مجلس هشتم آخر کار نيست
مصاحبه خبرنگار روز با محمد توسلي
چهارشنبه 1 اسفند 1386، حسين محمدي
انتشار بيانيه نهضت آزادي ايران و طرح لزوم نظارت بين المللي بر انتخابات ايران، بحث هاي فراواني را برانگيخت؛ اين بحث جنان بالا گرفت که آيت الله خامنه اي، رهبر جمهوري اسلامي ايران به پاسخگويي بدان پرداخت و حملات به نهضت آزادي ايران، شدت گرفت. در اين ارتباط با محمد توسلي گفت و گويي کرده ايم که در پي مي آيد. به اعتقاد آقاي توسلي “در شرايط كنوني کساني که به دنبال مبارزه قانوني هستند، مي دانند هنوز ظرفيت هايي براي تداوم تلاشهاي دموكراتيك وجود دارد و همين از ياس ونا اميدي مردم جلو گيري مي كند”.
سوال اول بر مي گردد به راهکاري که از سوي نهضت آزادي ايران مبني بر نظارت بين المللي بر انتخابات مطرح شده است. نهضت بر اساس چه تحليلي اين بيانيه را صادر کرده؟
تضمين آزادي و سلامت انتخابات، ضرورت صدوراين بيانيه بود. اين راهكار با توجه به عملكرد مجريان انتخابات وشوراي نگهبان وپيشگيري از انفعالي كه جنبش اصلاحات با آن روبرواست ارايه شد. اين هدف را در بيانيه بعدي با عنوان “ارزيابي واکنش ها” هم توضيح داده ايم.
به طور خلاصه، نهضت آزادي ايران از همان سال هاي بعد از پيروزي انقلاب، يعني از سال 1359 با تحليلي که از شرايط پس از انقلاب و ويژگي هاي مردمي آن داشت، راهکار مبارزه قانوني، علني و مسالمت آميز براي دستيابي به آرمان هاي مردم راانتخاب کرد و چون بحث آزادي، حاکميت ملت، دموکراسي و حقوق بشر ازمطالبات تاريخي و نيازهاي راهبردي جامعه است، از همان ابتدا بر مبارزات قانوني تاکيد شد. در مقابل گروه هايي بودند که همان موقع روش مبارزات مسلحانه را انتخاب کردند. ما دراين سي سال همواره بر اين استراتژي تاکيد و در همه انتخابات هم به نوعي حضور داشته ايم. انتخابات فرصت بسيار خوبي است که همه ما با الزامات جامعه دموکراتيک آشنا شويم و قواعد دموکراسي را ياد بگيريم و به ديگران هم آموزش بدهيم. هدف اصلي ما در شرايط پس از انقلاب اين نبوده که از انتخابات به عنوان سكوي پرش ودستيابي به قدرت استفاده کنيم، بلکه از اين رويداد همواره به عنوان يک فرصت مناسب استفاده کرده ايم تا فرايند دموکراسي تقويت شود. پيامد فرايند طي شده در سه دهه اخير وبه ويژه عملکرد شوراي نگهبان در انتخابات مجلس هفتم و رياست جمهوري نهم با ردصلاحيت هاي گسترده نامزدهاي اصلاح طلبان، واين برداشت كه نظام قابل اصلاح نيست، ياس و نااميدي در جامعه بود واحساس مي شد جنبش اصلاحات با بن بست مواجه شده است و مبارزات قانوني ديگر کارکرد ندارد.از قول مرحوم بورقاني نقل کرده اند که گفته انتخابات گذشته مرا به بيمارستان برد و انتخابات مجلس هشتم جان مرا خواهد گرفت، متاسفانه همين اتفاق هم افتاد. اين ذهنيت در ميان خيلي از دوستان اصلاح طلب هم وجود داشت. حساسيت وواكنش شديد آيت الله توسلي به شرايط انتخابات كه منجر به ايست قلبي ومتاسفانه درگذشت آن مرحوم شد نيز در همين راستا قابل تبيين است.
