نشريه شماره ٥ ارديبهشت ١٣٥٧

 

جنبش مسلمانان ايران، نشريه شماره ٥ ارديبهشت ١٣٥٧

الذين آمنوا يقاتلون في سبيل الله والذين كفروا يقاتلون في سبيل الطاغوت فقاتلوا اولياء الشيطان انّ كيد الشيطان كان ضعيفا.

كسانيكه به نظام الهي گرويده اند در راه الله پيكار مي كنند و كسانيكه راه تكامل را ناديده گرفته اند در راه قدرتهاي ضد خدايي مي جنگند. پس با پيروان و سپاهيان شيطان پيكار كنيد كه نقشه و توطيه شيطان بسي بي پايه و سست است. (نساء/7٥)

تحولات ماه‌هاي اخير، كه توسعه چشمگير اعتراضات و عصيان مردم ستمديده عليه رژيم استبدادي با رشد آگاهي و بينش اجتماعي خلق مسلمان همراه بوده است، نظام جبار و متجاوز را در مقابل شرايط دشوار و پيچيده اي قرار داده است. پنجاه سال ظلم و استبداد، فقرو محروميت، زندان و شكنجه، قتل و تبعيد همراه با تحمل انواع حقارت ها و تحميل هاي ضد انساني و مشاهده هزاران جنايت و فساد كاري، خيانت و زشتكاري، پايمال كردن ارزشهاي اخلاقي و حقوقي انساني و آزاديهاي فردي و اجتماعي و اقدامات گستاخانه عليه اسلام راستين، قلب هاي خلق رنجديده را از كينه و نفرت نسبت به عاملين جنايات مزبور آكنده ساخته است، بطوريكه وقتي رژيم بضرورت و ناچاري مجبور شد از فشار پنجه هاي خون آلودش بر گلوي مردم بكاهد، فرياد داد خواهي و انتقام و عصيان خلق درفضاي قبرستاني ايران پيچيدو رعدآسا تخت هاي قدرت طاغوت را بلرزه در آورد.

 در شهر و روستا، مزرعه و كارخانه، مدرسه و دانشگاه، بازار و مسجد و هر محفل، اجتماعي برخاست زنگ خطر را مجدداً بصدا در آورد زيرا همه يكصدا نابودي رژيم سلطنتي ضد مردمي و ضد اسلامي و استقرار حاكميت مردم و نظام توحيدي و بازگشت حقوق و آزاديهاي اساسي مردم و رهايي كشور از نفوذ سلطه استعمار و سرمايه داري غارتگر داخلي را خواستار بودند. رژيم در كنترل اوضاع به سردرگمي دچار شد براي آنكه ثابت كند مي تواند بدون بازگشت بدوران قبل، امنيت را برقرار كند بي آنكه فضاي باصطلاح باز را مسدود نمايدبه ابتكارات تازه اي دست زد لازم بود هر چه زودتر رشد اعتراضات مردم متوقف شود زيرا مردم به هدايت و روشنگري روحانيون مبارز و آگاه و در راس آنان امام خميني و رهبري سازمانهاي پيشتاز و عناصر مترقي و روشنفكر انهدام بناي طاغوتي را هدف قرار دادندو يك زبان و يك صدا پايان دادن به حكومت استبدادي پنجاه ساله پهلوي و رژيم دست نشانده استعمار را تقاضا كردند. ابتكارات تازه رژيم براي مرعوب ساختن مردم خيلي زود برسوايي كشيد، تشكيل كميته هاي اقدام و سازمانهاي زير زميني انتقام بوسيله ساواك و بمب گذاري در خانه آزادمرداني چون مهندس بازرگان و ربودن و مضروب ساختن مبارزين راستيني نظير دكتر پيمان قسمتي از برنامه جديد سركوبي و نشانه هايي از يك طرح جديد براي كنترل اوضاع بنفع خود و اربابان غارتگرش ميباشد بر طبق اين طرح موذيانه ابتدا اعتراضات به حق مردم را بصورت يك بلواي لجام گسيخته و آشوبگرانه معرفي كردندو آنگاه كوشيدند عمليات مامورين ساواك را مقابله مردم و اعضاي حزب رسواي شاه معرفي كنند.

 ابتكارات تازه متوجه چند هدف عمده و اساسي است، اول در صورت امكان ايجاد صحنه هاي بظاهر طبيعي از برخورد و مقابله گروههاي سياسي رقيب بصورتي كه در بعضي كشورهاي ديگر تجربه شده است و در ضمن اين برخوردها از يكطرف ساواك عناصر و نيروهاي اصيل و مبارز را سركوب و شكار كند و از طرف ديگر با دامن زدن به اغتشاش و هرج و مرج و حتي قتل و ترور و آشوب، زمينه را براي يك سركوبي و اختناق تازه به شيوه گذشته و بدست همين رژيم يا بدست عناصر يا عنصر تازه اي و با شيوه هاي كم و بيش متفاوت آماده سازند.

