40 سال نهضت و آزادی، تحزب در ایران، مهرشاد ایمانی،روزنامه شرق، مورخ 16 مرداد ماه 1398

40 سال نهضت و آزادی

تحزب در ایران

مهرشاد ایمانی

روزنامه شرق

مورخ 16 مرداد ماه 1398

در شماره پیشین «تحزب در ایران» به بررسی عملکرد و رویکردهای نهضت آزادی ایران از بدو تأسیس تا انقلاب اسلامی سال 57 پرداخته شد و در این شماره از این جستار مهم‌ترین رخداد‌های مرتبط با این تشکیلات و نیز مهم‌ترین مواضع اعضای آن در تاریخ بعد از انقلاب بررسی می‌شود.  پس از ورود امام به ایران در شامگاه ۱۴ بهمن در جلسه‌ای که با حضور اعضای شورای انقلاب اسلامی در اقامتگاه امام خمینی در دبستان علوی برگزار شد، مهندس مهدی بازرگان به‌عنوان نخست‌وزیر دولت موقت تعیین شد و در تاریخ ۱۵ بهمن 57 حکم نخست‌وزیری او ابلاغ و روز بعد در آمفی‌تئاتر آن مدرسه این حکم اعطا شد. بی‌تردید نخست‌وزیر‌شدن مهدی ‌بازرگان، دبیر‌کل نهضت آزادی ایران، یکی از مهم‌ترین رخدادهای مرتبط با نهضت است که منشأ اتفاقات بسیاری شد. در حکم نخست‌وزیری بازرگان آمده بود: «بنا به پیشنهاد شورای انقلاب، بر حسب حق شرعی و حق قانونی ناشی از آرای اکثریت قاطع قریب به اتفاق ملت ایران که در اجتماعات عظیم و تظاهرات وسیع و متعدد در سراسر ایران نسبت به رهبری جنبش ابراز شده ‌است و به موجب اعتمادی که به ایمان راسخ شما به مکتب مقدس اسلام و اطلاعی که از سوابق‌تان در مبارزات اسلامی و ملی دارم، جناب‌عالی را بدون در‌نظرگرفتن روابط حزبی و وابستگی به گروهی خاص، مأمور تشکیل دولت موقت می‌نمایم تا ترتیب اداره امور مملکت و خصوصا انجام رفراندوم و رجوع به آرای عمومی ملت درباره تغییر نظام سیاسی کشور به جمهوری اسلامی و تشکیل مجلس مؤسسان از منتخبین مردم جهت تصویب قانون اساسی نظام جدید و انتخاب مجلس نمایندگان ملت بر طبق قانون اساسی جدید را بدهید».

نهضت آزادی در پی نخست‌وزیری بازرگان در تاریخ 17 بهمن همان سال در بیانیه‌ای موضع خود را اعلام کرد: «اکنون که رهبر بزرگ و زعیم عالی‌قدر امام خمینی بنا به حق شرعی و قانونی خویش در این موقعیت حساس و تعیین‌کننده و تاریخی جناب آقای مهندس بازرگان را بدون درنظر‌گرفتن وابستگی حزبی به ریاست دولت موقت انقلابی شرعی و قانونی برگزیده‌اید، ما این انتصاب انقلابی و تاریخ‌ساز را به ملت شریف و فداکار ایران تبریک می‌گوییم و از‌آنجا‌که به فرمان آیه شریفه «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی‌الامر منکم» اطاعت از این امر را وظیفه شرعی و عقیدتی خود به شمار می‌آوریم و از‌آنجا‌که بر طبق اصول والای اسلام و به‌خصوص مذهب شیعه که مرجعیت عالی از آن به‌عنوان نیابت از امام حق عزل‌و‌نصب دارد، وظیفه خود می‌دانیم که به برادر ارجمند آقای مهندس بازرگان اطمینان دهیم که هرچه بیشتر در جهت رسالت مکتبی و تشکیلاتی که نهضت آزادی ایران بر دوش دارد، بر تلاش‌های خود بیفزاییم تا ایشان با فراغ خاطر و بدون نگرانی، به مأموریت خطیری که بر‌عهده دارند، بپردازند و توفیق او را در این امر مهم از پروردگار بزرگ خواستاریم».

