پيامدهای فراملی گروگانگيری ياداشت دكتر ابراهيم يزدی ١٣/٨/١٣٨٦

 

پيامدهاي فراملي گروگانگيري

يادداشت دكتر ابراهيم يزدي

13/8/1386

1- دو رويداد بزرگ از عوامل بازدارنده بسيار مهم و اثرگذار درروابط ايران و آمريكا محسوب مي‌شوند. رويداد اول، كودتاي نظامي آمريكا و انگليس در 28 مرداد 1332 عليه دولت ملي دكتر مصدق است. رويداد دوم اشغال سفارت آمريكا در 13 آبان 1358 و به گروگان گرفتن كارمندان سفارت مي‌باشد. پيامد‌هاي هر دو رويداد از سطح روابط ميان دولت ها فراتر رفته و به عمق جامعه نفوذ كرده است .كودتاي 28 مرداد 1332 فرايند دموكراسي در ايران را در مراحل جنيني خفه ساخت و يك شكست بزرگ براي جنبش ملي ايران و يك شوك روحي ـ رواني براي ملت ايران بود. گروگان گيري نيز يك ضربه بزرگ به غرور ملي مردم آمريكا محسوب مي شود بطوري كه زخم كهنه حاصل از شكست آمريكا در جنگ با ويتنام را عميق تر ساخت. در هر برنامه‌اي براي حل بحران روابط ميان ايران و آمريكا، ابتدا بايد راهي براي جبران پيامدهاي اين دو رويداد انديشيده شود.

2- گروگانگيري براي ايران پيامدهاي سياسي، اقتصادي ، نظامي و امنيتي متعدد داشته است .در اين يادداشت صرفا دو پيامد فرا ملي گروگانگيري مورد بررسي مختصر قرار مي گيرد.

 

پيامد اول: گروگانگيري در ايران جنبش ضد جنگ در آمريكا را از بين برد . شركت فعال آمريكا در جنگ ويتنام  و حوادثي كه در ابعاد مختلف در اين جنگ رخ داد ، موجب پيدايش يك جنبش مردمي در آمريكا شد . ساختار دولت فدرال در آمريكا و استقلال ايالات مختلف آمريكا در اداره امور داخلي بگونه اي است كه مردم آمريكا  عموما نسبت به عملكرد دولت فدرال در روابط بين الملل بي تفاوت و در نتيجه بي اطلاع و ناآگاهند . حضور نيرومند ارتش آمريكا در جنگ ويتنام و عملكرد آن ، مردم آمريكا را بطور مستقيم درگير اين جنگ كرد . در طي اين جنگ 11 ميليون آمريكايي ، عموما و اكثرا جوانان آمريكايي، شركت كردند . نزديك به يك ميليون نفر از اين جوانان به انواع بيماري هاي رواني ، ناشي از رويداد هاي جنگ مبتلي شدند . هزينه جنگ موجب بالا رفتن ماليات ها شد . مردم آمريكا نمي توانستند در برابر اين رويداد بي تفاوت باشند . واكنش طبيعي مردم ، پيدايش جنبش ضد جنگ بود . صد ها هزار آمريكايي با بر پا يي راه پيمايي ها و گرده همايي ها اعتراض خود را به حضور آمريكا در اين جنگ غير عادلانه اعلام كردند. بدنه اصلي اين جنبش را جوانان، بخصوص دانشجويان، تشكيل مي دادند. طيفي از شخصيت هاي بزرگ دانشگاهي، سياسي ، اقتصادي، ديني (نظير اريك فروم دكتر اسپاك، نوام چامسكي و…) در اين جنبش حضور پيدا كردند . براي اولين بار پليس فدرال در تقابل با جنبش ضد جنگ، دانشجويان را در دانشگاه كنت به گلوله بست و تعدادي از آنان را به قتل رسانيد. هنگامي كه در نهايت ارتش آمريكا ويتنام را تخليه كرد و جنگ عملا به پايان رسيد ، جنبش ضد جنگ به يك جنبش مردمي مترقي در برابر حاكميت آمريكا، بخصوص ميليتاريسم آمريكا تغيير جهت داد. افشاگري هاي فراوان در مورد بودجه ارتش آمريكا و درصد هزينه ماليات ها براي مصارف نظامي منتشر گرديد. انجمن‌ها و نهادهاي مردمي خود جوش در بسياري از شهر ها براي مقابله با سلطه ميليتاريسم بوجود آمد. يكي از كارهاي بسيار موثر اين انجمن ها انتشار آمار بودجه بود كه نشان مي داد از هر يك دلار مالياتي كه مردم آمريكا به دولت فدرال مي پرداختند ، 65 سنت به ارتش داده مي شد، در حالي كه سهم آموزش و يا خدمات بهداشتي، هر كدام حدود 2 سنت بود. رشد و توسعه اين جنبش جديد، بي ترديد بر عملكرد دولت آمريكا، نه فقط در برنامه هاي داخلي به نفع مردم عادي بود، بلكه در روابط بين المللي، به نفع ملت هاي تحت سيطره و سلطه آمريكا ،نظير ايران، نيز اثر گذار بود. پس از پايان جنگ ويتنام، رهبران اين جنبش توجهات خود را به مسائلي نظير آپارتايد در آفريقاي جنوبي، نقض مستمر حقوق بشر در كشور هاي آمريكاي لاتين، كشورهاي خاورميانه، معطوف و متمركز ساختند. از جمله مسئله سركوب سياسي در ايران و حمايت مستمر آمريكا و انگليس از استبداد حاكم بر ايران در دستور كار اين جنبش قرار گرفت..پس از انقلاب ايران گروگانگيري ناگهان تبديل به يكي از مهمترين موضوعات سياست داخلي و خارجي آمريكا شد . ادامه گروگانگيري، حكم نمكي را بر زخم كهنه ناشي از جنگ ويتنام در روان مردم آمريكا پيدا كرد . شكست آمريكا در جنگ ويتنام، آسيب عميقي بر روان جمعي مردم آمريكا و غرور و بالندگي آنان وارد ساخته بود كه در ادبيات سياسي آن زمان به سند روم ويتنام VIETNAM SYNDROME معروف شد. واكنش مردم آمريكا به گروگانگيري به تضعيف جنبش ضد جنگ و حمايت از جريان هاي تندرو دست راستي انجاميد.

