گزارش خبری و تصويری مراسم‌های‌ چهاردهمين سالگرد درگذشت زنده‌ياد مهندس بازرگان در تهران و قم (٣ و ٤ بهمن ٨٧)

گزارش خبری و تصويری مراسم‌های‌ چهاردهمين سالگرد درگذشت زنده‌ياد مهندس بازرگان در تهران و قم (٣ و ٤ بهمن ٨٧)

2089

5/11/1387

گزارش خبري و تصويري مراسم هاي چهاردهمين سالگرد درگذشت زنده ياد مهندس بازرگان در تهران و قم

3 و 4/11/87

 

 در جمع اعضا وعلاقه مندان نهضت آزدي ايران عنوان شد

انتقاد آيت الله منتظري از تخريب قبور مردگان

در چهاردهمين سالگرد درگذشت مهندس مهدي بازرگان از اولين چهره هاي روشنفکري ديني، بر اساس معمول سال هاي گذشته جمعي از همفکران، علاقه مندان و اعضاي «نهضت آزادي ايران»  روز جمعه چهارم بهمن ماه 1387 به قم رفتند تا با حضور بر سر مزار او، با اهداف اين نوانديش مذهبي تجديد پيمان کنند.

مراسم چهاردهمين سالگرد مهندس مهدي بازرگان که قرار بود روز پنجشنبه سوم بهمن ماه 1387 در حسينيه ارشاد برگزار شود، با ممانعت مقام هاي مسئول امنيتي دولت نهم مواجه شد.

جلوگيري از مراسم بزرگداشت مهندس بازرگان با اظهار تأسف و شگفتي ستاد برگزاري مراسم همراه شد، چرا که به اعتقاد آنان، «دولتي که خود را وارث انقلاب مي‌داند، در برگزاري مراسم يادبود يکي از شخصيت هاي اصلي و تأثيرگذار انقلاب نه تنها اقدامي نمي‌کند، بلکه هنگامي که خانواده و ياران و همفكران او با حداقل امکانات براي چنين مراسمي اقدام مي‌کنند، مخالفت مي‌نمايد و حتي برگزاري مجلس يادبودي را هم بر نمي‌تابد.»

ممانعتي که انتقاد آيت الله منتظري را نيز به همراه داشت. آيت الله منتظري در جمع ياران و همفکران مهندس بازرگان که براي ديدار با وي به منزلش در قم رفته بودند، گفت که متأسفانه متصديان امورما فراموش کرده‌اند که يکي از شعارهايي که هم رهبر انقلاب، هم ماها و هم همه مردم مي دادند، استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي بود.

آيت الله منتظري با انتقاد از تخريب قبور مردگان، چنين ادامه داد: «ظاهراٌ در رژيم سابق با مرده ها ديگر کاري نداشتند، اما حالا متأسفانه با قبر مرده ها هم کار دارند. تمام آنهايي که مثلاٌ فرض بگيريم که مزاحم قبورشان شده اند، آنها همه کافر بوده اند، خيلي هاشان بچه مسلمان بودند و قبر مسلمان محترم است، حتي کفار هم اگر اهانت بخواهد بشود، جائز نيست، «ولقد کرمنا بني آدم». مخصوصا آنها بعضي هايشان آدم هايي بودد که يک سال زندان داشتند، حالا يک جهاتي و يک مقدماتي درست کردند و بعد اعدام. اما بالاخره آنها با دين اسلام ازدنيا رفتند، با اعتقاد به اسلام از دنيا رفتند. من يادم هست، اسلامي نامي بود که دادستان شيراز بود، يک پرونده دختري را آورد که اعدام اش کرده بودند، به پدر و مادرش نوشته بود، ناراحت نباشيد، از قرآن و نهج البلاغه دست برنداريد. حالا با قبرهاي اينها ما برخورد کنيم؟»

پيش از اين در برخي سايت هاي خبري، از تخريب گورستان خاوران، خبر داده بودند. گفته مي شود گورستان خاوران محل دفن تعداد زيادي از مخالفان نظام جمهوري اسلامي است که در زندان هاي جمهوري اسلامي در سال 1367 اعدام شدند.