‌*غیرحزبی‌بودن دولت موقت

نکته مهم حکم نخست‌وزیری بازرگان غیرحزبی‌بودن دولت بود که بعدها منشأ بحث‌های فراوانی شد؛ زیرا برخی باور دارند که بازرگان در تشکیل دولت خود سهم بیشتری برای نیروهای نهضت آزادی قائل شد یا در اثنای دولت موقت آرای نهضت آزادی مشی دولت را تعیین می‌کرد که چنین مدعایی با نگاه به ترکیب اعضای کابینه دولت موقت از اساس رد می‌شود؛ زیرا سهم نهضت آزادی در دولت موقت فقط 11 نفر (36 درصد) بود و به همین میزان یعنی 11 عضو هم از آنِ جبهه ملی بود و حتی چهار نفر از روحانیون شورای انقلاب و چهار نفر از انجمن مهندسان هم در دولت حضور داشتند. اجرای منویات نهضت آزادی هم در شرایطی که دخالت‌های متعدد از سوی نهادهای گوناگون در کار دولت صورت می‌گرفت، عملا غیرممکن به نظر می‌رسید؛ درواقع گرچه بازرگان هیچ‌گاه تمایل به حزبی اداره‌کردن دولت موقت نداشت؛ اما اگر می‌خواست، هم در مقام عمل چنین امکانی وجود نداشت.

‌*موضع نهضت آزادی درباره مدل نظام سیاسی

یکی از چالش‌های دولت موقت در ابتدای انقلاب شکل نظام سياسي تازه‌تأسیس بود. مهندس بازرگان باور داشت که نوع نظام سیاسی باید جمهوری دموکراتیک اسلامی باشد که این دیدگاه با مخالفت امام مواجه شد. بازرگان در مصاحبه‌ای در تاریخ چهارم بهمن 1357 به صراحت به این موضع اشاره کرد. استدلال مهندس بازرگان این بود که نباید انتخاب‌های متعدد را از مردم سلب کرد و آنان را تنها بر سر دو راه قرار داد؛ بلکه مفهوم دموکراتیک جنبه عام‌تری است که حتی می‌توان اسلام و هر نوع نظام حکومتی دیگر را بعدها در آن جا داد». در پی این موضع چهره‌هایی از‌جمله احمد صدر حاج‌سید‌جوادی، وزیر کشور، نیز گفت اگر بناست ما حکومت دموکراتیک داشته باشیم، چرا این دموکراسی از آغاز رعایت نشود؛ یعنی از نخستین قدم دوران جدید پس از نظام استبدادی، مردم در انتخابات نوع جمهوری مختار باشند و رفراندوم ما از نظر سندیت و مشروعیت دارای استحکام و قوام قانونی مطلق باشد. امام خمینی در واکنش به چنین دیدگاهی گفت: «فقط جمهوری اسلامی، نه یک کلمه زیاد و نه یک کلمه کم». ایشان در مصاحبه‌ای با حامد الگار هم گفت: «تا توانستند راجع به جمهوری اسلامی مخالفت کردند. مثلا جمهوری باشد، اسلام می‌خواهیم چه کنیم. جمهوری دموکراتیک باشد، اسلامش نباشد، آخرش که آن خوب‌ خوب‌های‌شان که درست و خوب صحبت می‌کند، می‌گفت جمهوری اسلامی دموکراتیک، ملت ما این را قبول نکرده. گفتند آنچه ما می‌فهمیم، اسلام را می‌فهمیم و جمهوری را هم می‌فهمیم، چیست؛ اما دموکراتیکی که در طول تاریخ پیراهنش را عوض کرده است، هر وقت به یک معنی الان هم این دموکراتیک در غرب یک معنی دارد و در شرق یک معنی دیگر است…. آن دموکراتیک را حتی پهلوی اسلام هم بگذارید، ما قبول نداریم؛ علاوه‌بر‌این من این را در یکی از حرف‌هایم گفتم که اینکه ما قبول نداریم، برای این است که این اهانت به اسلام است. شما این را پهلویش می‌گذارید، معنایش این است که اسلام دموکراتیک و حال آنکه از همه دموکراسی‌ها بالاتر است…».

