مصاحبه روزنامه اعتماد ملی با مهندس صباغيان ٢٨/٥/١٣٨٦

 

اصلا‌ح‌طلبان جبهه مشتركي براي تأمين آزادي انتخابات تشكيل دهند

گفت‌و‌گوي اعتماد ملي با مهندس  هاشم صباغيان

28/5/1386

سخن گفتن با مردي كه بيش از نيم‌قرن را در تلاش براي سعادت و استقلا‌ل ايران سپري كرده جذاب و شنيدني است. در روزي كه مهندس صباغيان با ورود به ماه رجب روزه‌دار بود، برايم اين سلوك قابل احترام بود. حسي از يك پارادوكس مشكل در توصيف! آنگاه كه روزنامه‌نگاري از وي پرسيد، آيا از آنچه در زندگي بر شما رفته است، راضي هستيد؟ بي‌درنگ پاسخ داد. آري. ما به تكليف خود عمل كرده و مي‌كنيم و فعاليت سياسي را عين عبادت مي‌دانيم، صباغيان در اين مرحله از زندگي سياسي خويش حامل تجارب گرانقدر و قابل تأملي است. گفت‌وگو با وي فتح باب و روزنه‌اي براي درك درست‌تر بسياري از زواياي منسجم عرصه سياست در دوره معاصر است. آنچه مي‌خوانيد حاصل گفت‌وگويي عصرگاهي است.

  ” اعتماد ملي 28 مرداد 1386″

 

  

  * از فرصتي كه در اختيار روزنامه اعتماد ملي قرارداديد، سپاسگزارم. به‌عنوان سؤال مقدماتي مي‌خواستم تحليل جنابعالي و همفكرانتان را از اوضاع كشور به صورت مختصر در امور داخلي جويا شوم.

  من هم به سهم خودم تشكر مي‌كنم از اينكه روزنامه اعتماد ملي و آقاي دكتر فياض اين وقت را گذاشتند اميدوارم كه مسائل آنچنان بازگو شود كه مفيد باشد. ما به طور كلي اوضاع داخلي را دچار بحران‌هاي زيادي مي‌بينيم كه اقلاً‌ مي‌توان آنها را به 4 دسته تقسيم كرد، كه اگر با اين بحران‌ها به درستي برخورد نشود ممكن است در آينده با مشكلا‌تي برخورد كنيم. اولين بحران ما، بحران مديريت است. بعد بحران اقتصادي، طبعاً بحران انرژي اتمي كه هنوز حل نشده و حادثه‌اي كه اخيراً پيش آمده، بحران بنزين است. البته بحران‌هاي ديگر مثل آسيب‌هاي اجتماعي و مسائل ديگر هم وجود دارد كه رسيدگي به هركدام مي‌تواند مسائل را مورد بررسي خاص قرار دهد. وقتي بحران به‌وجود مي‌آيد، طبيعي است كه براي حل آن به مديريت بحران نياز است. مديريت بحران با مديريت معمولي فرق دارد. يك زمان جامعه در حالت عادي اداره مي‌شود، آن شرايط نياز به يك نوع مديريت دارد. ولي اگر جامعه دچار بحران باشد مديريت خاص خودش را مي‌طلبد. ما فكر مي‌كنيم كه مديريتي كه الا‌ن جامعه را اداره مي‌كند در خيلي از قسمت‌ها داراي نقاط ضعفي است كه حل اين بحران‌ها را خارج از توان آن مي‌كند. به همين دليل مي‌بينيد كه بحران اقتصادي روز‌به‌روز تشديد مي‌شود. يعني از ابعاد مختلف در جامعه ما چه به صورت كلا‌ن و چه به صورت جزيي مسائل اقتصادي مطرح است. مسائل اقتصادي در بعضي از خانواده‌هاي كم‌بضاعت و زير خط فقر به حدي بالا‌ رفته كه حل مشكل‌شان كار ساده‌اي نيست. يا بحران مديريت در جامعه ما هر روز مي‌بينيم كه مديران سابق كه مديران با تجربه بودند و وابستگي گروهي هم نداشتند، كنار گذاشته مي‌شوند.

  وقتي كه يك حزب يا گروهي سركار مي‌آيند اين حق را دارد كه از عوامل خودش استفاده كند و با عوامل قبلي كه وابستگي به حزب‌هاي ديگر داشته‌اند آمادگي ادامه كار نداشته باشد، ولي اينكه مديري را به صرف اينكه در سيستم گذشته كار مي‌كرده، كنار بگذارند برخورد صحيحي نيست. چون همانطور كه خودتان مي‌دانيد تا يك مدير باتجربه شود جامعه براي آن هزينه فراواني صرف مي‌كند و اينكه ما هزينه‌ها را از دست بدهيم و از افرادي استفاده كنيم كه تجربه كافي در كاري كه به عهده‌شان گذاشته شده ندارند طبيعي است كه بحران را تشديد مي‌كند.

 

  * از نظر بين‌المللي ايران چه شرايطي دارد؟ شما چه تحليلي از اوضاع بين‌المللي ادراك مي‌كنيد؟

  يكي از بحران‌هاي ما، بحران‌هاي بين‌المللي يا برون مرزي ما است. سفيران ما همانطور كه از اسم‌شان پيدا است در حل و فصل مسائل بين‌المللي خيلي نقش دارند. اگر سفير يك ديپلمات باتجربه باشد كه در گذشته مسيري را طي كرده باشد، مي‌تواند در صورت بروز بحران آن را حل كند ولي اگر تجربه كافي نداشته باشد از حل آن عاجز است و بحران را تشديد هم مي‌كند. يكي از بحران‌هاي بين‌المللي كه ما داريم اين است كه ما سعي كرده‌ايم با كشورهايي ـ بدون اينكه اسم ببرم ـ روابط حسنه برقرار كنيم كه نقش زيادي در مسائل بين‌المللي ندارند ولي از طرف ديگر كشورهاي مؤثر مثل اتحاديه اروپا، چين، روسيه يا انگلستان و غيره در گذشته به جايي رسيده بودند كه هر كدام براساس منافع خودشان برخورد خاص و جدا از ديگري با ما داشته‌اند اما الا‌ن همه يكپارچه شده‌اند. يك برخورد ديپلماسي صحيح اين است كه از تضاد روابط بين‌المللي كشورهاي ديگر به نفع منافع ملي استفاده كنيم. ما نه تنها از اين تضاد استفاده نكرديم بلكه باعث شديم همه اين كشورها يكپارچه شوند. به همين دليل در سه قطعنامه‌اي كه به تصويب رسيد مشاهده كرديم كه در آراء، همه كشورها در مقابل ما صف كشيده‌اند. درحاليكه يك برخورد صحيح روابط بين‌الملل مي‌توانست آنها را از يكپارچگي خارج كند. ما مسائل را برحسب شواهدي كه مي‌بينيم، بررسي مي‌كنيم و به نظر مي‌رسد احتمال اينكه مسائل انرژي هسته‌اي حل شود در آن جهت حركت مي‌كند و اين باعث خوشحالي ماست چرا كه حل اين بحران را به نفع منافع ملي‌مان مي‌دانيم.

