از غزه تا بم يادداشت مهندس سيد امير خرم، ١٠ بهمن ١٣٨٧

 

از غزه تا بم

یادداشت مهندس سید امیر خرم

10/11/87

هنوز چند روزي از پايان جنگ سه‌هفته‌اي در غزه و آغاز آتش‌بس در آن منطقه نگذشته است كه معاون اجرايي رييس جمهور اعلام كرد ستاد بازسازي غزه كه ايشان سرپرستي آن را بر عهده دارد، آمادگي ساخت و بازسازي هزار واحد مسكوني، پانصد واحد تجاري و تعداد ديگري مسجد، بيمارستان، مدرسه و دانشگاه و نيز زيرساخت‌هاي شهري در منطقه غزه را دارد. همچنين طبق گفته ايشان قرار است اين ستاد علاوه بر پرداخت مبلغي به عنوان غرامت به بازماندگان اين حادثه، ايتام و آسيب‌ديدگان جنگ اخير را نيز زير پوشش خود قرار دهد. در كنار اين خبر، چندي پيش خبر ديگري نيز منتشر شد مبني بر ارايه  آمار از سوي سرپرست كميته امداد در ارتباط با كمك‌هاي مالي اين كميته به مردم جنوب لبنان. اين گزارش حاكي است كه تعداد زيادي شهر و روستا در جنوب لبنان تحت پوشش اين كميته قرار دارد و تنها در سال هشتاد و چهار، قريب به هفت ميليون دلار كمك مالي در قالب حمايت از مددجويان، خدمات درماني، كمك هزينه تحصيلي، كمك به تعمير و بازسازي خانه‌ها، كمك براي اجاره مسكن و كمك هزينه ازدواج به مردم آن منطقه پرداخت شده است. اين يك سوي خبر بود. اما در سوي ديگر اخبار اين‌روزها، خبر تاسف‌برانگيزي بود مبني بر آنكه مردي از اهالي بم در اعتراض به عدم رسيدگي دولت به وضع نابسامان خانواده خود و مردم آن شهر و از شدت فقر و استيصال، در روز سه‌شنبه دهم دي ماه و در مقابل ساختمان رياست‌جمهوري، خود را به آتش كشيده است.

در هر دوسوي اين اخبار، مردم مصيبت ديده‌اي قرار دارند كه نيازمند كمك هستند و ما نه تنها به عنوان يك انسان كه به عنوان يك مسلمان نيز بر حسب دستور پيامبر عظيم‌الشان خود، موظفيم كه به مدد آنها برخيزيم. اما قرار گرفتن اين دو خبر در كنار يكديگر، اين سوال را مطرح مي‌سازد كه چرا دولتي كه براي كمك به مردم فلسطين اين‌ چنين مشتاق و گشاده‌دست است، در كمك به مردم خود ترجيح ميدهد بر واقعيات تلخ فاجعه‌اي كه هنوز نيز  پس از پنج سال، مردم آن ديار را رها نكرده، چشم بربندد و خاموشي پيشه‌سازد.

تشابه اين دو فاجعه همانا داغ و مصيبتي است كه بر مردم هر دو ديار رفته است. مصيبتي كه دل انسان را بدرد مي‌آورد و چشم آدمي را تر مي‌سازد. ليكن

 تفاوت واكنش حكومت اسلامي ايران در قبال اين دو فاجعه كه از نظر انساني شباهت‌هاي بسيار دارند، قطعاً نه بدليل مشابهت آنها كه بدليل مفارقتي است كه ميان آنها بايد جست. از اينرو و در بررسي رفتار متفاوت دولت ايران در قبال اين دو فاجعه، شايد بتوان اين تفاوت رفتاري را چنين بيان داشت كه در خصوص رسيدگي به وضعيت مردم زلزله‌زده بم، حكومت اسلامي علاوه بر رسالت كمك‌رساني خود از باب مسلماني، بنا به ماهيت يك حكومت، وظيفه حل مشكلات مردم سرزمين خود را نيز دارد و از اتفاق، اين وظيفه بر رسالت مسلماني او در قبال مردم هم‌كيش، اولويت تام دارد. بنابر اين رفع مشكلات معيشتي مردم، از جمله مشكلات مردم بم پس از پنج سال از وقوع فاجعه، وظيفه‌اي است كه هنوز نيز انجام آن بر عهده دولت است و عدم انجام آن، قصوري نابخشودني در انجام وظايف قانوني تلقي مي‌گردد. در صورتي كه كمك به مردم دردمند فلسطين، تنها از باب همدلي با انسانهايي رنج كشيده و عمل به رسالت مسلماني مطرح است و نه وظيفه ماهيتي دولت ايران در قبال آنها. اگر در بم تكاپوي دولت در جهت كاهش مشكلات زيستي مردم تنها يك وظيفه است كه بايد انجام دهد نه بيشتر؛ اما در غزه اين تلاش‌ها و گشاده‌دستي‌ها بدليل آنكه وظيفه محسوب نمي‌گردد، هم استفاده تبليغاتي بدنبال دارد و هم بهره‌برداري سياسي و علي‌الظاهر دولت‌مردان ما بيش از آنكه بدنبال انجام وظايف قانوني خود در قبال مردم باشند، بدنبال تبليغ در جهت اهداف سياسي خود هستند. والا چگونه مي‌توان درك كرد رفتار دولتي را كه در جايي دور، چنين براي كمك به رفع مشكلات مردم سر از پا نمي‌شناسد؛ اما در كنار دست خود مشكلات مردمي را كه از پس پنج سال، هنوز از بديهي‌ترين امكانات زيستي نيز بي‌بهره‌اند نمي‌بيند و در قبال آنها مسئوليتي براي خود قائل نيست. تا جاييكه مردي از آن ميان، براي بيدار كردن دولت‌مردان خواب‌زده و اعتراض به عدم رسيدگي آنها به مصيبت رفته بر خانواده، بستگان و اهالي شهر خود، تنها راه چاره را در سوزاندن خود مي‌بيند. شايد بتواند با اين عمل، آنها را كه چشم به دوردست‌ها دوخته‌اند و دل به مدح ديگران سپرده‌اند، بخود آورد و به مردمي كه در همين نزديكي نيازمند استمداد آنها هستند و دعايشان بيش از مدح ديگران كارساز خواهد بود، متوجه سازد.

www.amir khorram.