امام در پیام دیگری که در چهارم فروردین 1358 پخش شد، صراحتا اعلام کرد که «شما ملت ایران در انتخاب نوع حکومت آزاد هستید. یعنی می‌توانید به هر نظام مورد دلخواه رأی دهید اما خود من به جمهوری اسلامی رأی می‌دهم». صادق زیباکلام درباره تعیین نوع حکومت گفته بود: «به‌جز جمهوری اسلامی که در همه‌پرسی مطرح شد، جمهوری دموکراتیک، جمهوری دموکراتیک اسلامی و جمهوری ایران هم مطرح بود. جمهوری دموکراتیک بیشتر از طرف مهندس بازرگان، نخست‌وزیر دولت موقت و هم‌فکرانش مطرح می‌شد و مجموعه‌ای از جریانات چپ، لائیک و سکولار طرفدار جمهوری ایران بودند». مصطفی میرسلیم هم درباره روند همه‌پرسی سال 58 گفته بود: «بزرگوارانی همچون شهید مطهری مدافع جمهوری اسلامی بودند و جمهوری دموکراتیک اسلامی را لغو می‌دانستند. بر همین مبنا تکلیف سؤال همه‌پرسی که باید پاسخ آری یا نه داشته باشد روشن شد و وزارت کشور برگه‌های همه‌پرسی را با هدایت شورای انقلاب به صورت آری با رنگ سبز به جمهوری اسلامی و نه با رنگ قرمز چاپ و آماده کرد تا توزیع شود». به‌هر‌روی بعد از این اختلاف‌نظرها در تاریخ 12فروردین سال58 «جمهوری اسلامی» از سوی مردم برگزیده شد.

‌*حضور در مجلس اول

موضوع دیگر چالش‌برانگیز در تاریخ دولت موقت، تسخیر سفارت آمریکا توسط تعدادی از دانشجویان بود که با مخالفت دولت موقت روبه‌رو شد؛ مخالفتی که در نهایت به استعفای مهندس بازرگان رسید و او از سمت خود کناره‌گیری کرد. پس از استعفای دولت موقت، فعالیت‌های نهضت آزادی برای انتخابات ریاست‌جمهوری و نمایندگی مجلس آغاز شد، پیشنهاد بازرگان لیست ائتلافی به نام «همنام» ایجاد شد که اکثریت آن لیست توانست به مجلس راه یابد و بازرگان درعین‌حال که در معرض انواع هجمه‌ها بود، به‌عنوان نفر سوم به نمایندگی رسید.

‌*نهضت آزادی و جنگ تحمیلی

نهضت آزادی در مواجهه با جنگ موضع‌گیری صریحی کرد و در بیانیه‌ای به تاریخ 14مهر سال 59 اعلام کرد: «ما ضمن تقدیر از جا‌ن‌فشانی‌های ارتش و ژاندارمری و سپاه پاسداران و همه کسانی که به‌نحوی از انحا در این پیکار مقدس نیروهای مسلح اسلامی را یاری می‌نمایند از مردم مسلمان و شرافتمند ایران از هر دسته و گروهی می‌خواهیم همان‌طور که دست‌ به‌ دست هم داده و با گذشت از مال و فدای جان انقلاب را به ثمر رسانیدند این‌بار هم اجازه ندهند که این همبستگی‌های امیدبخش دگرباره گسسته شده و نیروی خداگونه جمعی آنها به سستی گراید و با الهام از رهنمودهای امام امت هرچه بیشتر برای ایجاد وحدت و تفاهم بین همدیگر بکوشید و نگذارید که دوباره انقلاب باعظمت ما دستخوش هوا و هوس خودبینانه این و آن گردد. بکوشیم که انقلاب اسلامی ما هرچه بیشتر قوام و دوام پیدا کند و نگذارید که بزرگ‌ترین دستاوردهای آن یعنی آزادی و استقلال مملکت کوچک‌ترین خدشه و خلل پذیرد و در این برهه از زمان که انقلاب ما از هر سو مورد حملات دشمن قرار گرفته است انسجام داخلی را هرچه بیشتر ایجاد و حفظ نمائیم».

