اخبار جنبش اسلامي، شماره 5، چهارشنبه 15/9/57
تهران
محرم، ماه قيام، ماه خون
شنبه 11/9 (اول محرم)
از صبح زود حركت مردم از نقاط مختلف شهر آغاز ميشود. خبر شهيدان و مجروحان ديشب همه را غمگين كرده
بود، ماه محرم با خون شهيدان براستي آغاز شده بود و پيام شهيدان كربلا بيش از هميشه الهام بخش بود…… تظاهر كنندگان با شعارهاي خود مردم را از فاجعه ديشب آگاه ميكردند. مأمورين سفاكانه تيراندازي ميكردندو از كشته پشته مي ساختند. بيشترين كشته در چهار راه سرچشمه بود كه پس از مدتي تلي از شهدا را مامورين در گوشه اي جمع كرده و مدتي بعد با آمبولانسهاي ارتشي بردند. در اينجا مردم از بازار تهران حركت كرده بودند و پس از طي خيابان بوذر جمهوري و ري از طريق امير كبير در ساعت40/10 به سرچشمه مي رسندو چون در قسمت جلو و عقب تظاهركنندگان با اتومبيلها راه بندان ايجادكرده و مانع رسيدن مامورين ميشدند، سربازان پياده از ميدان شپه حركت كرده و خود را به سرچشمه ميرسانند و بدون اخطار و استفاده از گاز اشك آور مردم بيدفاع را به مسلسل مي بندندو بگفته شهود عيني حداقل در اين محل 200 نفر شهيد ميگردند پدر مجاهدي كه اخيراً يكي از فرزندانش بجرم آزادگي تيرباران شده بود، اظهار ميداشت كه در كنار او با يك رگبار، 25 تا 30 نفر بزمين افتادند. و در ابتداي كوچه ارژنگي مقابل سراي ناهيد بيش از 500 جفت كفش زنانه و مردانه و بچه گانه متعلق به شهدا و مجروحين و كسانيكه موفق به فرار شده بودند پراكنده شده بود. يكي از كشته شدگان بنام‹‹ اصغر استاد نيا›› راننده اتوبوس دو طبقه در پشت فرمان كشته شد. مردم جنازه او را كه داراي 5 فرزند بود به مسجد فايق در خيابان شهباز آوردند گلوله درست به مغز او اصابت كرده بود و آنرا متلاشي كرده و به ديواره اتوبوس چسبانده بود. نيمساعت پس از جمع آوري شهدا و مجروحين هنگاميكه داشتند كف خيابان را از خونهاي پر بركت شهدا مي شستند، دو مجروح نيمه جان را در جوي خيابان امير كبير يافتند و دو مجروح ديگر نيز روي پشت بام خانه اي افتاده بودند كه سربازان نمي گذاشتند مردم هيچكدام را به بيمارستان برسانند. از اين لحظه ببعد مردم در راهپيماييها و تظاهرات خود مي گفتند: «اول محروم سرچشمه كربلاشد» در اطراف بيمارستانها هزاران نفر براي اهداي خون اجتماع كرده بودند و آمادة هر گونه كمك به مجروحين بودند. تنها در بيمارستانهاي «بهاور و بهادران» از ساعت 10 شب شنبه تا صبح يكشنبه 23 كشته و حدود 300 زخمي برده اندو در بيمارستانهاي بازرگانان ـ سوم شعبان ـ طرفه ـ سوانح ـ جرجاني و شفايحياييان تعداد زيادي مجروح برده اند ظهر روز شنبه بيمارستان شفايحياييان اعلام كرد كه بيمارانش را به جاي ديگري منتقل كرده و آماده پذيرش 700 مجروح است و در ساعت 4 همان روز اعلام نموده تمام ظرفيت بيمارستان تكميل است. شايع است مسافري كه عازم تهران بود، بخاطر تاخير ورود به شهر مواجه با ساعت حكومت نظامي ميشود و ناچاراً در اطراف بهشت زهرا در اتومبيل خود ميخوابد. نيمه هاي شب در اثر سروصدا از خواب بيدار ميشود و در فاصله نزديكي چند ماشين ارتشي را مشاهده ميكند و لدري را مشغول حفر چاله مي بيند كه پس از كندن زمين جنازه ها را در گودال ريخته و با خاك آنرا ميپوشانند.