1 ـ مبارزه اصيل و برحق مردم را (بيشتر بطور غير مستقيم) در جهتي رهبري و هدايت كنند كه سرانجام در نقطه مطلوب رژيم و اربابان متوقف شودو در مقابل گرفتن بعضي امتيازات و انجام بعضي تغييرات روبنايي فروكش نمايدو تحول مبارزه در چند ماه اخيركه نتيجه دخالت و روشنگريهاي عناصر و نيروهاي مترقي و انقلابي مسلمان بود خيلي زود اثرات نيكوي خود را آشكار ساخت، اعتراضات عليه رژيم كه فردي بود دستجمعي شده، پراكندگي به اجتماع تبديل گرديد و بسياري مردم از بيتفاوتي عملي به ميدان مبارزه كشانده شدند، بعضي رهبران مذهبي متوجه مسووليتهاي مذهبي خود شدندو مبارزات اخير اگر چه با شهدا و قربانيان زياد توام بود ولي اين تجربه هم حفظ و تضمين منافع عظيم و حياتي اقتصادي و سوق الجيشي كه امپرياليسم و در راس آن امريكا در ايران و منطقه خليج فارس و اقيانوس هند دارد ايجاب ميكرد شرايطي كه موجب رشد زمينه هاي انقلاب مسلحانه در ايران مي شد تا حد ممكن تغيير كند. شيوه حكومت استبدادي توام با غارتگري و فساد و خشونت و اختناق عامل تحريك انقلاب و خشونت شناخته شد. مصلحت ديدند با اعمال تغييراتي و ضمن دادن نوعي آزادي محدود و قابل كنترل، از فشار دروني و قابل انفجار جامعه بكاهند و با آوردن فرمانروايان تازه و قابل اعتمادي ورشكستگي اقتصادي را تا حدي ترميم و زير سرپوش نهادهاي ظاهراً دمكراتيك و به كمك بعضي اصلاحات روبنايي امنيت و ثبات براي ادامه سلطه سياسي ـ نظامي ـ اقتصادي امپرياليسم بر منطقه تامين شود. بعضي از اين محافل امپرياليستي كه از رشد مبارزه انقلابي مسلحانه در ايران بوحشت افتاده بودند و اقدامات سركوب كننده را كافي نمي ديدند، علاوه بر دامن زدن به جنگهاي رواني و نزاعهاي عقيدتي و نفاق افكنانه كه در اثر بيداري و هوشياري انقلابيون راستين و مسلمانان حق طلب و پيشرو، زودتر از آنچه انتظار داشتند خنثي گرديد(1) قصد دارند در پرتو شرايط، تازه سازمانها و تشكل هاي انقلابي را شناسايي و ريشه كن سازند(2)

سياست آنها در فدا كردن قدرت توليدي كشاورزي دامپروري و صنعت ملي و متكي كردن كشور به درآمد ناشي از فروش يك ماده خام (نفت) و صرف قسمت عمده مييلياردها دلار درآمد نفت براي خريد سلاحهايي كه فقط بدرد دفاع از منافع سوق‌الجيشي و اقتصادي امپرياليسم در خليج و اقيانوس هند وسركوبي جنبشهاي آزاديبخش منطقه و كشتار مردم مملكت مي خورد و تامين هزينه هاي كمرشكن نظامي و پليسي و امنيتي و جشنها و عياشيهاي در باريان و انباشتن ثروت و ساختن كاخها و باخت در قمارخانه ها و كازينوها، و وابسته كردن كامل اقتصاد كشور به غولهاي سرمايه دار ي غرب، كشور را در ميان بحران خطرناك اقتصادي فرو رانده است كه هرگونه نوسان در قيمت نفت يا كاهش فروش آن عواقب شوم و خطرناكي براي ملت ببار مي آورد. اكنون امپرياليستها قادرند هروقت اراده كردند مردم ايران را به قحطي و گرسنگي مصيبت باري بكشانند.

 بحرانهاي پي در پي اقتصادي، رژيم را كه تنها به درآمد نفت متكي است مجبور مي كند بيش از پيش براي هزينه هاي خود مالياتهاي تازه اي به مردم رنجديده و محروم ايران تحميل كند.

