هنوز هم برای پذیرش بسته پیشنهادی 1+5 دیر نیست
دبیركل نهضت آزادی ایران در گفتگو با دويچهوله
07 فروردين 1386
با تصويب سومين قطعنامهي شوراي امنيت سازمان ملل عليه ايران و تشديد تحريمهاي بينالمللي ميرود كه بحران اتمي ايران و جدالاش با جامعهي بينالملل تشديد گردد. مقامات ايران اين قطعنامه را غيرقانوني خواندهاند و آن را نميپذيرند، ولي از نظر دكتر ابراهيم يزدي، دبيركل نهضت آزادي ايران، نميتوان غيرقانوني خواند، زيرا كه شوراي امنيت مشروعيت جهاني دارد
دویچهوله: آقای دكتر یزدی، دومین قطعنامهی تحریم ایران به تصویب رسید و مقامات جمهوری اسلامی ایران هم این قطعنامه را غیرقانونی قلمداد كردند. آیا این به این معناست كه ایران يك گام دیگر به جنگ نزديك شده؟
ابراهیم یزدی: بله. قطعنامهی جدیدی كه علیه ایران صادر شده، خب در راستای قطعنامهی ۱۷۳۷محدودیتها را تشدید و بیشتر كرده است. اما این به معنای اینكه گامی بسوی جنگ باشد نیست، بلكه گامی بسوی تشدید بحران است. یعنی بحران دارد آرام آرام میرود به سمتوسوی خاصی و احتمالا ترمیم و حل آن را مشكلتر خواهد كرد. كما اینكه بعد از تصویب قطعنامهی ۱۷۳۷ وقتی آقای البرداعی پیشنهاد «تعلیق در برابر تعلیق» را داد، نه آمریكا پذیرفت و نه ایران. درحالیكه پیشنهاد آقای البرداعی «تعلیق در برابر تعلیق» در واقع اجرای قطعنامهی ۱۶۹۶ بود، برای اینكه در قطعنامهی ۱۶۹۶ از ایران خواسته شده غنیسازی را متوقف بكند و هیچ نوع تناقضي در آن نبود. اما معذالك همان قطعنامهی ۱۶۹۶ را آمریكاییها نپذیرفتند. خب ایران هم قبلا نپذیرفته بود. بنابراین آرام آرام میرود به سمت و سوی جدیشدن، قطعیشدن و تشدید، و برخلاف انتظاری كه بعضیها داشتند كه در این شورا ممكن است بعضیها رأی ندهند، ما میبینیم كه همچنان به اتفاق آرا تصویب شده است. یعنی در واقع یك اجماع جهانی وجود دارد، مبنی بر اینكه ایران باید غنیسازی را متوقف بكند. حالا اگر ایران در این شرایط بخواهد بگوید بسیار خوب من میپذیرم، با مشكل دیگری روبهروست و آن این است كه شورای امنیت نمیآید قطعنامهی خودش را لغو بكند، سابقه نداشته، كمااینكه نظر آقای البرداعی را نپذیرفتند. بنابراین گامی بسوی جنگ نیست، گامی بسوی تشدید بحران است.