 

  * ارزيابي جريان شما از نوع برخورد دولت جمهوري اسلا‌مي ايران درباره اين پرونده چيست؟ به نظر شما تا كجا بايد ايستادگي كرد و چگونه بايد با شوراي امنيت سازمان ملل و قطعنامه‌ها برخورد كنيم؟ ‌

  ما قبلاً‌ در اين مورد اطلا‌عيه داده‌ايم و نهضت آزادي نظر خودش را بيان كرده است. ما اعتقاد داريم كه در مسأله انرژي اتمي عدم موافقت با تعليق موقت به نفع منافع ملي ما نيست.

 

  * چـرا؟

  در اينكه داشتن دانش هسته‌اي حق هر كشوري است هيچ كشوري را نمي‌توان با قانون يا مصوبه شوراي امنيت و سازمان ملل منع كرد. ولي ما كه در خلا‌ء زندگي نمي‌كنيم، در دنياي امروز زندگي مي‌كنيم. در دنياي امروز بايد با اين جبهه‌گيري‌هايي كه در مورد ما شده به نحو صحيح عمل كرد، اگر برخورد نامناسب با اين برخوردها داشته باشيم طبيعي است كه منافع ملي ما به خطر مي‌افتد. از اين نظر ما صلا‌ح را براين مي‌بينيم كه اگر انرژي هسته‌اي را براي مدت محدودي متوقف كنيم، هيچ مشكلي براي ما به‌وجود نمي‌آيد. چون‌ برحسب ادعاهايي كه مي‌شود ما در اين دانش به حد قابل قبولي رسيده‌ايم و توقف موقت يك تاكتيك است و تاكتيك در حل مسائل مي‌تواند نقش بزرگي داشته باشد. ما هميشه يك مثال مي‌زنيم: وقتي سيل مي‌آيد، ايستادن در مقابل آن يك نوع فدا شدن است ولي اگر در يك مقطع كنار بايستيم تا سيل بگذرد يك رفتار منطقي است.

  خيلي‌ها در نقطه مقابل معتقدند كه ايستادگي دولت ايران در پرونده هسته‌اي شبيه مقاومت دولت ملي مصدق در مقابل ملي‌شدن صنعت نفت است. شما كه از علا‌قه‌مندان دكتر محمد مصدق هستيد، چقدر اين انطباق را از لحاظ تاريخي درست مي‌دانيد و اگر درست است به چه دليل مقاومت در نهضت ملي توجيه‌پذير بوده و در اينجا نيست؟ اصلاً‌ مقايسه ملي شدن صنعت نفت با موضوع انرژي هسته‌اي مقايسه صحيح و درستي نيست.

 

  * چـرا؟

  اگر بخواهيم وارد اين ماجرا شويم كه مرحوم دكتر مصدق چطور توانست نفت را ملي كند بحث جدايي است و موضوع بحث ما نيست. ولي اين مطرح بود كه ملي شدن صنعت نفت مورد درخواست تمام مردم آن روز بود.

  * شما چه‌طور به اين نتيجه رسيده‌ايد، با چه معيار علمي مي‌فرماييد مورد خواست تمام مردم ايران بود؟

  به اين دليل كه مردم احساس مي‌كردند كه منافع‌‌شان در ملي‌شدن است و مي‌ديدند كه منافع‌شان توسط دولت‌هاي استعماري برده مي‌شود و بعد هم تست‌هاي مختلفي انجام شد. اينها هم اين تست‌ها را بكنند. من آن زمان دانش‌آموز دبيرستان بودم، خاطرم هست كه دكتر مصدق با همكاري آيت‌ا… كاشاني دوشنبه‌اي را براي اعتصاب عمومي تعطيل اعلا‌م كرد. تمام مردم ايران در آن اعتصاب شركت كردند. اين يك تست است.‌

  ولي من به ياد مي‌آورم كه آن روز بازارها و خيابان‌ها همه تعطيل بودند و تعطيلي در حد تعطيلي عاشورا و تاسوعا بود.

 

  * شما كه با تعليق دائمي موافق نيستيد؟ ‌

  نه، ما اعتقاد داريم تعليق موقت انجام شود و منافع ما در تعليق موقت حتماً تأمين خواهد شد. اين يك نوع تاكتيك است. مسائل استراتژيك مهم است. ” انرژي هسته‌اي حق مسلم ماست” يك مسأله استراتژيك قطعي است. ولي اگر آن را به طور تاكتيكي براي مدتي به تعويق بيندازند مفيد خواهد بود. ظواهر نشان مي‌دهد كه طرح تعليق در برابر تعليق پيش آمده است. يعني از اين‌سو مدتي است كه ديگر در روزنامه‌ها بحثي از مسأله هسته‌اي و سانتريفيوژ‌ها كه زماني خيلي داغ بود نمي‌شود. از طرف ديگر مسأله قطعنامه شوراي امنيت مدام به تعويق مي‌افتد و اين نشان مي‌دهد كه بدون آنكه به بيان بيايد طرح تعليق در برابر تعليق پيش مي‌رود و ممكن است در همين زمينه به پيشرفت‌هايي برسيم.

 

  * در ابتداي گفت‌وگو به بحث مديريتي هم در بعد داخلي و هم بعد خارجي اشاره كرديد، يعني تغيير مديران متخصصي كه گرايش حزبي نداشته‌اند و يا استفاده از سفرايي كه تجربه ديپلماتيك ندارند. برخي از نظر جامعه‌شناسي معتقدند كه حركت دولت ايران شبيه به رفتاري است كه فرداي پس از پيروزي انقلا‌ب با خونريزي انجام شد ولي اين‌بار بدون خونريزي، يعني در آن زمان هم تمام ذخيره مديريتي كشور كنار گذاشته شد و نسل جديدي سكان هدايت كشور را به دست گرفت، پس از 26 سال بدون اينكه خونريزي انجام شود تمام تجربيات مديريتي كشور كنار گذاشته شد و تلا‌ش شد كه از چهره‌هاي جديد استفاده شود. سؤال من اين است كه تا چه حد اين تجليل جامعه شناختي را قبول داريد؟ و اگر قبول داريد يك سؤال عميق‌تر دارم، حالا‌ كه سال‌ها از آن روزها گذشته، شما به‌عنوان دومين وزيركشور بعد از انقلا‌ب كه شرايط انقلا‌بي و انتقالي را مديريت كرديد، آيا مي‌پذيريد كه آن حركت هم در نوع خودش قائل نقد بود؟ اينكه حجم بزرگي از نيرو و توان كارشناسي كشور كنار گذاشته شد حركت درستي بود؟ ‌

  من از آغاز انقلا‌ب در جزء به جزء كوران‌هاي انقلا‌ب بوده‌ام و يادآوري خاطرات و حوادث آن روزگار براي نسل جوان بسيار مهم است. در آن زمان همه مديران رژيم سابق كنار گذاشته نشدند، هرگز اين چنين نبود كه مديران كار كرده و باتجربه رژيم گذشته كنار گذاشته شده باشند. بهترين نمونه آن اعضاي دولت موقت بودند. اكثر اعضاي دولت موقت 20 سال به بالا‌ سابقه كار اجرايي و مديريتي در رژيم گذشته داشتند.