سالها فشار اقتصادي همراه با اختناق و سلب آزادي و انواع ديگر ستمها همه طبقات زحمتكش و روشنفكر جامعه را در بر گرفت و به انبار باروتي از خشم ونفرت تبديل ساخت. فرهنگ انقلابي اسلام كه سرچشمه اعتقادات ايران است با ميراثي غني از پيكار عليه ظلم و بيدادگري و سلطه طاغوتها و فراعنه و عصيان و جهاد براي آزادي و برادري و برابري و حاكميت توحيد مانند گذشته كبريتي بود بر باروت نارضايتيها و خشم و كينه توده هاي مسلمان و به مجرد پديد آوردن فرصتي هر چند گريز پا، چون اهرم نيرومندي خلق را بمقابله با رژيم كشانيده است تا خواسته هاي بحق آنان را تجسم واقعي بخشد و آرزوها ي آنان را براي آزادي و عدل و نفي ظلم و اسارت منعكس نمايد ظرف چند ماه شعله هاي كم سوي اعتراضات به آتشفشاني از خشم و عصيان مردم در سراسر كشور مبدل شد.

 عدم صداقت رژيم در دادن آزاديهاي قانوني، سبب شد سريعتر از آنچه در ذهن و مغزهاي گنديده تيوريسين هاي سابقاً روشنفكر و انقلابي رژيم و مشاورين امپرياليست و صهيونيست آنها مي گنجيد، مردم اعتراضات خفيف و انفرادي را كه قابل تحمل رژيم بود به مقابله صريح و مستقيم با قدرت ديكتاتورو رژيم شاه كشاندند و پرده از جنايات پنجاه ساله رژيم حاكم بر ايران برداشتندو علت و عامل بدبختي و اسارت ملت را در حاكميت خاندان پهلوي و سرمايه داران وابسته و سلطه اقتصادي ـ نظامي ـ سياسي ـ فرهنگي امپرياليسم جهاني و در راس آن آمريكا معرفي كردند. اوج گيري اعتراضات مردم و ظهور آثار تحرك تازه در سازمانها و تشكل هاي انقلابي پيشگام رژيم و اربابان او را در برابر وضع دشواري قرار داده است. مقاومت هاي دليرانه مردم در شهرهايي چون قم، تبريز، جهرم، يزدو اهواز و شركت اكثريت مردم شهرها و دهات در اعتصابات و فرياد خشم خلق كه از دهان گويندگان شجاع مذهبي بر منابر و متن نوشته هاي مبارزان در بيانيه ها و از حلقوم مليونها نفر از زحمتكشان و روشنفكران براي عموم حاصل شد كه دشمن مسلح بي‌رحم را بدون سلاح نمي توان شكست داد.

 ميدان مجدداً براي ادامه حاكميت قدرتهاي ضد مردمي خالي شد. بدنبال يك چنين ركود و توقفي در مبارزه و حتي از آغازاجراي طرح سركوبي نيروهاي مبارز و سازمانهاي پيشگام و مجاهدان مسلمان بشدت شروع شده و ادامه  مي يابد. پيشبرد اين مقصود مستلزم آنست كه رهبري مردم را منحصراً عناصري فرصت طلب و سازشكار يا اصلاح طلب و محافظه كار بر عهده گيرند و نيروهاي انقلابي و مبارزين آگاه نتوانند در روشنگري خلق و هدايت آنها تا مراحل نهايي تر مبارزه موفق شوند. توجه به حوادثي كه در پاكستان اتفاق افتاد و به سقوط بوتو عنصر كثيف و دست نشانده و ضد مردمي و ضد اسلامي و روي كار آمدن قلدر تازه اي باسم ضياءالحق منجر گرديد ميتواند آموزنده باشد. بعد از آشوبي كه يك پايه آنرا جبهه اتحاد ملي پاكستان تشكيل ميداد و حكومت بوتو دانسته يا ندانسته و بر طبق طرح اربابان بدان دامن ميزد به اوج خود رسيد، ضرورت دخالت ارتش مطرح شد و امتيازات مسخره اي تحت عنوان مراعات اصول اسلامي بمردم اعلام گرديد. اتحاد ملي خواسته يا ناخواسته خاموش شد و يك دوره ظاهراً باثبات براي استعمار و قدرتهاي ضد مردم داخلي مجدداً آغاز شد. بديهي است در ايران شاه در حفظ قدرت مطلقه خود اصرار وسعي دارد اين طرحها را خود اجرا كند اما تضاد منافع و موقعيت او با خلق بقدري است كه هرگز موفق نمي شود با وجود خود و رژيم كثيفش زمينه ها و عوامل انقلاب مردم را تخفيف دهد و خيال ارباب ها را آسوده سازد، در اينصورت شايد مجبور شود به تغييراتي تن دهد. شكل استحاله بعدي به عوامل متعددي بستگي دارد، كنار رفتن بنفع فرزندش، آمدن يك قلدر نظامي يا يك گروه سياسي قابل اطمينان در راس كارو تظاهر به مبارزه با مظاهر نظام گذشته همه جز وسيله اي براي فريب و نيرنگ خلق و خاموش كردن مبارزه مردم نيست. البته اين تغييرات در صورتي است كه مبارزه كنوني مردم در اثر ضعف رهبري (كه احتمالش زياد است) و با عوامل ديگري خود به خود به خاموشي نگرايد.