كشتار در خيابان رامسر (يكشنبه 11/9)
حدود ساعت 11 صبح تعداد زيادي دختر و پسر جوان در حاليكه پيراهن هاي سياهي پوشيده بودندو عكس هايي از آيه الله خميني حمل ميكردند، از خيابان سپهبد زاهدي شروع به حركت ميكنند اين عده در حاليكه مرتباً تعدادشان افزوده ميشد، به خيابان تخت جمشيد ميرسند و از آنجا بطرف سفارت امريكا حركت ميكنند. در مقابل سفارت علاوه بر مامورين مسلح ارتش، دو سرباز امريكايي با لباس شخصي عمليات حفاظتي را رهبري و كنترل ميكردند و مرتباً با بي سيم جريان را بداخل سفارت گزارش ميكردند. در اين هنگام كه جمعيت به حدود 150 متري غرب سفارت رسيده بود يك كاميون سرباز به طرف آنان حركت ميكند. جوانان به كوچه هاي جنوبي تخت جمشيد و خيابان ثريا ميگريزند و در خيابان رامسر، به دانشجويان تربيت معلم كه تظاهرات كرده بودند ميپيوندند. در اينجا مامورين جمعيت را محاصره مي كنند و برگبار مي بندند و 4 نفر را هدف گلوله قرار مي دهند. دو نفر آنها مقابل خوابگاه دانشكده تربيت معلم و دو نفر ديگر مقابل خانه شماره 55 خيابان رامسر بزمين مي افتند و پس از انتقال به بيمارستان فوت ميكنند. يكي از اين شهدا، در آخرين لحظات حياتش با رو حيه اي شگفت انگيز با قطرات آخر خونش روي كاپوت اتومبيل پيكان شماره (12535 ـ تهران س) كه در گوشه خيابان رامسر پارك شده بود. شعار ملت را مي نويسد. ‹‹مرگ بر ……. ››
خيابان خراسان در تظاهرات اين منطقه 5 نفر كشته شدند. مردم پارچه سفيدي را كه بخون آنها آغشته بود، در وسط خيابان در معرض ديد عموم قرار دادند.
بازار
در تظاهرات پراكنده بازار، گفته ميشود 5 نفر كشته شده اند و پليس عبور و مرور بطرف سبزه ميدان وبازار را قطع ميكند.
شاهپور
در اين ناحيه مردم به خيابانها مي ريزند و شروع به آتش زدن لاستيك ميكنند و شعار ميدهند. مامورين سر ميرسند و به داخل كوچه ها تير اندازي ميكنند و مردم را تعقيب مينمايند صبح روز بعد پليس به داخل خانه هاي شناخته شده مي ريزد و بدنبال بلند گو مي گردد و مردم را مورد بازجويي قرارم مي دهد.
اتابك
در تظاهرات اين منطقه گفته ميشود 4 نفر شهيد شده اند در خيابان شميران مقابل سينما ريولي، مردم يك جيپ شهرباني به شماره 2724 را به آتش ميكشند. از جزييات حادثه و سرنوشت سرنشينان آن اطلاعي در دسترس نيست.
بهشت زهرا
همه روزه در ايام محرم تظاهراتي در بهشت زهرا برپا ميگردد هنگاميكه جنازه سوراخ سوراخ شده تازه شهيدي را ميآورند تظاهرات به اوج خود ميرسد. تنها صبح روز يكشنبه دوم محرم 20 شهيد را دفن كردند شب جمعه 9/9 بعد از ساعت 9 شب جمعيتي در خياباني تظاهرات مي كردند سربازان هجوم مي آورند و مردم به خانه ها پناه مي برند. در يكي از اين خانه ها كه مردم خود را مخفي مي كردند سربازان از پشت در تير اندازي ميكنند و پسر صاحبخانه كشته ميشود و مامورين جنازه او را به زور گرفته با خود مي برند. شنبه 11/9 اين خبر به تواتر به مارسيده است و عليرغم غير عادي بودن، صحيح به نظر ميرسد حدود ظهر روز شنبه مامورين ارتش، 25 نفر جواني را كه به علت تظاهرات دستگير كرده بودند، در پياده رو مقابل مجلس روي زمين مينشانند تا نفر بر خالي بيايد و آنها را به زندان ببرد مدتي طول مي كشد و جوانان از يكجا نشستن و سرما آنهم گوشه خيابان به تنگ مي آيند و يكي از آنها اعتراض ميكند و مي گويد مگر به خيابان آمدن جرم است؟ افسر فرمانده با لحن تندي مي گويد خفه شو حرف زدن هم ممنوع است! از اين قسمت واقعه نقل قولهاي متعددي كرده اند كه چگونگي آن دقيقا روشن نيست. بروايتي جوان معترض بجوابگويي پرداخته حتي در صدد خلع سلاح يكي از سربازان بر ميآيد و فرمانده به اين بهانه فرمان آتش ميدهد و هر 25 نفر را شهيد مي نمايند. سربازان اجساد شهدا را به داخل كاميون ريو انداخته به مقصد نامعلومي ميبرند عصر آن روز سربازان به آسايشگاه خود رفته و اسلحه هايشان را به زمين مي اندازند و روي تخت خود شروع به گريه ميكنند. وضع غير عادي سربازان همه را متاثر ميكند و سرهنگ (كه بتازگي از سرگردي به درجه سرهنگ تمامي رسيده بود) براي آنها صحبت ميكند درحين صحبت حال سربازي به هم ميخورد و اورا به بهداري مي برند و براي راحتي وجدان بقيه، 24 ساعت استراحت ميدهند.