 

  * اما در رده‌هاي مياني بودند؟

  عرض مي‌كنم. وقتي پرونده آنها را در رژيم گذشته مي‌ديديم از نظر مديريتي در سطح بسيار بالا‌ و بدون يك نقطه ضعف بودند. اين افراد تا حدي سكان انقلا‌ب را در مديريت به دست گرفتند. در سطوح ديگر هم جو آن روز سعي بر اين داشت كه نگذارد از مديران باسابقه استفاده كنيم.

  البته از مديراني كه با رژيم شاهنشاهي وابستگي داشتند استفاده نشد ولي از كارشناسان استفاده شد. از كارشناسان سازمان برنامه كه تجربه و مطالعات زيادي داشتند هم آقاي مهندس سحابي و هم آقاي مهندس معين‌فر استفاده كردند. يا آقاي مهندس طاهري كه وزير راه بود، از مديران خوب استفاده مي‌كرد. اتفاقاً مشكل دولت موقت با نسلي كه آن روز خودش را نسل انقلا‌بي مي‌دانست همين بود، آنها مي‌گفتند همه مديران رژيم سابق بايد كنار گذاشته شوند. من براي شما مثال مي‌زنم، خدا شهيد تيمسار فلا‌حي را رحمت كند. فرآيند انتخاب فلا‌حي يك بحث جدا است. ولي فرداي روزي كه انتخاب شد (فلا‌حي تنها تيمساري بود كه درجه تيمساري‌اش را در زمان شاه گرفته بود) در روزنامه‌هاي مختلف فريادها بلند شد كه ” اي مردم به هوش باشيد كه دوباره افسران شاهنشاهي را بر مصادر به كار گرفته‌اند، مردم آگاه باشيد كه دوباره مي‌خواهند ارتش طاغوت را احيا و بر ما حاكم كنند” خاطرم هست فلا‌حي كه به اتاق مهندس بازرگان آمده بود و مي‌گفت اين‌كار را نكنيد. من حاضرم در حاشيه خدمت كنم ولي جو حضور من را نمي‌پذيرد. با همه اينها ما ايستاگي كرديم. چون اين فرد همه مسير را طي كرده بود به اين ترتيب كه دولت موقت وزير را انتخاب مي‌كرد و شوراي انقلا‌ب بايد آن فرد را تصويب مي‌كرد، شوراي انقلا‌ب ايشان را تصويب كرد و بعد مهندس بازرگان حكم داد. نمونه‌هاي اين‌چنيني زياد داشتيم، مثلاً‌ مرحوم دكتر سامي كه وزير بهداشت و درمان بود، از تعداد زيادي از افراد باتجربه آن زمان استفاده كرد، آقاي دكتر كاظم يزدي كه يك كارمند باسابقه وزارت بهداشت بود را به‌عنوان معاونش انتخاب كرد. در وزارتخانه‌هاي تخصصي مثل وزارت راه و وزرات بهداشت سعي شد از مديران تخصصي گذشته كه پرونده سالمي داشتند استفاده شود و آن قياس با اين قياس درست نيست. در اين زمان بحران مديريتي كه ما داريم به اين شكل است كه مي‌گويند به صرف اينكه يك مدير در دو دوره گذشته يعني در دو تا 8 سال گذشته مدير بوده نبايد الا‌ن كار كند. ولي اين مدير را بررسي نمي‌كنند كه اگر به مملكت خدمت كرده و وابستگي گروهي ندارد از او استفاده كنند، كشور براي اين فرد سرمايه خرج كرده تا به يك توان تجربي و علمي رسيده و كنار گذاشتن اين شخص كار ساده‌اي نيست. شاهدهاي زيادي داريم و همه از آن اطلا‌ع دارند. مثلاً‌ در وزارت آموزش و پرورش همه مديراني كه در گذشته كار مي‌كردند، كنار گذاشته شدند. ما اين كار را صحيح نمي‌دانيم چون اين برخورد بحران مديريتي ايجاد كرده است وا ين قياس با آن قياس به‌هيچ عنوان درست نيست و همان‌طور كه گفتم دكتر مصدق زماني نفت را ملي كرد كه تست انجام داد و‌آن هم شوخي نبود. هنوز احزاب و گروه‌ها شكل نگرفته بودند. فقط حزب ايران و حزب زحمتكشان و چند حزب ديگر بودند كه پايگاه مردمي نداشتند. ولي مرحوم دكتر مصدق وقتي تست كرد و ديد مردم پشتيبانش هستند نفت را ملي كرد و بهترين تست، حادثه 30 تير است. مرحوم مصدق 29 ماه بيشتر حكومت نكرد ولي بعداز اين آنقدر در مقابل دربار آن روز ايستادگي كرد كه وقتي دربار تصميم گرفت ايشان را عوض كند، ملت اجازه نداد و با شهدايي كه آن روز داد مانع اين كار شد. بنابراين مسأله انرژي اتمي با موضوع ملي شدن صنعت نفت نمي‌خواهم بگويم قياس مع‌الفارغ است، شباهت‌هاي بسيار كمي؛ هم دارد ولي قابل قياس نيستند.

 

  * بحران‌هاي اقتصادي كه در آغاز بحث به آن اشاره كرديد، تا چه حدي مي‌تواند نگران‌كننده باشد؟ گاهي يك كشور به دليل انتقال فازي كه از يك سيستم اقتصادي به سيستمي ديگر مي‌كند دچار بحران مي‌شود يا مثلاً‌ در روسيه امروز به دليل اقداماتي كه دولت پوتين در جهت رشد و پيشرفت روسيه انجام داده، مسكو از گرانترين شهرهاي دنياست. از نظر قيمت مسكن، مسكو از شهري مثل لندن 10 برابر گرانتر شده است. بعضي از كارشناسان اقتصادي بالا‌ رفتن قيمت‌ها در مسكو را نتيجه اقدام براي پيشرفت و توسعه اقتصادي مي‌دانند. جوامع زيادي را مي‌توان مثال زد مثل برزيل و مكزيك، كه وقتي خيز اقتصادي برمي‌دارند با چالش‌ها و بحران‌هايي روبه‌رو مي‌شوند. امروز بحران اقتصادي ايران از چه جنسي است؟ آيا از جنس توسعه است؟ شايد از اينجا ناشي مي‌شود كه دولت آقاي احمدي‌نژاد كاري را كه ديگران در 20 سال گذشته نتوانسته‌اند انجام دهند را در 2 سال به انجام رسانده است. در دو سال گذشته بالغ بر 120 ميليارد دلا‌ر پول به دست اين دولت رسيده و اين دولت خوش‌شانس‌ترين دولت بعد از انقلا‌ب بوده است. قيمت نفت در اين دوران با هيچ دوره‌اي قابل مقايسه نيست. يادمان باشد زماني كه خاتمي و اصلا‌ح‌طلبان به قدرت رسيدند قيمت نفت چيزي حدود 8-6 دلا‌ر بود ولي حالا‌ از نرم 58 دلا‌ر پايين‌تر نمي‌آيد. آيا در ايران شكوفايي اقتصادي صورت مي‌گيرد كه در امر اقتصاد تأثيرات بحراني گذاشته، يا اينكه ما با يك پديده نگران‌كننده اقتصادي ناشي از ناتواني مديريتي، ناتواني نظام برنامه‌ريزي و فقدان فكر اقتصادي مواجه هستيم؟