همان‌طور که در بخش‌هایی از بیانیه نهضت درباره جنگ مشاهده می‌شود، موضع نهضت در ابتدای جنگ، مقابله همه‌جانبه با دشمن خارجی بود، اما اعضای نهضت بعد از فتح خرمشهر و آمادگی عراق و کشورهای حامی آن، برای مذاکره و گفت‌وگوی صلح و پرداخت غرامت به ایران، نهضت آزادی با سیاست ادامه جنگ موافق نبود.

‌*نهضت و هاشمی‌رفسنجانی

پس از جنگ و در اوایل دوره ریاست‌جمهوری اول هاشمی‌رفسنجانی در سال 69 تعداد 90 نفر در نامه‌ای خطاب به هاشمی ضمن انتقاد از بعضی سیاست‌ها از او خواستار جلوگیری از خلاف‌ها و خرابی‌ها و جلوگیری از انعقاد قرارداد با بیگانگان، بدون نظارت ملی، بازگرداندن حقوق قانونی مردم که در فصول سوم و پنجم قانون اساسی، آزادگذاشتن و تأمین فعالیت احزاب و جمعیت‌های سیاسی و مطبوعات، فرصت‌دادن خالی از دغدغه و آزار برای بحث و گفت‌وگو و برخورد آرا و عقاید به منظور حل مشکلات و معضلات مملکتی و همکاری صمیمانه مردم و امکان و استقرار حاکمیت قانونی ملت شدند که در نتیجه این نامه تعداد زیادی از امضاکنندگان آن نامه بازداشت شدند. هاشمی‌رفسنجانی سال‌ها پیش؛ یعنی در سال 62 هم در نماز جمعه تهران علیه نهضت آزادی گفت: «یک هجوم تبلیغاتی در داخل کشور ما شروع کردند و البته نمی‌خواهم بگویم آنهایی که این روزها این حرکت را کردند، آمریکایی هستند؛ ولی در جهت خواست آمریکاست. آمدند حرکت راه انداختند. یک مظلوم‌نمایی شبیه مظلوم‌نمایی آمریکا در گرانادا و لبنان. آمدند گفتند که ما می‌خواهیم سمینار تأمین آزادی انتخابات درست کنیم. حالا ما هنوز شش، هفت ماه داریم تا برسیم به انتخابات. حالا که تبلیغات انتخابات نیست، آزادی انتخابات تأمین نیست! آنها می‌خواهند تأمین بکنند!». در ادامه شعار مردم او در ادامه گفت: «استحقاق مرگ را ندارند و من این حرف‌ها را جهت روشن‌شدن شما می‌گویم. من جزء دلسوزان اینها هستم. اینها سوابقی دارند و ما دلمان می‌خواهد تا آخر با ما باشند. اما من این را نصیحت می‌کنم به آنها به خانواده‌هایشان نصیحت می‌کنم که جلوی اینها را بگیرند. اینها دارند اشتباه می‌کنند. اینها کارشان به جایی می‌رسد که فردا محارب در مقابل جمهوری اسلامی قرار بگیرند. این‌جور که شروع کردند یعنی همه‌اش توطئه است. با توطئه آدم نمی‌تواند کار بکند».

‌*نهضت آزادی از 76 تاکنون

در دهه 70 نهضت آزادی دبیرکل خود؛ یعنی مهندس بازرگان را از دست داد و ابراهیم یزدی را جانشین او کرد. پس از فوت بازرگان در ابتدا پیشنهاد دبیرکلی به دکتر یدالله سحابی داده شد، اما او از پذیرش این عنوان خودداری کرد و یزدی با اکثریت مطلق آرا به دبیرکلی برگزیده شد. یکی دیگر از رویدادهای مهم دهه 70 روی‌کارآمدن دولت اصلاحات بود. در انتخابات ریاست‌جمهوری هفتم سه نامزد نهضت؛ یعنی عزت‌الله سحابی، علی‌اکبر معین‌فر و ابراهیم یزدی ردصلاحیت شدند و نهضت آزادی پس از روی‌کارآمدن محمد خاتمی از او حمایت کرد. دوران اصلاحات برای نهضت آزادی دوران خوبی بود، زیرا توانست قدری فعالیت‌های خود را گسترش دهد و به راحتی دفتر نهضت فعالیت کند. نهضت آزادی در انتخابات ریاست‌جمهوری سال 80 هم از محمد خاتمی حمایت کرد.