بنابراين آيت الله منتظري به مسئولان و متصديان امور توصيه کرد تا در سالگرد انقلاب انعطاف بيشتري با مردم داشته باشند و سپس ادامه داد: «مجلس ختم براي مهندس بازرگان مي خواهند بگيرند، مي گويند نه، براي غزه مي خواهند جلسه بگيرند، مي گويند نه. چه کسي اين فرمان ها را مي دهد؟ بالاخره کشور مال مردم است، تصميم گيرنده مردم هستند. مردم تشخيص شان درست است. مردم عقل دارند، درايت دارند، شعور دارند، دنياي امروز به هم متصل است، مردم انتخابات کشورهاي ديگر را ديده اند، ديده اند احزاب سياسي واقعاٌ آزادند، تبليغ مي کنند، انتخاب مي کنند، ولي متآسفانه حالت فراموشي پيدا کرديم. شعارهاي اول انقلاب از جمله آزادي بود، يعني مردم آزادند. بخواهند جلسه تشکيل دهند، بخواهند مرده شان را اينجا خاک کنند. آخر اين چه جور برخوردهايي است؟ بالاخره من متصديان را نصيحت مي کنم که حالا به اسم سالگرد انقلاب يک انعطاف پيدا کنيد و با مردم آشتي کنيد و مردم را آزاد بگذاريد، سخت گيري نکنيد.»

آيت الله منتظري با اشاره به آخرين وصيت امام علي در نهج البلاغه و با بيان اصل امر به معروف و نهي از منکر، اين اصل را در همه حوزه هاي سياسي، اجتماعي و حاکميتي عنوان کردو نتيجه گرفت که، «نمي توان ساکت و بي تفاوت بود.»

اما پيش از آنکه اين جمع به ديدار آيت الله منتظري بروند، بر سر مزار مهندس بازرگان به سخنان دکتر ابراهيم يزدي و دکتر علي ميرموسوي گوش فرا دادند.

 

کجا داريد مي رويد

دکتر ابراهيم يزدي با اشاره به اينکه چهاردهمين سالگرد درگذشت مهندس بازرگان با سي امين سالگرد انقلاب اسلامي ايران همرا شده است، ارزيابي خودش را از حادثه تاريخي انقلاب  در دو محور بيان کرد.

وزير خارجه دولت موقت ابتدا تأکيد کرد که بايد پديده انقلاب را مستقل از عملکرد جمهوري اسلامي ايران در بعد از پيروزي انقلاب بررسي کرد. يزدي گفت که اين اشتباه بزرگ را برخي انجام مي دهند و عملکرد يا کارنامه حکمرانان بعد از انقلاب را مستمسکي قرار مي دهند تا اصل انقلاب را مورد سؤال قرار بدهند که اين روش، روش علمي درستي نيست.

به اين ترتيب او انقلاب اسلامي ايران را يک پديده بزرگ تاريخي عنوان کرد و در ادامه به اين پرسش پاسخ داد که آيا انقلاب ايران اجتناب ناپذير بوده است يا نه؟ يزدي گفت که انقلاب ايران دلايل و موجبات دروني و بيروني داشت چرا که نظام کودتايي در طول 25 سال پس از کودتاي 28 مرداد سال 1332، کارنامه قابل قبولي نداشته است. بنابراين او در ادامه خطاب به هواداران نظام پادشاهي پهلوي  گفت که بايد به اين پاسخ دهند، پادشاهي که خود خطاب به مردم گفت که من پيام انقلاب شما را شنيدم، پس چرا شما که هوادار او هستيد پيام انقلاب را نمي گيريد؟

مشاور رهبر فقيد انقلاب در ادامه با تأکيد بر اين مطلب که «اگر کساني بخواهند همان کارهاي شاه را با نام ديگري انجام دهند، بر آنها همان رود که بر آنان رفت»، به پيامدهاي انقلاب اشاره کرد. نقش زنان يکي از اين پيامدها عنوان شد. به اعتقاد يزدي «زنان تا پيش از اين در هيچ يک از ادوار مختلف به اين شدت در مبارزات سياسي حضور نداشتند، فرآيندي که سنت گرايان و عناصر کوته فکر نمي توانند جلوي آن را بگيرنند.»

آفت هاي انقلاب براي خود انقلاب موضوع ديگري بود که يزدي به آن پرداخت: «در تمام انقلاب هاي دنيا، در طول انقلاب يک نهاد واحد انقلاب را رهبري کردند اما در انقلاب ايران يک سازمان واحد انقلاب را رهبري نکرد. واحدهاي کوچکي بودند که رهبر فقيد انقلاب نقش هدايت کننده اين واحدهاي کوچک را داشت. که اين پراکندگي سازماني به رغم قدرت سازمان امنيت شاه، يکي از دلايل پيروزي انقلاب شد. اما همين ويژگي انقلاب اسلامي که منحصر به فرد بوده است، منشاء بسياري از مشکلات بعد از انقلاب شد.»

