2087
30/10/87
نکوداشت چهاردهمين سالگرد درگذشت شادروان مهندس مهدي بازرگان
سي دي ماه امسال مصادف خواهد بود با چهاردهمين سالگرد درگذشت مرحوم مهندس بازرگان، بزرگمردي كه تاريخ معاصر ايران از داشتن فرزانهاي همچون او به خود ميبالد، فرهيختهاي كه در هر عرصهاي كه پا بدان نهاد، نامي نيك و ماندگار از خود به جاي گذاشت و انساني كه الگويي كامل از مسلمان عصر حاضر را براي اخلافش بهيادگار نهاد.
به طور كلي، مباني شخصيتي و ميزان اثرگذاري هر كس بر محيط پيرامون او در طول عمرش را ميتوان در سه حوزه تعريف كرد و كارنامه او را در آن سه حوزه مورد بررسي قرار داد: شخصيت فردي، مباني انديشه و نقش اجتماعي. هر يك از اين سه حوزه را بايد به طور مستقل و بدون تاثيرپذيري از دو حوزه ديگر واكاوي كرد، چرا كه در طول تاريخ اين سرزمين كم نبودهاند كساني كه تنها در يكي از اين حوزهها، مانند حوزه انديشه، داراي مرتبت و مقام بوده، اما در حوزه عمل اجتماعي چندان فعال و اثرگذار نبودهاند. يا به عكس، كساني را ميتوان نام برد كه در تحولات اجتماعي نقشي بسزا داشته، اما از زمره صاحبان انديشه و اثرگذار در جريانهاي فكري اجتماع به شمار نميرفتهاند. همچنين، كساني كه در يكي از دو حوزه انديشه يا عمل اجتماعي موثر و شاخص بودهاند يا هستند، لزوماً الگوهاي شخصيتي مناسبي نيستند و نميتوان توقع داشت كه چنين كساني الزاماً از جنبه شخصيت فردي نيز داراي چنان صفات برجستهاي باشند كه بتوان از آنان به عنوان الگوهاي رفتاري نام برد. در هر حال، هنگامي كه شخصيتي تاريخي را (چه هنوز زنده بوده يا در گذشته باشد) مورد تحليل قرار ميدهيم، براي آنكه به خطا نرفته، جانب انصاف را رعايت كنيم، بهتر آن خواهد بود كه اين سه عرصه را از يكديگر جدا كرده، در هر عرصهاي فارغ از عرصههاي ديگر به داوري در مورد آن شخصيت بپردازيم.
با اين مقدمه، ميتوان مرحوم مهندس بازرگان را در هر سه حوزه مورد بررسي قرار داد.
شخصيت فردي مهندس بازرگان
همه كساني كه با مرحوم بازرگان از نزديك آشنا بودهاند و نيز مردمي كه در طول سالهاي پيش و پس از انقلاب، تا هنگام مرگ آن بزرگمرد، از راههاي گوناگون با او ارتباط داشتند، بر وجود خصوصيات فردي بارزي همچون جامعيت و اعتدال، اخلاص و ايثار، بزرگواري و فروتني، گذشت و مهرباني، انصاف و انتقادپذيري، روحيه همكاري و كارجمعي، اعتماد به نفس، اعتقاد ديني قوي، پركاري، توليد و سازندگي، نظم و انضباط و شيريني سخن و طنزگويي او صحه ميگذارند. جمع شدن اين خصوصيات در يك شخص از او الگويي فردي ميسازد، ميتواند كه براي همگان و براي ساليان بسيار چراغ راه و نشاني از انسان كامل باشد.
انديشه مهندس بازرگان
انديشه مرحوم بازرگان را ميتوان در دو بخش مورد بررسي قرار داد: انديشه ديني و انديشه سياسي.
انديشه ديني: بازرگان را ميتوان جزء معدود كساني برشمرد كه پيشگام طرح نگرش علمي به مفاهيم، مباني و احكام دين اسلام، آشتي دادن دين و علوم جديد و زدودن خرافات از دامان شرع مقدس اسلام بودهاند. بازرگان به درستی پدر جنبش روشنفکری ایران محسوب می شود. او را شايد بتوان اثرگذارترين كسي دانست كه دين را وارد جامعه دانشگاهي ايران كرد. اهميت كار بازرگان از اين رو است كه او در زماني به آشتي دين و علوم جديد و معرفي دين راستين در محيط دانشگاهها دست زد كه فضاي حاكم بر دانشگاهها دين را جز مشتي خرافه معرفي نميكرد و ايدئولوژي برتر در محيطهاي علمي ايدئولوژي ماركسيسم بود. در چنان فضايي، مرحوم بازرگان، باکمک كردن به پايهگذاري نخستين انجمن اسلامي دانشجویان در دانشگاه تهران، به معرفي دين اسلام به زبان علمي روز پرداخت. اما، اين براي بازرگان تنها آغاز راه بود و او تا پايان عمر از تلاش و تكاپوي فكري در حوزه انديشه ديني بازنايستاد. وي با نگارش كتابهايي همچون مذهب در اروپا (1321)، مطهرات در اسلام (1322)، پراگماتيسم در اسلام (1328) و كار در اسلام (1325) در سالهاي دهه بيست، پروژهاش را آغاز كرد و نهتنها آن را با نگارش كتابهايي مانند بعثت و ايدئولوژي (1343) و سير تحول قرآن (1344) ادامه داد بلكه تا پايان عمر پربركتش اين تلاش فكري را استمرار بخشيد، به گونهاي كه وقتي در سال 1372 آخرين كتابش را در حوزه انديشه ديني، به نام ” آخرت و خدا ، هدف بعثت انبياء ” را نگاشت، بيش از صد كتاب، مقاله و متن سخنراني در اين حوزه از خود به يادگار گذاشته بود كه هر يك از آنها هنوز براي اهل تحقيق قابل تعمق و ارزش است و در آينده نيز خواهد بود.
