گزارش مكتوب مراسم عاشورای نهضت آزادی ايران
منزل جناب آقای مهندس صباغيان
١٠/١١/١٣٨٥
مراسم عاشوراي حسيني نهضت آزادي ايران نيزطبق برنامه سال هاي گذشته با حضور اعضا و علاقه مندان در خانه آقاي مهندس صباغيان برگزار شد. در اين مراسم آقايان احمد قابل و حسن يوسفي اشكوري سخنراني كردند و پس از برگزاري نماز جماعت و پذيرايي نهار، برنامه خاتمه يافت.
تلخيص سخنراني آقاي احمد قابل به شرح زير است:
بيم ها و اميدهاي دينداري
امام حسين(ع): آدميان بردگان دنيايند، و دين سخن کم بهايي است بر زبانهاشان. گرد او جمع ميشوند و او را در بر مي گيرند، تا هنگامي که زندگي روزمرهي مادياشان را بر پا گرداند ، پس هنگامي که به سبب گرفتاريها آزمايش ميشوند، دينداران کم ميشوند.
امام صادق(ع):کسي که دينش را از دهان افراد گرفته باشد،افراد ديگري دين او را از بين مي برند، و کسي که دينش را از قرآن و سنت گرفته باشد، کوهها از بين ميرود، اما دين او از بين نميرود.
بيم ها:
دينداري در زمان ما کار دشواري است. همان که گفتهاند«به مانند نگاه داشتن فلزي داغ بر کف دستان آدمي است».چيزي که براي پيامبر خدا نيز تعجب آور بوده است.(من لا يحضرالفقيه-شيخ صدوق-ج4-ص 366/ يا علي اعجب الناس ايمانا و اعظمهم يقينا قوم يکونون في آخر الزمان لم يلحقو النبي، و حجب عنهم الحجه فآمنوا بسواد علي بياض).
دشواري آن در دو بعد؛ دروني و بيروني است.هم در عالم ذهن و هم در عالم عين.در دو عالم نفس و عالم خارج.
در عالم ذهن با مشکلاتي از قبيل؛
1-نا آشنا بودن با بسياري از مفاهيم مورد نظر شريعت محمدي(ص) و اختلاف نظرهاي بي شمار عالمان شريعت که عملا پيدا کردن حقيقت را براي عموم مسلمانان بسيار دشوار کرده است.
2-ناشناخته ماندن نسبت بين عقل بشري با نقل وحياني و تفسيري شريعت و چگونگي رفتار صحيح در هنگام تعارض ما بين عقل و نقل.
3-ممانعت هاي فراواني که در مقام عمل، حتي بسياري از نيازهاي فطري بشر را ناديده ميگيرد، به نام شريعت منطبق با فطرت بشري.
4-چهرهي عبوس و ماتم زدهي انديشههاي رايج به نام شريعت محمدي و تبليغ بسيار غم و اندوه و محروميت از شادي و نشاط و اميد.
5-نگاه تعصب آلود و غير مدارا جويانهي انديشه رايج شرعي، نسبت به غير مسلمانان که مسالمت جو و خوش اخلاقاند و همه ي ايشان را اهل عذاب دانستن و فقط همفکران خود را اهل نجات شمردن.
6-وجود تبعيض آشکار بين زن و مرد، مسلمان و غير مسلمان و … در انديشه هاي رايج اسلامي، ذهن نيمي از جامعهي اسلامي را (زنان) از آغاز اسلام به اين امر مشغول کرده است و بخش هاي انديشمند نيم ديگر(مردان) را نيز،گاه به ميدان ترديد و پرسشهاي توبيخي و انکاري کشانده است و در اين خصوص البته کمتر پاسخ قانع کننده اي شنيدهاند.
در عالم خارج نيز با مشکلاتي از قبيل:
1- نگاه سنگين عقلگرايي که نتيجه ي عملي انديشه هاي آنان، نه تنها اوضاع فردي و اجتماعي بد تر از وضعيت دينداران را در دنيا برايشان فراهم نساخت که در برخي مجامع، وضعيتي با سلامت، امنيت، آباداني، رفاه و آسايش بيشتر را براي غير متديانان پديد آورده است.