دبير کل نهضت آزادي ايران در ادامه گفت: «در انقلاب هايي که يک نهاد سياسي واحد، انقلاب را رهبري مي کند در طول ساليان دراز کادرهاي مختلف درون انقلاب در اين مبارزه طولاني در درون سازمان هاي سياسي ساخته مي شوند، افکار و انديشه ها با هم شکل مي گيرند.»

يزدي انقلاب هاي دنيا را در دو مرحله سلبي و ايجابي مورد ارزيابي قرار داد و گفت که ما با سرنگون کردن استبداد سلطنتي مرحله سلبي را پشت سر گذاشتيم اما به مرحله ايجابي وارد نشديم.

او اين نقطه را نقطه افتراق مرحوم مهندس بازرگان با بقيه عنوان کرد و در ادامه به سياست «گام به گام» مهندس بازرگان براي سازندگي اشاره کرد و گفت که به اعتقاد آن مرحوم، ساختن يک جامعه زمان گير است.

او گفت که نظام استبدادي چند زير مجموعه داشته است که يکي از آنها ساختار سياسي بوده است که به سرعت درهم کوبيده شد اما تغيير در مناسبات اقتصادي کار ساده اي نبود از آن مشکل تر تغيير در مناسبات فرهنگي است. نظام استبدادي براي خودش فرهنگ استبدادي بازسازي و باز توليد مي کند. در نظام استبدادي شما رعيت هستيد، شما شهروند نيستيد. مديريت استبداد اين است.

يزدي نقطه افتراق دوم مهندس بازرگان با بقيه را در اين دانست که آنان حاضر نبودند با برنامه کار انجام دهند. و نقطه سوم افتراق نيز چنين بيان شد: «رهبري که مي خواهد مردم را عوض کند، نبايد دنبال روي مردم باشد، يک جاهايي بايد جلوي مردم بايستد و بگويد که مردم شما داريد اشتباه مي کنيد.

يزدي سپس به بررسي کارنامه انقلاب پرداخت. او با اشاره به ممانعت هايي که در طول ماه هاي گذشته در برابر برگزاري مراسم هايي چون مراسم بزرگداشت مهندس بازرگان، نشست هاي حزبي، برگزاري نمازهاي عيد فطر و قربان، حمايت از مردم غزه و مراسم تقدير از فعالان حقوق بشر صورت مي گيرد، گفت که من از مسئولان سؤال مي کنم کجا داريد مي رويد؟ آيا فکر عاقبت خودتان هم نيستيد؟ از اين جمهوري اسلامي چه مانده است؟ 

او سپس گفت: «جمهوري اسلامي با قانون اش تعريف شده است، قانون اش به من مي گويد، شما حق نداريد تحت هيچ شرايطي تفتيش عقايد کنيد، اصول مقرر در قانون اساسي رعايت نمي شود، اگر کسي را بگيرند بر اساس قانون اساسي بايد تفهيم اتهام شود، حق داشتن وکيل دارد، بلافاصله بايد پرونده به دادگاه ذي ربط ارسال شود، هيچکدام از اينها صورت نمي گيرد.»

او در ادامه با اشاره به ناهماهنگي هايي که در ميان حاکمان وجود دارد، گفت که اين چه وضعي است، رييس مجلس به مصر مي رود تا روابط با حسني مبارک را بهبود بخشد، اما يک گروه ديگر براي سرش جايزه تعيين مي کند؟

وزير خارجه دولت موقت ادامه داد: «يک زماني شما مي خواستيد دولت موقت را ساقط کنيد، رفتيد سفارت امريکا را گرفتيد، حالا که همه چيز دست خود شماست چرا مي رويد به باغ سفارت انگليس، پرچم انگليس را پائين مي آوريد و به جاي آن پرچم فلسطين را بالا مي بريد؟ با اين کار چه پيامي داريد به دنيا مي دهيد؟»

دبير کل نهضت آزادي ايران در پايان با اين اعقاد که با سياست مي شود بازي کرد اما با اقتصاد نمي توان بازي کرد، گفت: «در کجاي دنيا اگر معلمي براي ازدياد حقوق مي خواهد مذاکره کند، او را به زندان مي برند؟ هکذا کارگران را، وقتي آنان مي آيند در مقابل مجلس اعتراض مي کند که حقوقشان را نگرفته اند چرا آنان را به زندان مي بريد؟ شما اگر مي خواهيد باشيد، باشيد ولي درست عمل کنيد.»

