اخبار جنبش اسلامي، شماره 9 ، هفتم دي ماه 1357
تهران
آخرين لحظه:
آتش زدن خانه سرهنگ زيبايي
ساعت 10 صبح روز چهارشنبه 5/10 در تقاطع خيابان ثريا و ملك الشعرا بهار، مقابل اداره اصناف، جمعيت تظاهر كننده به يك اتومبيل مرسدس بنز مشكوك ميشوند و پس از مشاهده بي سيم آن، هنگاميكه ميخواهند داخل آنرا بازرسي كنند، سرنشين اتومبيل مسلسلي از زير صندلي بيرون كشيده و بسوي مردم تيراندازي ميكند و يك زن چادري و دو جوان را بخاك و خون مي كشد و خود با سرعت فرار ميكند و در خيابان تخت جمشيد سوار يك آمبولانس ارتشي در حال حركت شده و ميگريزد. هنگام فرار دفترچه و قباله اي از جيبش بيرون مي افتد كه مردم بلافاصله آنرا بر ميدارند و مي بينند روي آن نوشته:
سرهنگ علي زيبايي – آدرس – خيابان بهار بالاتراز تخت جمشيد – كوچه مهتاب – شماره 4
بلافاصله جمعيت براي دستگيري او بسوي خانه هجوم مي برند اما متاسفانه او را نمي يابند اما خانه مجللش را با تمام وسايل لوكس آن بآتش كامل ميكشند. مردم قالي هاي او را با كارد تكه تكه ميكنند و لوسترهاي و چيني آلات و ظروف قيمتي را بكلي خرد ميكنند علاوه بر آن سه قبضه اسلحه كمري و يك دستگاه بي سيم و مقداري زيادي لوازم مخابراتي و كتب و اعلاميه هاي جعلي توسط مردم مصادره مي گردد.
اتومبيل مرسدس بنز اين جاني سابقه دار در همان خيابان ثريا بآتش كشيده ميشود و اتومبيل ديگرش در منزل خيابان بهار، سرهنگ بازنشسته علي زيبايي از شكنجه گران معروف و قديمي ساواك بازنشسته علي زيبايي از شكنجه گران معروف و قديمي ساواك ميباشند كه همراه سياحتگر از زمان حزب توده مأمور بازجويي و شكنجه بوده است.
مردميكه در آتش سوزي خانه اين مزدور شركت داشتند ميگفتند اشياء اين منزل از پول خون جوانان وطن تهيه شده و حرام است و باين دليل كسي چيزي را با خود نميبرد.
بيمارستان هزار تختخوابي
امروز صبح (5/10) طبق قرار قبلي از ساعت 5/8 مردم بسوي بيمارستان هزار تختخوابي حركت كردند تا در مراسم تشييع جنازه فقيد شهيد مهندس كامران نجات اللهي شركت كنند با وجود ممانعتهاييكه از طرف نيروهاي نظامي نسبت به ورود افراد به محوطه بيمارستان بعمل مي آمد، نزديك ساعت 5/9 بيش از 5 هزار نفر تجمع ميكنند. در اينموقع حضرت آيه الله طالقاني باتفاق آقاي دكتر سحابي در معيت بيش از هزار نفر به محوطه وارد ميشوند. ايشان ضمن سخنراني كوتاهي بعد از تجليل از شهيد فقيد نجات اللهي و تسليت بخانواده او، دانشگاهيان و ملت ايران را به صبر و مقاومت و اتحاد دعوت كردند. در ساعت 15/10 يكي از استادان پلي تكنيك تهران بعد از شرحي درباره همكار فقيدشان تاكيد كرد كه گلوله شليك شده ازساختمان مقابل و عمدي بوده است آيورت شهيد را بكلي از بين برده و مسلم است از پايين خيابان نميتوان شكم را هدف گرفت. باينترتيب اكاذيب شب قبل دكتر مفيدي با همه اشك تسامح هايش و نيز اعلاميه مزورانه فرمانداري نظامي بوضوح بر ملا شد.
بين ساعت 15/10 تا 11 سخنرانان ديگري از جمله خانم دكتر سمسارزاده و دكتر عباس شيباني مطالبي در تحليل اوضاع روز و مراتب انزجار مردم از كشتارهاي اخير ايراد كردند.
ساعت 11 مراسم تشييع جنازه مرحومين نجات اللهي و مسعود دهقاني دانشجوي بابلي شروع گرديد كه بيش از ده هزار نفر جنازه ها را روي دست به دور محوطه بيمارستان گرداندند و شعارهايي از قبيل:
قاتلت را ميكشيم – شاه ترا ميكشيم
ميكشيم ميكشيم آنكه برادرم كشت
شاه جنايت ميكند ارتش حمايت ميكند
. . . . . . . . . . . . داده شد بعد از پياده روي در اطراف بيمارستان، آقايان، دكتر سحابي و دكتر سنجابي و فروهر و كروبي (روحاني) سخنراني كردند.
ساعت 12 بعد از مذاكرده تلفني فرمانده نيروهاي نظامي (سرلشگر كياني) با اويسي، در حضور آقايان دكتر سحابي و داريوش فروهر، قرار ميشود كه جنازه ها با آمبولانس توسط مردم تا ميدان 24 اسفند مشايعت گردد. اين مسير با نظم كامل و شعارهاي «الله اكبر و لا اله الا الله» طي ميگردد. در ساعت يك بعد از ظهر هنگاميكه مردم همراه آمبولانس حامل جنازه ها به ميدان ميرسند از طرف سربازان مستقر در مقابل دبيرخانه دانشگاه (محل تحصن استادان) تيراندازي به سوي مردم آغاز ميشود و حدود يكساعت ادامه پيدا ميكند.