مسجد قبا
رو زشنبه 11/9 پس از اقامه نماز مغرب و عشا و سخنراني آقاي دكتر مفتح، مامورين ارتش مسجد را محاصره ميكنند و با تيراندازي هوايي به ارعاب مردم ميپردازند. فرمانده آنها با بلند گو اعلام ميكند ‹‹ چون براي تشكيل اين اجتماع كسب اجازه نشده است بايد تعطيل گردد ›› و به اينترتيب اين مسجد را از ابتداي ماه محرم تعطيل مي نمايند.
مسجد تهراني
عصر روز 11/9 در مسجد تهراني واقع در منطقه دروس، هنگاميكه مردم مشغول مقدمات نماز جماعت بودند، معاون كلانتري قلهك د رمحل حاضر شده با توهين و ناسزا به كمك مامورين همه را از مسجد خارج ميسازد و بدون جهت براي ارعاب ساكنين محل مدت يكساعت تير اندازي مينمايند.
«هموطن، اكنون كه مطبوعات – راديو و تلويزيون – مساجد – مدارس – دانشگاهها و كليه مراكز تجمع و كسب خير را تعطيل نموده اند، وظيفه همه ما است در ابلاغ اخبار بكوشيم و با تكثير و توزيع اين نشريه توطيه رژيم را خنثي سازيم. »
روز پنجشنبه 9 آذر ماه در بهشت زهرا اعلام شده بود كه نماز جمعه در مسجد المهدي (تهران نو) برگزار ميگردد. از صبح جمعه مسجد بوسيله نيرو هاي ارتش محاصره ميگردد و مردم كه از ساعت 9 صبح آمده بودند متفرق ميشوند. در همان محل تراكتهايي پخش ميشود كه در ان از مردم دعوت شده بود شب شنبه از ساعت 9 ببعد روي پشت بامها رفته شعار ‹‹الله اكبر ›› و ‹‹ لا اله الا الله ›› بگويند.
شعارهاي شبانه (در پشت بام ها)
ارتش به اين بي غيرتي، نديده هيچ مملكتي. حسين، راه ترا ما برگزيديم، هر دو با هم گرفتار يزيديم. افتد اگر اين پيكر زارم، دست از خميني بر نميدارم. انقلابي ترين مردم جهان است آيه الله خميني، رهبر نهضت آزادگان است آيت الله خميني.
مردم چه وقت خواب است،
برخيز انقلاب است
يزيد به تخت نشسته
چه سفت و سخت نشسته.
توپ و تانك ومسلسل، ديگر اثر ندارد، مسلمان ايراني از مرگ ترس ندارد.
الله اكبر، خميني رهبر، ميريم به جنگ شاه ستمگر
خميني ايران انقلاب است، نقش مخالفين تو بر آب است،
جان من فدايت، همچو مصطفي يت،
مرگ بر اين ……. ‹2›
… جنايت ميكند – ارتش حمايت ميكند
ما مسلمانان همه آزاده ايم،
دست بيعت با خميني داده ايم
تنها راه رهايي
جنگ مسلحانه است
مسلمان بپا خيز
برادرت كشته شد.
ايران شده فلسطين، مردم چرا نشستين؟
«خواهر و برادران مسلمان
در اين روزهاي بحراني و پرحادثه، هر روز تعداد زيادي از خواهران و برادران ما هدف گلوله هاي دژخيمان قرار مي گيرند و احتياج به خون پيدا ميكنند. اهدا خون ميتواند مجاهد مجروحي را از مرگ حتمي نجات دهد.
كسانيكه گروه خون خود را نميدانند هر چه زودتر براي تعيين نوع آن به مراكز آزمايش و اهدا خون مراجعه كنند و آماده ايثار باشند. در ضمن چون بعضي از گروههاي خون از جمله Oمنفي و A منفي بسيار نادراند، كسانيكه خونشان با اين دو گروه تطبيق ميكند وظيفه خدايي شان حكم ميكند سريعاً به بيمارستانهايي كه معمولاً مجروحين به آنجا منتقل ميشوند مراجعه نمايند و جان خواهر با برادري را نجات دهند.»
