مسعود: آزادي ،انديشه اسلامي و نو گرايي ديني
متن سخنراني آقاي دكتر ابراهيم يزدي
در جلسه افتتاحيه مراسم كنگره بينالمللي ششمين سالگرد شهادت احمد شاه مسعود
كابل 17/6/1386
بسم الله الرحمن الرحيم و به نستعين
با سلام خدمت خانم ها و آقايان، خواهران و برادران و با درود و صلوات بر شهداي استقلال و آزادي افغانستان، به خصوص شهيد احمد شاه مسعود.
1- قبل از هر چيز، از جانب خود و اعضاء هيئت ايراني شركت كننده در اين مراسم از بنياد مسعود، به خاطر برگزاري اين مراسم و دعوتي كه انجام گرفته است تشكر مينمايم.
هيئت ايراني شركت كننده در اين مراسم، به ابتكار نيكوي بنياد مسعود، اولا دولتي نيست.
ثانياً طيفي از فعالان سياسي، فرهنگي، مطبوعاتي، از محافظه كاران يا اصولگرايان و روشن فكران ديني، از نهضت آزادي ايران و نيروهاي ملي ـ مذهبي را در بر ميگيرد.
احمد شاه چهره ناشناختهاي براي ايرانيان نيست. بسياري از ايرانيان او را به عنوان يك قهرمان ملي مردم افغانستان ميشناسند.
2- خداوند كريم در قرآن مجيد ( احزاب 23) ميفرمايد: از مومنين كساني هستند كه با صداقت با خداي خود عهد و پيمان بستهاند. بعضي از آنان به عهد خود وفا كرده و به خداي خود پيوستهاند و برخي ديگر در انتظار وفاي به عهد خود ميباشند.
احمد شاه مسعود از آن مؤمناني بود كه با صداقت با خداي خود و ملت افغانستان پيمان بست و جان خود را بر سر پيماني كه بسته بود هديه كرد، شهيد شد تا بر آنچه پيمان بسته بود گواه و شاهد باشد. او خود گفته بود كه دو آرزو دارد: پيروزي در جنگ رهايي بخش و يا شهادت.
او به آرزوي شهادت رسيد. اما اين خداوند است كه مي فرمايد: هرگز كسي را كه در راه خدا كشته مي شود مرده مپنداريد. او زنده است واز نزد پروردگارش روزي دريافت مي نمايد(آل عمران 168).
احمد شاه مسعود يك وجود جسماني/ فيزيكي داشت كه از خاك بر آمده بود و اكنون در خاك خفته است.
اما به قول مولانا جلال الدين:
اي برادرتو همه انديشهاي مابقي خود استخوان و ريشهاي
شهيد مسعود يك هويت، يك انديشه و يك آرمان بود، كه نمرده، زنده و در حال رشد و شكوفايي است.
انديشه او پاسخي يا راه حلي است به بحرانهاي سرنوشت ساز كنوني افغانستان.
3- در عنوان اين كنفرانس براي شناخت احمد شاه مسعود سه محور: آزادي, انديشه اسلامي و نوگرايي ديني مورد توجه قرار گرفته است.
در انديشه شهيد مسعود معنا و جايگاه آ زادي چيست و كجاست؟
در علوم سياسي آزادي دو معنا دارد: 1-آزادي از ياfreedom from و 2- آزادي براي يا freedom for .
معناي اول آزادي يعني آزاد و رها شدن انسان از تمام عناصر و عواملي كه انسان را اسير و برده خود سازد و حق انتخاب را از انسان سلب مي نمايد.عوامل سلب اختيار انتخاب آزادانه از انسان ممكن است گاهي ظلم و ستم اقتصادي يا استثمار باشد، گاهي ستم سياسي يا استبداد باشد. و گاهي سلطه و سيطره يك نيروي اشغالگر خارجي و گاهي هم جهل و ناداني.
يكي از اركان اصلي انديشه شهيد مسعود , آزادي از يوغ اسارت بيگانگان در راستاي سنت مبارزات و مقاومت هاي مردم افغانستان در برابر نيروهاي اشغالگر خارجي مي باشد.