انديشه سياسي: به جرات ميتوان بازرگان را پدر انديشه اصلاحات و پديدآور و مبلّغ اعتدال در حوزه سياست در سالهاي پيش و پس از انقلاب ناميد. او هيچگاه دچار افراط در عمل سياسي نشد و هرگز اجازه نداد كه جو عمومي جامعه او را دچار انحراف سازد. چه آن زمان كه مردم او را چريك پير ايران ناميدند، بر موج حمايت عمومي سوار نشد و اجازه نداد تا جريانهاي تند و افراطي صدر انقلاب او را بدنبال خود روان سازند و چه آنگاه كه به دليل مخالفت با كارهايي همچون تسخير سفارت امريكا يا مخالفت با ادامه جنگ، پس از فتح خرمشهر، مورد خشم حاكمان وقت و، به تبع آنها، مورد اعتراض جمعي از مردم قرار گرفت و با او نه آنچنان كه شايستهاش بود رفتار كردند، ترديدي در درستي نظرش نكرد و نگذاشت كه مصلحتانديشي او را از مسيرش منحرف سازد. بازرگان چه در دوران پيش از انقلاب و در برابر حكومت پهلوي، چه در هنگام نخستوزيري و به عنوان يك دولتمرد و چه در هنگام بركنار بودن از قدرت و قرار گرفتن در جايگاه مخالف قانوني حكومت، هيچگاه از دايره اعتدال بيرون نرفت و به افراط و تفريط دچار نشد. به همين سبب است كه ميتوان او را پدر فكري جنبش اصلاحات در حوزه سياست ناميد، جنبشي كه افراطگرايي را مخالف منافع ملي و مصالح جامعه ميداند و اعتدال در رفتار سياسي را شعار خود ساخته است.
نقش اجتماعي مهندس بازرگان
عمر طولاني و پربركت مرحوم بازرگان به او امكان داد كه در بسياري از تحولات اجتماعي ايران نقشآفرين باشد. استادي و سپس رياست دانشكده فني دانشگاه تهران، مديريت خلعيد از شركت غاصب نفت ايران و انگليس، مديريت عامل شركت ملي نفت ايران در دولت مرحوم دكتر مصدق، مديريت سازمان آب تهران، تشكيل نهضت مقاومت ملي در سالهاي پس از كودتاي 28 مرداد 1332، همكاري در تاسيس جبهه ملي دوم در سال 1339 و تاسيس نهضت آزادي ايران در سال 1340، تحمل زندان و تبعيد و محاكمه در بيدادگاههاي نظامي، مدافعات تاريخي و ماندگار، مشاركت در تأسيس جمعيت ايراني دفاع از آزادي و حقوق بشر، عضويت در شوراي انقلاب، تشكيل نخستين دولت پس از پيروزي انقلاب اسلامي، نمايندگي مردم تهران در نخستين مجلس شوراي اسلامي، مشاركت در تاسيس “جمعيت دفاع از آزادي و حاكميت ملت” و ادامه رهبري نهضت آزادي ايران – به عنوان حزبي با مشي اعتدال سياسي و جديترين مخالف قانوني حكومت در سالهاي آغازين پس از پيروزي انقلاب- تا پايان عمر از بازرگان چهرهاي ساخته است كه نامش با تاريخ معاصر اين سرزمين عزيز گره خورده و از حضور مستمر، موثر و مثبت او در تحولات اجتماعي ايران معاصر حكايت دارد.
بازرگان نشان داد كه ميتوان در عين نامآوري در عرصه علم، در حوزه انديشه نيز صاحبنام بود و در فعاليتهاي اجتماعي و سياسي هم سرآمد شد و، از همه اينها مهمتر، يك انسان والا بود و اجازه نداد كه شراب قدرت، هياهوي جماعت و عتاب حكومت لحظهاي او را از راه راست منحرف سازد و تخم ترديد در دلش بكارد. او الگويي تمام عيار بود كه اگر حاكمان كنوني انصاف پيشه سازند و اجازه دهند كه نسل جوان اين مرزوبوم او را آنچنان كه بود بشناسند، بيترديد عنصر دين در فرداي جامعه ما جايگاهي به مراتب بهتر از مرتبت امروز خواهد داشت. روانش شاد و راهش پررهرو باد.
نهضت آزادي ايران