  مي‌دانيد كه دنياي امروز، دنياي برنامه‌ريزي است. برنامه‌‌ريزي و تنظيم برنامه حرف اول را مي‌زند. از كلمات حضرت علي(ع) در وصيتنامه‌شان است كه مي‌فرمايند : ” اوصيكم به تقوي ا… و نظم امركم” نظم امري كه در 1400 سال گذشته گفته شده، همين برنامه‌ريزي است. امروز در نماز جمعه ” اوصيكم به تقوي‌ا…” گفته مي‌شود ولي ” نظم امركم” به كلي فراموش شده و گفته نمي‌شود. نظم امركم يعني اينكه در كارهايتان نظم و برنامه‌ريزي داشته باشيد. پس برنامه‌ريزي نقش اساسي دارد. دوم، اگر كشورهاي پيشرفته اقتصادي دنيا را بررسي كنيم مي‌بينيم كه زيربناي اقتصادي هر جامعه توليد و صنعت آن جامعه است. الا‌ن كه كشور چين تا اين حد به شكوفايي اقتصادي رسيده و كشورهايي مثل آمريكا را به لرزه درآورده، به دليل توليد اين كشور است. كشور آلمان بعد از جنگ جهاني دوم وقتي كه با خاك يكسان شد همه چيز را از دست داد، با برنامه‌ريزي به سراغ توليد رفت و با توليد توانست آن جنگ خانمان سوز را جبران كند و به تدريج پيشرفت كند. آن زمان مي‌گفتند 80 درصد توليد فولكس واگن تا ساليان دراز متعلق به آمريكا بود كه بابت خسارت جنگي از آلمان مي‌گرفتند. حالا‌ ببينيد توليد در داخل كشور ما به چه ترتيب است؟

  طرف دوم : … يكي كميت، يكي كيفيت، چقدر روي كيفيت كوشش و تلا‌ش شده است؟ توليد خودرو كه بزرگترين سرمايه‌گذاري كشور است، چقدر از نظر كيفيت پيش مي‌رفت؟ روزي كه پيكان توليد مي‌شد مي‌گفتند قيمت توليد 58 از قيمت توليد 64 بيشتر بود چون كيفيت پيكان سال 58 بهتر بود، در حالي‌كه انتظار مي‌رفت كيفيت بالا‌ برود. مسأله بعدي هم براي اينكه قيمت اوليه پايين بيايد بايد توليد را زياد كرد و توليد انبوه داشت. ما در توليد مواد خوراكي و غيرضروري مثل پفك و چيپس و بستني پيش مي‌رويم. كسي به من مي‌گفت ماشيني كه براي توليد يكي از كارخانه‌هاي بستني خريداري شده حدود يك ميليون و صديورو بوده است. درحالي‌كه بستني كه پيچيده نيست ولي صنايع ديگر ما چه وضعيتي دارد؟ يك روز صادرات ما در صنعت كاشي و سراميك خيلي بالا‌ بود و در خيلي جاها حرف اول را مي‌زد، هنوز هم البته به نسبت جزو صنايع خوب است، اما نتوانستيم رقابت كنيم. به دو علت، اول اينكه كيفيت پايين بوه است. وقتي از چين سراميك را با قيمت پايين‌تر و كيفيت بهتر مي‌آورند، مصرف‌كننده سراميك چيني مي‌خرد. يا صنعت پوشاك و نساجي كه از قديمي‌ترين صنايع ماست، چرا بايد به اين ترتيب دربيايد. يا صنعت كشاورزي و غيره. پس منحني توليد كه مبناي اقتصاد ماست، روبه پايين و ضعيف است. وقتي توليد پايين باشد، اقتصاد شكوفايي نخواهيم داشت. ما مصرف‌كنندگان خوبي هستيم. سرانه مصرف بسيار بالا‌ رفته است. اين بد نيست، اگر مصرف سرانه بالا برود، خوب است چون نشانه شكوفايي كشور است، هموطنان ما گوشت بيشتري را نسبت به 5-4 سال قبل مصرف مي‌كنند ولي اگر قرار باشد اين گوشت وارداتي باشد و نفت را كه سرمايه نسل‌هاي بعد است را بفروشيم و گوشت وارد كنيم، اصلا‌ درست نيست.

 

  * فكر نمي‌كنيد با نگراني كه شما از وضعيت اقتصادي داريد، انحلا‌ل سازماني مثل سازمان مديريت و برنامه‌ريزي با ابهام همراه است؟ ‌

  خيلي كار اشتباهي بود. نهضت آزادي يك نشريه داد كه ادغام اين سازمان كار درستي نيست.

  * آيا آن نشريه سياسي نبود؟ ‌

  نخير، كار كارشناسي دقيق كرديم. نقش برنامه‌ريزي را در مملكت از جوانب و ابعاد مختلف نشان داديم. حتي براي اين‌كار از كارشناسان خارج از نهضت كه علا‌قه‌مند به نهضت بودند هم استفاده كرديم. ما در اين مورد تعصبي نداريم و وقتي مي‌خواهيم بحث اقتصادي كنيم علا‌وه بر دوستان داخل نهضت از كساني كه خارج از نهضت هستند و مطالعات اقتصادي خوبي دارند و راه حل ايشان به نفع منافع ملي است استفاده مي‌كنيم. از جمله اين موارد، نشريه سازمان برنامه‌بود در زماني‌كه بحث تقسيم‌بندي آن در استان‌ها مطرح شد. اين حرف، حرف تازه‌اي نبود و اوايل انقلا‌ب هم اين حرف مطرح شد. خيلي ساده مي‌گفتيم چرا پول را در دست‌انداز مي‌اندازيد، پول را بايد خرج كرد. يكي از مسؤولا‌ن مملكت مي‌گفت پول بايد در كيسه‌ها باشد، هر زمان كه لا‌زم شد از اين كيسه‌ها پول را بيرون بياوريم و خرج كنيم و درحالي‌كه آقاي مهندس معين‌فر ايستادگي مي‌كرد و مي‌گفت اين يك كار علمي است و صحيح نيست كه آنچه در دنيا ثابت شده و در كشور خودمان هم تجربه شده كنار بگذاريم.