ساواك براي خدشه دار كردن نهضت اسلامي، در روز 25/ 8 / 57 اعلاميه جعلي بنام حضرت آية الله خميني منتشر مينمايد و در سطح وسيع شبانه پخش ميكند و در ساعات حكومت نظامي بمنازل و اتومبيل ها مي اندازد ولي اين اعلامه آنچنان نا شيانه تهيه شده بود كه ساده ترين افراد بمحض رؤيت متوجه جعلي بودن آن ميشدند. آقاي بوشهري (شوهر اشرف) به بانك مركزي مراجعه مي نمايد و آقاي خوشكيش رييس بانك به كارمندان دستور ميدهد كار خروج چندين ميليون ارز را براي ايشان ترتيب دهند ولي كارمندان شديدا اعتراض كرده و خاطرنشان ميكنند ممنوعيت خروج ارز شامل همه ميگردد. در اينموقع بقيه كارمندان كه متوجه موضوع شده بودند همصدا شده دست از كار ميكشند. تظاهرات كاركنان بانك مركزي كه بدنبال اعتصاب كاركنان بانك ملي آغاز شده بود به تير اندازي كشيد. كاركنان اين بانك همراه كارمندان بانك سپه در حاليكه لباس سياه به تن كرده بودند در حياط بانك به كارمندان بانك ملي ميپيوندند سپس با قرار دادن ماشين مخصوص حمل پول پشت در ورودي بانك مانع ورود خودروهاي ارتشي ميشوند و شروع به تظاهرات ميكنند ولي مامورين از طريق پاركينگ بانك مركزي بمحوطه بانك ملي حمله و تير اندازي ميكنند و كارمندان را به خيابانهاي اطراف پراكنده مي سازند در جريان اين تظاهرات كه خوشبختانه تلفاتي نداشت، كليه نگهبانان مسلح بانك شركت كرده بودند. با همه تلاشهاييكه براي شكستن اعتصاب پالايشگاه انجام مي گيرد هنوز اعتصابادامه دارد. كاركنان خط لوله تهران هنوز در اعتصابند و در نتيجه آن، خطوط لوله شاهرود – تبريز و زنجان و ساير قسمتهايي كه از تهران تغذيه ميگردد تعطيل گرديده است. گفته ميشود به علت اعتصاب قسمت پخش و ساير قسمت هاي شركت نفت، مقداري از مصارف سوختي از كويت تامين مي شود. بعلت خوابيدن خطوط لوله تهران، سوخت تهران با قطار از اهواز حمل ميگردد. قرار است پالايشگاه ابادان و ساير قسمتهاي شركت نفت در جنوب از روز شنبه دوباره اعتصاب نمايند. يكي از كاركنان زخمي شركت نفت، بعلت اينكه تير به نخاع او خورده بود، هر دو پايش فلج ميشود و پزشكان بخاطر حساس بودن موضع از دز آوردن تير خودداري كرده اند.
اصفهان (11 كشته ـ 55 زخمي)
روز يكشنبه 5/9 حدود 9 صبح عده اي از مردم قصد داشتند در مسجد مصري واقع در خيابان سروش اجتماع كنند ولي با ممانعت مامورين پليس مواجه ميشوند. مامورين به سركردگي استوار توكلي، بسوي تظاهركنندگان تير اندازي ميكنند و جواني از ناحيه چشم مورد اصابت گلوله قرار گرفته و شهيد ميشود. مردم كه از اين واقعه بشدت عصباني شده بودند، بمامورين حمله ميكنند. شخصي مچ يكي از پاسبانان را كه همچنان مشغول تير اندازي بوده ميگيرد و لوله هفت تير اورا بهوا ميگيرد كه بكسي اصابت نكند و شخص ديگري با لبه بيل از پشت سر به گردن او ميزند كه در دم كشته ميشود عده ديگري استوار توكلي را تعقيب ميكنند و او را در حاليكه بخانه اي پناه برده بود با كارد از پاي در ميآورند. پس از آن اسلحه و بي سيم اين دو نفر را برداشته متواري ميشوند. لحظه اي بعد مامورين ارتش و شهرباني و ساواك در محل حاضر ميشوند و بسوي افراد عادي كه بنظرشان مشكوك مي امده تير اندازي مي كنند و باين ترتيب 3 نفر را روبروي مسجد مصري از پاي در مياورند. پس از اين تير اندازي كه تا ساعت 5/10 ادامه پيدا ميكند، مردم از كوچه ها به ساير نقاط شهر