2- ناکارايي انديشه هاي اسلامي براي ايجاد جامعه اي نمونه و برتر، عليرغم ادعاي برتري انديشه ي اسلامي بر ساير انديشه هاي الهي و بشري
3- وجود احکام و انديشههايي که امکان تعامل مثبت با بسياري از انسان هاي مسالمت جو، حق پذير، منطقي وفادار به اخلاق انساني غير مسلمان را از پيرو انديشه هاي رايج شرعي، دريغ مي دارد.
4- رويکردهاي جهاني«تساوي طلب و حقوق بشري» که تنها عامل و ملاک«صاحب حق بودن» را «انسان بودن» ميداند، و جبهه گيري آشکار مجامع علمي، سياسي و فرهنگي جهاني در برابر رويکرد هاي تبعيض آميز جوامع اسلامي و شکل گيري«افکار عمومي بشري» عليه اسلام و مسلمانان.
5- نا شناخته ماندن رويکرد هاي مسالمت جو و رحماني اسلام، در ميان اکثر متدينان.
6- مشکلات بي شمار اجتماعي ناشي از «شکل گيري احساسات شديد و عواطف غير طبيعي» پيرامون انديشه هاي رايج و استمرار اين وضعيت و تبديل شدن آن به « خو و خصلت» در جوامع مذهبي، تا جايي که افراد آشنا با رويکردهاي رحماني شريعت نيز از تبعات آن خو خصلت ها در امان نبوده و نيستند. گويا محذورات اجتماعي و هماهنگي با عادات و رسوم مذهبي به عنوان وظيفه اي غير قابل ترديد، همچنان روح و ذهن همگان را در تسخير خود دارد و امکان انديشدن، بررسي حقيقت موضوعات، فوائد و مضرات آن ها را از همه سلب کرده است. اين وضعيت تا بدان جا پيش مي رود که براي مثال حسين بن علي از صحنه امامت به صحنه حماسي برده شده است و حتي در بحث هاي علمي فقهي و اخلاقي از او حرفي مطرح نيست و او را تنها در شش ماه آخر زندگي خود حبس کردهاند و حتي زندگي او به نفع احساسات تحريف ميشود.
7-نبودن همفکري و همکاري علمي و فرهنگي، در ميان جامعه ي دگر انديش مذهبي نداشتن انسجام در طراحي و اولويت هاي بحث و عدم ارايه ي برنامه ي مشخص و منسجم علمي و فرهنگي براي دوران گذار و يا دوران ثبات انديشه هاي رحماني شريعت.
8-اندک بودن امکانات( امنيت مالي و فرهنگي) عالمان اصلاح طلب انديشه هاي ديني.( کرم داران عامل را درم نيست) و طبيعتاً در چنين وضعيتي، امکان رشد بيش از اين، وجود ندارد.
9-فشار هاي کمر شکن طرفداران انديشه هاي رايج و بهره گيري از انواع محروميت ها ، تهديد ها و تکفير ها.
10-همراهي حاکمان در ايجاد محروميت ها و تهديد ها براي دين داران خرد ورز که معمولا نميتوانند با سياست هاي حاکمان همراهي کنند.
11-کمبود شجاعت لازم براي اظهار يافته هاي علمي(در حوزه ي معارف شريعت) هر گونه نو انديشي و اصلاح طلبي ديني، از سوي اين گروه از روشنفکران با مارک عدول از آموزه هاي شريعت مواجه شده و مي شود. جالب است که ملاک اظهارات اين گروه، اظهارات انحصار طلبانه ي طرفداران انديشه هاي رايج اسلامي است(که اين دو گروه خود را شديدا مخالف يکديگر مي دانند.) بنابراين، اصلاح طلبان انديشه هاي ديني، از سوي دو گروه« روشنفکران غير ديني» و « طرفداران انديشه هاي رايج سنتي» به اتهام يگانه اي متهم شده است، که عبارت از« ارتداد و خروج از دين مذهب»!
