مصاحبه مهندس بازرگان با مخبر تلويزيون بلژيك
تا هنگاميكه شاه در اين مملكت هست ايران روي آزادي را نخواهد ديد
شخصي كه ملاحظه ميكنيد مهندس مهدي بازرگان نام دارد. وي رهبر نهضت آزادي ايران است و براي اولين بار است كه در يك مصاحبة تلويزيوني شركت كرده است. بازرگان بعد از پايان تحصيلاتش در مدرسه سانترال پاريس، در دانشكده فني ترموديناميك تدريس ميكرد و در آنجا به مقام رياست نيز رسيد. در سال1951 مهدي بازرگان اولين رييس شركت نفت ملي شدة ايران شد. بعد از چندين بار كه بزندان افتاد در سال1951 به ده سال زندان محكوم گرديدكه بعد از 5 سال آزاد شد وي اكنون در تهران زندگي ميكند و از تمام مسووليت هاي دانشگاهي بر كنار شده است (مخبر تلويزيون بلژيك) . آقاي مهندس بازرگان در يك مصاحبه با مخبر تلويزيون بلژيك در تاريخ 23 مِي 78 مطالب زير را براي اطلاع افكار عمومي جهانيان اعلام داشته اند. هر بخشي از مطالب زيردر قسمتي ازيك فيلم كه جمعاً در حدود 45 دقيقه بود آمده بود كه ما بترتيب شماره بندي آورده ايم.
1 ـ مطابق سنت ايرانيان بستن بازار به عنوان اعتصاب عمومي تلقي ميشود و هميشه نيز معناي سياسي بسيار مهمي را در بر دارد.
2 ـ شركت عمومي در اظهار نظر و بستن تمام بازارها در تهران و بيش از 40 شهر ايران يك امر بسيار عظيم و براي نخستين بار در تاريخ ايران يك حادثه عظيم و بي سابقه بوده است. در واقع اين امر بصورت يك رفراندوم ملي بود كه البته از جانب مردم بطور خود جوشي و طبيعي انجام يافت، رفراندومي كه ميتوان آنرا بعنوان حكم محكوميت اكثريت عظيمي از مردم كشور عليه رژيم شاه و اداره مملكت دانست.
سيوال: روحية كنوني نسل جوان در چه وضعي است؟
3 ـ جواب: نسل جوان و بخصوص دانشجويان ايراني در داخل و خارج از كشور از اظهار تنفر عليه رژيم ترور و وحشت، خيانت و دروغگويي شاه بازنايستاده اند و همين نسل جوان است كه در معرض شديدترين آزارها و شكنجه ها و انتقام جوييهاي پليس قرار دارد. گشتي هاي پليس با كلاهخود، غالباً دانشگاههاي ما را بازرسي ميكنند و بطور دايم در مقرهاي كماندويي پليس و يا در اثر تظاهرات و امور ديگر پيش مي آيدتعطيل ميگردد. در حال حاضر استادان دانشگاهها كه غالباً جوان هستند از غربال ساواك و وزارت علوم و آموزش و پرورش رد شده و بدين ترتيب انتخاب شده اند. اينان در زير كنترل دايمي قرار دارند تا نتوانند در كار خود از حدود تعيين شده تجاوز كنند. همه استادان قديمي كه متعلق به رژيم كم و بيش ليبرال بودند چون مستقل بوده و مورد احترام دانشجويان قرار داشتند نه تنها از دانشگاه بلكه از عرصة هر گونه فعاليتهاي تعليماتي طرد شده اند، در واقع در حال
حاضر ميان هيات آموزشي و اداري دانشگاه از يكسو و دانشجويان دانشگاه از سوي ديگر هيچگونه تفاهم و روابط دوستانه وجود ندارددر نتيجه نسل جوان كه از يكطرف زير سلطه قهر و خشونت و رفتارهاي وحشيانه حكومت قرار گرفته اند، از طرف ديگر از هر گونه پشتيباني و اگر جرات كنم كه بگويم از هر گونه جهت يابي اخلاقي و سياسي محروم اند ناگزير شدند يكي از دو راه را برگزينند يا بطرف غفلت كاري غير اخلاقي بگرايند و يا خشونت و مبارزه مسلحانه رو نمايند يعني نوعي عكس العمل هاي شديد.