يعني اين موارد دلايل ارائه اين پيشنهاد بود؟
ظرفيت مبارزه قانوني در ذهنيت بسياري از فعالان سياسي و اجتماعي ما با چالش جدي روبرو است. ما در پي آن بوديم تا راهکار جديدي براي توسعه ظرفيت مبارزه قانوني و تقويت راهبرد تلاشهاي دموكراتيك ارايه كنيم. نظارت بين المللي در چهارچوب همان تعهدات بين المللي است که جمهوي اسلامي ايران برعهده دارد. در آن نشريه تاكيد شده است که انتظار نداريم در انتخابات مجلس هشتم نظارت بين المللي اتفاق بيفتد، بلکه طرح اين پيشنهاد و بخصوص با واکنش هايي که رخ داد وآنرا در سطح جامعه مطرح كرد، دستكم زمينه بررسي چنين راهکاري را براي تحولات تدريجي در جامعه ما مطرح كرد. در شرايط كنوني کساني که به دنبال مبارزه قانوني هستند، لا اقل مي دانند هنوز ظرفيت هايي براي تداوم تلاشهاي دموكراتيك وجود دارد و اين از ياس ونا اميدي مردم جلو گيري مي كند.
فکر مي کنيد واقعا پيشنهاد نظارت بين المللي قابليت عملي شدن دارد؟
اگر شما به تحولاتي که در دو يا سه دهه گذشته رخ داده است، نگاه کنيد، متوجه مي شويد که خيلي از پيشنهادات ابتدا غيرعملي به نظر مي رسيد. مثلا دردهه 60 کسي در مورد حزب و تحزب صحبت نمي کرد. خيلي از افراد موجه جامعه در آن زمان به اينکه عضو هيچ حزب و گروهي نيستند افتخار مي کردند.اما امروز تحزب و كار جمعي به عنوان يك ارزش مطرح و دستكم در سطح نخبگان پذيرفته شده است كه بدون شكل گيري و تقويت احزاب و نهاد هاي مدني صحبت از دموكراسي وعملي شدن برنامه هاي توسعه كشور بي معني است.
چه راهکار عملي براي اجرايي شدن اين پيشنهاد داريد؟
اگر يک فکر راهبردي و مورد نيازباشد خود جامعه آن فکر را مي گيرد و منادي آن مي شود. به رغم نقدهايي که انجام شده و گفته اند که نظارت بين المللي جسارت به ملت است و استقلال کشور را درمعرض مخاطره قرار مي دهد و ما بايد با ساز و کارهاي داخلي مشكلات را حل كنيم ـ كه ما هم با اولويت سازو كار هاي داخلي موافقيم ـ اما خيلي از کشورها نظارت بين المللي را براي تقويت اقتدار سياسي و مناسبات بين المللي شان درخواست مي كنند. مثل روسيه، نيكاراگوئه، ترکيه و حتي فلسطين که در انتخاباتي با نظارت بين المللي حماس انتخاب شد يا اخيرا در انتخابات پاكستان. من فکر مي کنم اگر اين مساله از سوي جامعه به مطالبه عمومي و فشاراجتماعي تبديل شود، روزي فرا مي رسد که مسئولان جمهوري اسلامي ايران براي نشان دادن اقتدار خود اين نظارت را خواهند پذيرفت. اگر هم اين اتفاق نيفتد جامعه مدني ايران همواره اين مساله را مدنظر دارد که اين راهکار قانوني وجود دارد و فعاليت هاي قانوني به پايان نرسيده است.
و چرا در اين شرايط اين قضيه مطرح شد؟
اين پيشنهاد چند سالي است درنهضت مطرح بوده و مورد بررسي قرار گرفته است. ما با توجه به نياز مبرمي که در شرايط کنوني و انفعال جامعه مي ديديم که تصور مي کردند اصلاح طلبي با بن بست مواجه شده، اين پيشنهاد را مطرح كرديم. هدف ما اين بود که از نا اميدي جلوگيري شود تا جنبش اصلاحات بتواند به راه خود ادامه دهد. البته تحقق اين پيشنهاد در حد توان يك حزب نيست و همه احزاب بايد در اين راه هماهنگ عمل كنند. يک حزب سياسي به تنهايي نمي تواند اين برنامه را پيش ببرد بلکه همه احزاب بايد نظر بدهند وبا تبادل نظر گام هاي موثربعدي برداشته شود.