 

  * در تقسيم‌بندي بحران، به بحران بنزين اشاره كرديد. چرا علا‌وه براينكه از بحران اقتصادي و بحران مديريت صحبت كرديد، بحران بنزين را جداگانه در نظر گرفتيد؟ ‌

  من اعتقاد دارم كه حتماً بايد فكري براي مسأله بنزين مي‌شد. چون بنزين مشكلا‌ت عديده‌اي اعم از ترافيك و آلودگي هوا ايجاد كرده بود. بايد با مسائل صادقانه برخورد كنيم. در اينجا من مي‌گويم كه خود طرح را نمي‌توان رد كرد ولي بايد روي هر طرحي كاركارشناسي شود. اگر روي هر طرحي كه در سطح كلا‌ن اجرا مي‌شود كار كارشناسي انجام شود آثار مثبت‌تري خواهد داشت. مثال مي‌زنم، در زمان دولت موقت آقاي مهندس توسلي كه شهردار تهران بود يك كاركارشناسي دقيق در مورد ترافيك انجام داد، قبلاً‌ هم زمينه‌هاي اجتماعي آن بررسي شد. حتماً به خاطر داريد كه آيت‌ا… طالقاني در نمازجمعه بحث كرد، آقاي توسلي و معاونانش در اين مورد بحث كردند چون اين كار يك كار جديدي بود، به عده‌اي كه ماشين‌شان را هرجا مي‌خواستند مي‌بردند. بايد مي‌گفتند كه از فردا از اين محدوده در اين ساعت‌هاي به‌خصوص نبايد عبور كنيد. معما چو حل گشت آسان شود. از نظر محدوده ترافيكي آنقدر دقيق كارشناسي شده بود كه هنوز هم بعد از 28 سال اجرا مي‌شود و هنوز هم نمي‌توانند محدوده را تغيير بدهند كه از خيابان مطهري به خيابان بهشتي برويم يا نه. با اينكه آن طرح مربوط به 28 سال قبل با تعداد اتومبيل و سواري و جمعيت 28 سال قبل بود، هنوز هم مورد استفاده قرار مي‌گيرد. طبيعي است كه در مورد بنزين هم بايد جوانب مختلف در نظر گرفته مي‌شد و از كارشناسان مختلف استفاده مي‌شد. من مدتي قبل با ” صداي آشنا” مصاحبه كردم، پيشنهادم اين بود كه در زمينه انرژي هسته‌اي عده‌اي كارشناسان خارج از حلقه شما هم وجود دارند، از آنها دعوت كنيد نظرشان را بپرسيد، اگر علا‌قه‌مند بوديد به نظر آنها عمل كنيد، اگر علاقه‌مند نبوديد عمل نكنيد ولي نظريه كارشناسي گرفتن به جايي لطمه‌اي نمي‌زند. الا‌ن هم ابعاد مختلف مسأله بنزين در نظر گرفته نشده است به همين دليل به طور مقطعي مسائلي را مطرح مي‌كنند. همين چند روز گذشته تيتر روزنامه‌ها بود كه بنزين مسافر به مردم داده مي‌شود. با چه مكانيزمي اين وضعيت كنترل خواهد شد؟ وقتي كه از نظر بنزين محدوده مشخص مي‌شود بايد وسايل بعدي آن هم تأمين شود. الا‌ن علي‌رغم اينكه پليس‌ مقاومت مي‌كند، شنيده‌ايم كه راننده‌هاي تاكسي بنزين‌شان را مي‌فروشند، تاكسي‌شان را به كار نمي‌اندازند و استهلا‌ك هم ندارند و روزي 30 هزارتومان، ماهيانه حدود يك ميليون تومان به همين ترتيب به دست مي‌آورند. الا‌ن صنعت توريسم داخلي منهدم شده است. توريسم داخلي گردش داخلي داشت. شمال و مناطق زيارتي و اردبيل و كرمانشاه قطب‌هاي گردشگري در تعطيلا‌ت بودند. سيستم هتلداري متوقف شده است و از اين نظر تا حد زيادي بيكاري به‌وجود مي‌آيد. درحالي‌كه اگر روي اينها مطالعه شده بود و كار كارشناسي روي آن انجام شده بود تبعات آن به حداقل مي‌رسيد. به همين دليل بنزين تبديل به بحران شده است. يك مسأله‌اي از اصل و اساس درست است و بايد اتفاق بيفتد، به آنها گفته مي‌شود هرچه كار كارشناسي دقيق‌تر باشد نقاط ضعف اجرا كمتر مي‌شود، چرا چنين چيزي را نمي‌پذيرند؟ به همين ترتيب بنزين مشكلا‌ت ايجاد مي‌كند. بنزين در ايام تعطيلا‌ت يك‌سري مشكلا‌ت ايجاد مي‌كند، در اول مهر كه زمان بازشدن مدارس و دانشگاه‌هاست مشكلا‌ت ديگري ايجاد مي‌كند. همانطور كه مي‌دانيد تعداد زيادي از سرويس‌هاي مدارس سوخت بنزيني دارند. جنبه‌هاي ديگر هم دارد خيلي‌ها از طريق مسافركشي متفرقه زندگي‌شان را تأمين مي‌كردند. ديشب در تريبون آزاد ساعت 30/8 با يك خانمي مصاحبه كردند، اين خانم مي‌گفت من براي پسرم ماشين خريده‌ام كه پسرم با آن كار كند و اقساط ماهيانه 500 هزارتوماني ماشين را بپردازد ولي از وقتي بنزين روزي 3 ليتر اعلا‌م شده، ديگر نمي‌تواند كار كند. الا‌ن زندگي آنها دچار مشكل شده، اقساط آن را نمي‌توانند پرداخت كنند و چه‌بسا اين ماشين بعد از چند قسطي كه پرداخت شده به نفع وام دهنده ضبط شود.

 

  * آقاي صباغيان، به مسائل بيروني برگرديم. چقدر حل منازعه ايران و آمريكا را در كاهش فشارهاي داخلي، پرونده هسته‌اي ايران، باز شدن فضاهاي جديد براي انجام كارهاي اقتصادي و سياسي مؤثر است. نظر نهضت آزادي درباره مزاحمتي كه در امر قطع روابط ايران و آمريكا ايجاد شده و هزينه‌هايي كه به ما تحميل شده چيست؟

  ما نظرمان را در مصاحبه‌هاي مختلفي اعلا‌م كرديم ما در مذاكره با هر كسي هيچ اشكالي نمي‌بينيم. سنت رسول خدا بايد براي ما الگو باشد. مگر رسول خدا با كفار مذاكره نمي‌كرد؟ مهم آن است كه در اين مذاكره چه كسي و راجع به چه چيز مذاكره كند و چه بدهد و چه بگيرد. در مذاكره با آمريكا هيچ اشكالي وجود ندارد.