4- شاهنشاه (! ) در يكي از مصاحبه هاي اخير خود با روزنامه نگاران آلماني گفته است كه هم اوست كه هر زماني كه بنظرش مناسب ميآيدبه ملت خود آزادي ميدهد و هرگاه هم كه لازم ببيند آنرا پس ميگيرد. شاه اصرار دارد كه همه چيز از او ناشي ميشود، و همه چيز بوي تعلق داردو هم اوست كه مبدا و منشا، همه چيز است. هر گونه قدرت و فكر و ابتكار و هر گونه اعتقاد و هرگونه مذهبي بايستي زير فرمان او باشد. چند سال پيش استاندار اصفهان، كه فكر ميكنم استانداراصفهان بود، در يكي از جلسات حزب واحد رستاخيز در مقام تجليل و صحبت از شاه وي را شخص اول مملكت ناميده بود. آقاي هويدا كه در آن زمان نخست وزير بود بلافاصله ويرا سرزنش كرد و گفت كه: ‹‹مواظب باشيد و شخص اول مملكت نگوييد در مملكت يك شخص بيشتر وجود ندارد و همه ما نوكران و چاكران وي هستيم. ›› ملاحظه ميفرماييد كه آقاي هويدا آنچه را كه شاه ميخواسته خوب فهميده است و از روي اتفاق و تصادف نبود كه هويدا سيزده سال نخست وزير و اولين دبير كل حزب واحد رستاخيز بود كه البته خود شاه وي را مقام دبيركلي نصب كرده بود. همه ميدانند كه مخالفين كنوني مركب اند از مليون و آزاديخواهان و مذهبيون مسلمان. اين مخالفان هميشه از اتحاد با احزاب كمونيستي و ماركسيستي سرباز زده و باز هم سرباز ميزنند. علاوه بر اين شما ميدانيد كه جنبش مردمي در مرحله جديد خود خصوصاً توسط روحانيون شيعه رهبري ميشود كه بطور سنتي و عميقاً مخالف ماترياليسم هستند. آنچه را بايد من اضافه كنم اين است كه تودة مسلمان از رؤساي مذهبي خود با كمال ميل پيروي ميكنند خصوصاً اگر اين رؤسا عليه رژيم كه مورد تنفر مردم است موضع بسيار سخت و محكم داشته باشند. مسلماً ميدانيد كه در اسلام ميان دين و سياست و يا ميان ايمان و اجتماع جدايي وجود ندارد. شيعه خصوصاً ضد خلفا، است و از آغاز كار در معرض بسياري از خشونت هاي اجتماعي قرار گرفته و مدافع پر شور حق و عدالت بوده و حاوي عناصر لازم براي شورش و عصيان و مقاومت در برابر رژيم هاي استبدادي نظير رژيم كنوني ما ميباشد. بنابراين تعجب آور نيست كه جنبش ملي شدن صنعت نفت برهبري دكتر مصدق داراي جنبة قوي اسلامي بود و قبل از آن نيز در هفتاد سال پيش انقلاب مشروطيت ايران را رؤساي مذهبي آغاز و هدايت كردند.
سيوال: مايليد در بارة جنبة سياسي جنبش خود سخن بگوييد؟
جواب: با توجه به شرايط بسيار محدود و مضيقتي كه از لحاظ آزادي وجود دارد مخالفين وقت كافي و لازم اولاً براي متشكل شدن و ثانياً براي تدوين و بيان بيانات خود نداشته اند. با اين همه برخي نكات مسلم و مشترك براي همه وجود دارد.
الف ـ چيزي كه همه خواستارآن هستند آزاديهاي دموكراتيك ابتدايي است از قبيل آزادي بيان، آزادي مطبوعات و اجتماعات و البته با تمرين لازم.
ب ـ احترام و اجراي كامل و صادقانه (دربارة ايندونكته كامل و صادقانه پافشاري ميكنند) قوانين اساسي كشور، علاوه بر اينها نكته ايكه مسلم هست اينستكه مخالفين و افكار عمومي تقريباً بطور عام رژيم، و شاه را كه رييس آن است، محكوم ميكنند. اين رژيم واقعا براي كشور غيرقابل تحمل شده است و اين خود شاه است كه با استبداد و كشت و كشتارو نيز با سياست نامطلوب خود در اداره امور كلية طبقات را عليه خود برانگيخته است. در اين معني خود وي در واقع با سوق دادن طبقات مختلف از نسل جوان گرفته تا روحانيون عليه سياست خود ليدر مخالفين است (اشاره بيكي از مصاحبات شاه با مخبرين خارجي، كه خود را رهبر مخالفين خوانده بود. توضيح از پ. م)
سيوال: بنابر اين بنظر شما بين رژيم فعلي و آزادي سازگاري وجود ندارد؟
جواب: كاملا همين طور است. بايستي يكي از ايندو فداي ديگري شود. يكي از اين دو بايد خود را فداي ديگري كند تا هنگاميكه اعليحضرت در اين مملكت هست ايران روي آزادي را نخواهد ديد.
اول ارديبهشت 1357