دویچهوله: ولی این مرتبه هم، همانطور كه شما گفتید، اعضای دائمی شورای امنیت بهانضمام آلمان در مدتي خیلی كوتاه به توافق و اجماع رسیدند، حتا روسیه و چین هم اينبار به چانهزنی با كشورهای غربی دست نزدند. این نشانهی چه هست؟
ابراهیم یزدی: این نشانهی این است كه درهرحال دیپلماسی ایرانیها كه بر گفتوگو تكیه میكنند و اصرار میورزند، ناموفق بودهاند. ببینید، وقتی كه قطعنامهی ۱۷۳۷ تصویب شد، رییس جمهور محترم ایران در واكنش نه تنها گفت این یك ”ورق پاره” است، بلكه گفت نوكران آمریكا به آن رأی دادهاند. و هنگامیكه سخنگوی شورای عالی امنیت ملی ایران به چین سفر كرد، نخست وزیر چین به شدت برخورد كرد و گفت آیا ما حالا شدهایم نوكر آمریكا؟! ببینید، در دیپلماسی یك سلسله مناسبات اقتصادی و سیاسی حاكم است و بالاخره یك مقداری روانشناسی سیاسی هم هست. دور از فرزانگی دیپلماسیست كه رییس جمهوری كشوری به رأیدهندگان شورای امنیت بگوید اینها نوكران آمریكا بودهاند یا همینطور دور از فرزانگی سیاسیست كه ما بگوییم اینها غیرقانونی عمل میكنند. بالاخره شورای امنیت، منشور سازمان ملل هست و طبق مقررات شورای امنیت یك وظایف و حق و حقوقی دارد و در چارچوب آن یك مصوبهای دارد. ایران میتواند بگوید این مصوبه غیرعادلانه است و این مصوبه دقیق نیست، ولی نمیتواند بگوید این غیرقانونیست و حالا كه شما غیرقانونی عمل كردهاید، پس من هم به خودم اجازه میدهم غیرقانونی عمل بكنم. خب وقتی میگوید غیرقانونی عمل میكنم، معنایش این است كه من هم تابع مقررات ام.پی.تی نخواهم بود و كارهایی كه نباید بشود من خواهم كرد. خب اینها یك مقداری دور از فرزانگیست و نتیجهاش هم این میشود كه نه تنها اجماع هست، بلكه امروز چین و روسیه هم بشدت موافقاند. همانطوری كه در مورد بوشهر ابتدا روسها بهانه آوردند كه ایران پول نداده، ولی وقتی معلوم شد كه نخیر پول هم دادهاند و بیشتر هم دادهاند و یك مقداری هم به يك شركت ورشكستهی روسی مبالغی پول داده شده است، صراحتا روسها گفتند نخیر، تا وقتی كه شما به این قطعنامه عمل نكنید و غنیسازی را متوقف نكنید، ما خودمان نمیآییم نیروگاه بوشهر را تمام بكنیم و سوخت هستهای به شما بدهیم. بنابراین آرام آرام میرود به سمت و سویی كه جهان هم نه تنها یكپارچه است، بلكه خیلی راحت میتوانند علیه ایران تصمیم بگیرند.
دویچهوله: حالا در مورد فضای داخل كشور. تا ششماه یا یكسال پیش چنین وانمود میشد كه در داخل كشور بسیاری نیروها، حتا نیروهای متخاصم و مخالف با هم، یك خواست مشترك دارند و آن تكنولوژی هستهایست. به عبارت دیگر یك نوع ”ناسیونالیسم اتمی” كه آن را با ملیشدن صنعت نفت مقایسه میكردند. به نظر میآید كه این فضا دیگر حاكم نیست، آیا این بیشتر تبلیغات بود یا واقعیت داشت؟
ابراهیم یزدی: هم تبلیغ بود هم واقعیت داشت. برای اینكه ما مطلب را در دو بعد یا از دو زاویه باید نگاه كنیم. یكی اینكه ایران عضو ام.پی.تیست و بر طبق مقررات ام.پی.تی هر كشوری مثل ایران حق دارد كه بهدنبال دستیابی به دانش و تكنولوژی فناوری هستهای برود. این حق ماست و هر ایرانی از این حق دفاع میكند. اما اینكه آیا غنیسازی اورانیوم در حال حاضر تا چه اندازه با برنامههای هستهای ایران هماهنگی دارد، برای یك كشوری كه هنوز نیروگاه ندارد، حتا اگر چنانچه دولتهای دیگر هم نیایند با غنیسازی مخالفت بكنند، ایران اورانیوم را تلخیص بكند، مورد مصرف ندارد. بنابراین آنچیزي كه امروز نیروهای ملی در ایران میگویند این است كه آیا تا چه اندازه غنیسازی اورانیوم، نه دستاوردهای فنی و دانش هستهای، این غنیسازی در راستای منافع ملی ما هست؟ اینجا بحث هست. اما در مقایسهاش با ملیشدن صنعت نفت به نظر ما قیاس معالفارغ است، حتا اگر هم بخواهند شرایطی مشابه آنزمان بوجود بیاورند، خواهناخواه باید به بعضی دیگر از مسایلی كه در آن دوره هم مطرح نبود توجه بكنند. در زمان مرحوم دكتر مصدق همه آزاد بودند اظهارنظر بكنند، حتا جریانی مثل حزب توده هم آزاد بود كه بگوید: من هم با ملیشدن صنعت نفت مخالفم و خواستار لغو قرارداد هستم. اما اصولا مسئلهی ملیكردن صنعت نفت كه در داخل ایران بوده است و انگلستان در همه امور داخلی ما مانند دولت در دولت دخالت میكرده، با مسئلهی غنیسازی اورانیوم كاملا متفاوت است.