12- اظهار نظر هاي شبه عالمانه از سوي افرادي که اطلاع چنداني از متون اصلي شريعت ندارند و يا مباني علمي روشني براي ديدگاه هاي خويش تهيه نکردهاند، آفتي است که « نهضت اصلاح انديشه هاي شريعت» را تضعيف
مي کند. نمونهي اين افراد را در ميان برخي روحانيان، برخي دانشگاهيان(اساتيد و يا دانشجويان) و برخي از فعالان سياسي مي توان ديد.«شتاب زدگي» در طرح سخناني جديد و نوين و انتساب آن به شريعت، بدون ارائه ي دلائل محکم عقلي يا نقلي، و بي توجه به روش هاي پذيرفته شده ي علمي، مي تواند به شکل گيري نگاه منفي نسبت به گرايشات اصلاحي منجر شود.
اميد ها؛
1-خوشبختانه دست اصلاح طلبان انديشه هاي رايج از دلايل عقلي و ادله ي عقلي معتبره ي نقلي موجود در متون اوليه شريعت(قرآن و روايت معتبره) نسبت به مسايل اختلافي،پر است.
2-درگيري علمي با عالمان اصلاح طلب، براي هيچ يک از دو گروه رقيب(روشن فکران غير ديني و سنت گرايان طرفدار انديشه هاي رايج)آسان نيست، چرا که در بسياري از مسائل مورد اختلاف دست رقبا از دلايل قانع کننده، تهي است.
3- در بسياري از مسائل اختلافي، ادله ي متعارضي وجود دارند که گزينش هر يک از دو طرف مورد نزاع را از نظر علمي، ممکن مي سازد. گزينش در باب تعارض ادله، اصلي عقلي و پذيرفته شده است. نهايتا بايد مجموعه ي گزينش ها، آدمي را به تناقض و يا تضاد در انديشه ي مورد پذيرش خويش نرساند.
4-خوشبختانه، در موارد بسياري از مسائل اختلافي، انديشه هاي رايج را دچار تناقض در گزينش ها ميبينم. عدم
پايبندي به مباني اعلام شده و پذيرفته شده ي خود، به فراواني در انديشههاي رايج وجود دارد، که به همين خاطر شديدا آسيب پذير شده است.
5- پيدايش و تکثير مراکز پژوهشي علوم اسلام، در حوزه هاي علميه، آينده ي اميد بخشي را نويد ميدهد دلايل اين اميد واري را به اطلاع مي رسانم؛
الف) نگرش علمي به مسائل شريعت، نکته اصلي تفاوت ديدگاه اصلاح طلبان و سنت گرايان مدافع نظريات رايج است. تکثير رويکرد هاي علمي در حوزه ها، به معني تکثير نهاد هاي آموزش و پرورش اصلاح طلبي ديني نيز هست. حوزه هاي علميه هر چي علمي تر شوند و از نظرياتي که در سايه ي احساسات غير طبيعي و تعصبات بي مورد رشد يافته اند، ور تر شود، مطمئنا به ديدگاه هاي اصلاح طلبانه است.
ب) افراد پرورش يافته در اين مراکز تحقيقاتي، آدمياني بسيار نزديک تر به انديشه هاي اصلاح طلبانه بوده است.
پ)اقتضاي طبيعت افراد شاغل در اين مراکز، پرهيز از اظهار نظر هاي صرفا احساساتي و متعصبانه است. ميزان تحمل طرفداران انديشه هاي رايج، که شاغل در اين مراکز بوده و هستند، لااقل با افراد پرورش يافته در غير اين مراکز،متفاوت است و اين امر، به نفع انديشه هاي اصلاح طلبانه است.
ت)گروه مدافع نظريات رايج، کم و بيش در حال از دست دادن نيرو هاي خود است و لااقل از نظر رشد متوقف شده است، در حالي که اصلاح طلبان انديشههاي شرعي، در حال تکثير تدريجياند. کندي اين رشد را ناشي از مسائلي ميدانم که در بخش بيمها، به آن اشاره شد.