در اين تظاهرات آقايان دكتر سحابي و داريوش فروهر و جمعي از نمايندگان روحانيت در صف مقدم حضور داشتند و پزشكان و پرستاران بيمارستان مسوول انتظامات مراسم بودند. در اثر تيراندازي مأمورين بيش از همه پزشكان و پرستارانيكه در چمن مقابل مجسمه روي زمين نشسته بودند كشته و زخمي ميشوند و اين نظاميان حيوان صفت نشان ميدهند كه هيچ حرمتي را مراعات نخواهند كرد.
گفته ميشود در اثر اين تيراندازي 54 نفر كشته شده اند از جمله سرگردي كه در تمام مراحل از بيمارستان تا ميدان، با مردم مدار او مساعدت ميكرده است.
يكشنبه سوم ديماه
امروز متعاقب باز شدن مدارس، عليرغم تصور باطل سردمداران كودن رژيم، كه فكر ميكردند بر اوضاع مسلط شده اند و مردم آرام گرفته اند، موج تظاهرات و مخالفت با رژيم سفاك مجدداً بالا گرفت و محصلين نوجوان، پسر و دختر، بخيابانها ريختند و حمايت خود را از جنبش مردمي و رهبري امام خميني و انزجارشان را نسبت به رژيم جنايتكار بار ديگر با صداي رسا اعلام كردند. جمعيت كثيري از آنها در خيابانها ايرانشهر – فرصت – فردوسي و ويلا تظاهرات كردندو هنگاميكه در تقاطع ويلا و فردوسي مقابل شركت هواپيمايي اسراييلي «العال» ميرسند، هدف رگبار مسلسل قرار ميگيرند و 4 نفر كشته و بيش از 15 نفر مجروح مي شوند. مردم 3 خودرو ارتشي 2 ميني بوس و 1 جيپ ارتشي را به آتش ميكشند (در خيابان ثريا) .
كارمندان ادارات و كسانيكه در آپارتمانها زندگي ميكردند از پنجره ها و بالكن ها به سربازان دشنام ميدادند و به آنها سنگ پرتاب ميكردند و سربازان نيز مرتباً به پنجره ها و اطاقها تيراندازي ميكردند.
در پارك وي در تقاطع با فرح زاد، مأمورين 2 نفر از دختراني را كه به تظاهرات پرداخته بودند مجروح ميكنند و 4 نفر آنان را دستگير مينمايند.
در خيابان هاشمي در اثر تيراندازي چندين نفر مجروح ميشوند.
مردم بر انكار مجروحي را بعلت راه بندان، سردست به بيمارستان نامداران ميبردند، در اينموقع بطور ناگهاني مأمورين نظامي سر ميرسند و بتصور آنكه تشيع جنازه است، مردم را به گلوله ميبندند و چند نفر ديگر را مجروح ميكنند و خود جنازه را ميبرند.
دوشنبه (4 ديماه)
امروز از صبح خيابان ثريا – ايرانشهر – فرصت و ويلا صحنه تظاهرات بود. محصلين دايماً خيابانها را با گذاشتن تيرآهن و لاستيك مشتعل مي بستند و مزدوران مرتباً مانور ميدادند و تيراندازي ميكردند. روي ديوارهاي خيابانهاي ايرانشهر و ثريا، رقم شهداي امروز اين منطقه را 4 نفر ذكر كرده بودند.
در غرب تهران محصلين بسوي دانشگاه تهران حركت ميكنند و در چند نقطه مورد اصابت گلوله قرار ميگيرند ولي از تعداد شهدا و مجروحين اطلاعي در دست نداريم.
در خيابان شوش (ميدان غار) يك تريلي ارتشي متعلق به شركت «اتكا» توسط مردم به آتش كشيده شده و راننده آن با گفتن «مرگ بر شاه» جان سالم بدر برد.
امروز طبق قرار قبلي، گردهم آني در بيمارستان «داريوش كبير» (دكتر علي شريعتي) صورت گرفت. مردم از صبح زود به طرف بيمارستان حركت كردند اما سربازان و كاميونهاي پليس كه از همه طرف راه را محاصره كرده بودند، مانع ورود مردم به بيمارستان ميشدند. بالاخره بعد از فشار و ازدحام جمعيت مجبور شدند درها را باز كنند و اين موقعي انجام شد كه مردم بدون اعتنا به سربازان و مسلسلهايشان از روي نرده ها خود را بداخل ميرساندند.
برنامه يا سخنراني چند تن از پزشكان بيمارستان هاي مختلف شروع شد سپس نماينده اي از طرف كاركنان بانك مركزي درباره انقلاب و مبارزات مردم ايران صحبت كرد و بعد نماينده اي از معلمان همبستگي آنان را با تمام طبقات و ادارات اعلام نمود. بعد از سخنراني يكي از پزشكان بيمارستان اعلام كرد كه كليه بيمارستانها اعم از خصوصي و دولتي اعلام كرده اند كه آماده پذيرايي تمام مجروحان و تيرخورده هاي احتمالي هستند و مجاناً آنها را مداوا خواهند كرد.
در اوايل جلسه آقايان مهندس بازرگان – دكتر سحابي و دكتر سنجابي بجمع پيوستند و با استقبال و درود همه حاضران مواجه شدند. سپس آقاي دكتر حاج سيد جوادي و آقاي داريوش فروهر سخنراني كردند.