واکنش اصلاح طلبان را چطور ديديد؟ فکر مي کرديد چنين واکنشي از سوي آن ها نشان داده شود؟
البته در اين حد پيش بيني نمي کرديم. اين واکنش ها پس از صحبت مقام رهبري بيشتر بود. سخنگويان برخي ازاحزاب و گروه هاي سياسي ظاهرا خواستند مرزبندي خود را با اين پيشنهاد نشان دهند تا درجريان تاييد صلاحيت ها بهانه را از شوراي نگهبان بگيرند. البته ما عملا ديديم که همه کانديداهاي جبهه مشارکت وسازمان مجاهدين رد صلاحيت شدند و حتي 70 درصد کانديداهاي اعتماد ملي هم بنا به گفته خود آقاي کروبي ردصلاحيت شدند.
کمي هم به بحث انتخابات بپردازيم. با توجه به مسايل پيش آمده، موضع گيري نهضت در مورد انتخابات مجلس هشتم چگونه است؟
در مورد انتخابات از ابتدا نظر ما حضور در انتخابات و آگاهي دادن به مردم بود. ما از ابتدا بحث ضرورت دفاع از آزادي و سلامت انتخابات را مطرح کرديم که حتي پيشنهاد جبهه اي براي اين کار را داديم. البته جبهه تشکيل نشد اما در طول سال جاري تقريبا همه احزاب و گروه هاي سياسي موضوع آزاد، سلامت، رقابتي و منصفانه بودن انتخابات را به عنوان مساله اصلي مطرح کردند و شوراي نگهبان را به چالش کشيدند. حتي شخصيت هايي مثل اقايان هاشمي، خاتمي و کروبي اين دغدغه را مطرح کردند. بنابراين در سال 86 دغدغه عمومي کساني که در عرصه انتخابات حضور داشته اند، همين گفتمان بود. ما در اين زمينه بيانيه هاي متعددي داديم و عده اي هم به صورت نمادين در تهران و شهرستان ها در انتخابات ثبت نام کردند.
يعني تصور مي کرديد که صلاحيتتان تاييد مي شود؟
بعضي ها گفتند شما که مي دانستيد ردصلاحيت مي شويد چرا ثبت نام کرديد.با راهبرد نهضت آزادي، ثبت نام در انتخابات به اين معني نيست که افراد تاييد صلاحيت و وارد مجلس شوند. اين راهبرد مربوط به احزابي است که ورود به قدرت، دغدغه اصلي آنهاست. اما براي كساني كه به انتخابات به عنوان فرصتي براي آگاهي بخشي و ايجاد فشار از پايين نگاه مي کنند، مسئله اين است که ارزش ها و ضدارزش ها را در جامعه برجسته کنند. اگرما در انتخابات حضور نداشته باشيم چگونه مي توانيم به اين وظيفه عمل كنيم.. اگر اصلاح طلبان در انتخابات ثبت نام نکرده بودند و توسط هيات هاي اجرايي ونظارت شوراي نگهبان ردصلاحيت نشده بودند چگونه عملکرد مجريان انتخابات و شوراي نگهبان قابل ارزيابي بود؟ راهبرد تقويت فرايند دموکراسي ايجاب مي کند که شما در عرصه انتخابات حضور داشته باشيد تا بتوانيد بر فرايند آن تاثير بگذاريد. در انتخابات يک راهبرد وجود دارد که آن تقويت فرايند دموکراسي است، نوع كنش در مراحل مختلف، تاکتيک است. اگر تاکتيک ها در راستاي آن راهبرد باشند، پس ازبررسي هزينه و فايده هر تاكتيك مي توان از آن ها استفاده کرد. ما در زمان ثبت نام به اين نتيجه رسيديم که هنوز اين تاکتيک موثر ومفيد است. مسئولان وزارت کشور و سخنگوي شوراي نگهبان مي گفتند که کساني که مي دانند ردصلاحيت مي شوند، براي ثبت نام نيايند. آيا ما بايد به حرف آن ها گوش مي داديم؟
اکنون که همه ردصلاحيت شده اند چه مي کنيد؟
اما اينکه ما در انتخابات راي خواهيم داد يا خير، هنوز تصميم نگرفتيم. اين هم يک تاکتيک است که بايد به موقع تصميم گرفت.