فعالیت‌های نهضت آزادی گرچه در دوره اول محمود احمدی‌نژاد با محدودیت‌هایی روبه‌رو شد، اما به طور کلی ادامه داشت تا آنکه بعد در اثنای حوادث بعد از انتخابات سال88 جلوی فعالیت این تشکیلات گرفته شد. نهضت آزادی در انتخابات ریاست‌جمهوری سال92 از حسن روحانی حمایت کرد و در سال96 و در شرایطی که مدت اندکی از درگذشت ابراهیم یزدی می‌گذشت باز هم از رأی به روحانی حمایت کرد.

نهضت آزادی در 14اردیبهشت سال96 و با توجه به وخامت حال ابراهیم یزدی، محمد توسلی را به دبیرکلی برگزید. ابراهیم یزدی هم در تاریخ ششم شهریور همان سال در 86 سالگی درگذشت. نهضت آزادی در انتخابات ریاست‌جمهوری سال‌هاي92 و 96 از حسن روحانی حمایت کرد و همچنان در عرصه سیاسی نسبت به مواضع مهم موضع‌گیری می‌کند. گفتنی است ابراهیم یزدی در تاریخ دوشنبه، 6شهریور سال96 درگذشت.

تحریم‌های ظریف

مهدی نوربخش

منبع: روزنامه مستقل، 15 مرداد 98

وزیر امورخارجه ایران دکتر جواد ظریف توسط دولت ترامپ و در حالی تحریم شد که برای سال‌ها در کشور خود توسط محافظه‌کاران راستگرای افراطی تحریم شده بود. محافظه کاران راستگرای افراطی در ایران با محافظه کاران دست راستی آمریکا و دنیا حداقل در سه کنش سیاسی مشترک هستند.

اول؛ آن‌ها در سیاست خارجی کاملا بی‌اعتنا به نهادهای بین‌المللی بوده و به‌ دنبال فروپاشی آن‌ها هستند. زمانی‌ که به‌ سود خود می‌دانند به‌ طور گزینشی از این نهادهای بین‌المللی استفاده می‌کنند اما کلا به‌ دنبال فروپاشی آن‌ها هستند و اصولا به همکاری‌های بین‌المللی برای حل مشکلات جهانی اعتقادی ندارند. راست افراطی در اروپا، پوتین و ترامپ همه به‌ دنبال فروپاشی اتحادیه اروپا بوده‌اند. دوم؛ در داخل کشور خود به‌ دنبال ایجاد دولت‌های اقتدارگرا هستند. تا جایی پیش می‌روند که قانون را می‌شکنند، برای رسانه‌های آزاد تنگنا ایجاد می‌کنند و حلقه را برای مشارکت آحاد مختلف مردم در سیاست تنگ‌تر می‌کنند. ترامپ در آمریکا کوشش می‌کند که برای اقتدار سیاسی خود قانون شکنی کند و نهادهایی‌ که مستقیما زیر نظر رئیس جمهور نیستند را تضعیف کند. پوتین در روسیه حتی نمی‌خواهد به شهروندان این کشور اجازه دهد که در شوراهای شهر نماینده آزاد داشته باشند. یکی از جرم‌هایی‌که اکنون ترامپ در آمریکا به‌آن متهم شده جلوگیری از اعمال عدالت (Obstruction of Justice) قانونی‌ است. سوم؛ راست افراطی در دنیا بومی‌گرا (Nativist)است. بومی‌گرایی برای راست افراطی به‌معنی خودی و غیر خودی کردن و تقسیم شهروندان یک جامعه بر پایه نژاد، دین، عقیده سیاسی و…است. محافظه‌کاران افراطی راست‌گرا در کشور ما همه این شاخصه‌های فکری راست سیاسی دنیا را دارا بوده لذا به‌راحتی می‌توان کنش‌های سیاسی مشترک آن‌ها را نظاره کرد. محافظه‌کاران افراطی در ایران از ابتدا عقد برجام را بر نتابیده به‌خاطر اینکه برجام یک تعهد بین‌اللملی ایجاد کرده و اقتدار سیاسی آن‌ها را زیر بومی‌گرایی ایدئولوژیک به‌چالش کشیده است. اگرچه محافظه‌کاران افراطی در ایران از تحریم برجام هم سود اقتصادی فراوان برده‌اند اما بیشتر از دریچه تعهدات بین‌المللی به‌آن نگاه کرده‌اند. لذا از ابتدا نه‌تنها با عقد قرارداد برجام مخالفت کرده که همه آنهایی‌که به‌اشکال مختلف در ایجاد این قرارداد بین‌المللی سهیم بوده‌اند مورد بی‌مهری و غضب آن‌ها قرار گرفته‌اند.