 

  * آيا عراق مي‌تواند مبناي مطلوبي باشد؟ ‌

  راه‌هاي ديپلماسي چشمه‌هاي مختلف دارد. ضرورتي ندارد كه مردم همه چشمه‌ها را بدانند. مردم به دنبال نتيجه هستند اينكه مذاكره انجام شد و كجا انجام شد شايد خيلي مهم نباشد ولي اينكه در اين مذاكره منافع ملي ما فروخته نشده باشد اهميت دارد. اگر مذاكره‌اي انجام شود و بعد از مدتي معلوم شود كه منافع ملي بر اثر اين مذاكره از بين رفته، اين مذاكره غيرمنطقي، غيرمشروع و غيرملي است و اگر جلوتر برود خيانت‌آميز مي‌شود. ولي اگر مذاكره‌اي انجام شود و منافع ملي را تأمين كند هيچ مشكلي ندارد، مثلاً‌ شنيده‌ايم كه چند شركت به دليل نبود قطعات فعاليت‌شان متوقف شده‌اند. اگر قرار باشد كه ما قطعه را از چند واسطه، گرانتر و نامرغوب‌تر بخريم، آيا عقل حكم مي‌كند كه به طور مستقيم خريداري كنيم و منافع ملي‌مان را از اين طريق تأمين كنيم؟ چرا بايد هزينه بيشتري بپردازيم. مسير منافع‌مان هم مطرح است. مسأله انرژي اتمي اگر طرف مقابل كه آمريكا است موفق شود به همه كشورها فشار بياورد و آنها را با خودش برعليه ما موافق و متحد كند و ما گرفتار مسائل بحراني و جنگ شويم به نفع منافع ملي ما نخواهد بود. اگر محل مذاكره عراق است، از آن طريق اقدام شود. اگر از طريق آقاي خزايي كه نماينده جديد ايران در سازمان ملل است انجام مي‌شود، آن را پيگيري كنند. مهم اين است كه سه محور در نظر گرفته شود: 1- مذاكره كننده 2- چه مذاكره‌اي انجام شده 3- چه چيزهايي ردوبدل شده است. نتيجه اينها به اطلا‌ع مردم برسد، ملت كه ذي‌نفع است بايد از نتيجه مطلع باشد.

 

  * سال جاري سال انتخابات مجلس شوراي اسلا‌مي است، به نظر مي‌رسد اين انتخابات براي فعالين سياسي بسيار مهم و كليدي است. برنامه حزبي شما براي انتخابات مجلس شوراي اسلا‌مي چيست؟ ‌

  برنامه نهضت‌آزادي هميشه اين بوده ـ از آنجا كه مبارزه را مبارزه پارلماني مي‌داند ـ در انتخابات شركت كند. انتخابات را يك بستري مي‌داند كه با در نظر گرفتن محدوديت‌هايي كه برايش قائل شده‌اند، حرفش را به مردم بزند و در مقاطع و مصاحبه‌هاي مختلف حرف و نظرش را اعلا‌م كند. بنابراين ما معتقديم بايد در انتخابات شركت كرد، اما چه انتخاباتي؟ بايد سعي شود كه انتخابات آزاد و سالم باشد. آخرين انتخابات نشان داد كه انتخابات رياست‌جمهوري انتخابات سالمي نبود. اين را هم مي‌گفتيم، هم اصلا‌ح‌طلبان گفتند و هم مقامات بالا‌يي كه روابط نزديكي با رهبري و حاكميت داشتند گفتند و همه از ناسالم بودن انتخابات شكايت داشتند. آقاي كروبي گفتند من مطلع بودم كه جزو نفرات بالا‌ هستم وقتي از خستگي خوابم برد بيدار شدم متوجه شدم نتيجه انتخابات عوض شده است. تقاضاي شمارش‌هاي مختلف و رسيدگي‌ها به‌جايي نرسيد. بنابراين اگر انتخابات با اين روال پيش برود سرنوشت قانون‌گرايي و آزادي در آينده كشور ما بدتر خواهد شد. جمهوري اسلا‌مي به سوي حكومت اسلا‌مي خواهد رفت. خيلي‌ها ممكن است معتقد باشند كه جمهوريت معنايي ندارد، بايد سراغ حكومت بروند و حكم حاكم اجرا شود. ولي ما نه به اين موضوع اعتقاد داريم، نه انقلا‌ب به اين علت برپا شد، شعار اصلي انقلا‌ب، جمهوري اسلا‌مي بوده و همه بايد براي آن تلا‌ش كنند. نهضت آزادي براين اعتقاد است اما توصيه ما اين است كه همه اصلا‌ح‌طلبان جبهه مشتركي از جهت تأمين آزادي انتخابات سالم تشكيل دهند. وقتي اين جبهه مشترك پيش برود بايد كاري كرد كه شوراي نگهبان جرأت پيدا نكند كه مثل مجلس هفتم آن‌طور رد صلا‌حيت بكند و بداند كه اگر آنطور رفتار كند مجبور خواهد بود كه هزينه بالا‌يي بپردازد.

  در آن صورت شوراي نگهبان ناچار مي‌شود روش‌هاي خودش را تغيير دهد. براي رسيدن به اين هدف بايد مردم را به صحنه كشاند. مردم مي‌گويند اصلا‌ح‌طلبان كه دو قوه مقننه و مجريه را داشتند چه كردند و چه گلي به سرملت زدند؟ البته من اعتقاد دارم كه آقاي خاتمي در دولت خودشان خدمات زيادي انجام دادند، خب ما انتقاداتي هم داريم ولي بايد خدمات را ارج نهاد. در انتخابات رأي هر نفر مطرح است. اگر تكيه ما فقط روشنفكران باشد اتفاقي كه در رياست‌جمهوري نهم افتاد، مي‌افتد. در آن دوره توجه روي توده عادي مردم كم بود و فقط شعار آقاي كروبي مردم را جذب كرد. ولي ما به طور كلي بايد مردم را جذب كنيم. نبايد كاري كنيم كه مردم با صندوق‌ها قهر كنند آنها بايد بدانند كه مي‌توانند حرف‌شان را پاي صندوق‌ها بزنند و بايد از دو چيز اطمينان حاصل كنند، يكي اينكه بدانند رأي‌شان خوانده مي‌شود، يعني انتخابات سالم و ديگري انتخابات آزاد. براي انتخابات آزاد جبهه مشاركت، مجاهدين انقلا‌ب اسلا‌مي، نهضت‌ آزادي و اعتماد ملي و بقيه احزاب نمي‌توانند به تنهايي كار كنند پيشنهاد ما اين است كه يك جبهه مشتركي حول محور مشترك برگزاري انتخابات سالم و‌آزاد تشكيل شود.

 

  * آيا تا به حال قدم عملي در اين راه برداشته شده است؟ ‌

  بايد برداشته شود. با سهم خودمان رايزني مي‌كنيم و پيشنهادمان را به گروه‌هاي مختلف ارائه مي‌دهيم. زمان زيادي نداريم تا دي‌ماه كه نام‌نويسي انجام مي‌شود بايد اين كار را انجام داد و همه احزاب و گروه‌ها بايد از امكاناتشان استفاده كنند. روزنامه اعتمادملي كه سعي دارد نظرات و افكار حزب اعتماد ملي را بدون سانسور بيان كند و خودش روزنامه نسبتاً مستقلي است بايد به اين راه بيايد. وقتي همه اين گروه‌ها و احزاب وارد اين كار شوند مردم تشويق مي‌شوند. شوراي نگهبان كارنامه مجلس پنجم و ششم را هم داشته و حالا‌ مجلس هفتم را درست كرده است. درست است كه بعضي‌ها معتقدند كه ما با همان روش پيش مي‌رويم و اشتباهات گذشته را تكرار نمي‌كنيم اما كارهاي گذشته اشتباه نبوده‌اند، بلكه روشي كه شوراي نگهبان در مجلس هفتم پياده كرد و آن رد صلا‌حيت‌ها اشتباه بودند و نقطه سياهي در عملكرد شوراي نگهبان است. شوراي نگهبان يك نهاد قانوني … مملكت است و بايد سعي كند نقاط سفيد در كارنامه‌اش ايجاد كند نه اينكه به نقاط سياهش اضافه كند.