در داخل سالن بيمارستان نمايشگاهي از عكس هاي مختلف شهدا همراه با اعلاميه هاي مختلف تشكيل داده شده بود.
كار كتابفروشيها هم در داخل سالن رونق فراوان داشت ولي سربازان هنگام خروج مردم را بازرسي ميكردند و چند نفري را به اين ترتيب دستگير نمودند.
اين مراسم بدون تيراندازي و كشتار بپايان رسيد.
سه شنبه آينده نيز قرار است در بيمارستان امير اعلم نظير چنين مراسمي برپا گردد.
سه شنبه (5 ديماه)
امروز تمام طول خيابان تخت جمشيد شاهد كشتار فجيع مزدوران ارتشي بود و تا آخرين ساعات شب صداي تيراندازي بگوش ميرسيد و جنگ و گريز ادامه داشت. در ساعت 12 نيروهاي مخصوصي (كماندو) فاصله چهار راه پهلوي تا جلو سفارت امريكا را بستند و مانع حركت اتومبيلها شدند تا براحتي به كشتار نوجوانان بپردازند. تمام ديوارهاي اين خيابان از شعارهاي ضد رژيم و ضد آمريكايي پر بود.
آمريكايي، قبل از اينكه از دنيا بروي از ايران برو.
مرگ بر شاه آمريكايي.
درود بر خميني – بر قرار باد جمهوري اسلامي.
در ساختمان شركت نفت كارمندان از پشت شيشه ها فرياد مرگ بر شاه سر ميدادند و ادرات سازمان برنامه و راه آهن و بانكهايي كه در حد فاصل بين پهلوي و تخت جمشيد (حافظ) بودند كارمندانشان از پشت پنجره ها با مشت هاي گره كرده فرياد مرگ بر شاه ميكشيدند. مزدوران رژيم خيابانها را محاصره كرده به پياده ها و سواره ها و داخل منازل تيراندازي ميكردند. حتي در ساختمان وزارت علوم، به يكي از استادان اعتصابي متحصن بنام «كامران نجات الهي» كه براي رفع خستگي و هواخوري به بالكن آمده بود تيراندازي ميكنند و او را به قتل ميرسانند.
در فاصله بين ويلا و فيشرآباد نظاميان چند نفر را بگلوله بستند و اجساد آنها را توسط كاميونها با خود بردند.
در منطقه بازار امروز يك ستوان يكم ارتش و يك گروهبان اعدام شدند و در خيابان شهباز يك پاسبان باين كيفر رسيد.
مزدوران سفاك هر گاه از كاميون پياده شده و مردم را به گلوله مي بستند، مأموري هم آنها را نشانه ميگرفت تا بتواند اسلحه خود را بسوي يكديگر يا فرمانده برگردانند.
نزديك ميدان فردوسي مردم يك اتوبوس ارتشي را به آتش كشيدند و يك نظامي ميگفت اگر مردم تا يكماه ديگر بتوانند همينطور مقاومت كنند تمام ارتش از هم پاشيده ميشود.
هموطن
اكنون كه مطبوعات ـ راديو و تلويزيون ـ مدارس ـ مساجد ـ دانشگاهها و كليه مراكز تجمع و كسب خبر تعطيل و توقيف و در اختيار نظاميان درآمده، وظيفه همگان است كه در انتقال اخبار و تكثير و توزيع سريع آن بكوشند.
كرج
روز جمعه 1/10 – در ساعت 5 بعد از ظهر مردم اين شهر پس از پايان سخنراني در مسجد جامع، بخيابانها آمده و به تظاهرات پرداختند. در خيابان قزوين جمعيت تراكم زيادي پيدا ميكند. در اينموقع نيروهاي نظامي با تانك و كاميون بطرف مردم حمله ميكنند و با پرتاب گاز اشك آور و تيراندازي موجب زخمي شدن تعداد زيادي از مردم ميشوند.
مردم راه پيمايي را از طريق خيابانهاي مظاهر و اميري تا ساعت 5/9 شب ادامه ميدهند.
كاركنان هواپيمايي ملي ايران در تاريخ 28/9/57 اعلاميه اي منتشركرده اند و ضمن اعلام همبستگي با ملت به پا خواسته ايران تحت رهبري امام خميني، اطلاع داد كه در تاريخ 27/9/، 8 نفر از خلبانان و 2 نفر از قسمت فني اين اداره بخاطر آنكه روز 27/9 بنا به وظيفه شرعي و وجدان از كار كردن امتناع كرده بودند اخراج شده اند. حكم اين اخراج توسط سرلشگر امير فضلي (مدير عامل هواپيمايي ملي) با استناد به بخشنامه شماره 100/م پ ك صادر شده است.
روز 27/9 مصادف با هفتم شهداي اصفهان – نجف آباد شيراز و آبادان بوده است.
روزنامه آليك «روزنامه رسمي ارامنه در تهران» كه همگام روزنامه ها و مطبوعات داخلي مدتها است فعاليتي ندارد، طي يك شماره فوق العاده، از ارامنه ايران خواسته است كه از برگزاري جشنها و مراسم كريسمس بخاطر اعلام همبستگي با مسلمانان ايران جداً خودداري كنند.
كاركنان اعتصابي برق تهران، باحترام عيد آنها از خاموش كردن برق يكشنبه شب خودداري نمودند.