سرازير ميشوند و زدوخوردهاي ديگري در ساير خيابانها اتفاق مي افتد. در هر كدام از خيابانهاي مسجد سيد (محمدرضا شاه سابق) ـ مدرس ـ فلكه طوقچي و ابن سينا 2تا 5 نفر كشته ميشوند. بعد از ظهر راديو اعلام مي كند‹‹ طبق اعلاميه شماره 55 ساعات منع عبور و مرور از11 شب به 8 شب تقليل پيدا ميكند. ›› در بيمارستان عسكريه تا ساعت 10 شب 55 زخمي مي آورند كه دو نفر از آنها فوت ميكنند. اين بيمارستان پس از معالجه فوري و پانسمان مجروحين بخاطر حمله احتمالي پليس آنها را از بيمارستان مرخص ميكند و مجروحين شديد را به بيمارستانهاي جرجاني و رضا پهلوي انتقال ميدهد. در اين دو بيمارستان 5 نفر شهيد ميگردند عده ديگري هم در بيمارستانهاي سپاهان و هزار تختخوابي بستري شده اند. گفته ميشود 4 پاسبان در خيابان مسجد سيد بوسيله بمبهاي دستي (كوكتل مولوتف) كشته شده اند. روز 1/9 عده اي از مردم در محله خواجو دست به تظاهرات زده بودند در كوچه درويشها نزديك چهار راه فروردين، به يكي از افسران ژاندارمري بنام جهادي برخورد ميكنند او كه اسلحه و بي سيم داشته، بسوي تظاهر كنندگان تيراندازي ميكند و دو نفر را مجروح مينمايد. پس از اين جريان مردم او را محاصره ميكنند و با سنگ در صدد مقابله بر مي آيند. در اين بين دو بمب يكي بنزيني و ديگري كوكتل بسوي او پرتاب ميشود كه باعث ميشود دود كوچه را بگيرد در اين موقع چند نفر از پشت خود را به او نزديك ميكنند و با سنگهاي مرمر نما كه در آن محل بوده به او حمله ميكنند. يكي از سنگها به سر او اصابت ميكند و آنرا ميشكند و به زمين مي افتد. شخص ديگري با كپسول گاز بسر او ميكوبد و پس از بيهوش كردن اسلحه و بيسيم او را مصادره كرده متواري ميشوند. ظهر همان روز سرلشكر ناجي بهمراه عده زيادي نفرات به محله مي آيند و براي كسيكه از اسلحه خبر بدهد ابتدا 5000 تومان وسپس 10000 تومان جايزه تعيين ميكند و همه مغازه داران نزديك محل و از هر خانه يكنفر را دستگير ميكند. آنروز و روز بعد مامورين هر جواني را در محل مي ديده اند، بشدت مضروب ميكردند. اين افسر اكنون در بيمارستان بستري است.
رفسنجان
روز چهارشنبه 1/9 براي استقبال از يك زنداني سياسي جمعيت كثيري در حومه شهر واقع در رحمت آباد اجتماع ميكنند پليس به جمعيت حمله و تيراندازي مي نمايد كه در نتيجه دو نفر شهيد و عده اي مجروح ميشوند (مردم پاسباني بنام حسن رضايي را قاتل ميدانند) در روز يكشنبه 5/9 راه پيمايي عظيمي ترتيب مي يابدكه پس از نماز جماعت در خيابان مدرس پايان ميگيرد. سهشنبه 7/9 سروان حيدري معاون شهرباني كه بآزار مردم و بخصوص دختران دانش آموز شهرت دارد در خيابان برق بقتل ميرسدو جنازه فوراً بكرمان منتقل ميشود. از ضارب كوچكترين اثري نيست.
بوشهر
در شب شنبه اول ماه محرم مردم بوشهر راه پيمايي عظيمي بر پا مينمايند، فرداي آنشب ارتش اقدام باعزام نيرو از
كازرون مي نمايدو مردم را كه بتظاهرات گسترده اي دست زده بودند به گلوله ميبندندكه در نتيجه هشت نفر شهيد و عده اي مجروح ميشوند.
قم
در سطح شهر هر روز تظاهراتي برگزار ميشود. بتازگي تمام عابريني را كه حامل بسته يا كيفي هستند، مورد بازديد قرار ميدهند. همچنين اكثر وسايط نقليه شخصي كه بشهر وارد ميشوند مورد بازديد مامورين قرار ميدهند.
تبريز
بعلت فشار زياد مردم، استانداري تظاهرات را در ماه محرم آزاد اعلام نموده است.