 

  * دورنماي اتحاد بين نهضت آزادي ايران و اصلا‌ح‌طلبان شبيه برخي از حوزه‌هايي كه درمجلس ششم صورت گرفت وجود دارد؟

  وقتي ما مي‌گوييم چنين جبهه‌اي تشكيل دهيم مطلقا به خاطر خود نهضت آزادي نمي‌گوييم. اگر تمام كانديداهاي نهضت‌آزادي را مثل گذشته رد كنند ـ البته در بعضي دوره‌ها پذيرفتند ـ مهم نيست. مهم اين است كه انتخابات سالم و‌آزادي كه در جهت منافع ملي باشد، برگزار شود.

  بنابراين زماني كه اين جبهه تشكيل شود، نهضت آزادي در حاشيه كمك خواهد كرد، نهضت‌آزادي اين جبهه را تقويت مي‌كند، با آن تقابلي نخواهد داشت بلكه تعامل خواهد داشت. چون اين تعامل را به نفع منافع ملي مي‌دانيم. خبرنگاران خارجي هميشه مي‌گويند معيار آزادي در ايران ميزان آزادي نهضت آزادي است. شايد اين معيار و محك اشتباه هم نباشد. تعريف از خود نباشد ولي حدود 45 سال است كه يك حزب ملي‌اسلا‌مي تمام زيروبم‌هاي اين جامعه و قبل و بعد از انقلا‌ب را ديده و در بطن آن بوده است. اين نهضت هميشه در وطن بوده، به خارج از وطن اعتقاد نداشته، ايستاده و مقاومت كرده و هزينه‌هاي سنگيني را در اين راه پرداخته است و باز هم معتقد است كه بايد ايستادگي كرد چون اهدافش را اهداف بزرگي مي‌داند.

 

  * رابطه نهضت آزادي با حزب اعتماد ملي چگونه است؟ آيا گفت‌وگو و تعاملي بين اين دو وجود داشته است؟

  كمابيش ما نشست‌هايي با آقاي كروبي داشته‌ايم و تبادل افكار كرده‌ايم ولي اعتقاد داريم كه اين تعامل بايد بيشتر باشد. مثلا‌ً نمايندگان دفتر سياسي حزب‌اعتمادملي و نهضت آزادي تعامل كنند. هم ما از نظرات آنها استفاده كنيم و هم آنها از نظرات ما استفاده كنند. نهضت آزادي از ابتداي تأسيس هميشه سعي داشته كه با همه گروه‌ها تعامل داشته باشد. ما 2 نشريه به نام وفاق ملي داشتيم و در آن عنوان كرديم كه تصميم داريم حول محورهاي مشترك، كار مشترك كنيم يا اگر به كار مشترك نرسيديم، سعي كنيم حول محور مشترك كارهايمان هم تضادي نداشته باشند، اگر يك روز اطلا‌عيه‌اي بدهيم و همه احزاب ملي پاي آن را امضاء كنند، وضعيت ايده‌آلي است و همه تيري در چشم دشمنان كشور چه داخلي و چه خارجي خواهد بود. اگر نتوانستيم و به چنين موفقيتي نرسيديم بايد محورهاي اصلي اطلا‌عيه‌اي كه در يك مورد به‌خصوص مثل انتخابات مي‌دهيم با اطلا‌عيه جبهه مشاركت، اعتماد ملي، حزب اسلا‌مي كار و كارگزاران يكي باشد.

 

  * … شما سال‌هاست كه حاشيه‌نشين هستيد، آقاي كروبي هم مدتي است كه حاشيه‌نشيني به اجبار يا اختيار را تجربه مي‌كنند. از اين فضاي مشترك چه حسي داريد؟ ‌

  من با آقاي كروبي از قبل از انقلا‌ب رابطه داشتم، عده‌اي از روحانيون با ما كه ملي ـ مذهبي‌ها بوديم ارتباط داشتند ايشان بيشتر در منطقه شميرانات بودند. بعد از انقلا‌ب هم روابط نزديكتر شد. علا‌وه بر اينكه من نسبت به خانواده آقاي كروبي هم آشنايي و ارادت دارم. خصوصاً حاج خانم كه كارنامه مشعشعي در پيروزي انقلا‌ب و در مديريتي كه در اوايل انقلا‌ب به كار بردند داشتند و اينها چيزهاي با ارزشي است كه به آساني به دست نيامده و راحت هم از دست نمي‌رود. شخص آقاي كروبي، انسان سلا‌مت و خوش‌نيتي هستند و وقتي انسان پاي صحبت ايشان مي‌نشيند متوجه مي‌شود كه حرف دلشان را مي‌زنند.

 

  * يعني آقاي كروبي فعلي به آقاي كروبي‌اي كه شما مي‌شناختيد شبيه است؟ ‌

  تقريباً. خيلي افراد را ديده‌ام كه جاه و مقام تغييرات زيادي در آنها ايجاد كرد. نمي‌خواهم بگويم در آقاي كروبي تغييري ايجاد نشد ولي اصالت اوليه خودشان را حفظ كردند به همين دليل من احترام خاصي براي ايشان قائلم (نه به اين خاطر كه ايشان را مي‌شناسم يا به روزنامه اعتماد ملي دعوت شده‌ام. دعوت به اعتماد ملي لطف دوستان روزنامه بوده است) ولي آقاي كروبي به دليل خلوص‌شان كه بعضي‌ها در گذشته از اين خلوص سوءاستفاده كردند، قابل احترام هستند. در مديريت مجلس هم دورادور با ايشان در تماس بوديم. همانطور كه گفته مي‌شود ديكته نانوشته غلط ندارد. هركسي كه كار اجرايي مي‌كند، دچار مشكل مي‌شود. ايشان هم زماني كه در سه دوره رئيس‌ مجلس بودند ممكن بود نقاط ضعفي داشته باشند ولي مجموعه نقاط قوت ايشان خصوصاً در مجلس ششم بيشتر بود. علي‌الخصوص زماني كه ما گرفتار و در زندان بوديم پشتيباني و حمايت مجموعه مجلس‌ ششم براي ما بسيار ارزشمند بود.

