمدي مردم بپردازند و تظاهرات كوليها در اتومبيلهاي پيكان در
خيابانهاي شهر كه صبح آنروز انجام شده، دادن جوب در پشت سازمان زنان و
پشت مسجد جامع به كوليها و ترغيب مردم به رفتن به مسجد از طرف مامورين،
سنگهائي كه با كاميون از خيابان شاه نعمت الله ولي آوردن شده وبه بام
مسجد برده شده، وجود كپسولهاي گاز در اختيار مهاجمين، وجود باتون هاي
مخصوص پليس در دست كوليها و اشرار، بستن درهاي مسجد و شبستانهاي آن
براي محاصره و گرفتار كردن مردم و دلائل ديگر اين مدعا را ثابت ميكند.
عده اي در حدود چهل نفر از اعضاء هيئت علمي دانشگاه كرمان و دانشجويان
آن دانشگاه نيز كه در منزل آقاي رضواني نژاد حضور داشتند با تائيد
اظهارات ايشان، توضيحات مفصلي درباره نابسامانيهاي دانشگاهي و روش
پليسي و نامنعقول اولياء دانشگاه و كمبودها و معايب كار دانشگاه دادند.
5ـ ملاقات و مذاكره با مقامات قضائي
صبح چهارشنبه سه نفر از اعضاء هيئت براي تذكرات و تاكيدات قانوني لازم
به مقامات قضائي به دادگستري دفتيم دراطاق آقاي رئيس دادگستري استان با
حضور آقاي رفعتي دادستان شهرستان كرمان و سپس آقاي احمدي بازپرس دادسرا
كه پرونده مربوط به حادثه برا اثر وصول اعلاميه فرهنگيان و شكايت آقاي
عقابيان و غيره نزد ايشان است مذاكراتي شد و با تصريح و تاكيد درمراقبت
جدي جمعيت ايراني دفاع از آزادي و حقوق بشر و جمعيت حقوقدانان ايران و
قاطبه ملت ايران و همچنين افكار عمومي جهان نسبت به فاجعه كرمان تقاضا
شد با نهايت دقت و حق طلبي نسبت به قضيه و جمع آوري دلائل جرائم
ارتكابي از هر قبيل (بخصوص فيلم بلويزيوني و فيلمها و عكسهاي ديگر) در
تعقيب متجاوزان و ماموران خاطي و مسببان و آمرين، اقدام و تعقيب قانوني
بعمل آيد تا ضمن مجازات توطئه گران و متصديان به حقوق و مقدسات ديني
مردم شان و احترام دستگاه قضائي حفظ گردد و اعتلاء يابد، مقامات مزبور
اطمينان دارند كه با دقت و جديت تحقيقات و تعقيبات قانوني لازم معمول
خواهند داشت چنانكه تاكنون از عده اي تحقق شده از محلهاي آسيب ديده
معاينه آمده و تحقيقات وسيعي در جريان است.
1-
حضور در اجتماع فرهنگيان
پس از آن همگي اعضاء هيئت به محل اجتماع فرهنگيان كرمان (در محوطه
اداره كل آموزش و پرورش) رهسپار شديم و در اجتاعي كه با حضور صدها نفر
تشكيل شده بود شركت كرديم سخنرانان فرهنگي و مذهبي درباره حادثه شوم
روز دوشنبه و جنايات اشرار و ماموران و لزوم اتحاد و اتفاق مردم براي
مقابله با اينگونه وقايع سخنان پر شوري ميگفتند يكي از اعضاء هيئت
(آقاي دكتر ملكي) نيز ضمن بيان اينكه جمعيتهاي ما هيچگونه وابستگي به
دستگاههاي حكومتي ندارند و هدفشان تنها دفاع از حقوق مرم و مبارزه با
مظالم اجتماعي است مردم را به اتحاد و همدلي و اعلم شكايات حقه خود و
جمع آوري كليه دلائل و مدارك حادثه شوم گذشته و مقابله با هر گونه
حادثه ستم بار ديگري كه رخ دهد تشويق نمودند اين جلسه با شعارهاي ملي و
مذهبي پايان يافت يكي از گويندگان و اداره كنندگان اجتماع در پايان به
تقاضاي هيئت، خانواده هاي مقتولين و مجروحين را به شكايت به مراجع
قضائي و استقامت در تظلمات خود دعوت و تشويق نمود.
