دکتر یزدی: انقلابي ايراني، نگران اما پابرجا
يادداشت نشريه” روز” برگردان گفت و گوي دكتر ابراهيم يزدي با نيويورك تايمز
يکشنبه 28 بهمن 1386
انقلابيون ايران دقيقاً ميدانند خواهان نابودي چه چيز هستند، اما اغلب توانايي پيشبيني اتفاق بعدي را ندارند. اين موضوع درباره ابراهيم يزدي و بسياري از متحدان انقلابي او صدق ميکند. پس از گذشت سه دهه از پيدايش انقلاب، آنها هنوز خاطره روزي را که شاه از ايران فرار کرد، گرامي ميدارند، اما در عينحال با يک واقعيت تلخ نيز دست و پنجه نرم ميکنند : آنها از چيزي که به ايجاد آن کمک کردهاند، کنار گذاشته شدهاند. ايران در ماه جاري بيست و نهمين سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي را جشن گرفت، اما افراد بسياري مانند آقاي يزدي که پايه گذاران انقلاب بودهاند، در هيچ جشن رسمي شرکت نداشتهاند.
يزدي در مصاحبهاي درباره حکومتي که وي به برپايي آن کمک کرد، ميگويد:” البته اين حکومت يک حکومت سلطنتي نيست، يک حکومت جمهوري است. با اين وجود، نظام سياسي اساساً يک نظام خودکامه است. بسياري از حقوق اساسي و آزادي ها دائماً ناديده گرفته ميشوند. از اينرو، يک منبع الهام بخش انقلاب يعني احياي حاکميت مردم، دموکراسي و غيره هنوز محقق نشده است.”
يزدي با تسخير سفارت آمريکا در ايران در سال 1979 مخالف بود، اما اين بدين معني نيست که او طرفدار آمريکاست. او منتقد سياستهاي واشنگتن در قبال ايران و دشمن صهيونيسم بود، اما در عين حال خواهان کشوري برخوردار از روابط عادي بود، کشوري که توسط جامعه بينالملل به رسميت شناخته شود و منزوي و تندرو نباشد. او ميگويد ميدانسته که گروگانگيري ديپلماتها منجر به ايجاد حکومتي مانند حکومت فعلي خواهد گشت، حکومتي که همواره به راديکالترين ديدگاهها بها ميدهد.
غيرمنتظره است که يزدي امروز خود را با برخي از آن گروگانگيرها مانند عباس عبدي، که اکنون خواهان اصلاح نظام هستند و بخاطر نظراتشان به حاشيه رانده شدهاند، متحد ميبيند. عبدي ميگويد:” ما آن زمان تصور ميکرديم خيلي چيزها ميدانيم. همه چيز ساده بنظر ميرسيد. فکر ميکرديم اگر فقط شاه برود، همه چيز حل و فصل ميشود. اما انقلاب کار درستي بود، هيچ گزينه و راهحل ديگري وجود نداشت.”
يزدي ميگويد او يک اصولگراست، اما منظور او اين است که او يک روشنفکر مسلمان است و در پايبندي به شعاير و تعاليم ديني سنتگراست. اما او يک دموکرات سرسخت است که دموکراسي را نه براساس ساز و کار حکومت، انتخابات و نهادها بلکه برمبناي ديدگاهها تعريف ميکند. او ميگويد:” ما تساهل و مدارا را مؤلفه اصلي دموکراسي ميدانيم. خداوند همه ما را يکسان خلق نکرده است ـ ما با يکديگر متفاوتيم ـ جامعه بشري يک جامعه کثرت گراست. خداوند در قرآن به ما ميگويد که انسان خلق شده است تا آزاد باشد. بنابراين ما آزاد هستيم بينديشيم و متفاوت بينديشيم. از اينرو، هدف دموکراسي شناختن طبيعت کثرت گراي جامعه بشري است. موضوع دوم تساهل و مداراست. من بايد با رقيب و مخالف خود مدارا کنم. با مدارا سازش هم بوجود ميآيد؛ بدون سازش دموکراسي ايجاد نخواهد شد.”
يزدي ميگويد، آنهايي که زمام امور را به دست گرفتند، آنهايي که صدايشان امروز، نه فقط در ايران بلکه در کل منطقه، بلندتر از ساير مسلمانان است، آنهايي هستند که کثرت و تنوع را محکوم ميکنند و خواهان پايبندي به يک ديدگاه هستند. او ميگويد، در ايران آنهايي که انقلاب او را ربودهاند، سنت گرايان هستند، افرادي مانند احمدي نژاد که ميخواهند مانند رهبران ديني قرون گذشته حکومت کنند.
يزدي ميگويد: ” نگرش سادهلوحانه حکومت اين است که رهبري وجود دارد که يک شخصيت الهي است و توسط خدا انتخاب شده است، بنابراين آنها انتظار دارند که نظام مانند نظام قرون گذشته عمل کند. آنها در اين امر مؤفق شدهاند. آنها رهبري دارند که ميتواند همه کار بکند. با اين وجود، مشکلات همچنان به قوت خود باقي هستند.”
يزدي ميگويد : ” داستان انقلاب ايران شبيه ساير انقلابهاست. موضوع اين انقلاب احياي حقوق و آزاديهاي مردم بود، مردمي که برعليه رژيم ستمگر شاه بپا خاستند. فرداي انقلاب، خميني با اين سؤال روبرو شد : جمهوري اسلامي چيست؟ من طرفدار قانون اساسي و انتخابات بودم. آنها با اين چيزها مخالف بودند. خميني مردد بود، اما بتدريج به محافظهکاران پيوست.”
روز آنلاين ـ 28 /11/86
اما آقاي يزدي همچنان خوشبين است. او ميگويد، انديشمندان سنتگرا بيش از پيش به رويکرد عملگرايانه روي آوردهاند. به اعتقاد او، جامعه ايران در حال بلوغ است و در راه رسيدن به دموکراسي مشروع در حال عبور از يک مرحله دشوار است. او معتقد است، مشکلات اقتصادي امروز نشانه آن است که بسياري از سنتگرايان بايد تحولات را بپذيرند.
يزدي ميگويد : ” ايران در حال آموختن دموکراسي است، چرا که دموکراسي يک پروسه يادگيري است. هيچ کس در کلاس درس آن را فرا نخواهد گرفت. دموکراسي يک کالاي وارداتي نيست. آمريکا دموکراسي را در کوله پشتيهاي سربازانش حمل نميکند. دموکراسي بايد از درون اتفاق بيفتد، از چالشها و تجربيات خودمان.” يزدي درباره افرادي که هم اکنون گرداننده حکومت هستند، ميگويد: “آنها بايد خودشان آزمون و خطا را امتحان کنند و بياموزند که آنچه را که دارند انجام ميدهند، عمل نميکند. راه ديگري وجود ندارد.”
منبع: نيويورک تايمز، 16 فوريه، 2008
