گزارش مكتوب مراسم تاسوعاي نهضت آزادی ايران
منزل جناب آقای مهندس صباغيان
9/12/1385
مراسم بزرگداشت تاسوعاي حسيني نهضت آزادي ايران در منزل آقاي مهندس هاشم صباغيان عضو شوراي مرکزي نهضت برگزار شد.
در اين مراسم پس از تلاوت آياتي از قرآن مجيد، ابتدا آقاي علي شاملو از اعضاي شاخه جوانان نهضت آزادي ايران مقاله اي تحت عنوان ” آمر به معروف و ناهي از منکر” قرائت کرد و سپس استاد مهدي چهل تني سخنراني خود را با عنوان “يقين ؛ آثار و لوازم آن ” ايراد کرد .
پس از اجراي ميان برنامه اي توسط مهندس خضري شامل قرائت اشعار مرتبط با وقايع کربلا دکتر ابراهيم يزدي دبيرکل نهضت آزادي ايران سخنراني خود را تحت عنوان “جلوه هاي عشق در کربلا” ارائه كرد.
اين مراسم با اقامه نماز جماعت ظهر، قرائت زيارت وارث توسط مهندس هاشم سجادي ، اقامه نماز جماعت عصر و صرف ناهار پايان يافت.
چكيده سخنان ابراهيم يزدي ومهدي چهل تني در اين برنامه (1)
دكترابراهيم يزدي دراين مراسم سخنان خود را با درود بر پيامبران برگزيدهي حق، به ويژه محمد مصطفي (ص)، سلام بر حسين (ع)، سلام بر زينب (س) و سلام بر علي بن حسين (ع) آغاز كرد.
دكتر يزدي در ادامه با استناد به آيات قرآن كريم اظهار داشت: واژهي” فلح” بيش از 40 بار در قرآن آمده است كه به معناي شكافتن، جلورفتن و پيشروي و در واقع رستگاري است، همچنين واژه نجات كه مفهوم آن رهايي از وضع نامطلوب است؛ يعني وقتي ميگوييم خدايا! ما را از دست ظالمان، رياكاريها و دروغشنيدنها نجات بده، همين درخواست رهايي از وضع نامطلوب است، اما رستگاري سپهر ديگري است و در انديشههاي ديگر نيز به رستگاري اشاره شده است، حتي ماركسيسم كه ميگويد جامعهي بيطبقه، رستگاري را در بيطبقگي جستوجو ميكند؛ يعني در برخي مذاهب و مكاتب تعريفهاي رستگاري متفاوت است.
يزدي اضافه كرد: برخي انديشمندان ميگويند جستوجوي انسان براي رستگاري به دليل خواست او و بازگشت به گذشتهاي است كه آن را از دست داده و ميخواهد به آن وضعيت مطلوب كه به تعبيري گفته ميشود در بهشت بوده، بازگردد؛ پس رستگاري يك موضوع جهانشمول است كه در هر مذهبي تعريف متفاوتي دارد و در اسلام، قرآن، ضمن اين كه بر اين كه انسان در جستوجوي چنين شرايطي است، تكيه دارد، تاكيد هم ميكند كه بيمايه فطير است، يعني تنها عشق به خدا و علي و محمد كافي نيست؛ بلكه بايد ايمان داشته باشيم به آن چه پيش از او نازل شده است.
وي در ادامهي سخنراني خود با بيان اين كه عبادت از مقولهي عشق و جاذبه است، گفت: خدا ميخواهد بگويد، ترس را نميتوانيد از بين ببريد اما از انسان نترسيد، بلكه تنها از من بترسيد و اگر عاشق باشيد به سمت معشوق حركت ميكنيد و عشق به خدا يعني همسوشدن با او. ميبينيم كه در توحيد هم به همان اندازه كه منع شدهايم به ذات خدا فكر كنيم، امر شدهايم به اين كه به صفات ثبوتي او يعني اسماءالحسني فكر كنيم.
وي همچنين درباره رستگاري گفت: اگر بخواهيم رستگار شويم، چه كسي بايد الگوي ما باشد؟ با منطق عقلاني مگر ميشود علي (ع) الگوي ما نباشد؟ پس اگر ميخواهيم رستگار باشيم بايد به نقطهاي برسيم كه اين بزرگان رسيدهاند.
يزدي با اشاره به دعاي عرفه اظهار داشت: در دعاي عرفه ميبينيم مبارزه با ظلم بيعت نكردن با يزيد و غيره، تنها فرع خواسته و هدف امام حسين است. او خدا را ميبيند مانند كسي كه معشوق خود را ميبيند و در تب و تاب است تا به او برسد، پس انگيزهي او عميقتر است. عبادت احرار بر نفس عشقيست كه وجود دارد؛ چنانچه خداوند به يهودياني كه ميگفتند بهشت برين جاي ماست گفت، اگر فكر ميكنيد جاي شما بهشت برين است پس چرا از خداوند طلب مرگ نميكنيد؟
وي همچنين با مروري بر وقايع عاشورا، گفت: وقتي به حالات امام حسين (ع) و ياران او نگاه ميكنيم، ميبينيم آنها وجد و شوري داشتند براي آن كه هر چه زودتر به سوي خدا بشتابند. امام حسين (ع) مرگ را مانند گردنبندي بر گردن دوشيزهاي زيبا تشبيه ميكند و خود را مانند يعقوب ميخواند كه در انتظار ديدن يوسف است؛ بنابراين رستگاري يك هدف است و آن رسيدن به لقاءالله است و امام حسين در مناجات دعاي عرفه از خدا ميخواهد تا اخلاص در كردار را به او اعطا كند.