(نسخه از اعلاميه هاي فرهنگيان ضميمه اين گزارش است)
7ـ رفتن به دو بيمارستان باري عيادت مجروحين
و بالاخره بدو بيمارستان براي عيادت مجروحين كه بستري شده اند رفتيم در
بيمارستان كرمان – درمان، مسئولين بيمارستان اظهار داشتند فقط يك نفر
ازمجروحين باقي مانده از اين مجروح عيادت شد جواني است 20 ساله شاگرد
راننده گلوله يه مچ پايش خورده است.
ابتدا از اينكه مطلبي بگويد امتناع داشت با اطمينان و دلگرمي كه به وي
داده شد گفت در حاليكه از محل واقعه فرار ميكرده مورد اصابت گلوله قرار
گرفته است به دادگستري شكايت نكرده است، موكداٌ به او توجه داده شد كه
مراتب را به دادسراي كرمان كه پرونده امر در آنجاست اعلام كند.
در بيمارستان راضيه فيروز نيز يك مجروح باقي مانده، مردي تقريباٌ 35
ساله كه ضربه مغزي به او واردشده آثار ضرب و كوفتگي زير چشمان او نيز
باقي بود كه به سختي قادر به گفتگو بود اما معلوم شد از دادسرا به ديدن
او آمده و تحقيق كرده اند.
در اين بيمارستان يكي از مجروحين فوت كرده بود عده اي هم كه ظاهراٌ چند
تن از مهاجمان در بين آنها بوده اند پس از پانسمان و درمان بيمارستان
را ترك كرده اند ضمناٌ مراجعه كنندگان بنا به اظهار مقيمان بيمارستان
از اعلام هويت خود امتناع داشته اند.
٨ـ نتيجه گيريها و استنباط ها
از مجموع ملاقاتها و تحقيقات و گفتگوهائي كه با وجود اهالي و اوضاع و
احوال، هيئت در مورد مقدمات و كيفيت قضيه و دست اندركاران آن به نتايج
و استنباط هاي زير رسيده است:
1)
روز 22 يا 23 مهر ماه جلسه اي در استانداري با حضور آقاي جهان بين
معاون استانداري و آرشام رئيس ساواك و رئيس شهرباني (سرتيپ خانمرادي) و
رئيس ژاندارمري و نماينده اي از طرف ارتش تشكيل شده و طرح توطئه در اين
جلسه ريخته شده است.
2)
دكتر باقري رئيس لژيون خدمتگزاران بشر كه براي كوليها تعدادي خانه
ساخته است در به اجرا گذاردن توطئه مداخله داشته است.
3)
سيد عباس طاهري (عباس پهلوان) از كاركنان شهرداري در دادن پول به
كوليها و اجير كردن كسان ديگر و بعداٌ درجمع آوري موتورها و دوچرخه هاي
سوخته دخالت داشته و نميتوان پذيرفت كه اقدامات او بدون اطلاع شهردار
صورت گرفته باشد.
4)
مردم قصد هيچ نوع عمل شديد نداشته اند از برنامه راهپيمائي نيز صرفنظر
كرده بودند.
5)
كوليها و كولي نماها حداكثر 200 نفر بوده و چنين جمعيت اندك نميتوانند
بدون پشتيباني مقامات انتظامي و امنيتي به جمعيتي مسلماٌ بيش ار ده
هزار نفرآنهم در مسجد حمله كنند و آن فجايع را به بار آورند.
6)
مهاجمان با باتون ها و چوبهائي به يك شكل و يك اندازه (كه بالاي چوبها
ميخ كوبي شده بود) مجهز بوده اند و اين خود تجهيز قبلي آنها را بوسيله
مامورين نشان ميدهد.
7)
خرابيها و آتش سوزيها و آثار گلوله در مسجد جامع نشاندهنده شركت
مامورين در توطئه است.
8)
همچنين وجود گاز اشك آور و احتمالاٌ گاز خفه كننده و رها كردن آن در
شبستان مسجد مداخله و همكاري ماموران را در مهاجمه نشان ميدهد و پيداست
كه اينگونه گازها نميتواند در اختيار كوليها باشد.
9)
عدم تعقيب و دستگيري كوليها و اشرار از طرف مامورين و عدم گزارش به
دادسراي كرمان مويدمشاركت مامورين در جريان فاجعه است.
10)نحوه
آتش سوزي در مغازه ها كه بكار بردن مواد منفجره مخصوص را ميرساند.
(حريق از جائي كه مورد نظر بوده بجاي ديگر سرايت نكرده در صورتيكه از
وسايل آتش هم استفاده نشده است).
