پاسخ آقاي دكتر ابراهيم يزدي به پرسشهاي آقاي مسعود باستاني خبرنگار سايت جمهوريت پيرامون اظهارات آقاي مهندس موسوي درباره نهضت آزادي ايران (9/2/1388)
متن اظهارات مير حسين موسوي در گرگان:
جمهوريت- احسان مازندراني/گرگان: مهندس مير حسين موسوي در سفر خود با استان گلستان در واکنش به پرسش درباره نهضت آزادي ايران با اشاره به سخنان معمار انقلاب اسلامي حضرت امام خميني( ره) که اعضاي نهضت آزادي را متدين خواندند، از نهضت ازادي حمايت کرد و گفت: بنده چون به فکر آخرت خود هستم هرگز اين گروهها را ملحد نمي دانم.
ميرحسين موسوي در ادامه ديدار خود با دانشجويان دانشگاه گرگان در پاسخ به سئوال يکي از دانشجويان که نوع نگاه ايشان را درباره نهضت آزادي جويا شد، گفت: قبل از انقلاب نيروهاي بسياري بودند که همه با هم يک هدف را دنبال مي کردند. نهضت آزادي که در راس آن مهندس بازرگان قرار داشت در کنار ساير شخصيت هاي روحاني مانند شهيد بهشتي و شهيد مطهري در جريان انقلاب نقش داشتند. حضور دکتر يزدي در کنار امام راحل در فرانسه، يکي ديگر از اين نمونه هاست. پس از انقلاب به دليل هم سو نبودن نگاه دولت موقت با برخي ديدگاههاي انقلاب، دولت موقت انحلال پيدا کرده و کم کم انتقاداتي نسبت به شيوه اجرايي آن آغاز شد که در دوران دفاع مقدس اوج گرفت.
مير حسين موسوي با ذکر اين نکته که من جز کساني هستم که قبل از انقلاب با تمام اعضاي نهضت آزادي دوست بودم و بعد از انقلاب هم که رئيس دفتر سياسي حزب جمهوري اسلامي بودم همواره سعي کردم خط ومشي که امام مي پسنديد را تغيب کنم و دليل حمايت ايشان از دولت جنگ هم همين بود، اظهار داشت: تا زماني که اختلافات سياسي وجود داشته باشد با اعضا نهضت آزادي کار سياسي نمي کنيم، اما دليل ندارد که به اين افراد مومن و نماز خوان را انگ کفر بزنيم و بنده چون به فکر آخرت خود هستم هرگز اين گروهها را ملحد نمي دانم.
مهندس موسوي با تاکيد بر اينکه امام گفتند اعضاي نهضت آزادي متدين هستند، گفت: امام راحل همان زمان هم که برخي ها اعضاي نهضت آزادي را به دليل اختلاف با امام به ضديت با دين متهم مي کردند مي گفتند «مگر من اصول دين هستم که اگر کسي مرا قبول ندارد ملحد باشد»، بنابراين نبايد افراد را به دليل اعتقادات سياسي و اقليت بودن به ضديت با دين محکوم کنيم و دور آنها خط قرمز بکشيم که در اين صورت چيزي از کشور باقي نمي ماند.
وي در پايان خاطر نشان ساخت بهتر است براي بيان مخالفت خود با ديدگاههاي ديگر وارد بحث و گفتگو هاي نظري شويم تا فضاي چند صدايي و چند گفتماني در کشور ايجاد شود و توجه داشته باشيم که تا زماني که کسي صحبت خاصي نکرده انگ الحاد و کفر به وي نزنيم و متهم سازي نکنيم زيرا اين کارها به جايي نمي رسد..