اين آزادي را مسعود نه فقط براي خودش و يا قوم و قبيلهاي خاص، كه براي كشورش و همه مردم افغانستان مي خواست.
در انديشه شهيد مسعود آزادي هم چنين به معناي رها بودن از فقر و محروميت و بيعدالتي بود.
او نه فقط براي استقلال كشورش, بلكه براي آزادي ملت و عدالت اجتماعي ميجنگيد.
معنا و مفهوم “آزادي از” دقيقاً از ديدگاه و قرائت ويژه از انديشه اسلامي و كلمه مباركه لا اله الا الله سرچشمه ميگيرد. در اين انديشه، كلمه اول شهادتين كه:لا اله الا الله است. دو بخش دارد:
بخش اول ـ لا اله، يعني هنگامي كه انسان از تمام عوامل و عناصر اسارت باري كه اراده فرد را مهار كرده و به زير سلطه خود كشيده است، آگاهي پيدا ميكند و به آن جايي مي رسد كه مي تواند آزادانه آن ها را نفي و انكار نمايد و خود را از سيطره تمام عوامل برده ساز رها و آزاد نمايد تا حق انتخاب را بدست آورد و انتخاب نمايد. معناي بخش دوم:” الا الله”، يعني هنگامي كه انسان از تمام الههها ي برده ساز آزاد و رها شد و حق انتخاب را بدست آورد الله را بر ميگزيند.
در اين قرائت از دين، حقوق طبيعي انسان برسمّيت شناخته شده است و توسعه اقتصادي و سياسي هر دو در نهايت در خدمت توسعه انساني قرار دارد. و توسعه انساني به معناي شكوفا شدن تمامي استعدادها و توانمندي هاي خدادادي انسان است.
در اين قرائت از دين، خداوند انسان را آزاد و مختار خلق كرده است. و توسعه انسان در گرو تحقق تمامي حقوق و آزاديهاي اساسي انسان است، آزادي فكر و انديشه، آزادي قلم و بيان و تعيين سرنوشت است. مبارزه براي آزادي، انسانيترين و ضروريترين نوع مبارزه است.
در انديشه شهيد مسعود، آزادي با رهايي كشور از اشغال بيگانگان به پايان نميرسد. بلكه كسب استقلال مقدمهاي واجب براي تحقق حقوق و آزاديهاي اساسي مردم است.
4- انديشه اسلامي و نوگرايي
بيترديد احمد شاه مسعود يك موحد و ديندار بود. اما سئوال اساسي اين است كه دينداري و دين محوري او از چه جنسي بود؟
درك احمد شاه مسعود از آزادي و از مبارزه عليه اشغالگران، عليه سيطره جهل، عليه واپس گرايي، از نوع انديشه اسلامي او سر چشمه ميگرفت.
اما آيا او فقط يك نو انديش ديني بود كه در قلمرو بازسازي نظري باورهاي ديني قلم ميزد؟
دنياي اسلام در طي دو قرن گذشته دچار تلاطمها و بحرانهاي وسيعي شده است. مسلمانان در سرتاسر جهان يك دوران انتقالي تاريخي را طي ميكنند.
در طي دو قرن گذشته رويدادهاي زيادي رخ داده است كه مسلمانان را از خواب گران چندين قرني بيدار ساخته است.
جنبشهاي بيدارگري، احياگري، اصلاح ديني از ويژگيهاي اين دوران است.
اما مسلمانان در فرايند بيداري و احياگري و اصلاح ديني ، نهايتاً با اين پرسش اساسي روبرو شده اند كه كدام اسلام؟ اسلام معطوف به قرآن وسنت معتبر رسول گرامي يا سنن ديني رايج ميان مسلمانان؟
در پاسخ يا واكنش به اين پرسش دو گرايش يا جنبش شكل گرفته است:
جنبشي كه بازسازي و نوسازي انديشه ديني را ضروري ميداند. و گروهي كه نه تنها آنرا ضروري نمي داند بلكه راه حل را بازگشت به گذشته و در احياي احساس ديني در قالب و شكل سنتهاي گذشته رايج و غالب مسلمانان ميداند.
گرايش اول يا حركت نوانديشي ديني در فرآيند رو به رشد خود، جريان روشنفكري ديني را پديد آورده است.