حدود يك ماه است كه هواپيماهاي 5 ـ c، كه از بزرگترين هواپيماهاي ترابري آمريكاست و براحتي ميتواند يكهزار سرباز با تجهيزات را در خود جاي دهد، مرتباً بايران پرواز دارد و در فرودگاه مهرآباد مهمات و نفر برهاي ارتشي تخليه ميكند، گنجايش مهمات اين هواپيما معادل پنج تريلي بنز ده سيلندر ارتش ميباشد.
كاركنان گمرك در برابر فشار مسوولين امر در مورد شكستن اعتصابشان قاطعانه ايستادگي كرده اند تا جايي كه حاضر شدند به خدمتشان خاتمه داده شود ولي اعتصاب را نشكنند.
دارو و شير خشك و مواد غذايي از گمركات ترخيص ميگردد و گران شدن اين اجناس بدليل اينكه از گمرك ترخيص نميشود، بهانه اي بيش نيست.
روز دوشنبه 27/9 در ساعت 10/21 شب در خيابان آرامگاه در فاصله 500 متري چهار راه چيت سازي، آمبولانسي در پشت يك تانكر توقف ميكند و با عجله 7 جسد را از آن خارج كرده بداخل تانكر مي اندازند. از قراري كه تحقيق شده، در اين تانكر اسيد وجود دارد و اجساد را براي نابودي و حل شدن در آن قرار ميدهند.
گفته ميشود در ايام محرم قبل از تاسوعا 5 دستگاه از اين تانكرها توسط هواپيماهاي آمريكايي بايران تحويل شده است.
يكنفر ساواكي كه در يك مجلس مورد نمسخر و استهزار قرار گرفته بوده چنين اعتراف مي نمايد.
آتش سوزي اتوبوسهاي شركت واحد در روز بعد از حادثه دانشگاه توسط ساواك نبوده بلكه مستقيماً دستور ازهاري و فرمانده گارد شاهنشاهي، گروهبانهاي گارد مامور اين كار ميشوند و اين مزدور اضافه كرده كه تلگرام گارد به ساواك براي عدم اعزام مأموران مخفي در آنروز در پرونده هاي ساواك ضبط شده است.
در هفته گذشته كليه كسانيكه بجرم داشتن اعلاميه و يا بعد از ساعت 9 شب دستگير ميشوند با رنگ و قلم مو همراه يك سرباز براي شعار نويسي بر روي ديوارها و پاك كردن شعارهاي ملي به بيگاري گرفته شدند.
يك سرهنگ متدين نيرو هوايي بنام «حسابي» را بجرم اينكه در شبهاي «نيايش شبانه» در پشت بام خانه خود حضور مييافته، بازداشت كرده اند.
ارتش
پادگانهاي ارتشي در شرايط از هم گسيختهاي است. فرماندهان ناپديد شدهاند و از ترس ترور در مراسم صبحگاه حاضر نميشوند و كارها از هم پاشيده است. مطابق بخشنامه به افسران وظيفه و بيشتر گروهبانها و سربازان اسلحه داده نميشود و پادگانهاي دوردست به كلي از سرباز خالي شده است.
اعلاميه ها:
انجمن اسلامي پزشكان ايراني در ايالات متحده امريكا ضمن انتشار سه اعلاميه مورخ نوزدهم آذرماه خطاب به امام خميني، پزشكان و متخصصان بهداشتي و مردم ايران، تشكيل انجمن همكاري با ساير انجمنهاي اسلامي ايراني درآمريكا و پيوستگي خود را به جنبش اسلامي مردم ايران باطلاع رسانده اند.
در اعلاميه خطاب بمردم پس از قدرداني از مبارزات حماسه آفرين اخير مطلب را اينچنين بپايان ميبرند.
«ما پزشكان ايراني ساكن امريكا با الهام از جانبازيهاي شما در راه خدا و اعتلاي اسلام عزيز تشكيل انجمن اسلامي پزشكان ايراني در شمال آمريكا اعلام ميكنيم و با اتحاد خود در اين انجمن انشاءالله در رساندن صداي حق طلبانه شما بجهانيان اقدام خواهيم كرد و در اين راه از هيچ كوششي دريغ نخواهيم نمود.
جان ما فداي راه شما باد كه راه خداست ما همراه شما براي استقرار حكومت اسلامي و برقراري عدالت و آزادي با دادن جان و مال مبارزه خواهيم كرد. »
كارمندان مبارز گمرك ايران در تاريخ بيست و هشتم آذرماه اعلاميه اي منتشر نموده اند كه انيچنين آغاز ميگردد
«رژيم سلطنتي دست و پا زدنهاي آخر خود را ميگذراند و ميرود تا براي ابد از تاريخ ايران محو گردد» و با حمله به آقاي صدريه كه براي بكار كشاندن كارمندان متوسل به ارعاب و تهديد گرديده است ادامه داده و او را به پيوستن به صفوف ملت و راه خدا دعوت نموده اند و مطالب خود را اينچنين بپايان ميبرند.
كارمندان گمرك بپاخاسته اند و ميروند تا در تاريخ بشريت نام خود را جاودانه ثبت كنند.
ساعت هشت بعد از ظهر روز شنبه بيستم آذرماه آقاي حسين مفيد (امام جماعت مسجد ابا عبدالله الحسين واقع در تهران پارس) را مامورين دستگير نموده اند و هنوز از ايشان اطلاعي در دست نيست.