 

  * آيا اين فضاي مثبتي كه از سوي آقاي كروبي هم وجود دارد مي‌تواند مبنايي باشد براي اينكه دو حزب اتحاد جديدي را برپايه روابط قديمي برقرار كنند؟ ‌

  قطعاً مي‌توانند. خوشبختانه افرادي كه در حزب آقاي كروبي هستند كساني‌اند كه تجربه نو دارند. يعني سياسي قديمي نيستند. مثلاً‌ بعضي از فعالين مجاهدين انقلا‌ب اسلا‌مي ممكن است از قبل از انقلا‌ب بوده باشند ممكن است نقارهايي وجود داشته باشد و راحت برطرف نشود. هر چندكه ما با آنها هم تعامل خوبي داريم. ولي از نظر كلي مسؤولا‌ن رده بالا‌ كه ما مي‌شناسيم پرونده سياسي صاف و خوبي دارند به همين دليل تعامل با اين افراد راحت‌تر است، چون در بايگاني‌هاي قبلي چيزي ندارند كه از آنها استفاده شود. اگر روزنامه هم در اين راه پيشقدم شود، كليت اينكه بايد با احزاب در تعامل باشيم مورد تأييد احزاب است حالا‌ اگر اين تعامل جلو برود و آشكارتر باشد بهتر خواهد بود. اما برخورد با نهضت، هزينه‌بردار است به همين دليل همه گروه‌ها آمادگي آن را ندارند اگر مبناي آن مبناي صاف و روشن و مشخصي باشد به نظر من براي آينده منافع ملي ما مفيد است.

 

  * سؤال ديگر من درباره وضعيت ملي ـ ‌مذهبي‌هاست. آيا نهضت آزادي رابطه ارگانيك يا غيرارگانيك با ملي ـ مذهبي‌ها كه بيشتر به صورت شخصيت‌هاي فعال سياسي ظاهر مي‌شوند، دارد؟

  ملي‌ ـ مذهبي يك نام عام است و نهضت آزادي هم يك حزب ملي ـ ‌مذهبي محسوب مي‌شود. يك شوراي فعالا‌ن ملي ـ مذهبي وجود دارد كه آقاي مهندس عزت‌ا… سحابي مسؤوليت آن را به عهده دارند و بعضي احزاب مثل هم در آنجا هستند. ما با آنها رابطه خوب داريم و در بعضي موارد امضاهاي مشترك مي‌دهيم. خصوصاً در مقاطعي مثل انتخابات سعي مي‌كنيم اين تعامل نزديك‌تر شود. ما با ساير احزاب ملي هم رابطه حسنه داريم مثل ملت ايران و جبهه ملي. نظراتمان را به آنها مي‌گوييم. گاهي اوقات نظراتمان با هم تطبيق پيدا نمي‌كند و منجر به كار مشترك نمي‌شود ولي در مواردي كه نظرات تطابق دارند كار مشترك انجام مي‌دهيم.

 

  * در انتخابات شوراها، نهضت آزادي ابتدا قصد ورود داشت ولي بعداً تصميم گرفت كه بيانيه صادر كند، ملي ـ مذهبي‌ها اول قصد نداشتند فهرست بدهند ولي بعداً به اسم آقاي سحابي اسم‌هايي داده شد. براي علا‌قه‌مندان به اين جريانات اين نگراني وجود دارد كه مبادا در انتخابات مجلس شاهد اينگونه حركت غيرمنسجم باشيم.

  طبيعي است كه انتخابات شوراي شهر از بعضي جهت به اهميت انتخابات مجلس نيست. بنابراين وقتي اهميت بالا‌تر باشد توجه هم بيشتر مي‌شود. در مورد فهرست آ‌قاي سحابي لا‌زم است از خودشان سؤال شود. ولي برنامه ما از ابتدا اين بود كه اگر جبهه اصلا‌ح‌طلبان فهرست مشترك بدهند، آن فهرست مورد حمايت ما خواهد بود. انتخابات مجلس به آن شفافي نيست چون همانطور كه مي‌دانيد شوراي نگهبان در انتخابات شوراي‌شهر نقشي ندارد. در اينجا بايد جامعه را به سويي برد كه شوراي نگهبان به خودش اجازه ندهد اقداماتي نظير اقدامات مجلس هفتم بكند.

 

  * ارزيابي شما از سخنان مقام معظم رهبري در ملا‌قات با ناظران شوراي نگهبان چه بود؟ ‌

  نشست خوبي بود. البته هنوز در نهضت مورد بررسي قرار نگرفته است. اما نظر شخصي من اين است كه چند نكته خيلي مهم در سخنراني وجود داشت مثل اينكه سعي شود قانون‌گرايي باشد، گروه‌گرايي و جناح‌گرايي و مصلحت‌طلبي نباشد. اگر شوراي نگهبان به‌همين‌ها عمل كند نتيجه مطلوب خواهد بود. ولي اگر قرار باشد قانون را قانوني در نظر بگيرد كه خودش تنظيم كرده است، فرق مي‌كند. قانون انتخابات مي‌گويد وقتي مي‌خواهيد از كسي تحقيق كنيد از 4 مرجع تحقيق كنيد. نظامي كه ايجاد كرده‌اند، سازماندهي كرده‌اند، پرسنل گذاشته‌اند و خانواده افراد را مورد بررسي قرار مي‌دهند اقدام قانوني نيست.

 

  * سؤال پاياني، اگر حاكميت و حكومت به هر دليلي تصميم بگيرد كه از نهضت آزادي در ساخت دولت استفاده كند، پاسخ نهضت چه خواهد بود؟

  به نظر من طبعاً اين وضعيت هرگز پيش نخواهد آمد.

 

  * مگر در زمان پهلوي پيش نيامد؟ ‌

  نه از نهضت آزادي نبود، از جبهه ملي بود. اما فرض محال، محال نيست. در هر صورت ما همكاري در آن مجموعه را مفيد نمي‌دانيم. ما طبق توصيه خودمان پيش مي‌رويم، يعني از ما مشورت بخواهند و طبق آن عمل كنند. اين مفيدتر است پاسخ ما اين خواهد بود. ما اين توان را داريم كه در جهات مختلف مورد مشورت قرار بگيريم.

 

  * پس اگر شوراي نگهبان هيچكدام از شما را تأييد صلا‌حيت نكرد، گلا‌يه‌اي نخواهيد داشت؟

  چرا گلا‌يه ما اين خواهد بود كه يك نقطه سياه به نقاط سياه شوراي نگهبان اضافه شده است. ما در تحليل مسائل بين‌الملل و مسائل سياسي خارجي نبايد توان آقاي دكتر يزدي را ناديده بگيريم، نمي‌گويم مشابه آن را كم داريم ولي وزارت امورخارجه نظرات مختلف را بگيرد، مشورت بكند اگر خواست عمل كند اگر نخواست عمل نكند.

  همانطور كه گفتم در مسائل اقتصادي مي‌توانيم نظر مشورتي بدهيم. نهضت آزادي به اصلا‌ح حاكميت معتقد است و از هر طريقي كه امكان اين اصلا‌ح وجود داشته باشد ما حاضر به همكاري هستيم.

 

  * اگر نكته پاياني‌اي داريد، بفرماييد؟ ‌

من مجدداً از اظهار محبت روزنامه اعتماد ملي تشكر مي‌كنم و براي شما و همه همكارانتان در راه مستقل ملي كه طي مي‌كنيد از خداوند توفيق و سلا‌مت آرزومندم.