قطعنامه كم اهيمت علی‌اكرمی ١٠/١٠/١٣٨٥

 

قطعنامه کم اهميت

علي اکرمي

10/10/1385

[email protected]

پس از انتشار قطعنامه اخير شوراي امنيت سازمان ملل عليه ايران فضاي رسانه‌اي کشور مملو ازتحليلهاي مخلتف در مورد آثار و نتايج تصويب اين قطعنامه و پيش بيني واکنشهاي متقابل ايران و دول غربي پس از پايان مهلت دوماهه اجراي اين قطعنامه شده است.

در اين نوشتار سعي مي شود تا با رويکردي متفاوت به مسائل مرتبط با سياست خارجي ايران در شرايط کنوني پرداخته شود.

واقعيت امر اين است که طرح ايالات متحده براي خاورميانه کاملا جدي است، از تصويب قطعنامه عليه صدام و  سلاحهاي کشتار جمعي وي که هيچگاه نيز پيدا نشدند تا اشغال عراق و اعدام صدام ، از طرح پيشنهادات صلح خاورميانه تا اعمال فشارهاي اقتصادي بر دولت تندروي منتخب مردم فلسطين براي سرنگوني آن و وادار ساختن فلسطينيان به پذيرش صلح خاورميانه،‌ چراغ سبز به اسرائيل براي حملات گسترده به لبنان به تلافي ربودن دو سرباز، فشار بر دولتهاي عربي منطقه براي عدم موضعگيري به نفع لبنان در جريان نبرد يکماهه مسائلي است که در يکسال اخير نشانه هايي از عزم جدي جرج بوش و ساير تصميم گيران غرب براي تکميل طرح خاورميانه جديد است.

در اين ميانه حاکميت جمهوري اسلامي  نيز تلاشي وافر دارد تا در تمام اين حوزه هاي نفوذ و توانايي خود را به رخ آمريکا و همپيمانانش بکشد.

مخالفت با ادامه حضور نيروهاي چند مليتي در عراق عليرغم درخواست دولت عراق،‌ مخالفت با طرح صلح خاورميانه؛‌ اهداي کمکهاي مالي سخاوتمندانه به تندروان فلسطيني و حمايت بي دريغ از حزب الله لبنان در حمله به مواضع اسرائيل و مخالفت آن با دولت لبنان و تحقير دولتهاي عرب منطقه به دليل عدم حمايت از لبنان در برابر اسرائيل هم مواضعي هستند که جمهوري اسلامي ايران عليه منافع امريکا در منطقه اتخاذ نموده است.

همزمان با اين مسائل در جهان اتفاقات ديگري نيز رخ داده است.

1. آزمايشات هسته‌اي کره شمالي موجب خشم شديد کره جنوبي و ژاپن به عنوان دو کشور تاثيرگذار در سياستهاي جهاني عليه هرگونه برنامه هسته اي شده است، و دبيرکل جديد سازمان ملل متحد نيز در مورد مخالفت با ادامه سياستهاي هسته اي مواضع قاطع و صريحي دارد.

2. رئيس جمهوري احتمالي آينده فرانسه بدليل حمايت لابي صهيونيستي از هم اکنون مواضع قاطعي در مخالفت با ايران ابراز مي کند.

3. رؤساي دولت آلمان و انگلستان نيز مواضع غير دوستانه اي نسبت به ايران دارند و بسياري از تحليلگران تغيير جک استرا وزير امورخارجه سابق انگلستان را به دليل نرمش و ملايمت وي در برابر ايران مي دانند.

4. جرج بوش سالهاي پاياني رياست جمهور خود را مي گذراند، و بطور معمول با توجه به عدم امکان نامزد شدن وي براي دور بعد انتخابات رياست جمهوري نيازي به پرهيز از رفتارهايي که موجب مخالفت افکار عمومي شود ندارد.

5. بسياري از دولتهاي عرب منطقه با توجه به افزايش شديد قيمت نفت از افزايش توليد خود بدليل خارج شدن يکي از توليد کنندگان عمده از چرخه توليد شديداً استقبال خواهند نمود، حتي “برادر چاوز” نيز اعلام نموده که حاضر به مشارکت در تحريم فروش نفت نيست.

6. در آستانه بررسي پرونده ايران در شوراي امنيت با برنامه ريزي و پيگيري يک فرد همايش رسمي نقد هلوکاست در ايران با حضور برخي از سرشناس ترين نژادپرستان بين المللي نظير ديويد دوک باعث خشم و انزجار اقليتهاي نژادي و مذهبي سراسر جهان از اينگونه اقدامات دولت ايران شده است.

7. اقدامات برخي گروهاي مذهبي شيعه در عراق و تحريکات دولتهاي بيگانه باعث صدور فتواهاي تندي توسط روحانيون اهل تسنن در مورد شيعيان و دولت شيعه جمهوري اسلامي ايران شده است.

8. ايران در طول چندين ماه گذشته با بحرانهاي مختلفي در کليه مناطق قوميتي خود نظير کردستان، خوزستان و آذربايجان روبرو شده و مسوولين امنيتي ايران نيز به درستي هربار دولتهاي بيگانه را به تحريک و آشوب آفريني در اين وقايع متهم ساخته اند.

9. اتحاديه اروپا با حمايت ايالت متحده نام سازمان مجاهدين را از فهرست گروههاي تروريستي  خارج مي کند.

موارد فوق به همراه دهها مساله قابل تحليل ديگر نشانه هاي اين است که بازي جمهوري اسلامي و ايالات متحده آمريکا به مراحل سرنوشت ساز خود نزديک مي شود.

متاسفانه تاکنون دولت آمريکا موفق شده اجماع جهاني عليه ايران در مساله انرژي اتمي را بوجود آورد و با پرهيز از اقدامات انفرادي نظير مورد عراق تلاش مي کند تا گام به گام حلقه محاصر ايران را تنگ تر نمايد.

واقعيت اينجاست که در چنين شرايطي پروژه هسته اي ايران و قطعنامه صادر شده عليه آن همانقدر اهميت دارد که بحث دروغين سلاحهاي کشتار جمعي عراق اهميت داشت، اکثر تحليلگران مي دانند که اينگونه سوژه هاي تبليغاتي في النفسه اهميت چنداني ندارند و اهميت آنها فقط در چهارچوب برنامه کلي است که معنا و مفهوم مي يابند.

اگر ايران قطعنامه را بپذيرد اما اداعاهاي خود مبني بر ام القراي جهان تشيع بودن دست برندارد در کمتر از يکسال ديگر بهانه اي جديد موجب موضع گيري سازمانهاي بين المللي با هدايت آمريکا عليه ايران خواهد شد.

اگر ايران قطعنامه را نپذيرد اما دست از ادعاهاي خود در مورد منطقه خاورميانه و محو اسرائيل از روي کره زمين بردارد به احتمال زياد قطعنامه بدون اقدام موثري در آرشيو سازمان ملل به فراموشي سپرده خواهد شد.

به نظر نمي رسد که جمهوري اسلامي تمايلي به پذيرش گزينه دوم داشته باشد

که در آن صورت ايران مي تواند مطمئن باشد که پذيرش يا عدم پذيرش قطعنامه نيز تاثير زيادي در تغيير وضعيتش در عرصه بين الملل نخواهد داشت.