دویچهوله: حالا یك سوال در مورد تحریمها علیه ایران. به نظر بسیاری كارشناسان تحریمهای بینالمللی هنوز چندان جدی نشده، به نظر میآید بشدت در اقتصاد ایران تأثیر منفی خودش را گذاشته است، آنهم بصورت موج بیكاری كارگران، عدم پرداخت حقوقشان، ورشكستگی یك رشته واحدهای صنعتی و تولیدی كشور. به نظر شما اقتصاد كشور دارد به كدام سمت و سويي میرود؟
ابراهیم یزدی: اینكه هنوز این تحریمها به درستی به مرحلهی اجرا درنیامده است، اما در اقتصاد ایران اثر گذاشته، درست است. برای اینكه اثر تحریمها در دو سطح قابل بررسیست. یك سطح تأثیرات روانشناختیست كه وقتی این تحریمها تصویب میشوند صاحبان سرمایه بسرعت كشور را ترك میكنند و حركت سرمایه به خارج از كشور خواهد بود. نه تنها سرمایههای جدیدی به داخل ایران جذب نخواهد شد، بلكه سرمایهها فرار میكنند و یك وضعیت بلاتكلیف بوجود میآید. اینها اثرات كوتاهمدت و بلافاصلهایست كه تاثیر این تحریمها در اقتصاد ایران میگذارد، بخصوص كه سیاستهایی را هم كه دولت جدید در مورد مصالح اقتصادی اتخاذ كرده است، بشدت مورد نقد اقتصاددانان است و حتا اقتصاددانان جریان محافظهكار و هوادار دولت هم به این سیاستها انتقاد دارند. اینها اثرات فوریست. اما در درازمدت قطعا اثراتش عمیقتر و مهمتر خواهد بود.
دویچهوله: حالا سوال آخر اینكه به نظر شما دیپلماسی صحیح در مورد مسئلهی اتمی چه هست؟ آیا ایران باید «تعلیق در برابر تعلیق» را بپذیرد؟
ابراهیم یزدی: ما در موارد مختلف بهمناسبتها و هم در بیانیههایی كه دادیم و هم بصورت مقالاتی كه من شخصا نوشتهام، به این مطلب پرداختهایم. به نظر ما هنوز هم دیر نیست كه ایران بستهي پيشنهادي ۱+۵ را با یك اصلاحاتی بپذیرد. این اصلاحات چند نوع است. اولی این است كه چون قرار است یك باشگاه اتمی بوجود بیاید و تنها كشورهای اتمی عضوش باشند، ایران با توجه به اینكه میلیاردها دلار در فناوری هستهای سرمایهگذاری كرده است، ما پیشنهاد كردیم كه آژانس بینالمللی ایران را بعنوان یك كشور هستهای بپذیرد تا هر نوع تغییراتی كه در مقررات ام.پی.تی داده شد شامل ایران نشود. ما نگران این هستیم كه در مورد تأسیسات اتمی ایران كه در هرحال جزو سرمایههای ملی محسوب میشوند، سرنوشتی مشابه عراق پیدا كند كه اسراییلیها آنها را بمباران كردند و از بین بردند، یا در اثر فشارها وضعیتی مثل لیبی بوجود بیاید یا مثل كره شمالی. همه اینها به نظر ما امكانش هست. بنابراین راه منطقی این است كه آژانس ایران را بعنوان یك قدرت اتمی بپذیرد و پس از اینكه این غنیسازی تعلیق شد، مذاكرات ادامه پیدا كرد و اطمینانهای متقابل بوجود آمد، آن پیشنهادهایی كه ایران داده است و ما از آن حمایت میكنیم مطرح شوند. اينكه یك كنسرسیوم بینالمللی بیاید در غنیسازی ایران مشاركت بكند. البته در مورد بستهي پیشنهاد ۱+۵ موارد دیگری را هم ما اضافه كردهایم، ولی مهمترین مسئلهاش این است كه ما معتقدیم قبول بستهی پیشنهادي ۱+۵ همچنان بهترین گزینه برای ایران است.
