غزه شهر قدرت و افتخار يادداشت دكتر ابراهيم يزدی در روزنامه اعتماد، ٢٢/١٠/١٣٨٧

 

غزه شهر قدرت و افتخار

يادداشت دکتر ابراهيم يزدي در روزنامه اعتماد، 22/10/87

شهر غزه يکي از قديمي ترين شهرهاي دنياست. قرن ها يک مرکز بزرگ تجارتي در کنار درياي مديترانه، بين شرق و غرب بوده است. بسياري از آثار قديمي به دست آمده از اين شهر، به چهارهزار سال قبل از ميلاد مسيح تعلق دارد. اين شهر ميان آشوري ها، رومي ها، يوناني ها، ايراني ها و اعراب دست به دست گشته است. سامسون (جالوت) در اين شهر زنداني بود تا وقتي درگذشت. قبر جد پيامبر- هاشم – در اين شهر در مسجد «سيدنا هاشم» است، به طوري که غزه را شهر هاشم نيز گفته اند. موسس مذهب شافعي در اين شهر به دنيا آمده است. در جنگ هاي صليبي چندين بار دست به دست گشت و در نهايت هلاکو خان مغول آن را از رومي ها پس گرفت و مسجد بزرگ غزه يادگار هلاکوخان- سال 1344- است. غزه در لغت به معناي قدرتمند، قوي، قادر و شهر نظرکرده است.

 

2- ارتش اسرائيل که به برکت کمک هاي بي دريغ امريکا، از مجهزترين ارتش هاي جهان محسوب مي شود، مدت دو هفته است که از زمين، هوا و دريا، به باريکه غزه يورش برده است. بمب افکن ها و توپخانه هاي اسرائيل از هوا و زمين مردم بي دفاع غزه، زن و مرد، پير و جوان و کودکان را بي رحمانه مي کشد و به اعتراضات جهاني، نيز کمترين اعتنايي ندارد. سازمان ملل متحد و ساير نهادهاي بين المللي نيز قادر به اقدام جدي در جلوگيري از فاجعه انساني در غزه نيستند.

در اين عمليات ارتش اسرائيل همچنان سياست هاي کلان فرماندهان نظامي را پياده مي کند. موشه يالون اين سياست را چنين تعريف کرده است؛ « ما بايد آنچنان آگاهي فلسطينيان را داغ کنيم که آنها بپذيرند ملتي شکست خورده هستند قبل از شروع هر فرآيند سياسي.»

(رک به Henry siegman:sharonsص phony war.oped. Council an foreign Relation Dec18,2003)

هنگامي که ارتش اسرائيل به لبنان حمله کرد و به بيروت وارد شد و صبرا و شتيلا، دو اردوگاه بزرگ آوارگان فلسطيني در حومه شهر بيروت و مرکز فرماندهي ساف را اشغال کرد، شارون که فرمانده اين نيروها بود همين سياست را اعلام کرد و گفت؛ «بايد ضمير آگاه فلسطينيان را آنچنان «داغ» کنيم که اثر آن در ذهن آگاه نسل ها بماند و فلسطينيان هرگز نپندارند که قادر به مصاف با اسرائيل هستند و کردند آنچه در صبرا و شتيلا کردند؛ يک جنايت بزرگ و نابخشودني؛ قتل عام.»

 

3- چرا اسرائيل به غزه حمله کرده است و چرا اينچنين بيرحمانه زن و مرد و کودک و پير و جوان را مي کشد. هدف يا اهداف مشخص اسرائيل در اين حمله چيست؟ و آيا اسرائيل به اين هدف يا اهداف خود مي رسد يا خير؟ اين حمله را مي توان از زواياي مختلف بررسي کرد؛ اول آنکه پيش و بيش از هر چيز حمله ارتش اسرائيل به غزه واکنشي است روان شناختي به ناکامي در جنگ با حزب الله در لبنان. حمله اسرائيل به لبنان و درگيري با حزب الله اسطوره شکست ناپذيري ارتش اسرائيل را درهم شکست. براي يک فرد، يک گروه يا يک ارتش خودبزرگ بين، هيچ مجازاتي بدتر و سخت تر از ناکامي در رسيدن به اهدافش نيست. آسيب روان شناختي وارده بر ضمير آگاه و ناخودآگاه اسرائيليان يکي از علل بسيار مهم در اين جنگ است.