در اواخر سال 58 يا اوايل سال 59، تني چند از رهبران جنبش ضد جنگ نظير نوام چامسكي، احمد اقبال، ريچارد فالك به ايران آمدند، با بسياري از رهبران انقلاب ديدار و مذاكره كردند. در ديدار و مذاكره با اينجانب به تاثيرا ت نامطلوب گروگانگيري بر جنبش جديد توجه دادند . اما بنا به دلايلي، گروگانها آزاد نشدند تا ريگان جانشين كارتر در كاخ سفيد شد، جنبش جديد از بين رفت يا توان خود را ازدست داد و نگراني اين شخصيت ها تحقق پيدا كرد.

 

پيامد دوم: دانشجويان خط امام به كرات گفته و نوشته اند كه برنامه آنها اشغال سفارت براي 2 تا 3 روز بود، ونه نگهداري گروگان‌ها براي 444 روز. اكنون بعد از نزديك به سي سال از گذشت آن رويداد ضروري است بررسي و روشن شود چه نهادهايي و چه كساني مانع ختم اشغال سفارت وآزادي گروگانها بعد از 2 تا 3 روز شدند. اهميت اين موضوع از آن جا است كه گروگانگيري در ايران موجب تعويق يا تعطيل صلح خاورميانه به نفع اسرائيل شد. هنگامي كه كارتر توانست سادات رابه امضاي صلح با اسرائيل متقاعد سازد، سادات تنها وقتي حاضر به امضاي موافقت نامه كمپ داويد شد كه اسرائيل متقابلا تعهد و امضا كرد كه سرزمين هاي اشغالي در جنگ 1967 را به موجب قطعنامه 242 سازمان ملل متحد تخليه نمايد و يك دولت مستقل فلسطيني در اين سرزمين ها تاسيس گردد. سادات به تعهد خود عمل كرد، اسرائيل را به رسميت شناخت، اسرائيل صحراي سينا را تخليه و به مصر برگرداند و سادات جان خود را بر سر آن باخت. اما اسرائيل از انجام تعهدات خود سر باز مي‌زد. كارتر اسرائيل را براي انجام تعهداتش تحت فشار قرار داده بود. اما اسرائيل حاضر به تخليه سرزمين هاي اشغالي نبود. احتمال انتخاب مجدد كارتر به رياست جمهوري در نوامبر 1980 بسيار بالا بود. و اگر كارتر مجددا انتخاب مي شد، با قدرت بيشتري بر اسرائيل فشار وارد مي‌ساخت (براي اطلاعات بيشتر رجوع كنيد به ـ فلسطين ،صلح و نژادپرستي ـ انتشارات اطلاعات). بنابراين نفع اسرائيل وتنها راه فرار از انجام تعهداتش در اين بود كه كارتر انتخاب نشود ، و براي اين كه وي انتخاب نشود، گروگان ها نبايد در زمان رياست جمهوري وي آزاد مي شدند. برخي از اخبار سياسي حاكي از آن است كه در اكتبر آن سال نمايندگاني از جانب ريگان ـ كانديداي رياست جمهوري ـ با شخصيت هايي از ايران، در اسپانيا ديدار كردند و بر سر اين مسئله با هم به توافق هايي رسيدند . احتمالا در همين راستا بود كه حتي وقتي گروگان‌ها به فرودگاه منتقل وبراي پرواز به آلمان  سوار هواپيما شده بودند ، خبر ورود ريگان به كاخ سفيد و خروج كارتر بطور زنده از راديوي ايران پخش مي شد . وقتي اعلام شد كارتر از كاخ سفيد خارج شد، دستور پرواز هواپيما صادر گرديد. اين موضوع يعني آزاد كردن گروگان‌ها در روز رياست جمهوري كارتر، در همان زمان در مجلس شوراي اسلامي توسط برخي از نمايندگان مطرح گرديد. يكي از آنان مرحوم محمد منتظري با تعجب تمام مي‌پرسيد چرا گروگان‌ها در زمان كارتر آزاد نمي‌شوند، براي اينكه ريگان انتخاب شود؟

چرا؟ او ضمن تاكيد بر اين كه سياست دولت‌هاي آمريكا خلاف منافع ملي ايران است، اما كارتر با ريگان فرق دارد و اين اشتباه است كه با آزاد نكردن گروگان‌ها ، سبب شكست كارتر و پيروزي ريگان بشويم. اما شد، آنچه را كه شد. برنده به جا در اين رويداد، اسرائيل بود كه با جلوگيري از انتخاب مجدد كارتر انجام تعهداتش را در پيمان كمپ داويد براي مدت نامعلومي به تعويق انداخت.