اهواز
شب عاشورا (20 آذر) هنگاميكه مردم در «عباسيه» به سخنان خطيب «آقاي عبداللهي» گوش ميدادند، پليس بطور ناگهاني بطرف مردم حمله كرده و مبادرت به تيراندازي مي كند و 8 نفر را با گلوله شهيد مي سازد. در پي اين جنايت افراد پليس در ساعات منع عبور و مرور شبانه، به 5 مغازه از جمله (طلا فروشي ثقفيان و زرگري طاووسي) دستبرد مي زنند و جالب آنكه يكي از مأمورين از فرط عجله سر نيزه خود را جا ميگذارد.
سه شنبه 28 آذر – جامعه پزشكان شهر باتفاق جمعي از روحانيون و دانشجويان، بعنوان اعتراض به حمله سبعانه به بيمارستان 17 شهريور (شهرضا) مشهد، در محل بيمارستان جنديشاپور تحصن اختيار ميكنند و تصاوير بزرگي از امام خميني و دكتر شريعتي را در سر در بيمارستان نصب مي نمايند.
بدنبال اين تحصن، سازمانها و گروههاي مختلف شهر، همبستگي خود را با اين اقدام اعلام ميدارند. در اين اجتماع يك روحاني، يكي استاد و يكي از كاركنان شركت نفت سخنراني مي نمايند و در پايان مراسم پزشكان شهر اعلام ميدارند كه ديگر بيمه ارتش را به هيچ وجه قبول نمي كنند.
چهارشنبه 29 آذر ـ در اين روز معلمين شهر بعنوان اعتراض به حكومت نظامي و كشتار مردم، در اداره فرهنگ تحصن اختيار ميكنند.
شب هنگام تظاهرات پراكنده اي در خيابان پهلوي صورت مي گيرد كه منجر به پرتاب گاز اشك آور و تيراندازي ميشود كه در نتيجه آن يكنفر شهيد ميگردد. متعاقب اين جريان چماق بدستان دولتي به بيمارستان جنديشابور حمله ميكنند و كليه در و پنجره و شيشه هاي آنرا خرد ميكنند (بايد توجه داشت كه اين عمل موقعي صورت ميگيرد كه راديو و تلويزيون دولتي دم از استقلال و مصونيت بيمارستانها ميزنند) .
در همين شب انفجاري در ستاد ارتش واقع در باغ ملي خيابان 24 متري صورت ميگيرد.
خط لوله 42 اينچ انتقال نفت به بنادر جنوب در محل «گره» منفجر ميگردد.
پنجشنبه 30 آذر ـ شب هنگام تظاهرات وسيعي در شهر صورت ميگيرد كه به درگيري پليس با مردم و مجروح شدن عده اي منجر ميگردد.
جمعه 1 ديماه – آقايان بيژن زاده و كوچك زاده و عده ديگري از بازاريان سرشناس بوسيله فرمانداري دستگير مي شوند.
شنبه (2) ديماه – امروز (POLE GREEN) رييس شركت نفت در مناطق حنوب كه پس از انفجار ماشين و زخمي شدن (LINK) و انتقال نامبرده به آمريكا، مسووليت شركت نفت را بعهده گرفته بود، در منطقه كوروش شهر، هنگام عبور از خيابان با رگبار مسلسل بكيفر ميرسد. اين شخص با و جود تهديدهاي مكرر كاركنان اعتصابي، دست از لجاجت و مخالفت با خواسته هاي مردم برنميداشت.
علاوه بر اين شخص، رييس واحد توليد شماره 1 و 2 نفت اهواز بنام «ملك محمد بروجردي» كه براي درهم شكستن اعتصابات از هيچ عملي فروگذار نكرده بود، در خيابان 17 كيان پارس هنگاميكه با اتومبيل از منزلش خارج ميشد با شليك گلوله 3 مجاهد كه مجهز به هفت تيرهاي صدا خفه كن بودند، ترور ميشوند.
متعاقب ترور اين شخص و نفر ثالثي كه هويتش براي ما روشن نيست، رؤساي اغلب قسمتها از ترس استعفا ميدهند و توليد به صفر ميل ميكند.
دوشنبه (4 ديماه) – امروز طبقات مختلف مردم متشكل از بازاريان – دانشگاهيان – پزشكان – معلمين – سازمان دولتي – شركت نفت و صنايع فولاد، در اجتماع با شكوهي در محل بيمارستان شماره 1 جنديشاپور اجتماع كردند. در بين اين جمعيت 50 هزار نفري عنصر فرصت طلبي خود را نماينده دانشجويان دانشگاه تهران معرفي كرده و اجازه صحبت ميگيرد و در ضمن سخنان خود كه از روي پيش نويسي قرايت ميشده رشد جنبش نوين ايران را حاصل رشد انقلابي كارگران و نقش عمده و تعيين كننده آنان معرفي مينمايد. اما مردم مسلمان اهواز كه متوجه جهت خاص صحبت هاي او شده بودند، با سروصدا و صلوات مانع ادامه آن ميشوند و آقاي موسوي روحاني مسوول اهواز بجاي اين منافق برنامه را ادامه ميدهد.
نظاميان اهواز براي درهم شكستن اعتصاب كارگران نفت، زن و بچه كساني را كه مخفي شده اند دستگير كرده و تهديد كرده اند كه اگر آنها خود را معرفي نكنند و سركار حاضر نشوند، خانواده شان را مورد آزار و احياناً تجاوز قرار خواهند داد.