11)مهاجمان
با قيافه ها و شكلها و لباسهاي متفاوت بوده اند و اين نشان دهنده تركيب
و اختلاط كوليها با عناصر و افراد ديگر است.
12)مهاجمان
شعارهائي به تظاهر به دولتخواهي و شاه پرستي ميداده اند و افسران و
پاسبانان بدنبال آنها حركت ميكرده اند.
13)صاحبان
مغازه ها و بنگاههائي كه مورد هجوم و غارت واقع شده اند مشهور به
هواخواهي از حضرت آيت الله خميني بوده و عكسهائي از معظم له داشته اند.
14)راديو
و تلويزيون كرمان در برنامه دوشنبه شب خود تصريح كرده اند كه پليس در
ماجرا پشتيبان كوليها بوده است.
درفيلم تلويزيوني نيز افراد پليس درميان كوليها و اشرار درحال همكاري
ديده شده اند.
15)سرهنگ
نشاط رئيس كارگزيني شهرباني و سرهنگ معتمد معاون اطلاعاتي شهرباني،
سرهنگ سروري، سرگرد گنجي صفار، سروان فرزين و سروان صالحي از افسران
شهرباني دراجراي توطئه مداخله و همكاري داشته اند.
16)از
پاسبانها نصيري و شيري در داخل مسجد و برائي وكردستي درخارج مسجد در
حمله به مردم شركت داشته اند و عده اي ميگويند اينان تيراندازي كرده
اند، حسيني پاسبان راهنمائي نيز در معركه دخالت داشته است.
17)همچنين
به موجب اظهاراتي كه ميشد اشخاص زير نيز از جمله مهاجمين و دخالت
كنندگان در ماجرا بوده اند، دهكافي نام از كارگران دانشگاه كه درخيابان
چوب بدست مردم را ميزده است و اصغر ذوالقياس و همسرش، علي اصغري معروف
به علي ريش – عليرضا ايلاتي ميوه فروش – گلستاني معروف بزاغو گاريچي –
تيمور فيلسوف قهوه چي و كاركنانش و همچنين حسين آراسته راننده تاكسي و
علي خوارزمي كه صبحانه كوليها را داده و چوب و چماق براي آنها تهيه
ميكرده است.
18)روز
قبل دو وانت سنگ ظاهراٌ از سنگ تراشي داودي گرفته اند كه بعداٌ بالاي
بام مسجد برده از آنجا مرم را سنگباران كرده اند.
19)دو
يا سه روز پس از واقعه كميسيون ديگري از نمايندگان استانداري و مراجع
امنيتي براي امحاء آثار جرائم واقعه تشكيل شده، ظاهراٌ دادستان شهرستان
كرمان نيز به اين جلسه دعوت شده ولي نامبرده به اين عنوان كه شركت وي
دراين بحث مانع صلاحيت قضائيش درباره قضيه خواهد شد از شركت در آن جلسه
خودداري كرده است.
بالجمله واقعه نفرت انگيزو جنايت باري كه اتفاق افتاده و متضمن هتك
حرمت مسجد و كتاب خدا و سوختن و از بين بردن و آسيب رساندن متعلقات
مسجد و كشتن و مجروح و مضروب كردن نفوس مردم از زن و مرد و كودك درداخل
و خارج مسجد و آتش زدن و غارت كردن محل كار و اموال مردم شده بي شك
ناشي از توطئه بزرگي بوده است كه – نه براي نخستين بار – بمنظور اخافه
و ارعاب مردم به آزمايش گذارده شده واين بار كرمان را طعمه خود قرار
داده و چنانكه قبل از آن شيراز و آمل و ميناب و پس از آن راور و همدان
و. . . . طعمه توطئه و اعمال رذيلانه و ضد انساني و ضد ديني مشابه
گرديده اند.
هيتئ پيشنهاد ميكند مصراٌ و مستمراٌ هم از مقامات قضائي محل و هم از
مقامات حكومتي در مركز پيگيري قضيه و تعقيب و مجازات شديد عاملان و
آمران جرائم ارتكابي خواسته شود.
(سه برگ فتوكپي شكوائيه انجمن شهرستان كرمان و 4 برگ اعلاميه هاي ديگر
علماي كرمان و سايرين نيز ضميمه است). (1)
از طرف جمعيت ايراني دفاع از آزادي و حقوق بشر
دكتر فتح الله ناصري علي شاهنده
از طرف جمعيت حقوقدانان ايران
دكتر نورعلي تابنده
1. متاسفانه ضمائم اين كزارش بدست نيامده است.