لطفا: نظر خودتان را در باره اين سخنان بفرماييد؟
آيا با توجه به حما يت و ديد مثبت وي درباره نهضت ازادي ايران امکان تعاملات وجود دارد؟ چرا تا کنون نهضت دربا ره کانديدا هاي موجودا ظهار نظري نکرده است
پاسخ: از سه ركن اساسي انديشه دموكراسي يا جمهوريت، سخنان آقاي مهندس مير حسين موسوي دو ركن را در بر ميگيرد، اما ركن سوم آن غائب است. اركان سه گانه دموكراسي عتبارتند از اول قبول تكثر ارا و عقايد در جامعه بشري اينكه جامعه بشري هيچگاه يك مجموعه تك صدا نبوده است. آموزه هاي قرآن كريم تاكيد بردارد كه جامعه بشري نه تنها متكثرو گوناگون است بلكه تا قيام قيامت اين چنين باقي نيز خواهد ماند و خداوند در آن روز است كه در باره اختلافات ما داوري خواهد كرد. ركن دوم دموكراسي تساهل و تسامح يا باصطلاع تولرا نس است. شنا سائي و پذيرفتن گوناگوني انديشه ها در جامعه بشري لازم است اما كافي نيست. دارندگان انديشه هاي گونا گون در يك مجموعه انساني ، براي حفظ سلامت خودوجامعه ميبايستي انديشه هاي متفاوت را تحمل كنند، با يكديگر به تخاصم نپردازند. خداوند كريم تخاصم را ويژگي رفتاري اهل جهنم ذكر نمو ده است. ابعاد حقايق جهان ونيز مناسبات و رفتار هاي انسان ها آن چنان ابعاد پيچيده اي داردكه هركس از يك زاويه آن را مي بيند و داوري مي كند. چه بسا همه آن ها در بر داشت ها ي متفاوت خود محق باشند. شناسائي اين واقعيت به معناي فاصله گرفتن از مطلق بيني و مطلق خواهي است. ركن سوم دموكراسي سازگاري به معناي همكاري و همگرائي كلان ميان صاحبان انديشه هاي متفاوت است. تسامح و تساهل، اگر چه شرط لازم براي سلامت روابط سياسي و اجتماعي جامعه مي باشد، اما شرط كافي نيست. اين رفتار در عمق خود يك نگرش يا رفتار منفعلانه است. به اين معنا كه من تفاوت هاي اساسي ميا ن باور هاي خود را با شما شنا خته ام وبه شما احترام مي گذارم و شما را تحمل ميكنم. و لي امادگي براي همكاري و همگرائي با شما را ندارم. در حاليكه براي توسعه انساني، اعم از سياسي و اقتصادي ، همگرائي ، مشاركت و همكاري همه نيرو ها و گروه هاي فكري و سياسي ضروري است. در شرايط كنوني جهان و مناسباتي كه در دهكده جهاني بوجود آمده است، حفظ منافع و مصالح و بالاتر از همه، هويت ملي در گرو همگرائي همه نيرو هاست. بعنوان مثال اگر در ژاپون حزب كمونيست سابق برسميت شناخته شده است و امروز اين حزب 8 يا 9 نماينده در مجلس دارد، از جهت حفظ وحدت ملي و استمرار برنامه هاي كلان تو سعه ملي ژاپون ضروري بوده است. اگر بپذيريم كه دموكرسي فرايندي ياد گرفتني است، بايد توجه داشته باشيم كه دموكراسي را در سر كلاس مدرسه بكسي درس نمي دهند. بلكه در عرصه تعاملات سياسي و اجتماعي است كه افراد آنرا فرا مي گيرند. اما ياد گيري دموكراسي، از طزيق تجربه عملي هزينه هاي خاص خودرا دارد. تمام كشور هاي توسعه يافته اين اركان سه گانه را در يك فرايند طولاني و با دادن هزينه هاي فراوان آنرا فرا گرفته اند. در اروپا اختلاف ميان كشور هاي اروپائي، بخصوص فرانسه و آلمان موجب دو جنگ بزرگ جهاني و تحميل بالاترين هزينه هاي به كشور هاي اروپائي شد. اما كشور هاي اروپائي با پرداخت اين هزينه هاي سنگين ياد گرفتند كه بجاي جنگ اگرباهم همكاري كنند منافع حاصل از آن براي همه آنها بيش جنگ با يكديگر است و امروز دو كشور متخاصم دوران گذشته از اركان اصلي اتحاديه اروپا هستند.
در ايران يك انقلاب بزرگ صورت گرفته و اگثريت قريب به اتفاق مردم به جمهوري اسلامي، يعني به يك نظام سياسي مبتي بر دموكراسي ، راي داده اند. نها دينه شدن جمهوريت تنها اين نيست كه با يك رفراندم مردم به آن راي بدهند و قانون اساسي ان را تعريف كند. نهادينه شدن جمهوريت، هنگامي تحقق پيدا مي كند كه هم مردم و هم مسئولان و حاكمان عناصر يا اركان سه گانه دموكراسي را، به شرح با لا، پذيرفته باشند؛ بپذيرند كه همه نيروها و احزاب و تفكرات حق حضور و فعاليت و مشاركت در سر نوشت كشور را دارند. مصاحبه ها و سخنان رهبر فقيد انقلاب در پاريس وتاكيد بر اين كه در جمهوري اسلامي، حتي احزاب كمونيست هم حق حضور و فعاليت دارند، انعكاس و قبول اين اركان سه گانه بوده است.