تا روز 5/10/57 – تعداد 5 هزار جمعاً از صنايع نفت خوزستان استعفا داده اند. تنها ار اهواز 2800 نفر و از مسجد سليمان 400 نفر استعفا داده اند.
تاسيسات نفتي خارك بكلي تعطيل شده و كاركنان اين جزيره كشتيهاي باري را از اسكله دور كرده اند.
روز 2/10 دو پاسبان موتور سوار هنگام گشت در داخل شهر هدف گلوله قرار ميگيرند و كشته ميشوند.
اعتصاب در مجتمع عظيم صنايع فولاد اين شهر كه متعلق به بنياد پهلوي است همچنان ادامه دارد و 1500 مهندس آن دست از كار كشيده اند. كارگران روي تمام علامت هاي بنياد پهلوي رنگ زده اند.
مدير عامل جديد شركت نفت «آقاي انتظام» براي بازديد تأسيسات و مذاكره با كاركنان اعتصابي به جنوب ميرود. اما كاركنان اعتصابي ضمن ابراز احساسات براي ايشان ميگويند شما بهتر است با آقاي خميني مذاكره كنيد زيرا ما از زير درخت سبب دستور ميگيريم.
كاركنان اعتصابي قبلاً سه شرط براي بازگشت به كار معين كرده بودند:
1- نفت بخارج صادر نگردد
2- نظامي ها به سربازخانه برگردند.
3- ارتش نفت را احتكار نكند.
گچساران
در هفته گذشته امام جمعه شهر و سه تن از كارگران و بازاريان را دستگير ميكنند و به نقطه نامعلومي ميبرند.
تاسيسات نفتي اين شهر به يك سرهنگ ارتشي واگذار شده است و مقررات نظامي درپالايشگاه اجرا ميشود.
خرمشهر
شخصي بنام فيصلي كه گويا قبلاً نماينده مجلس بوده، عده اي مزدور چماق بدست را اجير مينمايد و با اتوبوس به شهر حمله ميكند. مردم جلوي اتوبوس او را ميگرند و مانع خرابكاري ميشوند ولي بلافاصله چند كاميون سرباز كه محافظ چماق داران بودند مردم را به گلوله مي بندند و يكنفر شهيد و 30 نفر زخمي ميشوند.
آبادان
ميزان دريافت نفت خام پالايشگاه آبادان از 480 هزار بشگه در روز به 200 هزار بشگاه رسيده است. تمام قسمتها بجز قسمت «پروسس» در حال اعتصاب هستند.
همدان
جنازه سرباز شهيدي كه فرماندار همدان را بگلوله ميبندد از طرف مردم همدان بوسيله تعداد زيادي اتومبيل سواري (حدود 500 اتومبيل) تشييع مي شود و مبلغي حدود 70 الي 80 هزار تومان براي خانواده اش جمع آوري ميگردد.
رفسنجان
مردم اين شهر بمناسبت اعتراض به حمله وحشيانه مامورين و كشتار آنها در بيمارستان «17 شهريور (شاهرضاي سابق) » مشهد، در مسجد جامع تحصن اختيار نمودند.
روز سه شنبه 7/9 در ساعت 3 بعد از ظهر در خيابان معين زاده، سروان حيدري (معاون شهرباني) توسط يك گروه از چريكهاي فدايي اسلام اعدام گرديد.
گرمسار
روز پنجشنبه 23/9/57 ساعت يك بعد از ظهر، عده اي چماق بدست كه توسط علي باقري (مالك مشهور) و منصور صادقي (نماينده مجلس) تحريك شده بودند، به منازل و مغازه هاي اين شهر حمله ميكنند و به تخريب و غازت و آتش زدن مي پردازند و عده اي را مجروح ميكنند
كازرون
گفته ميشود متعاقب فرار بيش از 500 نفر از سربازان شجاع از پادگان اين شهر، دو نفر از آنان بطور اتفاقي در خانه يك گروهبان دستگير ميشوند. صبح فرداي دستگيري، از همگي افسران و كادرهاي ارتش و شهرباني دعوت ميشود كه براي نظارت براعدام اين دو سرباز غيور در «صبحگاه» حاضر شوند.
هنگام اجراي حكم، بمحض آنكه فرمان آتش داده ميشود چرخه آتش بطرف فرماندهان كه در صفوف مقدم قرار داشتند نشانه گيري نموده و بسياري از آنها را روانه قبرستان ميكنند.
گفته ميشود تيراندازي بيش از 2 ساعت ادامه داشته است و از سرنوشت سربازان شجاع اطلاعي در دست نيست.
آخرين لحظات
زندانيان سياسي و عادي زندان مشهد پتوها و تشكهاي خود را آتش ميزنند و اقدام به فرار مينمايند و تا اطاق دفتر زندان و بيسيم ميرسند. در آن جا درگيري حاصل ميشود و يك نفر كشته ميگردد. متعاقب اين جريان هليكوپترهاي ارتشي حمله ميكنند و ۲ پاسبان و ۳ زنداني كشته ميشوند و زندان به فاصله ۳۹۹ متري محاصره ميگردد. پس از اين جريان زندانبانان به زندانيان حمله ميكنند و آتشسوزي بزرگي به راه مياندازند كه بخاطر محاصره زندان از ميزان صدمات و تلفات آن اطلاعي در دست نيست.