هنگامي که يک غده چرکي، يک دمل يا کورک در بدن فرد به وجود مي آيد، هرقدر هم کوچک باشد، بر کارکرد طبيعي تمام ارگان هاي بدن اثر مي گذارد و آنها را تضعيف يا مختل مي سازد. زخم بر جاي مانده از آن جنگ، نظم سياسي، رواني و نظامي اسرائيل را مختل کرده است. حمله گسترده به غزه با تصور موثر بودن آن، براي ترميم آن اختلال صورت گرفته است.

اما اسرائيل هدف حمله نظامي خود به غزه را درهم کوبيدن و از بين بردن ساختارهاي سياسي- نظامي حماس اعلام کرده است و تاکيد دارد تا رسيدن به اين هدف، به رغم اعتراضات گسترده جهاني، به حملات نظامي ادامه خواهد داد. نوار غزه، منطقه يي به طول 34 کيلومتر و عرض متوسط 12 کيلومتر، در محاصره کامل اسرائيل است. نه از خشکي و نه از دريا راه به جايي ندارد. رفح تنها راه ارتباطي غزه با دنياي خارج است و آن هم در کنترل مصر قرار دارد. در 1993 اسرائيل به دنبال توافقي با مصر، کنترل و مديريت اين گذرگاه را که به «جاده فيلادلفيا» معروف شده است به مصر واگذار کرد، به اين شرط که آن را آنچنان کنترل کند که سلاح و مهمات از اين گذرگاه وارد غزه نشود. مصر بر اساس اين توافق، هماهنگ با اسرائيل عمل مي کند. در دسامبر 1993 توافقنامه اسلو ميان اسرائيل و ساف امضا و در ماه مه 1994 به اجرا گذاشته شد. به موجب آن، غزه به فلسطين واگذار شد. ياسر عرفات در 1995 در غزه مستقر شد. در 1995 به موجب توافقنامه جديد، سرزمين هاي غرب رودخانه اردن به فلسطين واگذار شد. در مارس 1996 اولين انتخابات آزاد مجلس شوراي ملي فلسطين در نوار غزه و غرب رود اردن انجام شد. در انتخابات 2006، حماس اکثريت را به دست آورد.

اما اسرائيل نتيجه اين انتخابات را که با نظارت سازمان هاي بين المللي انجام شده بود، به رسميت نشناخت. علاوه بر اين، در واکنش پيروزي حماس، نوار غزه را از همه طرف محاصره کرد. به طوري که در مارس 2008 سازمان هاي حقوق بشر گزارش دادند که وضعيت انساني در نوار غزه به آن حد وخيم است که از سال 1967 تاکنون سابقه نداشته است. در شرايط جنگي کنوني، اين محاصره به مراتب شديدتر شده است.