ظریف به‌عنوان وزیر امور خارجه کشورمان از ابتدا با بی‌مهری محافظه‌کاران افراطی در داخل روبرو بوده و همیشه با کنایه و القاب زشت از او یاد کرده‌اند.

پیشنهاد امروز

دولت ترامپ و وزیر خزانه‌داری او اکنون وزیر امور خارجه کشورمان را در لیست تحریمی‌ها قرار داده‌اند. کار ترامپ یک کار کاملا سیاسی است که پرده از نفاق دولت او برمی‌دارد. اگر دولت آمریکا واقعا به‌فکر مذاکره با کشور ما بود، تحریم وزیر امور خارجه ایران فقط توانسته به جو بدبینی و بی‌اعتمادی کمک کرده و اجازه ندهد که زمینه‌ای برای مذاکره میسر شود. اما استدلال جان بولتون برای این تحریم می‌بایست هر ایرانی وطن‌دوستی را که دل در گرو استقلال، آزادی و آبادی این کشور دارد سخت آزرده کرده باشد. بولتون ادعا می‌کند که دکتر ظریف به‌خاطر عدم مشروعیت برای نمایندگی مردم ایران در لیست تحریمی‌ها قرار گرفته است. آنچه به‌وضوح روشن است این است که ظریف وزیر یک دولت انتخابی در ایران بوده و آن مردم ایران هستند که باید تصمیم بگیرند که دولت انتخابی‌شان مشروعیت داشته و یا ندارد. بولتون فراموش کرده تلاش نیروهایی‌که دل به دموکراسی و حقوق شهروندی مردم ایران بسته بودند، دولت روحانی را پس از دولتی که مشروعیتش توسط مردم ایران به‌چالش کشیده شده بود انتخاب کردند. به‌عنوان یک شهروند کشور می‌توان با سیاست‌های دولت روحانی موافق نبود اما هرگز نمی‌توان به مشروعیت انتخاباتی او شک کرد. لذا تصمیم دولت ترامپ در تحریم وزیر امور خارجه کشورمان یک کار کاملا سیاسی، عجولانه و خارج از نُرم‌های دیپلماتیک است.  دولت ترامپ با دوچالش بزرگ در سیاست‌های ضد ایرانی خود روبرو بوده که به اتخاذ تصمیمات عجولانه و بی‌منطق در سیاست خارجی واشنگتن انجامیده است. نیوکان‌های دولت او طراح فشار حداکثری بر اقتصاد ایران بوده‌اند اما برای پیروزی سریع‌تر در این راه کوشش فراوانی کرده‌اند که یک ائتلاف جهانی در مقابل ایران ایجاد کنند. این تلاش با شکست روشنی روبرو شده است. اگرچه فشارهای آمریکا برروی اقتصاد کشور بسیار جدی است و به توان اقتصادی ما ضربه‌های فراوانی می‌زند اما نتوانسته توقعات زودرس آمریکا را برآورده کند. دلیل اول برای شکست آمریکا در ایجاد یک ائتلاف جهانی خروج ترامپ از برجام بوده است. خارج شدن آمریکا از برجام به اعتبار دیپلماتیک این کشور ضربات بزرگی زده است. جنگ‌های تجاری آمریکا خصوصا با چین اجازه نداده که کشورهای آسیایی همانند اروپا به یک ائتلاف آمریکایی بر ضد ایران بپیوندند. دومین چالش در مقابل دولت ترامپ، ظریف و دستگاه دیپلماسی کشور ما است. می‌توان به ظریف و دولت روحانی سخت انتقاد کرد که اگر بنا بود با دولت ترامپ مذاکره شود، که دولت بارها اعلام کرده که اگر آمریکا به برجام برگردد اینکار شدنی‌ است، چرا زودتر از خروج آمریکا از برجام این کار صورت نگرفت؟ اما باید اذعان کرد که ظریف توان دیپلماتیک خود را در غرب و آمریکا به‌خوبی نشان داده و این سخت دولت آمریکارا بر آشفته کرده است. وقتی فرید زکریا با وزیر امورخارجه ایران می‌نشیند، در او توان دیپلماتیک مشاهده کرده است. عجیب اینجاست که راست افراطی در آمریکا این پدیده را شناخته اما محافظه‌کاران راستگرای افراطی در ایران کوشش می‌کنند که آن را نادیده بگیرند و از ظریف به‌راحتی بگذرند. آنچه روشن است این است که در ایران نظام، طراح رئوس سیاست خارجی، و دولت و دستگاه دیپلماتیک کشور به‌عنوان کارگزار، مسئولیت بخشی از سیاست خارجی کشور را به‌عهده دارند. برجام نتیجه تلاش مشترک نظام و دولت برای ایجاد این معاهده بین‌المللی‌ است. معلوم نیست چرا محافظه‌کاران راستگرای افراطی در ایران، ظریف و دولت روحانی را نشانه می‌روند. بعد از تحریم ظریف توسط دولت ترامپ روزنامه جوان در سر مقاله‌ای نوشت، «امضای تحریم پای مذاکره». روزنامه کیهان گفت، «سینه چاکان مذاکره با آمریکا عبرت می‌گیرند. تحریم امروز ظریف دستاورد ۶ سال مذاکره با شیطان!». اما آیا هرگز محافظه‌کاران راست افراطی ایران توضیح داده‌اند اصولا چرا برجام؟ محافظه‌کاران راست افراطی در ایران دولتی را سر کار آوردند که جاهل نسبت به نهادهای بین‌المللی بود و فکر می‌کرد که با بی‌اعتنایی به ان‌ها و کاغذ پاره خواندن مصوبات شورای امنیت سازمان ملل متحد، می‌تواند یک قهرمان برای محافظه‌کاران در بی‌توجهی به این نهادها شود. زمانی‌که این مصوبات را کاغذ پاره می‌خواند، محافظه کاران افراطی ایران برای او کف می‌زدند. کار تحریم‌ها به‌جایی رسید که بالاترین مقام نظام مذاکره برای عقد قرارداد برجام را ضروری دانست. بزرگترین کِریدتی که باید به دولت روحانی و ظریف داد، عقد این قرار داد بین‌المللی بود. اگر چه برای عقد چنین قراردادی فرصت سوزی‌های فراوانی در عرصه سیاست کشور شد، اما در صورتی‌که این قرار داد در زمان اوباما برقرار نمی‌شد، در زمان ترامپ انتخاب برای دولت آمریکا یک جنگ با کشور ما بود. یکی از دلائلی‌که ترامپ در ابتدای دوره ریاست جمهوری خود از برجام خارج نشد، مخالفت کشورهای اروپائی با خروج امریکا از برجام بود و می‌خواست ببیند چگونه می‌تواند بر ضد برجام ائتلاف‌سازی بین‌المللی کند. اگر برجام در زمان اوباما به نتیجه نرسیده بود، نیوکان‌های آمریکائی همراه با اسرائیل و عربستان سعودی می‌توانستند به نام انهدام برنامه هسته‌ای برای یک جنگ با ایران برنامه ریزی کنند. محافظه‌کاران افراطی در ایران نمی‌توانند و نمی‌خواهند خطر چنین جنگی را فهمیده و پیش بینی کنند بخاطر اینکه نگاه تنش آفرین و خشونت طلب آن‌ها از جنگ و خانمانسوزی کشور هراسی به‌دل راه نمیدهد. اگر برای یک کار از دولت روحانی و ظریف باید تشکر کرد برداشتن سایه جنگ از سر کشور با عقد قرار داد برجام بود. این امتنان و سپاس را به این دولت و ظریف بدهکاریم.