2 ـ هدف اساسي كه انهدام سازمانهاي پيشتاز و سركوبي مبارزين اصيل و آشتي ناپذير است، در درجه اول اهميت و فوريت قرار دارد. رژيم از هم اكنون با جلو انداختن نيروي پايداري كه بر خلاف قوانين موجود نقش ساواك و شهرباني و ضابطين دادگستري و دادرسي ارتش را بر عهده گرفته و به بازداشت مردم و يورش به خانه هاي آنان پرداخته است و در خيابانها و كوي و برزن به دستگيري و گرفتاري افراد به بهانه فحاشي به مامورين و ياداشتن يك نوار سخنراني يا قصد تظاهرات سرگرمند و بالاخره با هليكوپتر در كوه پايين آمده با زدن و زخمي كردن، ٥٥ دانشجو را دستگير مي كنند و به دادگستري تحويل ميدهند و سعي دارند نيروهاي انقلابي و مبارزين مزاحم را از صحنه خارج سازند تا نتوانند مانعي در پيشبرد برنامه هاي آنها ايجاد كنند. تهديد و ارعاب وسيله ديگري براي خاموش كردن صداهاي مزاحم است اما مردم ايران به آن درجه از آگاهي و شناخت رسيده اند كه تحميق يا تخدير مجدد آنها غير ممكن است، نقشه هاي شيطاني رژيم هيچكس را فريب نمي دهد و مردم دشمن را شناخته و راه مبارزه با آنرا تجربه ميكنند. مردم به حقوق مسلم خود آشنا شده اند و فرهنگ انقلابي اسلام راستين براي آنها تكيه گاه اصيل حركت اجتماعي و ايفاي مسووليتهاي تاريخي و مشعل فروزان راه آينده و تشخيص حق از باطل و محرك جهاد و فداكاري در راه خواستهاي بر حق آنها است.

شرايط دشوار و پيچيده كنوني، هشياري بيشتر مبارزين مسلمان را ايجاب ميكند. يادآوريهاي زير ضروري بنظر ميرسد:

1 ـ سازمانها و عناصر پيشگام انقلابي مسلمان لازم است نقش تاريخي و رسالت اسلامي خود را در هدايت جنبش بسوي يك جهاد مسلحانه با رعايت تام اصول مبارزه و شيوه هاي تجربه شده و آگاه ساختن خلق مسلمان ايران به راه درازي كه در پيش دارند و اين حقيقت كه پيروزي نهايي در دو قدمي و دردسترس نيست و بيك مبارزه طولاني و علمي نيازمند است ايفا كنند. در اين راه بايد از فرصت موجود در پراكندن آگاهي و فرهنگ انقلابي سود جويند. بعضي عناصر مبارز تصور ميكنند كه چون شرايط تازه سياسي كلاً بر ضد مردم طرح ريزي شده است، استفاده از فرصت هاي بدست آمده كه مستلزم شركت در فعاليتها و مبارزات سياسي علني است جز به زيان جنبش تمام نمي شود، زيرا اين نوع مبارزات در شرايط حاضر به معناي تاكيد وضع موجود و نفي جنبش انقلاب مسلحانه مردم ايران است. اين عده فراموش ميكنند كه توده اي شدن مبارزه و شركت فعال مردم در انقلاب موكول به سياسي شدن آنهاست.