مشهد
دوشنبه 27/9/ ـ امروز بمناسبت هفتم شهداي شهرهاي اصفهان – نجف آباد – يزد – كاشان و. . . پيوستگي با ساير مردم كشور در عزاي عمومي و تعطيل سراسري، جمع كثيري از طبقات مختلف مردم در مقابل منازل آقايان قمي و شيرازي گرد آمده و بسوي بيمارستان شاهرضا حركت ميكنند تا از آنجا جنازه شهيد «منفرد» را كه در جريان حمله به بيمارستان كشته شده بودند تشييع كنند. در حادثه مزبور 17 نفر كه بيشتر از بخش اطفال بودند مجروح ميشوند و شهيد «منفرد» هنگام حمله سربازان مشغول جوشكاري بوده است.
جمعيت جنازه را به بهشت رضا ميبرند و در بين راه يكي از روحانيون خطاب به انبوه سربازاني كه در كاميونها و تانكرهاي ارتشي مستقر بودند ميگويد:
«برادر سرباز، اين خواهر توست و اين برادر تو، تو هم برادر مايي، نبايد اجازه بدهي كه مزدوران پهلوي براي چند روزي بيشتر چاپيدن، تو را آلت دست قرار دهند.
اين گلوله تو از پول ملت است. كفشت، كلاهت و بالاخره غذايت از پول ملت تهيه شده، هنوز هم دير نشده فكر كنيد و بروي مردم آتش نگشاييد. »
جمعه 1/10 – بعد از ظهر امروز در چند نقطه شهر تظاهراتي انجام ميشود. مركز اين تظاهرات بين چهار راه نادري و ميدان خميني (مجسمه) بوده و به درگيري با مأمورين انتظامي كشيده ميشود كه طبق گزارشان رسيده حدود 20 ـ 10 نفر كشته و 80 مجروح ميشوند.
شنبه 2/10 – امروز از ساعت 5/2 بعد از ظهر، مردم از مقابل منزل آيه ا. . . شيرازي تظاهرات و راهپيمايي را آغاز ميكنند. مأمورين انتظامي براي متفرق كردن مردم مبادرت به تيراندازي هوايي ميكنند اما تظاهر كنندگاه متفرق نميشوند و عده اي با چوب به يك استوار بنام «حسين ساكت رياضي» حمله ميكنند و او را بشدت كتك ميزنند بطوريكه بيهوش ميشود. متعاقب اين جريان و به بهانه اين عمل مأمورين در خيابان نادري از پشت، جمعيت را هدف گلوله قرار ميدهند كه در نتيجه آن 12 كشته و 70 نفر زخمي ميشوند.
اسامي عده اي از مجروحين بقرار ذيل است:
حسن عاقلي – حاجي حداد – هادي موسوي زاده – برات الله سرداري – رمضان نوروزي – ميرزا رضانجاعي – عباس كاوندي – رسول زارع – غلامرضا كوهي – حسين اميري – سيد تقي سيدي – علي اصغر مهري – احمد رجب زاده – علي اكبر غفاريان – محسن سودمند – محمد كفشدار – سيد محمد حسين حميد پور – علي اكبر زماني – محمد اميري – علي اصغر منصور – جواد دهقاني – براتعلي موسوي – حسن نوري – صادق محمد پور – زضا مرادي – جواد ثابتي – عليرضا عليزاده – علي اكبر غفاريان – حبيب گلابتون – غلامعلي جوادي – حسن كلابي – رضا زارع – موسوي ممني – رضا مظاهري – حيدر حيدري – عباس جنگ آزما.
يكشنبه 3/10 – امروز صبح زود جمعيت كثيري از منزل آقايان قمي و شيرازي و ساير نقاط شهر بسوي بيمارستان 17 شهريور (شاهرضا) حركت ميكنند جمعيت ساعت 5/10 به بيمارستان ميرسند و در آنجا اسامي شهداء و مجروحين روز جمعه خوانده ميشود و بعد از سخنراني آقاي هاشمي نژاد، جنازه 8 نفر از شهدا تشييع ميگردد.
اين مراسم تا ساعت 7 شب ادامه پيدا ميكند.
علماي اين شهر حكم مهدورالدم بودن سرلشگر ميرهادي فرماندار نظامي شهر را صادر مينمايند و متعاقب تهديد آنها فرماندار تعويض گرديده شخص تازه اي بنام يزد چردي فرماندار نظامي ميشود.
زاهدان – خاش – زابل
رژيم حيلهگر و مكار بعد از اجراي برنامه هاي انحرافي و صحنه سازيهاي مزورانه در جهت تجهيز و تشويق بهاييان شيراز عليه مسلمانان، بفكر درگيريهايي ازاين قبيل در منطقه زاهدان و خاش و زابل افتاده است. و در اين زمينه براي ايجاد اختلاف بين اهالي شيعه و سني و شوراندن آنها عليه يكديگر و بدست آوردن بهانه تازه اي براي كشتار و بهره برداري، مقدار زيادي از اعلاميه جعلي معروف به «خوابنامه» و همچنين نوارهاي منحرف و مبتذلي از عمال خود در بين سكنه اين شهرها پخش كرده است.
اهالي بيدار و هوشيار براي اعتراض به اين نقشه هاي شيطاني و توطيه نفاق افكني رژيم در اداره دادگستري متحصن شده اند.
4 نفر از سربازانيكه روز جمعه 24/9 در عمليات حمله به مسجد كرمان از تيراندازي به مردم امتناع كرده بودند بدستور فرمانده مربوط هدف گلوله قرار ميگيرند. نام يكي از اين شهداي حرار «ابراهيم احترامي» ساكن تهران و (ناخوانا) از روستاي كشور و ديپلمه ميباشد.