علاوه بر اين سرزمين نبرد در غزه با لبنان تفاوت هاي جغرافيايي دارد. غزه يک سرزمين صاف و هموار بدون کوهستان و جنگل است. نبرد حزب الله يا حماس با اسرائيل جنگ کلاسيک دو ارتش نيست، بلکه جنگ واحدهاي کوچک چريکي، ارتش مردمي، جنگ نامنظم با يک ارتش مجهز کلاسيک است. اين نوع جنگ ها از قوانين جنگ هاي کلاسيک و منظم پيروي نمي کند. اما در تاريخ جنگ هاي چريکي جهان نمونه هاي بسيار نادري از اين نوع جنگ در صحرا و دشت وجود دارد. در لبنان، جغرافيا، وضعيت سرزميني، به نفع حزب الله و عمليات جنگ هاي نامنظم بود. حزب الله از همه طرف توسط ارتش اسرائيل محاصره نبود، به منابع غذا، سوخت و مهمات، از درون و بيرون لبنان دسترسي سريع داشت. غزه با داشتن جمعيتي حدود 3500 نفر در هر کيلومتر مربع، از مناطق بسيار پرجمعيت دنيا محسوب مي شود. اين تراکم جمعيت مي تواند عاملي مثبت به نفع جنبش مقاومت در يک رويارويي زميني باشد. فاز اول عمليات نظامي اسرائيل عليه مردم غزه، بمباران هاي هوايي بود. در اين مرحله مقاومت فلسطين تنها مي توانست با پرتاب موشک پاسخ دهد. حملات هوايي نتوانست پرتاب موشک به داخل مناطق اسرائيلي را متوقف کند. اسرائيل فاز دوم عمليات نظامي را با حمله زميني آغاز کرد. ورود ارتش اسرائيل به خاک غزه، با آن جمعيت متراکم مي تواند معادله را به نفع مقاومت فلسطين تغيير دهد، اما اسرائيل به خوبي به طبيعت جنگ هاي مردمي در شهرها و امتياز مقاومت مردمي در برابر ارتش متجاوز آگاه است. براي مقابله با اين وضعيت، ارتش اسرائيل همزمان سه کار مهم انجام داده است؛ اول آنکه با هماهنگي مصر، گذرگاه رفح را بسته است. دوم با تقسيم غزه به مناطق کوچک تر، ارتباط ميان بخش هاي مختلف غزه را قطع کرده است. سوم اينکه تمامي تونل هاي مخفي زيرزميني ميان غزه و مصر را شناسايي کرده و يک به يک آنها را از بين مي برد. در چنين شرايطي، کليه رفت وآمدها، انتقال مواد غذايي، دارويي و ساير احتياجات مردم را به طور کامل مهار مي کند.

اما مساله به همين جا ختم نمي شود. ارتش اسرائيل ممکن است در عمليات نظامي خود و مهار مقاومت موقتاً پيروز شود. اما به قول عرب ها، ثم ماذا- بعد از آن چه؟ آيا ارتش اسرائيل مي خواهد در غزه بماند؟ آيا مي تواند بماند؟

اگر مي توانست آنجا را در سال 2004 و 2005 به طور کامل تخليه نمي کرد و شهرک هاي يهودي نشين برچيده نمي شد. همان عوامل و عللي که موجب شد اسرائيل به ناچار غزه را تخليه کند، همچنان پا برجا است. در صورتي که ارتش اسرائيل بخواهد براي مدت طولاني در غزه بماند، و راه حل هاي کلان و صلح با فلسطينيان را نپذيرد، مقاومت فلسطين حتي اگر ساختارهاي سياسي- نظامي حماس در هم ريخته و متلاشي شده باشد، نيروي خود را مجدداً سازماندهي مي کند و به نوعي ديگر سر بر مي آورد.

اسرائيل به رغم خط مشي فرماندهان نظامي، موفق به شکستن روحيه مردم فلسطين نخواهد شد. همان طور که اجراي سياست موشه يالون- رئيس ستاد مشترک ارتش اسرائيل- و شارون در لبنان موجب نابودي جنبش فلسطين نشد. اگرچه رهبري فلسطين حاضر به مذاکره با اسرائيل و امضاي تفاهمنامه اسلو شد، اما همان قرارداد موجب انتقال رهبري و مرکزيت جنبش فلسطين از سرزمين هاي پراکنده عربي به داخل سرزمين فلسطين شد. از آن پس به جاي آنکه ارتش هاي عربي آوارگان فلسطين را سرکوب کنند و هزينه آن را بپردازند، اين خود اسرائيل بود که مجبور به مقابله با مردم فلسطين و پرداخت هزينه هاي آن شده است. خط مشي نظاميان اسرائيل مبتني بر همان فلسفه «النصر بالرعب» است. اين سياست جواب نمي دهد. تاريخ نشان مي دهد که اگر ظلم و ستم بکاري خشم و قهر و انقلاب درو مي کني. با ايجاد رعب و وحشت نمي توان اراده يک ملت را براي هميشه مقهور و مغلوب ساخت. پاشنه آشيل يا چشم اسفنديار سياست النصر بالرعب ترساندن و مرعوب ساختن مردم است. اما اگر مردم نترسند و مرعوب نشوند، اين سياست ابتر و بي نتيجه است.