روشنفكري ديني، نظير هر روشنفكري ديگر، رسالت و سودا و تعهد تغيير مناسبات سياسي، اقتصادي و فرهنگي را، در چارچوب قرائت هاي جديد از متن يا نصّ اصلي دين بر عهده گرفته است.
به عبارت ديگر روشنفكر ديني تنها يك نظريه پرداز نيست، بلكه او يك فعال سياسي و اجتماعي و تأثيرگذار در ميدان و معركه تغييرات و تحولات است.
روشنفكري ديني دو رسالت اساسي دارد:
1- پالايش باورهاي رايج ديني، تفكيك سره از نا سره، بر اساس نصّ اول و اصلي يا قرآن كريم و سيره پيامبر(ص)، پيدا كردن قالب هاي جديد و مناسب با روز، با زمان و مكان، براي ارزشها و آموزههاي اصيل ديني.
2- شناخت و فهم مفاهيم بنيادي و زيربنايي مدرنيته و بومي كردن ( Domestication) آنها.
شهيد احمد شاه مسعود، يك نظريه پرداز دانشگاهي يا حوزوي نبود. او يك روشنفكر ديني بود كه با انديشه اسلامي خود به دنبال حل بحرانهاي كنوني جامعه افغانستان بود.
دلبستگي و پيوند او با روشنفكران ديني كشورهاي ديگر اسلامي، نظير بازرگان و شريعتي از ايران، با نوع فهم و درك او از دين رابطه داشت. احمد شاه مسعود در كنار قران كريم، هميشه چند كتاب ديگر نيز به همراه داشت: حافظ،، شاهنامه و بعضي از كتابهاي شريعتي.
5- اكنون ملت افغانستان با بحرانهاي سرنوشت سازي روبروست.
اگرچه احمد شاه مسعود در ميان شما نيست، اما فكر و انديشه و روش و منش و بينش او زنده است. او احمد و مسعود بود اما شاه نبود. در منش احمد شاه مسعود، رفتار شاهانه هرگز وجود نداشت. نه رفتار شاهانه داشت و نه در كسوت شاهان بود و نه در كاخ شاهان زيست و نه غذاي شاهانه ميخورد. او به درستي شاه نفس خود را كشته بود.
او در انسانيت يك رنگ و با صداقت بود. در گفتار و كردارش دوگانگي وجود نداشت. مردم را به چيزي دعوت نميكرد كه خود آن را عمل نكند.
مردم افغانستان او را چنين شناختهاند و اين رمز محبوبيت اوست.
انديشه اسلامي احمد شاه مسعود و سنتي كه او از دوران مبارزات رهايي بخش پايهريزي كرده است، همچنان ميتواند راهنماي عمل در اين دوران نيز باشد.
در يك كارت پستال ياد بود احمد شاه مسعود آمده است كه:
مگر عقاب دگر باره بر نميگردد كه كوهساران غمين است و آشيانه تهي
اما من ميگويم بله كوهسار غمين است و آشيانه تهي است، اما عقاب همچنان بر فراز شهر و سرزمين شما در پرواز است. او زنده است.
هرگز كساني را كه درراه خدا كشته شده اند مرده مپنداريد. آنان زنده هستند و نزد خداوند روزي دارند.
روزي كه آرمان احمد شاه مسعود به تحقق بپيوندد و سرزمين او از نيروهاي خارجي آزاد باشند، دور نيست.
رسالت ادامه راه مسعود برعهده همه گروها و احزابي است كه خود را پيرو راه او و وفادار به انديشهها ي فراقومي و فرامذهبي او را ميدانند، ميباشد. اگر با هم باشيد، متحد و يكپارچه، دست خداهم با شماست. امدادهاي غيبي الهي ” من حيث لا يحتسب” به شما خواهد رسيد.
به اميد روزي كه ملت افغانستان و همه گروها و احزاب با تعامل با يكديگر، بتوانند آرمان صلح و سازندگي و برادري را در سرزمين خود تحقق بخشند و نيازي به حضور نيروهاي خارجي نباشد.
براي ملت شجاع وصبور افغانستان آرزوي آزادي و آباداني را دارم.
والسلام عليكم و رحمته الله و بركاته