تبريز
روز يكشنبه 3/10، استادان و كاركنان دانشگاه تبريز بمنظور اعتراض به رژيم جنايتكار حاكم، در محل دانشگاه تحصن ميكنند. مردم اين شهر از ساعت 9 صبح از نقاط مختلف بصورت راه پيمايي بسمت محل تحصن استادان حركت ميكنند و در حوالي دانشگاه اجتماع عظيمي بوجود ميآورند. در اينموقع پليس با استفاده از ماشينهايي شبيه ماشين آتش نشاني، كف سفيد رنگي كه ايجاد تهوع و سر گيجه ميكند به روي جمعيت مي باشد و متعاقباً مبادرت به تيراندازي ميكند كه در نتيجه آن حدود 8 نفر كشته و تعداد زيادي زخمي ميشوند. بدنبال اين جريان شهر بكلي تعطيل ميشود و كف سفيد رنگ مانند آثار سيل بر خيابانهاي شهر باقي ميماند.
زنجان
تيمسار كمالي (فرمانده گارد) كه با حكم مأموريت ويژه در زنجان بسر ميبرد، براي كنترل اوضاع تمامي رؤساي ادارات را عوض كرده و سر سپرده هاي جديدي بجاي آنها گماشته است.
چند روزي است مأمورين انتظامي به تلافي گروگان گرفتن فرزندان يك افسر ارتشي، هر كجا جواني بدستتان بيفتد به باد كتك ميگيرند.
گفته ميشود بدنبال حمله به حمام زنان و پرتاب گاز اشك آور بداخل آن، تاكنون 4 نفر از افراد گارد بدست مردم كشته شده اند و همچنين در كوچه هاي تنگ و باريك اين شهر مردم موفق شده اند در اين مدت 12 تا 19 نفر از مأمورين را غافلگير كرده به درك واصل نمايند.
رضاييه
بدنبال حمله مأمورين انتظامي و ضرب و جرح مردم در ايام محرم، تعدادي از اكراد بطرفداري و دفاع از مردم با 500 مرد مسلح به شهر وارد شده و تلفاتي به ارتش وارد مي آورند و سربازان را فراري ميدهند. نيروهاي كمكي از پادگان «قرچك» هنگاميكه ميرسند كه اكراد شهر را ترك كرده بودند.
در ضمن گفته ميشود تيمسار وراهرام استاندار سفاك اين استادان از ترس به تهران گريخته است.
اصفهان
در زد و خوردهاي پراكنده هفته گذشته تعداد زيادي در اين شهر كشته و زخمي شدند.
اقداماتي كه مأمورين انتظامي و پليس اين شهر براي سركوبي مردم انجام ميدهند بقرار ذيل ميباشد:
1- ضرب و جرح مردم و شكستن اتومبيلها بخاطر عدم الصاق عكس شاه يا نصب عكس آيه ا. . . خميني.
2- اجبار مردم به گفتن شعار «جاويد شاه» و در صورت ممانعت كتك زدن تا سر حد مرگ.
3- حمله مزدوران چماق بدست به مغازه هاي بسته.
4- حمله و تيراندازي به مردميكه جهت اهداء خون به مجروحين در برابر بيمارستانها اجتماع ميكنند وكشتار آنها (بيمارستان ثريا) .
5- تيراندازي به مردميكه خبرنگاران را احاطه مينمايند.
6- بازرسي وسايط نقليه موتوري و مصادره موتور سيكلت ها و عبور كاميونهاي ارتشي از روي آن.
نجف آباد
بدنبال فجايع و كشتار روز عاشورا، طي هفته گذشته، مأمورين مسلح و چماق بدست هاي دولتي، به منزل معتمدين شهر حمله كرده و با ضرب و جرح آنها را مجبور ميكنند شعار «جاويد شاه» بدهند و سپس به تخريب منازل و آتش زدن آنها ميپردازند يكي از منازل كه در اين حمله آسيب فراواني ديده خانه دكتر ايزدي ميباشد.
يزد (13 كشته – بيش از 100 مجروح)
روز سيزدهم محرم امسال طبق سنت همه ساله بعنوان سوم شهادت امام حسين، مراسمي در مسجد «ملااسمعيل» برگزار ميگردد. اين مراسم بعلت مداخله و ممانعت مأمورين، و تيراندازي آنها، بخون كشيده ميشود و در نتيجه 13 نفر شهيد و بيش از يكصد نفر مجروح ميشوند. مجروحين بخاطر آنكه تجربه بيمارستان 17 شهريور مشهد تكرار نگردد، بدستور پزشكان شهر و آقاي صدوقي حتي المقدور از مراجعه به بيمارستان خودداري ميكنند.
روز هفتم محرم، معلم مدرسه اي را در دهكده «ميبد» بطرز فجيعي مثله كرده بقتل ميرسانند. اين موضوع خشم و نفرت مردم را به نهايت رسانده است.
كرمان
عصر روز جمعه 1/10 بمناسبت هفتم شهادت «حميد نامجو» كه روز جمعه 24/9 با گلوله مأمورين بقتل رسيده بود پياده روي و تظاهرات گسترده اي در اين شهر انجام شد. در اين مراسم كه در مسافت 5 كيلومتري پياده روي انجام ميشد، مردم به قبرستان صاحب الزمان رفتند و براي مجاهد شهيد كه در كنار ساير شهداي جمعه 24/9 (دادبين – مهدوي حسيني و حسن توكلي) آرميده بود، فاتحه اي قرايت نمودند.