از طرف ديگر حمله اسرائيل به غزه و آنچه روي داده و مي دهد هزينه هاي سنگين سياسي و اخلاقي براي اسرائيل به وجود آورده است. اسرائيل بيش از هر زمان در افکار مردم جهان منفور و مطرود شده است. بنابراين اسرائيل اگرچه ممکن است پيروزي نظامي به دست آورد، اما از نظر سياسي و اخلاقي بازنده است.

هيچ کشور و مردمي در دنيا به جز مقامات رسمي دولت فعلي امريکا، از عمليات نظامي اسرائيل حمايت نکرده است. در سرتاسر جهان فرياد اعتراض عليه اسرائيل بلند است. ويژگي برجسته اين اعتراض همگاني بودن آن است. تنها اعراب و مسلمانان نيستند که اعتراض مي کنند، فرياد بسياري از مردم جهان در شرق و غرب شنيده مي شود. در دهکده جهاني هر فرد يا گروه يا دولتي نمي تواند هر کاري را که بخواهد انجام دهد.

شکست اخلاقي و سياسي اسرائيل نه تنها در کشورهاي جهان بازتاب پيدا کرده است بلکه در خود اسرائيل نيز مخالفان راه حل نظامي را به تکاپو واداشته است. اگرچه بخشي از انگيزه اين عمليات براي مصرف داخلي در انتخابات آينده اسرائيل به نفع گروه هاي تندرو است اما ادامه عمليات نظامي و طولاني شدن آن به ضرر اسرائيل تمام خواهد شد.

حمله اسرائيل به غزه و جهاني شدن چهره زشت قهر و خشونت و ترور و جنايت بار ديگر و بيش از گذشته دنيا را با واقعيت مساله خاورميانه و اينکه راه حل هاي کوتاه مدت کارساز نيست، آشنا و متوجه ساخته است. تنها راه حل منطقي و ممکن که اجماع و توافق جهاني پيدا کرده است اجراي قطعنامه 242 و عقب نشيني اسرائيل از سرزمين هاي اشغال شده در جنگ 1967 و تاسيس يک دولت مستقل فلسطيني است.

البته هنوز هستند گروه هاي فلسطيني و غيرفلسطيني که به دنبال راه حل يک کشور واحد با شرکت تمام فلسطينيان، يهوديان و مسيحيان هستند. اما اين راه حل در حال حاضر واقع بينانه نيست. قبول کشور مستقل فلسطيني در کنار اسرائيل، عملي، واقعي و در دسترس است. اما تمام قرائن و شواهد حاکي از آن است که اگر اين راه حل درنهايت عملي شود، در درازمدت وجود دولت اسرائيل بلاموضوع خواهد شد و دير يا زود به راه حل يک کشور واحد منجر خواهد شد و نگراني اسرائيل و زير بار صلح نرفتن و خودداري از تخليه سرزمين هاي اشغالي و جلوگيري از تاسيس دولت مستقل فلسطيني به طور عمده معطوف به همين واقعيت اجتناب ناپذير در آينده يي نه چندان دور است.

با قبول چنين نگرشي وظيفه هواداران صلح و کمک به فلسطينيان به کارگيري تمامي امکانات سياسي، ديپلماتيک براي عملي شدن هر چه سريع تر راه حل دو کشور است.