و کي تصميم گيري مي کنيد؟
قبل از 14 اسفند تصميم گيري مي كنيم.
و سوال آخر اينکه فکر ميکنيد راهکاري مثل تحريم ـ که با توجه به شرايط پيش آمده، بعيد نيست از سوي برخي احزاب در پيش گرفته شود ـ تا چه حد مي تواند در فرايند دموکراسي موثر باشد؟
کساني که راهبرد مبارزه قانوني را انتخاب مي كنند، نه تنها حضور در انتخابات را غيرمشروع نمي دانند، بلکه آن را يک راهکار ضروري مي بينند.البته پس از انقلاب برخي از احزاب که قانون اساسي و يا عملكرد مجريان انتخابات را قبول نداشته اند اين چنين موضع گيري كرده و همواره در پي تحريم انتخابات بوده اند. اما نهضت آزادي ايران که همواره در راستاي راهبرد تقويت فرايند دموکراسي حرکت کرده، در هر شرايط تاکتيک متناسب آن مرحله را برگزيده است.البته در شرايط خاصي عدم شركت در انتخابات و يا راي ندادن مي تواند كاملا دموكراتيك و در راستاي راهبرد تقويت فرايند دموكراسي باشد. درانتخابات پيشرو، ما بايد شرايط را ارزيابي کنيم. راي دادن يا راي ندادن ما بايستي در راستاي تقويت فرايند دموکراسي باشد و ما هرکدام را که به نفع تقويت دموکراسي باشد انتخاب کنيم.طبيعي است كه در اين بررسي ما بايد به فكر برنامه هاي آينده نيز باشيم و هرگز فکر نکنيم که مجلس هشتم آخر كاراست.
شما گفتيد که از طريق انتخابات به دنبال قدرت نيستيد. يعني واقعا به دنبال آن نيستيد که از طريق انتخابات وارد قدرت شويد و آرمان هاي خود راعملي کنيد؟
ما به الفباي جامعه دموکراتيک که احزاب مي توانند وارد قدرت شوند آگاهي داريم. اما در جامعه ما كه هنوز زير ساخت هاي دموكراتيك فراهم نشده است وما با فرهنگ دموكراسي آشنا نيستيم، هدف قرار دادن قدرت، به هر قيمت، آفت هايي در پي دارد كه تجربه سه دهه اخير كشورو پيامد هاي آن بهترين گواه آنست. مرحوم مهندس بازرگان در دهه 60 بر اين پايه، موضوع را اين گونه توضيح دادند که جنگ ما جنگ حجت است، نه جنگ قدرت. به نظر ما در شرايط کنوني جامعه، تا اين فرايند طي نشود و حضور در قدرت از طريق دموکراتيک امکان پذير نباشد، کساني که از هر وسيله اي براي رسيدن به قدرت استفاده مي کنند، اين تالي فاسد وجود دارد كه براي دستيابي به قدرت وسپس حفظ آن مجبور شوند برخي از ارزش هاي خود را ناديده بگيرند. اين فرايند موجب مي شود كه هم شخصيت آنان متحول شود و كارهاي خلاف خود را توجيه كنند وهم به جنبش اصلاحات وفرايند دموكراسي ضربه وارد شود. البته در جنبش اصلاحات کساني هستند که معتقدند اگر در قدرت باشند بهتر مي توانند خدمت کنند، خدماتي هم کرده اند. اما نهضت آزادي ايران بيشتر توجه به اصلاح اين فرايند دارد تا موانع اصلي جامعه دموکراتيک از پيش رو برداشته شود. البته اين ديدگاه مبتني بر آموزه هاي قرآني و تجربه تاريخي است كه در نشريات نهضت آمده است.