بنابراين يزدي با اشاره به اينکه رعايت عقد و قرار داد و رعايت آن ضرورت دارد، مسئولان را به بازنگري در رفتارها، بازگشت به آرمان هاي اوليه انقلاب و برگشت به آن مفادي که ملت با مسئولان بسته است، دعوت کرد.

به اين ترتيب نوبت به سيد علي مير موسوي استاد داشگاه رسيد تا او نيز ديدگاه هاي خويش را در خصوص مهندس بلزرگان ارائه دهد.

 

ميرموسوي: بازرگان نماينده جريان «تجددخواه مذهبي» بود

سيد علي ميرموسوي براي ورود به بحث خود ابتدا چند پرسش را مطرح کرد:« بازرگان چه گفت، با که گفت و از کجا بود؟ چه جرياني را نمايندگي و چه افکاري را مطرح مي کرد و با چه موانعي مواجه شد؟»

او سپس گفت: « مرحوم بازرگان نماينده جريان «تجددخواهي مذهبي» بود. البته زماني که بازرگان سخن از تجددخواهي مذهبي مي کند، زماني نيست که اسلام گرايي و اسلام سياسي ظهور پيدا کرده باشد بلکه بازرگان در ادامه همان جريان تجددخواه مذهبي که از مشروطيت شکل گرفته بود و بزرگاني مثل آخوندخراساني و نائيني نماينده گانش بودند،

تجددخواهي مذهبي را مطرح مي کند ولي وقتي که در دهه 40 و50 اسلام سياسي به عنوان يک برداشتي از اسلام که در صدد است تا يک نظريه اي را براي اداره جامعه و اداره قدرت از درون اسلام، استنباط کند، مرحوم بازرگان در همين شرايط هم از آن اصالت ديني خودش دست بر نمي دارد و سعي مي کند تا يک برداشتي از اسلام را براي اداره جامعه مطرح کند که اين برداشت افراطي نباشد. بنابراين مرحوم بازرگان در دوراني که اسلام سياسي مطرح مي شود، يک جريان ميانه را نمايندگي مي کند.»

به اعتقاد ميرموسوي بازرگان نه يک جريان چپ را که از آموزه هاي چپ و آموزه هاي اسلامي تلفيق و هم نهادي درست مي کرد مي پذيرفت و نه جرياني که يک تصوير بسيار متصلب از اسلام ارائه مي داد و بر اساس آن تصوير متصلب، اقتدارگرايي و محدوديت آزادي فردي را مطرح مي کرد، مي پذيرفت.

او در ادامه اين نگاه را وجه بارز شخصيت فکري مهندس بازرگان عنوان کرد که از او يک شخصيت معتدل و يک جريان ميانه که در صدد است بين دستاوردهاي تمدن جديد که به هيچ وجه نمي شود آن را ناديده گرفت و بين آموزه هاي اصيل دين و تعاليم اصيل دين، پيوند برقرار کند، متصور مي سازد.

ميرموسوي در بخش ديگر سخنان خود به چند ويژگي مرحوم بازرگان اشاره کرد که او را از ساير نوانديشان مذهبي متمايز مي کند: «نخستين ويژگي رويکرد مرحوم بازرگان اين بود که چون يک دانش آموخته اروپا بود و تجدد را از نزديک لمس و تجربه کرده بود، بسيار تلاش مي کرد تا فهم خودش را از دين در چارچوب دستاوردهاي علم جديد تقويت و مطرح کند. ويژگي دوم رويکرد مرحوم بازرگان اين است که اين فهم را بر اساس متن اصيل دين که قرآن است، ارائه مي کند. بازگشت به قرآن و تکيه بر تعاليم قرآن و اينکه قرآن متن اصيل دين است و سنت در تالي قرآن بايد درک شود. سومين ويژگي در مورد رويکرد مهندس بازرگان، کوشش او بر اينکه برداشت اش از دين خيلي ايدئولوژيک نباشد.»

اين استاد دانشگاه گفت که برداشت ايدئولوژيک، برداشتي است که قابل نقد و چون و چرا کردن نيست. يک برداشت متصلب است. برداشت ايدئووژيک براي دستيابي به قدرت طراحي مي شود.