2 ـ جنبشهاي انقلابي بدون استفاده از مبارزات سياسي وسيع نمي توانند توده مردم را آگاهي انقلابي و هشياري اجتماعي بدهندو انقلابي شدن مردم كه موكول به عبور آنها از يك دوره مبارزه سياسي و شركت در تظاهرات و اعتصابات و درگيري مستقيم با رژيم است، نتيجه استفاده نكردن از فرصتهايي نظير آنچه اخيراً بدست آمده است جز اين نيست كه جنبشهاي انقلابي در چارچوبهاي تنگ سازماني خود محصور بمانند و در انزوا و جدايي از مردم به خفقان دچار شوند. تزي فرا راه مجاهدان پيشتاز و رهبران متعهد و آگاه قرار ميدهند. پيچيدگي شرايط اجتماعي و سياسي و در نتيجه پيچيدگي راه و رسم مبارزه از خصلت هاي برجسته شرايطي است كه ما در آن قرار داريم. براي آنكه هميشه بهترين راه و مناسبترين تاكتيك و درست ترين جهت را انتخاب كنيم بايد هشيارانه شرايط حاكم بر مبارزه را دايما ارزيابي كرده همه عوامل موثر در پيروزي و شكست را در نظر بگيريم. بر اساس ضرورت فوق توجه برادران و خواهران مبارز و مسلمان خود را به نكات ذيل جلب ميكنيم:

 1- جنبش آزاديبخش مردم ايران در مسير تاريخي خود در اين مرحله در دو جناح در حال پيشروي است. يكي در سطح سياسي ـ توده اي و ديگري در مسير اصلي مبارزه انقلابي مسلحانه، جنبش انقلابي مسلمانان ايران بايد نقش خود را در رهبري مبارزه سياسي بر عهده گيرد و آنرا در جهت هدفهاي انقلابي مردم هدايت كند.

2 ـ اسلام و در مفهوم دقيق ترش اسلام شيعي، در تمامي تاريخ مبارزات خلقهاي مسلمان محور فكري و اهرم ايديولوژيك جنبشهاي مردمي بر ضد قدرتهاي طاغوتي بوده است بهمين جهت نقش مبلغين مذهبي و روحانيون روشنفكر در گسترش و پيشبرد مبارزه پر اهميت است.

٣ ـ روشنفكران انقلابي مسلمان با استفاده از فرصتي كه بيداري و آمادگي مردم بوجود آورده است، نسل جوان و قشرهاي پيشگام و زحمتكشان را در شهر و روستا بسوي تشكل هاي انقلابي و ايجاد هسته هاي مقاومت سوق داده ضرورت سازماندهي صحيح و آموزش اصول كار تشكيلاتي را گوشزد كنند.

٤ ـ سازمانهاي انقلابي پيشگام و ديگر تشكل هاي مبارزه اي با توجه به توطيه ها و طرحهاي ريشه برانداز سازمانهاي اطلاعاتي و مشاورين امپرياليست و صهيونيست آنها بدقت تمام از سلامت و امنيت خود دفاع كنند.

٥ ـ آموزش ايديولوژي و جهان بيني اسلامي به عنوان زير بناي فكري انقلاب اجتماعي خلق مسلمان ايران همچنان اهميت خود را حفظ مي كند.

مردم مبارز مسلمان ايران با ايمان به حتميت شكست و نابودي رژيم طاغوتي هرگز نبايد در مقابل تلاشهاي مذبوحانه خصم تزلزل و ياس به خود راه بدهند. سرسختانه و از راه درست براي رسيدن به پيروزي مبارزه كننداستقامت ورزندو مطمين باشند كه باز هم دشمنان مردم و اربابان آنها در برنامه هاي خود شكست مي خورند و مردم آگاه تر و مصمم تر از ميدان معركه بيرون مي آيند. رژيم حتي اگر از بن بست و تنگناي كنوني خارج شود، بحرانهاي مصيبت بارتري در انتظار اوست و دست و پا زدنها او را از تنگنا و بحران نجات نمي دهد بلكه بيشتر در مرداب نابودي و هلاكت و عذاب فرو مي برد.

 وسيعلم الذين ظلموا اي منقلب ينقلبون پيروز باد مبارزه انقلابي خلق مسلمان ايران برقرار باد اتحاد نيروهاي اصيل اسلامي

نابود باد رژيم فاسد پهلوي دشمن اصلي مردم مسلمان ايران

جنبش مسلمانان ايران

ارديبهشت 1٣٥7

      

(1) توصيه هاي هوشمندانه و ناشي از دورانديشي و وسعت نظر مجاهد حضرت آيت‌الله خميني تاثيري سريع در فرونشاندن بعضي از اين جدالها داشته است.

(2) گفته شد كه سوليوان «سفير امريكا» با كوله باري از اين نوع تجربيات در سرزمين هاي ديگر از جمله فيليپين به ايران آمده است تا براي تكميل ماموريت هلمز (رييس اسبق سازمان سياي امريكا، سفير سابق امريكا در ايران) برنامه سركوبي و ريشه كن كردن كامل سازمانهاي انقلابي را رهبري كند.