يزدي ادامه داد: ايام عاشوراست و عشق امام حسين(ع) در دل همه ما شور و حالي ايجاد ميكند اما رفتن به راه امام حسين بايد از همان راهي باشد كه او در دعاي عرفه ميگويد؛ يعني بينيازي، اخلاص و غيره.
وي با بيان اين اعتقاد كه متاسفانه همهي ما نقاب بر صورت زدهايم و شايد در هيچ دورهاي تا اين حد جامعه ما رياكار نبوده است، گفت: كربلا تقابل ميان دو گروه نبود بلكه تقابل احساس معنوي تكاملنيافته با تكامل ديني بود. آنهايي كه امام حسين را كشتند، بيدين نبودند، بلكه تكامل نيافته بودند؛ در حالي كه در كلام امام حسين ميبينيم كه ميگويد، وقتي شمشير ميزني آن را با بصيرت بزن؛ منظور امام حسين اين است كه بدون فكر شمشيري نزني و يا كاري انجام ندهي و پس از بيست سال بگويي كه من در آن زمان احساسي رفتار و اشتباه كردم و حلاليت بخواهي.
همچنين مهدي چهل تني، ديگر سخنران اين مراسم گفت: موارد زيادي در تاريخ هست كه كساني ميخواهند برتري بجويند و براي آن، هر چيزي را ميفروشند تا قدرت را بخرند، اما كسي كه خود را ميفروشد چگونه ديگران را نميفروشد؟ از سويي تا كسي مسائل خود را با خداي خود حل نكند چگونه ميتواند مسائل ما را حل كند؟ بنابراين بايد حساب كنيم كه كجاي اين مقام بندگي قرار داريم؟
وي ادامه داد: يكي از آثار يقين ايمان به حضور دائمي پروردگار، پرونده و حساب و كتاب آخرت است. كسي كه به حضور دائمي خدا ايمان دارد در هر عمل و شغلي كه باشد ميداند خدا مراقب اوست و نظارت پروردگار مانند ترجيعبندي در بسياري از آيات كريمه ظاهر شده است.
چهل تني اضافه كرد: ظاهر در محضر خداست و باطن محضر خاص اوست. بايد بنشينيم و با خود حساب كنيم كه اگر خلاف رضاي او عمل ميكنيم، چگونه در محضر او خلاف ميكنيم؟ و كسي كه از ترس دوزخ خدا را عبادت ميكند بسيار فاصله دارد با كسي كه عالم را محضر خدا ميداند.
اين نويسنده خاطرنشان كرد: جرم بزرگتر آن كه در عبادات خود توجه نداريم كه با چه كسي صحبت ميكنيم. ظاهر در مقام بندگي اما باطن غوطهور در اين و آن. زبان ظاهر با خدا و زبان باطن با اغيار صحبت ميكند.
وي گفت: چرا اين آداب توحيدي در عبادت، در ما اثري ندارد؟ اين قانون را شنيدهايد كه اگر ذرهاي ناخالصي به آب وارد كنيد آب در صد درجه به جوش نميآيد. با باور به اين قانون دقيق، آن وقت نبايد باور كنيم كه اين دنيا حساب و كتابي دارد؟ و با خود نميگوييم چرا برخي وجدانها و قلبها قسي شده است؟
چهل تني اضافه كرد: چه كسي گفته بدون مجاهده در راه طلب، انسان به جايي ميرسد؟ چه در امور دنيوي و چه در امور اخروي؟ عبادت همين است.
وي همچنين با ذكر خاطرهاي از بزرگي، گفت: اگر به خاطر 500 تومان بدهي به يك يهودي، انسان در برزخ گرفتار ميشود، پس «فمن يعمل مثقال…» دربارهي همهي انسانها مصداق دارد و كساني كه به حساب و كتاب معتقدند، عمل، گفتار و كردارشان هم با حساب و كتاب است و اين نشانهي شيعيان است كه در طول روز به حساب و كتاب خود بايد رسيدگي كنند.
چهل تني درباره كسب يقين نيز گفت: ظلم و ستم، بيتوجهي به حضور پروردگار، حرامخواري و حرامخواهي است. اين ها به يقين لطمه ميزنند؛ در حاليكه تقوا ستون يقين است.
اين محقق اسلامي در پايان اظهار داشت: وقتي به حادثهي كربلا نگاه ميكنيم ميبينيم گويي اينها مامور بودند مفسر آيات قرآن باشند. اندوه و گريه براي اين مظلومان، نشانهي سلامت دلها و نشان اين است كه دشمني با ظلم در دل انسان وجود دارد و قراردادي نيست.
1. بر گرفته از گزارش ايسنا