ميرموسوي با بيان اينکه مرحوم بازرگان سعي مي کرد از چپ فاصله بگيرد،گفت که در دوران حاضر در پرتو انقلاب کمونيستي در روسيه، بسياري از مفاهيم چپ به انديشه و ذهنيت ما راه پيدا کرد. مفهوم انقلاب، استعمار، امپرياليزم و طبقه کارگر مفاهيمي بودند که در پرتوي انديشه چپ به ذهنيت ما راه پيدا کرد. مرحوم مهندس بازرگان با اين مفاهيم در انديشه خودش مرزبندي داشت و نمي خواست از اين نوع ديدگاه ها استفاده کند. به همين دليل ديدگاه هايش با مرحوم دکتر شريعتي متفاوت است.

او در ادامه با تأکيد بر اين مطلب که مهندس بازرگان با نيروهاي محافظه کار هم نسبتي نداشت، از بازرگان به عنوان يک نمونه جدي اصلاح طلب ياد کرد و گفت که اگر ما بخواهيم امروز براي اصلاح طلبي در جامعه خودمان يک نمونه بياوريم، با توجه به عناصر فکري و اصولي که در رويکرد بازرگان بوده است، آن يک نمونه مهندس بازرگان است، نه تنها به لحاظ کاري بلکه به لحاظ عملي. نه تنها از اين جهت که در صدد بود برداشتي از دين ارائه کند که با مفاهيم جديد سازگار باشد بلکه ازاين جهت که اعتقادي به راهکارهاي تند نداشت، مرحوم بازرگان معتقد بود حتي الامکان بايد تلاش کرد تا از يک راه ساده و راهي که پيامدهاي زيانبار کمتري دارد، دگرگوني را در جامعه محقق کنيم.

ميرموسوي در ادامه به ويژگي ديگري که مي تواند مهندس بازرگان را به عنوان مدلي براي اصلاح طلبي مطرح کند، اشاره کرد و آن اعتقاد به دموکراتيزه کردن قدرت بود. او با طرح اين پرسش که چرا اينقدر بحث مي کنيم که اصلاح طلبي چيست؟ گفت: «اصلاحات يک ايده محوري دارد و آن ايده محوري که اصلاحات را از بقيه موضاعات متمايز مي کند اين است که ساختار قدرت بايد دموکراتيزه باشد. بايد نهادهاي قدرت مسئول باشند. بايد قدرت مطلقه نباشد. قدرت مطلقه مفاسدي دارد که زيان هايش غير قابل جبران است. از انقلاب مشروطه سخن ما اين بود که قدرت بايد محدود باشد، مقيد باشد، يک شاه خودکامه نبايدباشد.»

او سپس آزادي خواهي ديني را مهم ترين و کليدي ترين مفهوم در نظام فکري مهندس بازرگان مطرح کرد: «در مورد الگوي حکومتي مهندس بازرگان، بحث ارتباط و پيوند دين و سياست مطرح است. موضوعي که به مناقشه تبديل شده است.

به اين ترتيب اوبا بيان اينکه مهندس بازرگان در مورد اينکه دين اسلام، ديني است که آموزه هايي در مورد زندگي سياسي دارد از ابتدا تا انتها ثابت قدم بود، گفت: « برخي معتقدند مرحوم بازرگان ديدگاه هايش را در مورد رابطه دين و سياست تغيير داده است، نه او همان زمان که کتاب «مرز دين وسياست» را نوشت و هم در اين زمان که سخنراني با عنوان « آخرت و خدا، هدف بعثت انبياء» را ايراد کرد در هر دو جا معتقد بود که اسلام برخلاف مسيحيت آموزه هايي دارد که مربوط به زندگي سياسي است و در رأس آن آموزه ها اين است که زندگي سياسي و سامان سياسي بايد سامان عادلانه باشد. بازرگان معتقد بود که حکومت ديني، حکومتي است که در آن ارزش هاي ديني محقق مي شود. حکومت ديني حکومتي نيست که ظواهر شرعي با اجبار اجرا شود بلکه حکومت ديني حکومتي است که کليدي ترين ارزش دين که ايمان آزادانه است، حفظ شود. در سخنراني «آخرت و خدا، هدف بعثت انبياء» سياست بخش اصلي در دين نيست، بخش اصلي در دين «خدا و آخرت» است. بازرگان مي گويد اصل را فراموش نکنيد. بنابراين مرحوم بازرگان با خدا و آخرت شروع کرد و با خدا و آخرت پايان داد.»

 

روابط عمومي

نهضت آزادي ايران