آقاي مهندس موسوي در سخنان خود در گرگان به دو ركن از سه ركن ضروري در هر نظام دموكراتيك اشاره كرده اند. اين يك گام مثبت است و ما بسهم خود از آن استقبال مي كنيم. اما ايشان تاكيد كرده اند : “تا زماني که اختلافات سياسي وجود داشته باشد با اعضاي نهضت آزادي کار سياسي نمي کنيم”. اين موضع ايشان با ركن يا شرط سوم دموكراسي در تعارض است. مسدله مهم همكاري يا عدم همكاري با نهضت آزادي ايران نيست. اين حق هر نامزد انتخابات است كه مرز بندي خود را با گرو ه ها ي سياسي شفاف بيان نمايد. همانطوري كه هر حزب و گروه سياسي اين حق را دارد كه از نامزدي خاصي حمايت كند يا نكند. مهم پيامي است كه به جامعه داده مي شود. در يك جامعه در حال انتقال تاريخي، احزاب سياسي، رهبران وحاكمان و مسئولان اجرائي نظام و شخصيت هاي فعال سياسي يا فرهنگي نقش الگو و اسوه را د ر جامعه پيدا مي كنند. رفتار اين گونه شخصيت ها در منش اجتماعي مردمان اثر گذار است. اگر ما دغدغه نهادينه شدن جمهوريت را داريم ميبايستي با رفتار ها و موضع گيري هاي خود فضا را براي همگرائي ملي فراهم سازيم. اگر ما از بيا نات ايشان در دو مورد بالا استقبال مي كنيم نه از براي آن است كه بنفع نهضت آزادي تلقي مي شود بلكه از بعد اثر گذاري مثبت بر رفتار مخاطبان در همگرائي هاي سياسي ودر نتيجه، مدني شدن مناسبات است. و اگر در مورد سوم نقد و تدكري مي دهيم براي اين نيست كه چرا گفته اند با نهضت آزادي همكاري سياسي نمي كنند. زيرا همكاري سياسي به تمايل و آمادگي طرفين نياز دارد. بلكه ما اين نوع موضع گيري را موجب كند شدن فرايند ياد گيري مردمان در همكاري هاي جمعي مي دانيم. رهبران فكري و سياسي بايد به آموزش دهند كه برغم اختلافات سياسي و فرهنگي مي توتنند در ابعاد كلان ملي با يكديگر همكاري نمايند. وفاق ملي جز اين معنائي ندارد.
در سخن آقاي موسوي در باره نهضت آزادي دو گزاره وجود دارد. گزاره اول اين است كه ايشان با دگر انديشان و با كساني كه اختلاف ديدگاه سياسي دارند، همكاري سياسي نمي كنند. گزاره دوم اين است كه ايشان با نهضت آزادي همكاري سياسي نمي كنند. ايراد ما به گزاره اول است نه دوم. نهضت آزادي ايران حمايت از اين يا آن نامزد انتخاباتي را مشروط به ورود ومشاركت در قدرت، در صورت پيروزي، نمي كند. در انتخابات دوره قبل و حمايت نهضت آزادي از آقاي دكتر معين ما باشفافيت تمام اعلام كرديم كه حمايت ما از نامزدي ايشان براي ورود بقدرت در صورت پيروزي نيست. نگاه ما در حمايت از نامزدها فراحزبي است. ما از آن نامزدي حمايت خواهيم كرد كه توانمندي خود را در ايجاد وفاق ملي نشان دهد. نامزدهاي انتخابات وابسته به اصلاح طلبان مي دانند و بارها گفته اند كه كشورمان با مشكلات فراوان داخلي و خارجي روبروست. حل اين مشكلات تنها با تغيير در رئيس جمهوري، هر قذر هم آن را ضروري بدانيم، ميسر نيست. امروز بزرگترين ضرورت وفاق ملي است. آن كانديدائي كه بتواند در اين راستا حركت كند شانس موفقيتش بيش از سايرين خواهد بود. ما بموانع واقعي بر سر راه چنين حركتي و حساسيت هاي آشكار و نهان ، بخوبي واقف هستيم. امابر اين باوريم كه نامزدهاي وابسته به جريان اصلاح طلب مي توانند و بايد، بجاي تمكين از اين حساسيتها، با مذاكرات رو در رو و استفاده از شيوه هاي اقناعي، در راستاي كاهش حساسيت ها گام بر دارند. توصيه برادرانه ما به اين نامزدها اين است كه تصور ننمايند كه مشكل كشورمان با تغيير رئيس جمهور فعلي و آمدن هر يك از اين بزرگواران حل خواهد شد. مگر آن كه اين بزرگواران بخواهند و بتوانند مشكل را در سطح ديگري نيز حل كنند. و اين مبرم ترين وظيفه در برابر همه علاقمندان به رهائي كشورمان از بحران هاي كنوني مي باشد.