ث) توانايي هاي مناسبي در برخي از روحانيان کمتر شناخته شده، برخي اساتيد دانشگاه، برخي از فعالان سياسي و برخي انسان هاي آشنا با مطالعات اسلامي، وجود دارد. با اندک سرمايه گذاري عالمان اصلاح طلب شريعت و تشکيل نهاد هاي علمي، آموزشي و پژوهشي و با تشکيل جلسات مشترک براي بحث استدلالي در مسائل نظري، و يا تدوين«سير مطالعاتي مناسب»، امکان تامين بيشترين نيروي ممکن آشنا به مباني نظري انديشه هاي اصلاحي و آماده ي دفاع از برداشت هاي اصلاحي را خواهيم داشت.
6- روند افکار عمومي جهاني و نزديک تر شدن فرهنگ ها و آسان و ارزان تر شدن ارتباطات در دنياي امروز، و روند به گسترش آن، و گرايش عمومي جهانيان به صلح همزيستي مسالمت آميز و گسترش فرهنگ عدالت به مفهوم تساوي(که برترين مفهوم عدالت است) و آشنايي اجمالي افکار عمومي جهانيان با اسلام رحماني و مسالمت جو در برابر انديشه هاي خشونت طلب مدعي اسلام ، نشان از آينده اي اميد بخش براي اصلاح طلبي ديني در سطح جهاني دارد. طبيعي است که پيروان شريعت محمدي( ص) نيز به عنوان جزئي از پيکره بشر عصر حاضر، اين قائده مستثناء نيستند. هر چه آگاهي هاي عمومي در دانش بشري گسترش مي يابد آگاهي نسبت به آموزه هاي حقيقي شريعت نيز افزونتر مي شود. به همين دليل امکان گسترش تفکرات اصلاحي در حوزه ي شريعت، نسبت به دوره هاي پيشين، بيشتر مي شود.
7- بن بست طبيعي برداشت هاي ضد عقلي مخالف عقلانيت از شريعت امري است که از متن شريعت نيز ميتوان شکست گريز ناپذير آن را دريافت. تمامي شرايع الي قبل از شريعت محمدي ص از آن جهت دچار مشکل شدند که به رويکرد هاي خلاف عقل، ملتزم شدند. شکست رويکرد هاي ضد عقلي، سنت الهي است و قطعا سرنوشت رويکرد هاي مشابه در شريعت محمدي (ص) نيز همان خواهد بود. اين بن بست طبيعي با رويکرد عقلاني به شريعت شکسته مي شود و راه براي دين داري مبتني در عقلانيت، باز مي شود. بنابراين اميد توجه عمومي به اين رويکرد در آينده اي نه چندان دور، وجود دارد.
***
مسئوليت دينداران در عصر حاضر، تلاش براي از بين بردن بيمها (در دو عرصه ي فردي و اجتماعي) و تقويت اميدها است. «جهاد في سبيل الله» در عصر حاضر تلاش خستگي ناپذير و همگاني در اين زمينه است. هر کس به ميزان امکانات و توانايي هاي خويش بايد در جهت رشد فرهنگ«اسلام رحماني» (که مبتني بر انديشههاي اسلامي است) و تضعيف فرهنگ«اسلام خشونت طلب»(که عمدتا مبتني بر انديشه هاي سنتي رايج است) تلاش و کوشش کند.
وظيفه ي عالمان شريعت، تلاش علمي و فرهنگ سازي است.آنان بايد از جمله ي پيشروان عمل به انديشه ها و لوازم و سخنان خويش باشند. نبايد تناقض و تضادي بين عمل و نظر آنان ديده شود. اگر اين مجاهدت علمي و عملي، تحقق پذيرد، مي توان اندک، اندک شاهد پذيرش و رشد عمومي فرهنگ اصلاحي در جامعه اسلامي بود.
هر کس با هر امکان و تواني، مي تواند جايگاه خود را در اين جهاد«فرهنگي و علمي» پيدا کند و سهم خود را از اين مسئوليت اجتماعي، بشناسد و ادا کند.
از خداوند رحمان و رحيم مي خواهيم که؛«ما را نسبت به حقايق شريعت محمدي (ص) که منطبق با سرشت عقلاني بشر بوده است، عالم گرداند، و نسبت به حقايق که درک کرده ايم عامل قرار دهد.»
اللهم ما عرفتنا من الحق فحملناه و ما قصرنا عنه فبلغناه.آمين رب العالمين.
